به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 101 تا 103 , از مجموع 103

Threaded View

  1. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سلام آقا حسین معلومه که فراموش نکردم محبت و توجه و راهنمایی های شما رو. از دیدنتون خیلی خوشحال شدم.
    .
    می دونم. تفاوت های اساسی شخصیتی و تربیتی و نگرش به مسائل رو که بین من و شوهرم هست نمیشه حل کرد. ولی باز هم انگار ول کن نیستم! یه فیلم در حد نوجوان ساده و تخیلی فانتزی براش گذاشتم که ببینیم باهم. اون هم لطف کرد، افتخار داد. در عوضش چندتا دستور بهم داد که اجرا کردم بعدش هم براش بالش آوردم و میوه و .... که نهایتا پذیرفت باهم فیلم ببینیم.
    )من همیشه عاشق این بودم که با همسرم فیلم ببینم و با هم نقد کنیم و ...)
    یه صحنه نزدیک به بوسیدن داشت هیچی دیگه شوهرم گیر داده بود به شیطان پرستی و اینکه اینا میرن جهنم و اینا نابودن و یه چیزای وحشتناکی گفت و بعدش هم توصیه کرد به جاش برم قران بخونم و ... (خودش نمی خونه ها ! ولی میگه اگر قرار باشه کاری انجام بدم بهتره برم قران بخونم و به امام رضا فکر کنم و... ) تفکراتی که اون داره پدر پدربزگ من هم نداشت! خیلی سعی میکنه خودش رو بیسواد نگه داره! نه فیلم نه کتاب نه موسیقی نه زبان نه هنر نه مهارت نه درس میخونه نه هیچ چیز دیگه ای.
    .
    من دلم میخواست یه زندگی رمانتیک داشته باشم. با شوهرم صمیمی و یکدل باشم. اما اون ...
    .
    وقتی آقای sci راجع به خلاقیت عاشقانه میگن. مثلا توی مهمونی ها یه رمز با هم داشته باشین، من قند تو دلم آب میشه اما یادم می یوفته که شوهرم متنفره از اینکه توی مهمونی نزدیک من باشه یا به من توجه کنه. فکر میکنه شبیه زن ذلیل ها میشه. تا میتونه از من فاصله میگیره و اصلن به من نگاه هم نمیکنه و اگر کارش داشته باشم و برم نزدیکش ناراحت میشه و باهام قهر میکنه!! میخواد آزادانه هر جا خواست بشینه، هر کاری خواست بکنه و من دور و برش نباشم و حرفی نزنم. جلوی دیگران همیشه خیلی سرد با من رفتار میکنه که مبادا کسی فکر کنه اون زن ذلیله.
    .
    آقا حسین، من نمی تونم بی اعتنا باشم. برام خیلی سخته. نمی فهممش. خسته شدم از اینکه همش سعی کردم بفهممش و راضی نگهش دارم.
    .
    شاید من اعتماد به نفس کافی ندارم. بهش وابسته ام؟ شاید اگر جراتمند بشم اوضاع بهتر بشه...

    - - - Updated - - -

    سلام آقا حسین معلومه که فراموش نکردم محبت و توجه و راهنمایی های شما رو. از دیدنتون خیلی خوشحال شدم.
    .
    می دونم. تفاوت های اساسی شخصیتی و تربیتی و نگرش به مسائل رو که بین من و شوهرم هست نمیشه حل کرد. ولی باز هم انگار ول کن نیستم! یه فیلم در حد نوجوان ساده و تخیلی فانتزی براش گذاشتم که ببینیم باهم. اون هم لطف کرد، افتخار داد. در عوضش چندتا دستور بهم داد که اجرا کردم بعدش هم براش بالش آوردم و میوه و .... که نهایتا پذیرفت باهم فیلم ببینیم.
    )من همیشه عاشق این بودم که با همسرم فیلم ببینم و با هم نقد کنیم و ...)
    یه صحنه نزدیک به بوسیدن داشت هیچی دیگه شوهرم گیر داده بود به شیطان پرستی و اینکه اینا میرن جهنم و اینا نابودن و یه چیزای وحشتناکی گفت و بعدش هم توصیه کرد به جاش برم قران بخونم و ... (خودش نمی خونه ها ! ولی میگه اگر قرار باشه کاری انجام بدم بهتره برم قران بخونم و به امام رضا فکر کنم و... ) تفکراتی که اون داره پدر پدربزگ من هم نداشت! خیلی سعی میکنه خودش رو بیسواد نگه داره! نه فیلم نه کتاب نه موسیقی نه زبان نه هنر نه مهارت نه درس میخونه نه هیچ چیز دیگه ای.
    .
    من دلم میخواست یه زندگی رمانتیک داشته باشم. با شوهرم صمیمی و یکدل باشم. اما اون ...
    .
    وقتی آقای sci راجع به خلاقیت عاشقانه میگن. مثلا توی مهمونی ها یه رمز با هم داشته باشین، من قند تو دلم آب میشه اما یادم می یوفته که شوهرم متنفره از اینکه توی مهمونی نزدیک من باشه یا به من توجه کنه. فکر میکنه شبیه زن ذلیل ها میشه. تا میتونه از من فاصله میگیره و اصلن به من نگاه هم نمیکنه و اگر کارش داشته باشم و برم نزدیکش ناراحت میشه و باهام قهر میکنه!! میخواد آزادانه هر جا خواست بشینه، هر کاری خواست بکنه و من دور و برش نباشم و حرفی نزنم. جلوی دیگران همیشه خیلی سرد با من رفتار میکنه که مبادا کسی فکر کنه اون زن ذلیله.
    .
    آقا حسین، من نمی تونم بی اعتنا باشم. برام خیلی سخته. نمی فهممش. خسته شدم از اینکه همش سعی کردم بفهممش و راضی نگهش دارم.
    .
    شاید من اعتماد به نفس کافی ندارم. بهش وابسته ام؟ شاید اگر جراتمند بشم اوضاع بهتر بشه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    هیرسا (شنبه 14 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.