به نظر من این موضوع بر میگرده به چند هزار سال پیش...
وقتی که مردم الهه ها رو می پرستیدن و زنان جایگاه بالایی در اجتماع داشتن.. زنان موجوداتی خدایی بودن و بدون وجود اونها چرخه زندگی از کار می افتاد... وقتی فلزات کشف می شدن، اولین استفاده از اونها در تهیه زیور آلات برای خدایان زن بود.. زنها پرستیده می شدن و این جلوه گری مانند یک رسم و یک قرار داد بین تمام آنها یکسان و برابر بود. یک زن ثروتمند و یک زن ندار هر دو خود را می آراستند چرا که باید مقام بالای آنها هر چه بیشتر به چشم می آمد...
الان هزاران سال گذشته...و این قضیه نسل به نسل چرخیده و به ما رسیده، برای همین هم هست که در کشورهایی که فرهنگ غنی دارن، بیشتر زنانشون آرایش می کنن. چون از مادران مادرانشون این حس رو به ارث بردن که باید زیبا بود.
در مورد زنانی که در جامعه کنونی زندگی می کنن، نمیشه کلی نظر داد، نظراتی که همه دوستان دادن درست و قابل قبوله پس من نظر خودم رو در مورد آرایش می گم.
من خیلی ساده احساس می کردم که وقتی بزرگ شدم باید آرایش کنم، چون مادرم آرایش می کرد و تمام زنان فامیل آرایش داشتن.. برای من امری طبیعی بود که باید آرایش داشت. حتی یکی از نشانه های بزرگ شدن رو آرایش کردن می دونستم..
اما در کل به اعتقاد من، آرایش برای زن یک امر بدیهیه، زنان هنوز دوست دارن که پرستیده بشن! من هم بیرون از خونه و هم داخل خونه با آرایش هستم،
معمولا وقتهایی که احساس افسردگی می کنم آرایش می کنم حتی اگه توی خونه تنها باشم و بدونم کسی هم قرار نیست بیاد، با آرایش واقعا شاد می شم و همیشه سعی می کنم انواع و اقسام آرایشها رو هم روی صورتم امتحان کنم.. در درجه اول برای لذت خودم آرایش می کنم و در درجه دوم برای همسرم. این حس در من هست، چون همسرم باید منو بپرسته برای همین وقتی بیرون از خونه هم هستم این کار رو انجام می دم، حاضر نیستم که حتی برای یک لحظه کسی رو از من زیباتر ببینه(ببخشید منظورم رو از پرستش بد برداشت نکنید، بر می گرده به باور هزاران سال پیش). البته ببخشید که انقدر خودخواهانه صحبت کردم اما این ویژگی (این که همسرشون کسی رو از اونها برتر نبینه) در تمام زنانی که شوهرانشون رو دوست دارن وجود داره...
![]()





پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)