به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط 721 نمایش پست ها
    من واقعا از شما ممنونم که به تایپیک من سر زدید
    اما بهتره واضح تر توضیح بدم براتون ،اون موقع که باهم در ارتباط بودن و من فهمیدم این نبود که تا من بفهمم نامزدم ولش کنه 1سال و 6ماه شاهد بیرون رفتناشون باهم بودم التماس میکردم که نره میگفت به تو ربطی تداره تازه میگفت تاوقتی من برنگشتم حق نداری زنگ یا اس بزنی از صبح میررفتن تا شب
    در واقع هم منو داشت هم اونو ،اما من کوتاه نیومدم به هردری میزدم تا من همیشه به یادش باشم یه نمونه از کارایی که کردم این بود که اشیا تزیینی واسه ماشینش میگرفتم طوری که به هر جای ماشینش نگاه میکرد یه وسیله از من بود به زور و التماس میبردمش بیرون
    نذاشتم به طور کامل منو از یاد ببره تا اینکه چند حرکت زننده از اون دختر دید تصمیم گرفت پسش بزنه ،از طرفی میگفت کارایی که تو واسه من انجام دادی ،معرفتی که تو داری منو پاگیرتو کرده،یه مورد دیگه اون از ظاهر من خیلی ایراد میگرفت من فهمیدم زیبایی براش مهمه بخاطر همینم بینیمو عمل کردم،خیلی اعتمادبنفس داره از طرفی تا قبل از نامزدیمو اعتماد به نفس منو کامل کور کرد طوری که حتی الانم که ازم تعریف میکنه فک میکنم مسخره میکنه تا قسم نخوره باورم نمیشه که واقعا تعریفه،اون دوست دخترش خیلی خوشگل بوده.
    رفتار اون الان با من عالیه به هر دری میزنه برای اینکه اعتماد منو بدست بیاره،ناراحتیمو نبینه،اما من تا چیزی میشه سریع حرف اون دخترو میکشم وسط.
    دیشب انقد اذیتش کردم که میگفت خسته شدم دیگه از هم جدا شیم.واقعا هم قبول دارم تقصیر من بود.
    اما الان دیگه نمیدونم باید چیکارکنم؟
    چه خلاقیتی من هربار بهش یه پیشنهاد میدم میگه که تو دخالت نکن خودم میدونم چظور درستش کنم؟
    از طرفی نمیتونیم تا وقتی که عقد نکردیم گوشیشو عوض کنه چون اون دختر بیاد به خونوتده من بگه قبل ازدواج با نامزدم بوده مادرم نامزدیمونو بهم میزنه اما من خیلی سختی و عذاب کشیدم برای حفظ این زندگی تحمل 1سال وخورده ای وجود هوو توی زندگیم کم عذابی نیست برای یه دختر21ساله
    میشه راجب خلاقیتی که میگید بیشتر توضیح بدید؟
    من اصلا ادم خود داری نیستم هرچی و دلمه به زبون میارم همینام باعث دعواهای بین ما میشه باید چطور باهاش برخورد کنم؟
    لطفا واضح توضیح بدین بازم ممنونم

    - - - Updated - - -

    من واقعا از شما ممنونم که به تایپیک من سر زدید
    اما بهتره واضح تر توضیح بدم براتون ،اون موقع که باهم در ارتباط بودن و من فهمیدم این نبود که تا من بفهمم نامزدم ولش کنه 1سال و 6ماه شاهد بیرون رفتناشون باهم بودم التماس میکردم که نره میگفت به تو ربطی تداره تازه میگفت تاوقتی من برنگشتم حق نداری زنگ یا اس بزنی از صبح میررفتن تا شب
    در واقع هم منو داشت هم اونو ،اما من کوتاه نیومدم به هردری میزدم تا من همیشه به یادش باشم یه نمونه از کارایی که کردم این بود که اشیا تزیینی واسه ماشینش میگرفتم طوری که به هر جای ماشینش نگاه میکرد یه وسیله از من بود به زور و التماس میبردمش بیرون
    نذاشتم به طور کامل منو از یاد ببره تا اینکه چند حرکت زننده از اون دختر دید تصمیم گرفت پسش بزنه ،از طرفی میگفت کارایی که تو واسه من انجام دادی ،معرفتی که تو داری منو پاگیرتو کرده،یه مورد دیگه اون از ظاهر من خیلی ایراد میگرفت من فهمیدم زیبایی براش مهمه بخاطر همینم بینیمو عمل کردم،خیلی اعتمادبنفس داره از طرفی تا قبل از نامزدیمو اعتماد به نفس منو کامل کور کرد طوری که حتی الانم که ازم تعریف میکنه فک میکنم مسخره میکنه تا قسم نخوره باورم نمیشه که واقعا تعریفه،اون دوست دخترش خیلی خوشگل بوده.
    رفتار اون الان با من عالیه به هر دری میزنه برای اینکه اعتماد منو بدست بیاره،ناراحتیمو نبینه،اما من تا چیزی میشه سریع حرف اون دخترو میکشم وسط.
    دیشب انقد اذیتش کردم که میگفت خسته شدم دیگه از هم جدا شیم.واقعا هم قبول دارم تقصیر من بود.
    اما الان دیگه نمیدونم باید چیکارکنم؟
    چه خلاقیتی من هربار بهش یه پیشنهاد میدم میگه که تو دخالت نکن خودم میدونم چظور درستش کنم؟
    از طرفی نمیتونیم تا وقتی که عقد نکردیم گوشیشو عوض کنه چون اون دختر بیاد به خونوتده من بگه قبل ازدواج با نامزدم بوده مادرم نامزدیمونو بهم میزنه اما من خیلی سختی و عذاب کشیدم برای حفظ این زندگی تحمل 1سال وخورده ای وجود هوو توی زندگیم کم عذابی نیست برای یه دختر21ساله
    میشه راجب خلاقیتی که میگید بیشتر توضیح بدید؟
    من اصلا ادم خود داری نیستم هرچی و دلمه به زبون میارم همینام باعث دعواهای بین ما میشه باید چطور باهاش برخورد کنم؟
    لطفا واضح توضیح بدین بازم ممنونم
    سلام

    با این تعرفای خودتون....واقعا" فکر میکنید این آقا برای زندگی مشترک مناسب هستند؟!!!!
    خودتون دارید میگید اعتماد بنفستون رو خورد کرده....مگه شما شخصیتتون رو از سر راه آوردید که اینطور اجازه میدید باهاتون برخورد کنه؟ این همه آدم با شعور و فهیم تو دنیا هست چطور با این آقا کنار اومدید؟ نمی خوام توهین کنم اما خودتون همه چیز رو گفتید. خدا رو شکر پیداست که خانوادتون هم پشتیبان شما هستند و دخترشون مهمتر از همه چیزه واسشون...پس به نظر من چند روزی خیلی خوب در مورد این رابطه فکر کنید. هیچ آدمی حق اینو نداره که همچین رفتاری با شما داشته باشه. به نظر من اگر خودشون مایل نبودن همون اول دم این دختر مزاحم رو میچیدن. الانم اگر باهاش نیستن بخاطر اینه که از دست اون ناراحتن...بخاطر شما فکر نمیکنم ازش دوری کنه. نامزدی که بزور هدیه پابند بشه همون بهتر که بره.
    یک عمر میخوای با این خاطره کنار بیای؟؟؟؟

  2. 5 کاربر از پست مفید اسکارلت تشکرکرده اند .

    721 (پنجشنبه 04 مهر 92), del (سه شنبه 02 مهر 92), niyaysh (شنبه 13 مهر 92), paradise92 (جمعه 29 شهریور 92), time (جمعه 29 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.