سلام عزیزم
با توجه به مطالبی که بیان کردی فکر می کنم که او کمی لوس است که با مامان وباباش دعوا کرده وانتظار دارد پدر ومادرش کوتاه بیاین والبته ممکن است این اخلاق را نیز در آینده برای تو داشته باشد و اینکه مسئله فرهنگی بود که به نظرم آمد بگویم .
در ضمن دلیل تماس مجدد من این بود که از راه حل دوم که پیشنهاد داده بودم در صورتی می توانی استفاده کنی که از آن دوستی که انتخاب می کنی کاملا مطمئن باشی که حد وحدود خودش را حفظ می کند ورابطه ای در حد معمول برقرار می کند وفقط با نیت تحقیق. تا عواقبی برای آخرت شما ومن که این پیشنهاد را دادم نداشته باشد که آن هم فکر می کنم کمتر کسی را بتوانی با این شرایط پیداکنی.
در ضمن پیشنهاد دیگری هم دارم واین که با یک کارشناس ومتخصص مسائل ازدواج وزندگی شخصاً بدون حضور اوحضوراً مشاوره کنی واگر توانستی اورا هم مجبور کنی که در جلسه بعدی با تو مراجعه کند وقضاوت را به عهده کارشناس واهل فنش بسپاری وبه نظر من مطرح کردن وکمک خواستن به این شکل که شما در پیش گرفتی زیاد جالب ومطمئن نمی باشد چون احتمال خیلی ضعیفی دارد که اینها که به شما مشاوره میدهند اهل فن وکارشناس باشند واگر هم باشند شما که خبر نداری ونمی شناسی پس نمی توانی اعتماد کنی وبه کارببری پس بهتر است که حضوراً به یک کارشناس ویا حتی چند کارشناس مراجعه کنی تا بتوانی تصمیم عاقلانه ای بگیری چون در موضوع به این مهمی که به زندگی آینده تو بستگی دارد وپای تباه شدن ویا خوشبخت شده یک زندگی وجود دارد اینقدر سرسری نگیری. به امید خوشبختیت در زندگی .








علاقه مندی ها (Bookmarks)