به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 43
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    دنیای عجیبی یه خانم خاک، گویا اینها مسیرهایی است که همه باید طی کنند. گفتن اینکه چکار بکن خیلی سخته و تقریبا غیرممکن. چون همه ما

    گذشته ای داریم با موقعیتهایی که حسرت از دست رفتنشون همیشه باهامون هست. اینکه کاش اینکارو میکردیم کاش اونطوری میشد....

    فقط به عنوان یک مرد میدونم که اگر دختری بیش از 2-3 بار آغاز کننده رابطه باشه من اگه خواستمش بعد از اون آغاز کننده من بودم و اگه اون به همین

    آغاز کنندگی ادامه بده آروم آروم از چشمم می افته و دیگه جذابیتی برام نداره.

  2. 6 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), khak (سه شنبه 19 شهریور 92), matinalone (دوشنبه 01 مهر 92), sanjab (دوشنبه 18 شهریور 92), shapoor (دوشنبه 18 شهریور 92), ویدا@ (دوشنبه 01 مهر 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 اسفند 92 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    520
    سطح
    10
    Points: 520, Level: 10
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 38 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز بعد خوندن تمام جواب ها خوب نشستم فکر کردم
    من اولین بار تو زندگیم عاشق شدم اونم عاشق او اقا.نمیگم چرا عاشق شدم اتفاقا الان میگم که خدارو شکر که عاشق شدمو دوستش داشتم تا بفهمم دوست داشتن واقعی چه جوریه شاید این حرف خیلی مسخره باشه ولی من واقعا قبل این موضوع حالا میفهمم که نمیدونستم دوست داشتن یعنی چی...اون تفکری که نسبت به دوست داشتن داشتم خیلی ناقص بود.بعد این ماجرا فهمیدم که باید چطوری اطرافیانم خانوادم دوستانم....رو دوست داشته باشم...یه دوست داشتن به معنی واقعی کلمه.خیلی خوشحالم که این موضوع پیش اومد چون این مسئله رو بهم یاد داد.فهمیدم که قدر تمام اطرافیانم رو بدونم از یه بچه ی خیلی کوچولو گرفته تا یه پیر زن پیر مرد 80.90ساله.فهمیدم که چطوری محبت کنم چطوری زندگی کنم حتی چطوری بعد این درس بخونم...زندگی کنم...دو حالت داره یا این اقا هم مثل من بهم علاقه مند هست یا نه هیچ علاقه ای بهم نداره.هر کدوم از حالت ها پیش بیاد مهم نیست مهم اینه که اون اقا ناخواسته بدون اینکه خودش بدونه بهم یاد داد چطوری زندگی کنم چطوری اطرافیانم رو دوست داشته باشم و چطوری قدر و ارزش همه شون رو بدونم و باعث بشه از هر جهات تو زندگیم پیشرفت کنم.تصمیم گرفتم دیگه ازشون سوالی نپرسم حتی در حد امکان مناسبتی.....چیزی شد..اول من بهشون تبریک نگم...اگر بهم علاقه مند بودن میان جلو یه روزی مطرح میکنن اگر که نه اشکالی نداره ...من هم یه روزی با کسی که عین خودم عاشقم باشه ازدواج میکنم.راضیم به رضای خدا.مهم اینه که دوست داشتن اطرافیانم خانوادم و...و محبت کردن رو یاد گرفتم.

    - - - Updated - - -

    از همه ی دوستانی که راهنماییم کردن اقای shapoor toojih
    dokhtare kordestan هدف Elena1994 roze sefid
    از همه به خصوص
    shapoor
    که خیلی راهنماییم کردید ممنونم... هر چی باشه شما مرد هستیدو احساس یک مرد رو بهتر از من که یک دختر هستم درک میکنید
    ممنونم و سپاسگزار

  4. 3 کاربر از پست مفید khak تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), m_eros (دوشنبه 01 مهر 92), shapoor (سه شنبه 19 شهریور 92)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 اسفند 92 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    520
    سطح
    10
    Points: 520, Level: 10
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 38 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان یه سوال
    چند هفته دیگه تولد همین فردی هست که در موردش باهاتون حرف زدم به نظرتون خیلی ساده با یه پیامک تولدشون رو تبریک بگم؟من تاریخ تولدشونو اتفاقی از یه جایی دیدم حس میکنم اگه تبریک بگم خیلی خوشحال بشن(البته حس میکنم)چون نمیدونن که من تاریخ تولدشونو میدونم یه جورایی غافلگیر شدن شاید.بنظرتون این کارو بکنم؟یا....
    فقط تبریک با یه پیامک ساده

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 اسفند 92 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    520
    سطح
    10
    Points: 520, Level: 10
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 38 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی نگم؟

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 فروردین 97 [ 14:43]
    تاریخ عضویت
    1392-6-14
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    3,965
    سطح
    40
    Points: 3,965, Level: 40
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 185
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    28

    تشکرشده 23 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ابجی . منم شرایطم عین اون پسرست . یه دختری رو دوست دارم . اما جلو نرفتم و تنها دلیلشم خجالته . چون پسرایی که با دختری رابطه ندارن یا عاشق میشن خجالتشون می یاد که بیان و به عشقشون بگن . حتی بعضی موقعا من وقتی دختر مورد علاقمو تو خیابون می بینم صورتمو بر می گردونم . این از روی خجالته و عاشقی . تازه پسرا تو این سن دغدغه های مختلفی دارن . مثلا کار می تونه باشه . تازه شاید اون پسره می خواد با شما علاقشو در میون بزاره ولی به شما اعتماد نداره . مثلا می ترسه که شما پسر باز باشید یا بخواهید از احساساتش سو استفاده کنید . اینجور پسرا خیلی احساساتی هستن و خیلی هم زود دلشون می شکنه . من جای شما بودم به همچین پسره ای فرصت عاشق شدن می دادم . شما جلو نرید . اما با کارهاتون کاری کنید که بفهمه بهش علاقه دارید . تو دانشگاه در مورد مسائل درسی باهاش صحبت کنید . یا تو کنفرانس هایی که تو کلاس می زارن توجهش رو جلب کنید . فقط یادتون بشه مرز رابطتون رو با پسرا مشخص کنید . چون اینجور پسرا ( مثل من) خیلی براشون مهمه که دختره سنگین باشه . من فکر می کنم اونم مثل من تنهاست . یادتون باشه این جور پسرا تشنه ی محبتن . اگه همچین پسری نصیبتون شد . بدونین براتون می میره

  8. کاربر روبرو از پست مفید امیرحسین تشکرکرده است .

    khak (دوشنبه 01 مهر 92)

  9. #26
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khak نمایش پست ها
    دیروز بعد خوندن تمام جواب ها خوب نشستم فکر کردم
    من اولین بار تو زندگیم عاشق شدم اونم عاشق او اقا.نمیگم چرا عاشق شدم اتفاقا الان میگم که خدارو شکر که عاشق شدمو دوستش داشتم تا بفهمم دوست داشتن واقعی چه جوریه شاید این حرف خیلی مسخره باشه ولی من واقعا قبل این موضوع حالا میفهمم که نمیدونستم دوست داشتن یعنی چی...اون تفکری که نسبت به دوست داشتن داشتم خیلی ناقص بود.بعد این ماجرا فهمیدم که باید چطوری اطرافیانم خانوادم دوستانم....رو دوست داشته باشم...یه دوست داشتن به معنی واقعی کلمه.خیلی خوشحالم که این موضوع پیش اومد چون این مسئله رو بهم یاد داد.فهمیدم که قدر تمام اطرافیانم رو بدونم از یه بچه ی خیلی کوچولو گرفته تا یه پیر زن پیر مرد 80.90ساله.فهمیدم که چطوری محبت کنم چطوری زندگی کنم حتی چطوری بعد این درس بخونم...زندگی کنم...دو حالت داره یا این اقا هم مثل من بهم علاقه مند هست یا نه هیچ علاقه ای بهم نداره.هر کدوم از حالت ها پیش بیاد مهم نیست مهم اینه که اون اقا ناخواسته بدون اینکه خودش بدونه بهم یاد داد چطوری زندگی کنم چطوری اطرافیانم رو دوست داشته باشم و چطوری قدر و ارزش همه شون رو بدونم و باعث بشه از هر جهات تو زندگیم پیشرفت کنم.تصمیم گرفتم دیگه ازشون سوالی نپرسم حتی در حد امکان مناسبتی.....چیزی شد..اول من بهشون تبریک نگم...اگر بهم علاقه مند بودن میان جلو یه روزی مطرح میکنن اگر که نه اشکالی نداره ...من هم یه روزی با کسی که عین خودم عاشقم باشه ازدواج میکنم.راضیم به رضای خدا.مهم اینه که دوست داشتن اطرافیانم خانوادم و...و محبت کردن رو یاد گرفتم.

    - - - Updated - - -

    از همه ی دوستانی که راهنماییم کردن اقای shapoor toojih
    dokhtare kordestan هدف Elena1994 roze sefid
    از همه به خصوص
    shapoor
    که خیلی راهنماییم کردید ممنونم... هر چی باشه شما مرد هستیدو احساس یک مرد رو بهتر از من که یک دختر هستم درک میکنید
    ممنونم و سپاسگزار











    نقل قول نوشته اصلی توسط khak نمایش پست ها
    دوستان یه سوال
    چند هفته دیگه تولد همین فردی هست که در موردش باهاتون حرف زدم به نظرتون خیلی ساده با یه پیامک تولدشون رو تبریک بگم؟من تاریخ تولدشونو اتفاقی از یه جایی دیدم حس میکنم اگه تبریک بگم خیلی خوشحال بشن(البته حس میکنم)چون نمیدونن که من تاریخ تولدشونو میدونم یه جورایی غافلگیر شدن شاید.بنظرتون این کارو بکنم؟یا....
    فقط تبریک با یه پیامک ساده

    نه نکن اینکار را





  10. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), khak (دوشنبه 01 مهر 92), ویدا@ (دوشنبه 01 مهر 92), سنجاب بازیگوش (دوشنبه 01 مهر 92)

  11. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khak نمایش پست ها
    دوستان یه سوال
    چند هفته دیگه تولد همین فردی هست که در موردش باهاتون حرف زدم به نظرتون خیلی ساده با یه پیامک تولدشون رو تبریک بگم؟من تاریخ تولدشونو اتفاقی از یه جایی دیدم حس میکنم اگه تبریک بگم خیلی خوشحال بشن(البته حس میکنم)چون نمیدونن که من تاریخ تولدشونو میدونم یه جورایی غافلگیر شدن شاید.بنظرتون این کارو بکنم؟یا....
    فقط تبریک با یه پیامک ساده
    خانمی دلیلی نداره که شما تولدش رو بهش تبریک بگید چون این کارتون باعث میشه ایشون بفهمه شما بهش علاقه دارید و پسرا از دخترایی که پیشقدم میشم تو ابراز علاقه خوششون نمی یاد. اگه علاقه ای هم هست بزارید تو دل خودتون بمونه و ایشون اگر علاقه ای به شما داشته باشن خودشون از راه منطقی اقدام می کنن.


  12. 4 کاربر از پست مفید deniz90 تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), khak (دوشنبه 01 مهر 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 01 مهر 92), ویدا@ (دوشنبه 01 مهر 92)

  13. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 خرداد 93 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    1,443
    سطح
    21
    Points: 1,443, Level: 21
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    182

    تشکرشده 105 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه توصیه ای بهت می کنم به زندگی عادیت برس هیچ وقت پیش قدم نشو ، پسر اگه یه دختریو بخواد هر چقدرم پاکو خجالتی باشه یه راهی پیدا میکنه پا پیش میذاره . پس تو خودتو درگیر نکن .

  14. 5 کاربر از پست مفید m_eros تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), khak (دوشنبه 01 مهر 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 01 مهر 92), فرشته مهربان (سه شنبه 02 مهر 92), ویدا@ (دوشنبه 01 مهر 92)

  15. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 اسفند 92 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    520
    سطح
    10
    Points: 520, Level: 10
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 38 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array


    هم دانشگاهی نیستم اون تو یه شهر دیگه س و من یه شهر دیگه ولی امسال یه ریسک خیلی بزرگ کردم که همه بخاطر این تصمیم هزاران بار سرزنشم کردن از دانشگاه انصراف دادم تنها به این خاطر که این 9ماه تا کنکور93 رو بخونم و دانشگاهی قبول بشم که این اقا هم تو همون دانشگاه هستن.هم بخاطر بخاطر علاقه م به ایشون این کارو کردم و هم اینکه دیگه به رشته م علاقه ای نداشتم.میخوام برم دانشگاهی که ایشون هستن.شاید دیوونگی باشه... لاقل برم دانشگاهی که ایشون هستن اونجا همون رشته قبول بشم صد البته که شرایط خیلی بهتر از الان میشه.به ایشون در مورد انصرافم از دانشگاه هیچی نگفتم.این 9ماه باید سخت درس بخونم میدونم سخته ولی شدنیه.فقط باید صبر داشته باشم.از اخرین پستی که اینجا قرار دادم دیگه باهاشون تماسی نداشتم تا به الان دارم این پست رو میذارم.حدود دو هفته میشه.از طرف دیگه حالا که انصراف دادم باید عالیه عالیه بخونم تا بتونم تو دانشگاه و رشته ای که ایشون دارن تحصیل میکنن قبول شم.از راهنمایی هاتون به این نتیجه رسیدم که اصلا تولدشون رو هم بهشون تبریک نگم...مثل این دو هفته که هیچ تماسی باهاشون نداشتم بقیه زمان رو هم بهتره تا وقتی که ایشون پیش قدم نشدم منم باهاشون کاری نداشته باشم....




    - - - Updated - - -

    اگر اون دانشگاه قبول بشم چه ایشون بهم علاقه داشته باشن چه نداشته باشن ضرری نمیکنم چون دانشگاه و رشته ای که مد نظرمه خیلی خوب هست و در هر صورت ضرری نمیکنم.از این به بعد هم سنگین باهاشون رفتار میکنم مثل رفتارم با بقیه مرد ها و پسرها.میدونم سخته ...تا حد امکان سعی میکنم باهاشون برخوردی نداشته باشم ولی اگر دیدمشون تا تماس گرفتن اینبار دیگه مثل رفتارم با بقیه مردا مثل ایشونم سنگین رفتار میکنم.تا به الان موفق بودم چون حدود 2هفته باهاشون هیچ تماسی نداشتم و بجاش هر موقع دلم گرفت نماز و دعا خوندم و دیدم که اروم میشم.این دو هفته رو تونستم پس بعد این رو هم میتونم.

    - - - Updated - - -

    ناخوداگاه وقتی قبلا تماس میگرفتیم در مورد مسائل درسی وسطای بحث در مورد خودمو زندگیمون و فرهنگ و احترام و جایگاهی که پدرم داره خودم صحبت میکردم.تا یه جورایی منو بیشتر بشناسن.خانوادمو بیشتر بشناسن.اگه احیانا ایشون تماس گرفتن اصلا در مورد این مسائل هم صحبتی باهاشون نکنم؟بذارم ایشون این بحثارو پیش بکشن نه خودم؟اصلا در مورد این مباحث هیچی نگم؟
    ویرایش توسط khak : دوشنبه 01 مهر 92 در ساعت 13:17

  16. کاربر روبرو از پست مفید khak تشکرکرده است .

    m_eros (دوشنبه 01 مهر 92)

  17. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    دوست عزیزبهانه های واهی روکناربگذار تولدشه پیام بدم روزفلانه پیام بدم بهانه است وابسته ترت میکنه ازتجربیات مادرس بگیروباخودت این کاررونکن
    پسری که خودش جلومیایدبعدچندماه که دل دختررابدست اوردمی رود چه رسدبه پسری که خودش نیاید

  18. 3 کاربر از پست مفید matinalone تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 19 آبان 92), khak (سه شنبه 02 مهر 92), sanjab (دوشنبه 01 مهر 92)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 شهریور 96, 17:01
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20
  5. چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 اردیبهشت 87, 11:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.