به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تاخدانخوادبرگی از درخت نمیفته.هیچکس نمیدونه کی وکدوم سرزمین مرگ میرسه.هرچقد هم مابترسیم وتشویش داشته باشیم تاثیری نداردمگراینکه دعا کنیم.به نظرم قرآن تلاوت کن یا بعضی وقتا گوش کن شفادردهاست.پنجشنبه هابه اتفاق خانواده به قبردرگذشتگان برید وبراشون فاتحه بگید حقیقتا آرامش بخش هست...امیدوارم دوستان پررنگ تایپیک شمارو جزو نیازمند حضورکارشناس قراربدهند.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    shabe niloofari (جمعه 29 شهریور 92)

  3. #12
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کم و بیش هر کدوممون توی زندگی این افکار به سراغمون اومده ، ولی مال شما خیلی زیاده .
    من هم خیلی میترسم از این موضوع ... حتی وقتی که شایعه شده بود چند وقت پیش که دنیا میخواد به آخر برسه ، من خوشحال بودم ، میگفتم حداقل این طوری دیگه هیچ وقت مرگ عزیزانم ( درو از جونشون ) دیگه نمیبینم و همه با هم از اینجا میریم .... ببین تا این حد ، چون فکر میکنم تحمل اون روز برام غیر ممکنه . من عاشقشون هستم .

    وای نه اصلا نباید بهش فکر کرد ... دیگه بهش فکر نکن ، تا فکرش اومد سراغت زود عوضش کن .
    سعی کن برای عزیزانت چیزی کم نزاری . همیشه به پدر و مادرت سر بزن و احوالپرسی کن . من فکر میکنم برای خانوادم اونقدر که باید مایه نگذاشتم هنوز ، باید خیلی بهشون سر بزنم و همیشه پیششون باشم ، این طوری خیالم راحت تر میشه .

  4. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    shabe niloofari (جمعه 29 شهریور 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    منم دقیقا همینطوریم ، حتی نسبت به مسائل دیگه ..

    متاسفانه این ی جور روانگسیختگی محسوب میشه که از چیزایی میترسی که در حقیقت وجود ندارن و دست خود آدم هم نیست..

    منم وقتی یه صحنه تصادف یا چیزی میبینم خیلی حالم بد میشه و گریه میکنم نکنه داداش کوچیکم یا مامانم چیزیش بشه ، یادمه وقتی فیلم های اکشن یا ترسناک میدیدم (وقتی بچه بودم البته ) دلم یه جوری میشد و خیلی حس بدی میداد بهم..

    متاسفانه چند روز پیشم تو ایستگاه مترو یکی افتاد زیر قطار خیلی خیلی خیلی حالم بد شد اصلا نمیتونم تحمل کنم و تاثیرش تا الانم تو ذهنم مونده و واقا برام دردناکه و همش فکر میکنم خانواده اون بدبخت چیکار میکنن گناه داره...

    .
    .
    .

    یه حقیقت دیگه اینه که " از هر چیزی بدت بیاد همون سرت میاد "

    من اینقدری از این چیزا میترسم و حس منفی به این ماجرا ها دارم ، برعکس این چیزا خیلی خیلی بیشتر به چشم من میاد و هر چیز عجیب غریبی میاد جلو چشمام دوستام به شوخی میگن تو خیلی دوس داری مشکل برا خودت درس کنی اصلا زندگی عادی داشتی تا بحال؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید Elena1994 تشکرکرده است .

    shabe niloofari (جمعه 29 شهریور 92)

  7. #14
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    دوست خوبم،
    این افکار موضوعات عجیب و غریبی نیست، همه ما گاهی نگران عزیزانمون می شویم و نمی تونیم نسبت به اونها بی تفاوت باشیم! اما مشکل شما این نیست... مشکل شما تعمیم افراطی این افکار است
    افکار منفی به شما هجوم آورده اند و شما اونها رو کنترل نکرده اید برای همین هم جمع کردنشون برای شما کمی سخت شده
    حالا اگر کنترلشون نکنید، وارد سندرم سی سالگی می شوید که اصلا خوب نیست و شاید همین نگرانی بابت عزیزانتون، موجب بشه که شما با همه اونها قطع رابطه کنید و بعدش هم به فکر جدایی از همسرتون بیوفتید!
    پس حالا افکار منفی رو کنترل کنید
    برای اینکه زبان مشترک و تعریف مشترکی از افکار منفی داشته باشیم: یه سری به تاپیک خانم pooh بزنید با عنوان مشاوره تخصصی pooh با sci و افکار منفی که خودتون باهاشون درگیر هستید رو اینجا برای من بنویسید
    کاری به ریشه این افکار نداشته باشید! اونها در هیچ کجا ریشه ندارند... اونها ساقه های قدرتمندی دارند ! اونها رو متوقف کنید...
    موفق باشید
    ویرایش توسط sci : جمعه 29 شهریور 92 در ساعت 12:13

  8. کاربر روبرو از پست مفید sci تشکرکرده است .

    shabe niloofari (جمعه 29 شهریور 92)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 مهر 92 [ 22:21]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    116
    سطح
    2
    Points: 116, Level: 2
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 8 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر شخضی بنده - انسان نابود شدنی نیست عزیز شما هم از بین نمیرن ! عمر دست منو شما نیست پس با خیال راحت بسپار به خدا ی مهربان و بخشنده - سعی کن این افکارتو بزاری کنار - فرار نکن این نکته مهمه -بجنگ حالا مثلا فکرتو عوض کن - چون همه ی ما مردنی هستیم - اما نابود نمیشیم - حالا جهانه دیگری هم هست - ایت الکرسی بخون - خدا رو در نظر بگیری بقیش جله - امتحان کن

  10. کاربر روبرو از پست مفید time تشکرکرده است .

    shabe niloofari (جمعه 29 شهریور 92)

  11. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 بهمن 92 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    270
    سطح
    5
    Points: 270, Level: 5
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered250 Experience Points
    تشکرها
    1,336

    تشکرشده 1,148 در 268 پست

    Rep Power
    42
    Array
    آقای sci عزیز
    خیلی خیلی ممنونم از پستتان
    من تاپیک خانم پو رو خواندم . چند مورد از خطاهای شناختی که خیلی درگیرشم رو اینجا توضیح می دهم.
    تعمیم افراطی: جواب منفی شندین برای من، به خصوص از جانب همسرم حکم فاجعه رو داره و احساس می کنم اگه ازش چیزی بخواهم و جواب رد بده، تمام شخصیت من و خورد کرده. به همین دلیل خیلی وقت ها ازش چیزی نمی خواهم. به عنوان مثال تا همین چند ماه پیش من از پول هایی که درآمد خودم بود، (من درآمد ثابت ندارم و بعضا کار پروژه ای انجام می دهم و پولی دستم میاد) برای خودم خرج می کردم. چون درخواست پول از شوهرم برایم خیلی خیلی سخته. تا همین چند وقت پیش که پول پس انداز من تقریبا تمام شد و تصمیم گرفتم راجع به مسایل مالی با شوهرم صحبت کنم. جالب این بود که اون اصلا اصلا نمی دونست که من از پول های خودم خرج می کردم و فکر می کرد همه خرج و مخارج رو اون می ده. در صورتیکه از سال گذشته تا امسال حدود 5-6 میلیون از پول من توی این زندگی خرج شده بود و اصلا به چشم نیامده بود.
    - تفکر اغراق آمیز
    فکر کنم حداقل نصف تفکرات من از این نوع باشه
    مثلا اگه کسی از بستگانم یه مریضی یا کسالت کوچک داشته باشه، پیش خودم فکر می کنم بدترین حالتش چی می تونه باشه. مثلا نکنه سرطان داره.بعد استرس می گیرم و میام تو google راجع به علایم فلان سرطان سرچ می کنم. بعد یه جوری مستقیم یا غیر مستقیم از اون شخص می پرسم که این علایم و داره یا نه. خلاصه همیشه بدترین حالت و فرض می کنم. مگر اینکه خلافش ثابت بشه
    همیشه هم شوهرم بهم میگه تو خیلی بیشتر از اون چیزی که هر اتفاق باید تو رو بهم بریزه، بهم می ریزی. در خصوص همه مسایل.مثلا حرفی بهم می زنه و من برداشتی می کنم که تعجب می کنه چطور من همچین برداشتی کردم.در صورتیکه منظورش فقط همون جمله ای بوده که مستقیما به زبون آورده
    - تفکر همه یا هیچ
    این هم خیلی آشناست برایم. باز هم همسرم خیلی از این قضیه ناراحته. اینکه من خیلی عبارت " تو هیچ وقت" یا "تو همیشه" را به کار می برم و واقعا او را ناراحت و عصبی می کنه
    - فاجعه سازی
    این هم مثل مورد اول که توضیح دادم

    - - - Updated - - -

    آقای sci عزیز
    خیلی خیلی ممنونم از پستتان
    من تاپیک خانم پو رو خواندم . چند مورد از خطاهای شناختی که خیلی درگیرشم رو اینجا توضیح می دهم.
    تعمیم افراطی: جواب منفی شندین برای من، به خصوص از جانب همسرم حکم فاجعه رو داره و احساس می کنم اگه ازش چیزی بخواهم و جواب رد بده، تمام شخصیت من و خورد کرده. به همین دلیل خیلی وقت ها ازش چیزی نمی خواهم. به عنوان مثال تا همین چند ماه پیش من از پول هایی که درآمد خودم بود، (من درآمد ثابت ندارم و بعضا کار پروژه ای انجام می دهم و پولی دستم میاد) برای خودم خرج می کردم. چون درخواست پول از شوهرم برایم خیلی خیلی سخته. تا همین چند وقت پیش که پول پس انداز من تقریبا تمام شد و تصمیم گرفتم راجع به مسایل مالی با شوهرم صحبت کنم. جالب این بود که اون اصلا اصلا نمی دونست که من از پول های خودم خرج می کردم و فکر می کرد همه خرج و مخارج رو اون می ده. در صورتیکه از سال گذشته تا امسال حدود 5-6 میلیون از پول من توی این زندگی خرج شده بود و اصلا به چشم نیامده بود.
    - تفکر اغراق آمیز
    فکر کنم حداقل نصف تفکرات من از این نوع باشه
    مثلا اگه کسی از بستگانم یه مریضی یا کسالت کوچک داشته باشه، پیش خودم فکر می کنم بدترین حالتش چی می تونه باشه. مثلا نکنه سرطان داره.بعد استرس می گیرم و میام تو google راجع به علایم فلان سرطان سرچ می کنم. بعد یه جوری مستقیم یا غیر مستقیم از اون شخص می پرسم که این علایم و داره یا نه. خلاصه همیشه بدترین حالت و فرض می کنم. مگر اینکه خلافش ثابت بشه
    همیشه هم شوهرم بهم میگه تو خیلی بیشتر از اون چیزی که هر اتفاق باید تو رو بهم بریزه، بهم می ریزی. در خصوص همه مسایل.مثلا حرفی بهم می زنه و من برداشتی می کنم که تعجب می کنه چطور من همچین برداشتی کردم.در صورتیکه منظورش فقط همون جمله ای بوده که مستقیما به زبون آورده
    - تفکر همه یا هیچ
    این هم خیلی آشناست برایم. باز هم همسرم خیلی از این قضیه ناراحته. اینکه من خیلی عبارت " تو هیچ وقت" یا "تو همیشه" را به کار می برم و واقعا او را ناراحت و عصبی می کنه
    - فاجعه سازی
    این هم مثل مورد اول که توضیح دادم


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نگران از دست دادن عزیزانم هستم.
    توسط sisili در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: جمعه 17 شهریور 91, 01:37
  2. ترس از دست دادن عزیزانم
    توسط Bita mahdavi در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اسفند 90, 11:40
  3. نظرتان درباره اقای کیوان مدیر تالار چه است
    توسط محمدابراهیمی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 23:04
  4. +درخواست کمک و همیاری از همه عزیزان
    توسط SaMaN HAMDARDI در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 بهمن 88, 09:55
  5. +کمک و راهنمایی شما عزیزان...آیا درست است ؟
    توسط nashenas2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 شهریور 87, 07:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.