همسر منم اویل اینطوری بود و به دلیل اعتراضات من و ارضا نشدنم کم کم از داشتن رابطه امنتاع میکرد و نگو بیچاره به خاطر اعتراض کردن من اونقدر بهش استرس وارد میشه که هردفعه بدتر از قبل میشه و بعدها حتی بهم میگفت شب که میشد میخواستم از خونه فرار کنم برم بیرون که اون شب رابطه نداشته باشیم. منم یه کم متوجه استرسش شده بودم ولی نمیدونستم چقدر تو فشاره. ول خدا رو شکر با خوندن بعضی مطالب این سایت متوجه اشتباهم شدم و تو ظاهر شروع کردم به تعریف کردن از رابطه همسرم و اعتمادشو جلب کردم و گفتم اگه این طوری بشه بهترتر میشه و خدارو شکر خیلی موثر بود. البته کمی باید صبور باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)