سلام
من مشاور نیستم و نظرم کارشتاسی نیست فقط از تجربیات خودم حرف می زنم.
من خیلی می فهممتون چون خودم از خانواده ی مذهبیم و همسرم اوائل آشنائیمون انقدر از مذهب سنتی زده شده بود که نماز هم نمی خوند فقط به شدت به صداقت و انسانی زندگی کردن معتقد بود.البته الان به شدت به نماز و روزه مقیده .اون خودش انتخاب کرد ولی من به وضوح تجربه کردم که اگه به اشتباهات جزئی اش گیر بدم احساس می کنه من قصد تغییرش رو دارم و گیر دادن هام بدتر تاثیر عکس می ذاره. واسه همین به نظرم اصلا باهاش منفی برخورد نکنین.به جاش می شه اگه توانائیش رو دارین به یه بهانه ای باهاش وارد بحث بشین تا کم کم موضوع به اون جا ها هم برسه. البته با لحنه انتقادی نه. مثلا می شه شما هم ابراز علاقمندی به طرز فکر اون بکنین تا شما رو به خودش نزدیک احساس کنه.خودتون رو از لحاظ عقیدتی قوی کنین تا وسط بحث کم نیارین ( مثلا برین اطلاعات عقلی تون رو راجع به اینکه چرا باید نماز رو به طور مرتب خواند بالا ببرین بعد مثلاً یه روز که جای بحثش هست بگین که اعصابتون خرده که بعضی نمازاتون بی توجه شده و ازش به حالت مشورت بپرسین که واقعاً از وقتی اینطوری نماز می خونه توجه اش به خدا و نماز بیشتر شده؟ که احتمالاً تایید می کنه ولی همین راهی رو باز می کنه که بتونین بحث رو باهاش شروع کنین . کسی که دین رو از موضع روشنفکری پسندیده هرچی باهاش از موضع سنتی( ترس از جهنم و...) صحبت بشه بیشتر زده می شه. باید به زبون خودش باهاش حرف زد. پیشنهاد می کنم بهتون بحث های آقای مصطفی ملکیان رو راجع به نماز یا از اینترنت یا از کتاب هاش به دست بیارین و بخونین چون هم قطب دین داری مدرن و عقلانیت در دینه هم مقید به ادای نماز و روزه و...
اگه هم می بینین خودتون توانائیش رو ندارین از کسی که قبولش داره غیر مستقیم(بدون اینکه کامل موضوع رو براش شرح بدین)بخواین که یه کم راجع به رعایت شرعیات و ضرورتش و... باهاش دوستانه صحبت کنه. فراموش نکنین که چه خودتون چه هرکس دیگه ای تا وارد دنیای فکری همسرتون نشه نمی تونه باهاش ارتباط بر قرار کنه و روش تاثیر بذاره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)