موضوع دوم :
پدر و مادرم میخوان فردا ناهار بیان خونمون!!!!!!!در واقع دارند بزگواری می کنند و قدم جلو میذارند و مادرم هم فکر کرده که همسرم رو مبادا ناراحت کرده باشه و همسرم هم مریضه و ...
.
حالا چه کار کنم؟ البته قراره وانمود کنم که من خبر ندارم و اونا بیان. اونا نمی خوان که من برای غذا کار خاصی انجام بدم و یا به خاطر اومدن اون ها بحثی با همسرم کنم...
.
اگر همسرم بهشون بی احترامی کنه من چه خاکی توی سرم کنم؟
چطوری به مادر و پدر و خواهر و برادرم بگم که این آدم خیلی به دردنخورتر و بی جنبه تر از اونی که شما اینقدر بهش بها میدین!!!.
- - - Updated - - -
طبق صحبت های آقای sci : من مسئول خوشحالی شوهرم یا خانواده ام نیستم. توی این شرایط فقط سعی می کنم میزبان خوبی باشم. از همسرم شکایتی نمی کنم. و سعی می کنم معمولی رفتار کنم.
- - - Updated - - -
لطفن منو راهنمایی کنید و اگر نکته ای هست که برای فردا لازمه رعایت کنم بهم بگین. نگرانم. و نمی خوام از شوهرم متنفر باشم! اگر رفتار بدی داشته باشه انگیزه ادامه دادن رو از دست میدم.![]()









در واقع دارند بزگواری می کنند و قدم جلو میذارند و مادرم هم فکر کرده که همسرم رو مبادا ناراحت کرده باشه و همسرم هم مریضه و ...

علاقه مندی ها (Bookmarks)