دوست عزیز من فقط می تونم باشما همدردی کنم و بگم منم با مشکلاتی شبیه تو درگیرم البته به نظر خودم خیلی بیشتر و شدید تر .اما یک گوشه از مشکلاتم شبیه توست و البته بدون اغراق بزرگترین مشکلم . چون به عقیده من اگر در زندگی عشق و توجه و صمیمیت باشه تمام مشکلات دیگه راحت تر دیده و حل می شوند اما اگر اون حس خوب نباشه انگار هیچی نیست .منم دارم تایپیک های شما و خانم she را دنبال می کنم . من خودمم هم خیلی منفعل بودم و قدرت کنترل احساسات خشم درونی و عصبانیتم رو نداشتم و همین ها آسیب های سختی به زندگی ام زد الان مدام دارم با خودم کلنجار می رم که وقتی عصبانی می شم هیچ کاری نکنم واکنش نشون ندم چون می دونم بعدش پشیمون می شم .البته یک فرق اساسی که من با تو دارم اینه که توقعات جنسی همسرم ازم خیلی زیاده و مدام دنبال این ارتباطه گاهی فکر میکنم در حال حاضر منو فقط به خاطر همین می خواد . نمی دونم این خوبه یا بد .








علاقه مندی ها (Bookmarks)