به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 59
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام مهرااد عزيز.
    من هيچوقت واسه يك آقا لفظ عزيزم به كار نميبرم.
    بهتره اولين پست اون تاپيكو بخوني تا متوجه بشي.دختر32ساله بودن.
    واي خداي من.جانماز آبكش نيستم اما خوبه كه گفتي چه فكري كردي مهرااد جون.
    من بخشيدمش.چرا باورت نميشه؟اما با ديدنش ويه سري مسائل كه مامانم داره برادرشو سر لج ميندازه اين خوابو ديدم.

    مهرااد عزيز.
    شايد هيچكس حرف منو متوجه نميشه اما روابطم با دوستام عاليه.من آدمي هستم كه اگر دوست بي ادب يا آدمي كه شوخيهاي بيجا وبي احترامي بكنه رو نميتونم كنارم به عنوان يك دوست قبول كنم.خيلي زود رابطمو قطع ميكنم.پس مطمئن باش دوستي ورابطه دوستي وفاميلي تازماني براي من وجود داره كه اين چيزا توش نباشه.اتفاقادوستيهاي5ساله و10 ساله دارم وهر دوطرف از هم راضي هستيم.ماحرف ميزنيم ودرد دل ميكنيم اما از راز دلم فقط خدا خبر داره وبچه هاي اين تالار.
    البته دوست داشتم حتي اين حرفارو اينجا هم نگم.

    ميدونم با وجود حرفايي كه درمورد فقط خدازدم كمتر اين حرفو باور ميكنيد اما بايد بگم.مثل همه حرفايي كه گفتم.
    ميشل عزيز تنها كسي بود كه تو اين تالار ميشناختم.اولين بار ايشون به من پيشنهاد داد حرفامو بگم واز بچه ها كمك بگيرم.
    هر وقت چيزي مينوشتم اون بود كه اينجا هميشه جوابمو ميداد.يادم نيست از كجا ديگه حرف همو نفهميديم.
    بعد از اون فقط خدا اومد ومن فكر ميكردم ايشون دخترن.خوشحال شدم كسي هست كه نام خداروتونام كاربريش گذاشته ومن باهاش راحتم.وقتي فهميدم پسرن شوكه شدم.اما هر وقت نوشتم تنها كسي كه پيگيري كرد ودرك كرد ايشون بود.
    هيچكس نفهميد من ميخوام فقط درد دل كنم تا خالي بشم.فقط راهكار دادن كه از همه ممنونم كه به فكرم بودن وهستن.
    بعد از ايشون ريحانه عزيزم اومد كه باتمام كمكهايي كه به من كرد خودش شرايط سختي داشت ونميتونست دائم فكرشو مشغول من كنه.وفكر ميكرد من از حرفاش ناراحت ميشم.

    از همه دوستان گل ونازنينم كه زحمت كشيدن وراهكار دادن ممنونم.

    همون اول يكي دونفر گفتن چون فقط خدا آقاست شما باهاش حرف ميزني.
    اما خدا خودش بهتر ميدونه من تازه به اين موضوع رسيدم وشك كردم ويك تاپيك زدم كه خوشحالم اسم فقط خدارو نميبينم.

    منظور من شخص فقط خدا نبود.من نه پيام خصصي دارم ونه ميخوام داشته باشم.اون تاپيكو زدم تا فقط خدا هم بدونن با توجه به احساسي كه جديدن حس ميكنم نبايد بيشتر تو تاپيكهام ببينمشون.چون اگر مستقيم ميگفتم هزارتا حرف ديگه ميشنيدم.
    من منكر احساس به جنس مخالف نيستم.اگر بودم با پسراي دانشگاهمون مشكلي نداشتم وميرفتم ازشون خصوصي درس ميگرفتم.
    من خودمو شناختم ونميخوام خودم يا ديگران به گناهي آلوده بشيم.
    ميدونم ايشون هم منو درك ميكنن وبا توجه به شناخت كوچيك ومحدودي كه دارم از حرفم دلخور نشدن.
    اين آخرين باري بود كه از فقط خدا حرفي ميزنم.

    اميدوارم هر كجا كه هستن موفق باشن وپيروز.


    مهرااد عزيزم اگر تو اين تاپيك هم احساسمو گفتم فقط واسه اين بود كه بدوني حرف تو درست بوده وبا هم بحث نكنيد.

    در پايان ازت خيييييييللللللليي متشكرم كه به فكر من هستي.


    - - - Updated - - -

    سلام مهرااد عزيز.
    من هيچوقت واسه يك آقا لفظ عزيزم به كار نميبرم.
    بهتره اولين پست اون تاپيكو بخوني تا متوجه بشي.دختر32ساله بودن.
    واي خداي من.جانماز آبكش نيستم اما خوبه كه گفتي چه فكري كردي مهرااد جون.
    من بخشيدمش.چرا باورت نميشه؟اما با ديدنش ويه سري مسائل كه مامانم داره برادرشو سر لج ميندازه اين خوابو ديدم.

    مهرااد عزيز.
    شايد هيچكس حرف منو متوجه نميشه اما روابطم با دوستام عاليه.من آدمي هستم كه اگر دوست بي ادب يا آدمي كه شوخيهاي بيجا وبي احترامي بكنه رو نميتونم كنارم به عنوان يك دوست قبول كنم.خيلي زود رابطمو قطع ميكنم.پس مطمئن باش دوستي ورابطه دوستي وفاميلي تازماني براي من وجود داره كه اين چيزا توش نباشه.اتفاقادوستيهاي5ساله و10 ساله دارم وهر دوطرف از هم راضي هستيم.ماحرف ميزنيم ودرد دل ميكنيم اما از راز دلم فقط خدا خبر داره وبچه هاي اين تالار.
    البته دوست داشتم حتي اين حرفارو اينجا هم نگم.

    ميدونم با وجود حرفايي كه درمورد فقط خدازدم كمتر اين حرفو باور ميكنيد اما بايد بگم.مثل همه حرفايي كه گفتم.
    ميشل عزيز تنها كسي بود كه تو اين تالار ميشناختم.اولين بار ايشون به من پيشنهاد داد حرفامو بگم واز بچه ها كمك بگيرم.
    هر وقت چيزي مينوشتم اون بود كه اينجا هميشه جوابمو ميداد.يادم نيست از كجا ديگه حرف همو نفهميديم.
    بعد از اون فقط خدا اومد ومن فكر ميكردم ايشون دخترن.خوشحال شدم كسي هست كه نام خداروتونام كاربريش گذاشته ومن باهاش راحتم.وقتي فهميدم پسرن شوكه شدم.اما هر وقت نوشتم تنها كسي كه پيگيري كرد ودرك كرد ايشون بود.
    هيچكس نفهميد من ميخوام فقط درد دل كنم تا خالي بشم.فقط راهكار دادن كه از همه ممنونم كه به فكرم بودن وهستن.
    بعد از ايشون ريحانه عزيزم اومد كه باتمام كمكهايي كه به من كرد خودش شرايط سختي داشت ونميتونست دائم فكرشو مشغول من كنه.وفكر ميكرد من از حرفاش ناراحت ميشم.

    از همه دوستان گل ونازنينم كه زحمت كشيدن وراهكار دادن ممنونم.

    همون اول يكي دونفر گفتن چون فقط خدا آقاست شما باهاش حرف ميزني.
    اما خدا خودش بهتر ميدونه من تازه به اين موضوع رسيدم وشك كردم ويك تاپيك زدم كه خوشحالم اسم فقط خدارو نميبينم.

    منظور من شخص فقط خدا نبود.من نه پيام خصصي دارم ونه ميخوام داشته باشم.اون تاپيكو زدم تا فقط خدا هم بدونن با توجه به احساسي كه جديدن حس ميكنم نبايد بيشتر تو تاپيكهام ببينمشون.چون اگر مستقيم ميگفتم هزارتا حرف ديگه ميشنيدم.
    من منكر احساس به جنس مخالف نيستم.اگر بودم با پسراي دانشگاهمون مشكلي نداشتم وميرفتم ازشون خصوصي درس ميگرفتم.
    من خودمو شناختم ونميخوام خودم يا ديگران به گناهي آلوده بشيم.
    ميدونم ايشون هم منو درك ميكنن وبا توجه به شناخت كوچيك ومحدودي كه دارم از حرفم دلخور نشدن.
    اين آخرين باري بود كه از فقط خدا حرفي ميزنم.

    اميدوارم هر كجا كه هستن موفق باشن وپيروز.


    مهرااد عزيزم اگر تو اين تاپيك هم احساسمو گفتم فقط واسه اين بود كه بدوني حرف تو درست بوده وبا هم بحث نكنيد.

    در پايان ازت خيييييييللللللليي متشكرم كه به فكر من هستي.


    - - - Updated - - -

    در مورد خانوم داييم بايد بگم اون خيلي منو دوست داره ومنو محرم اسرارش ميدونه.همه ميدونن من به هيچكس حسادت نميكنم.تو ذاتم نيست.

    - - - Updated - - -

    تازگي به اين فكر افتادم يك تاپيك بزنم بنويسم ورود آقايان ممنوع.

  2. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), نگاه (شنبه 16 شهریور 92)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    یه چیزی بگم یوسف گمگشته
    یه اتفاقاتی گاهی اوقات توی زندگی آدم میافته که آدم مثله من کلاتواین دنیانیست امااتفاق توی همین دنیاداره میافته
    منظورم اینه که
    من زمانی که باشوهرم آشناشدیم ودوست شدم من اصلاحال روحی خوبی نداشتم وحتی حوصله درودل کردن برای کسی روهم نداشتم بااینکه دوستای 20ساله دارم وخیلی باهاشون صمیمی هستم اما توی اون زمان دلم هیچی نمیخواست کلاتوی خلابودم که شوهرم به قول خودش13روزهرروزمنومیده چه زمانی که سرکارمیرفتم چه زمانی که برمیگشتم درحالی من اصلامتوجه اطرافم نبودم وحتی وقتی پاپیش گذاشت من تا1یا2ماه به هیچ وجه نمیتونستم بپذیرمش وحتی جوابش روبدم ......................اماحالابه یه دونه دخترجیگرداریم زندگیمون روسرمیکنیم
    خلاصه
    میخوام بگم خدایه جاهایی به فریاددل مابی کس ها میرسه که خودمون هم متوجه نمیشیم

  4. کاربر روبرو از پست مفید نگاه تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 16 شهریور 92)

  5. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام نگاه عزيز
    ممنون كه با حرفات بهم اميد دادي.
    من دارم واسه الطاف بينهايت خدا اشك ميريزم.
    من بزرگي خدارو باور دارم چون واقعا هر روز ديدمو بازتر ميكنه.اميدوارم واسه هميشه خوشبخت وعاقبت به خير باشي.همراه همسر خوبت وفرزندان نازنينت.

  6. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    خواهش میکنم گلم
    عزیزم زندگی سختی های خودش روداره حالابرای هریه جورش اما به نظرمن بازم خوشابه حال ماها که اینقدرباوجودخداحال میکنیم وبه خودم میرسیم شایدمن پول ندارم تا ازراهکارهای شادبودن که دوستان توی تاپیک خودم بهم پیشنهاددادن استفاده کنم اما همین که توی چشمای دخترم نگاه میکنم وخداروتوش می بینم که چقدردوست داره کلی عشق میکنم ای کاش بتونم زودتربه این حالت افسردگیم پایان بدم وراهکارهای درست واساسی به دوستانم تواین خونه همدردی بدم عزیزم

  7. 2 کاربر از پست مفید نگاه تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92)

  8. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط يوسف گمگشته نمایش پست ها
    سلام مهرااد عزيز.
    من هيچوقت واسه يك آقا لفظ عزيزم به كار نميبرم.
    بهتره اولين پست اون تاپيكو بخوني تا متوجه بشي.دختر32ساله بودن.

    دوست من نیاز هست براتون یه مقدار توضیح بدم. شما دچار سوبرداشت شدین.
    این پست رو صاحب تاپیک براتون نزدن. یه کاربر دیگه زدن. که من با توجه به پستهای ایشون احساس خطر کردم و سریع گزارش دادم و حذف شد :)


    واي خداي من.جانماز آبكش نيستم اما خوبه كه گفتي چه فكري كردي مهرااد جون.
    من بخشيدمش.چرا باورت نميشه؟اما با ديدنش ويه سري مسائل كه مامانم داره برادرشو سر لج ميندازه اين خوابو ديدم.
    خب خداروشکر که من اشتباه می کردم و شما داییتون رو بخشیدین. این ناراحت شدن نداره!

    مهرااد عزيز.
    شايد هيچكس حرف منو متوجه نميشه
    من بااور می کنم. بهتر دهن خانی نکنین :)
    اما روابطم با دوستام عاليه.من آدمي هستم كه اگر دوست بي ادب يا آدمي كه شوخيهاي بيجا وبي احترامي بكنه رو نميتونم كنارم به عنوان يك دوست قبول كنم.خيلي زود رابطمو قطع ميكنم.پس مطمئن باش دوستي ورابطه دوستي وفاميلي تازماني براي من وجود داره كه اين چيزا توش نباشه.اتفاقادوستيهاي5ساله و10 ساله دارم وهر دوطرف از هم راضي هستيم.ماحرف ميزنيم ودرد دل ميكنيم اما از راز دلم فقط خدا خبر داره وبچه هاي اين تالار.
    البته دوست داشتم حتي اين حرفارو اينجا هم نگم.

    ميدونم با وجود حرفايي كه درمورد فقط خدازدم كمتر اين حرفو باور ميكنيد اما بايد بگم.مثل همه حرفايي كه گفتم.

    دوست نازنین من ، من اصلا در جریان تاپیک قبلیتون نبودم. من در بیان دیدگاهم اصلا به کاربر محترم جناب فقط خدا توجهی نداشتم. شناخت من از ایشون بیشتر از شماس. من قبلا با نامی دیگه در این سایت عضو بودم :). و اصلا نیاز نبود شما توضیحات دیگه ای بدین. ارتباط شما با گاربران دیگه و همین طور احساساتتون مربوط به حیطه شخصیتونه و من اجازه نمی دم به خودم که وارد بشم

    ميشل عزيز تنها كسي بود كه تو اين تالار ميشناختم.اولين بار ايشون به من پيشنهاد داد حرفامو بگم واز بچه ها كمك بگيرم.
    هر وقت چيزي مينوشتم اون بود كه اينجا هميشه جوابمو ميداد.يادم نيست از كجا ديگه حرف همو نفهميديم.
    بعد از اون فقط خدا اومد ومن فكر ميكردم ايشون دخترن.خوشحال شدم كسي هست كه نام خداروتونام كاربريش گذاشته ومن باهاش راحتم.وقتي فهميدم پسرن شوكه شدم.اما هر وقت نوشتم تنها كسي كه پيگيري كرد ودرك كرد ايشون بود.
    هيچكس نفهميد من ميخوام فقط درد دل كنم تا خالي بشم.فقط راهكار دادن كه از همه ممنونم كه به فكرم بودن وهستن.
    بعد از ايشون ريحانه عزيزم اومد كه باتمام كمكهايي كه به من كرد خودش شرايط سختي داشت ونميتونست دائم فكرشو مشغول من كنه.وفكر ميكرد من از حرفاش ناراحت ميشم.

    از همه دوستان گل ونازنينم كه زحمت كشيدن وراهكار دادن ممنونم.

    همون اول يكي دونفر گفتن چون فقط خدا آقاست شما باهاش حرف ميزني.
    اما خدا خودش بهتر ميدونه من تازه به اين موضوع رسيدم وشك كردم ويك تاپيك زدم كه خوشحالم اسم فقط خدارو نميبينم.

    منظور من شخص فقط خدا نبود.من نه پيام خصصي دارم ونه ميخوام داشته باشم.اون تاپيكو زدم تا فقط خدا هم بدونن با توجه به احساسي كه جديدن حس ميكنم نبايد بيشتر تو تاپيكهام ببينمشون.چون اگر مستقيم ميگفتم هزارتا حرف ديگه ميشنيدم.
    من منكر احساس به جنس مخالف نيستم.اگر بودم با پسراي دانشگاهمون مشكلي نداشتم وميرفتم ازشون خصوصي درس ميگرفتم.
    من خودمو شناختم ونميخوام خودم يا ديگران به گناهي آلوده بشيم.
    ميدونم ايشون هم منو درك ميكنن وبا توجه به شناخت كوچيك ومحدودي كه دارم از حرفم دلخور نشدن.
    اين آخرين باري بود كه از فقط خدا حرفي ميزنم.

    اميدوارم هر كجا كه هستن موفق باشن وپيروز.


    مهرااد عزيزم اگر تو اين تاپيك هم احساسمو گفتم فقط واسه اين بود كه بدوني حرف تو درست بوده وبا هم بحث نكنيد.

    در پايان ازت خيييييييللللللليي متشكرم كه به فكر من هستي.

    به هرحال دوست نارنین چه باور بکنین چه نکنین من مقصودم چیز دیگری بود. عرض کردم خدمتتون که اون پست رو هم اقایی دیگه زده بودن که با گزارش من و صلاحدید مسولین سایت حذف شد.
    دیدم که اقای فقط خدا دارن تاپیک رو دنبال م یکنن. با عرض سلام خدمت ایشون من باز می گم که اصلا در حرفام اصلا مد نظرم ایشون نبودن. اون شوخی بیجای چند روز پیش من هم صرفا یه شوخی بود و قضاوتمم صرفا بر اساس نام تاپیک قبلیتون. من حتی اون تاپیک رو هم دوست نداشتم بخونم. واقعا فقط خدا راست گفتن که این شوخی درست نبود!

    در هرصورت به خاطر طبیعت نوشتن من نتوستم خوب توضیح بدم. پس زمینه ای هم که شما در پس ذهنتون داشتین به همراه قضاوتتون روی برداشتتون تاثیر گذاشت. اگه موجبات ناراحتی کسی رو فراهم کردم عذر می خام. منظور من چیز دیگه ای بود که متاسفانه تنها چیزی که برداشت نشد همون بود.

    پاسختون نشون می داد که 99.9 درصد برداشت عکس نسبت به هدفم داشتین. :)

    در پناه حق باشین

    شما هم همین طور دوست من


    -.


    -.



  9. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92)

  10. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    از اینکه دوباره پست میذارم براتون شرمنده.میدونم دیدن اسم کاربریم حس خوشایندی براتون نداره.اما به چند دلیل این پست رو میذارم.امروز از مراسم ختم یه بچه 9 ساله میام.اصلا حال خوبی ندارم.ذهنم اشفتست.ممکنه نتونم خوب حرفام رو جمع بندی کنم.در هر صورت مینویسم.احتمالا طولانی و پراکندست.

    ديشب خيلي ناراحت بودم كه چرا احساسمو گفتم.اما ياد حرف ايشون به يكي از بچه هاي تالار افتادم كه گفته بودن من هنوز عاشق يك نفرم
    بنده شما رو بابت اینکه چه احساسی دارید ملامتتون نمی کنم.میدونید چرا ؟ چون خودمم از دیدن بعضی اسامی خوشحال میشم و از غیبت چند روزشون دلتنگ و نگران.مثلا یکیش خود شما.اما با بیان این احساسات مشکل دارم.

    من هم یک شخصیت بسیار احساس محور دارم.یک سال از شروع اون رابطه گذشته.ایشون از من سه ماه فرصت خواست واسه جواب دادن.اما الان مدتها از اون سه ماه هم گذشت.اما خبری نشد که نشد.ولی یه ادم احساسی مثل من همچنان در حال رویا پردازی های خودشه.با اینکه واقعیت از روز روشن تره.

    شما هم احساساتی هستید.احساساتی اینگونه باید در نطفه خفه بشن.به هیچ وجه به احساسات خطر ناکتون بها ندید.بال و پر ندید.اونوقت کار به جایی میرسه که مغز فلج میشه و چیزی به نام تصمیم گیری درست عملا معنایی نداره.

    از میشل گفتید.بذارید یه اعترافی بکنم.روز اول که اومدم تو این سایت عضو شدم به خاطر دوستی به نام اهو من بود.کسی که دردش رو با تمام وجود لمس کرده بودم.اومدم تا شاید اونهمه زجری که من کشیدم اون بنده خدا نکشه،که متاسفانه نشد.خواستم برم.دیدم کاربر عزیزی به نام تسنیم هستن که به وسواس دچارن.من هم دو سال این مشکل رو در بالاترین درجش داشتم و هیچ کس بهتر از یه وسواسی نمیتونه بفهمه این بیماری هر روزش بارها مردنه.نتونستم بی تفاوت باشم.گفتم بمونم و هر جا که دلسرد شد قوت قلبش بشم.اما متاسفانه ایشون هم بی خبر رفتن.هنوزم که هنوزه نگران ایشون هستم.

    در این مدت برای خیلی ها پست میذاشتم.که یکی هم شما دوست گرامی بودید.برای بار سوم تصمیم به رفتن گرفتم اما پستی از میشل دیدم که تو اون بنده رو تنها کسی قلمداد کرده بود که شما ازش حرف شنوی دارید.اصلا هم برام مهم نبود دلیل این حرف شنوی چیه.پسر بودنم.همسن بودنم.یا هر چیز دیگه ای.با اینکه هرگز ایمان به این حرف میشل نداشتم اما چون ایشون رو بواسطه پستهاش قبول داشتم موندم تا شاید بتونم کمکی هرچند کوچک به شما بکنم.سعی کردم با خوندن مقالات علمی پست بذارم براتون.اما واقعیتی که بود من یه متخصص نبودم.من فقط دوست داشتم با دل نوشته هام قوت قلبی باشم براتون که بدونید هستند کسانی که منتظرن شما بیای و از موفقیتهاتون بگید.اما این بارم نشد که نشد.غافل از اینکه نبودنم بسیار بسیار بهتر از بودنم بود.چون گذشت زمان نشون داد چیزی از من و پست هام عاید شما نشد جز بهم ریختن ارامشتون.

    اینها که گفتم منت گذاشتمن نبود.حالا با این تفاسیر من دلیلی واسه موندن تو این تالار ندارم.پس اگه یه روز دیدید دیگه نیومدم عذاب وجدان نگیرید که به خاطر شما رفتم.به خاطر این رفتم که دیگه دلیلی نداشتم.دیگه احساس مسئولیتی نمی کردم.

    اما چند تا نکته رو برادرانه بهتون می گم.

    شما در حرفاتون تناقض زیاد دیده میشه.منظورم این نیست دروغ می گید.منظورم اینه که انگار یه جدل اساسی بین عقل و احساساتتون وجود داره.چیزی که باعث میشه حرفاتون گاها نامفهوم باشه.

    ازط من میشنوید تمام مشکلاتتون رو بنویسید روی یه کاغذ.کوچک و بزرگ.بعد ببینید کدومش براتون از همه مهمتره.همه رو الویت بنمدی کنید.بعدش فکر کنید هر کاربر فقط حق داره یه تاپیک باز کنه.پس مهمترین مشکلتون رو بیان کنید.در تاپیکتون سعی کنید مانع از منحرف شدن اون بشید.اینقدر تاپیک رو ادامه بدید تا به نتیجه برسید.


    راستی،منم اون پست اون کاربر محترم رو دیدم.همون حسی بهم دست داد که به مهرااد عزیز دست داد.خیلی خوشحالم شما و ایشون با هم اشنا شدید.وبه نظرم ایشون یک دوست خوب و مطمئن میتونن باشن براتون تو این سایت.چند تا مزیت هم دارن.

    همسن خودتونن.این تالار براشون صرفا پست گذاشتن و وقت تلف کردن نیست.اگه بود نمی رفتن تاپیکای قبلیتون رو بخونن.از همه مهمتر پسر نیستن.

    مهرااد عزیز،با دیدن اون پست اخطاریتون خیلی خوشحال شدم.از اینکه یکی مثل شما هم تو این تالار هست.البته مطمئنم دوستان دیگری هم هستن که هدف اصلیشون فقط کمک به یه هم نوعه.

    باور کنید اگه میشل و ریحانه نمی رفتن من هرگز حضورم در تاپیکاتون اینقدر پر رنگ نبود،گرچه پیگیری می کردم.چون دید بچه های تالار به این موضوع منو ازار میداد.فکر کنم با حضور مهرااد نیازی به امثال من نیست.پس مهرااد عزیز بیاید تا نیاز به ورود امثال من نباشه.


    در مورد فقط خدا هم بايد بگم دوست ندارم حرفي بزنم چون دارم همون جرقه كوچيكم فراموش ميكنم انشاا...
    به نظر من مشکل شما "فقط خدا" نیست.شاید اگر فقط خدا نبود به جایش امین،شاپور(دوستانی که ازشون نام میبرم منو ببخشن.چون میدونم منظور منو درک می کنن) میومدن.ناراحت نشید،اما شما باید ببینید این مشکل از کجاست.من یه بار تو زمینه احساساتم شل گرفتم یک سال از عمرم بیهوده تلف شد.


    من ارادت خاصي به فقط خدا دارم.اما جديدا از ازدواج واينكه يك نفر كنارم قرار بگيره بيزارم.پس مطمئن باشيد عاشق مرام وروش فقط خدا شدم نه چيز ديگه.
    هرگز هرگز هرگز هیچ کس رو بر اساس چند کلمه(چند پست) قضاوت نکنید.به شما اطمینان میدم منش واقعی من بسیار بسیار از اون چیزی که شما فکر می کنید دوره.

    اشنایی با شما و دوستان دیگر برام مایه افتخار بود.اگر همجنس بودیم دوستای خوبی میشدیم.اما به قول کارشناسا پسر و دختر مثل پنبه و اتیشن.پس من رفتم تا کسی نسوزه.

    ببخشید.خیالی طولانی شد.شاید این اخرین پستم باشه.خودمم نفهمیدم چی نوشتم.دیگه توان ویرایش نداشتم.اگه غلط املایی داشتم ببخشید.

    حلالم کنید.

    فقط خدا

    - - - Updated - - -

    وای اینهمه نظر کی اضافه شد!؟

    بچه ها چون پستها رو نخوندم اگه چیزی خطاب به من نوشتید و جواب ندادم حمل بر بی ادبیم نکنید.فقط میخوام کمتر باشم

    - - - Updated - - -

    تازگي به اين فكر افتادم يك تاپيك بزنم بنويسم ورود آقايان ممنوع.
    اینهم یه تصمیم احساسی دیگست.گرچه میدونم شوخی کردید.

    - - - Updated - - -

    من در بیان دیدگاهم اصلا به کاربر محترم جناب فقط خدا توجهی نداشتم. شناخت من از ایشون بیشتر از شماس
    عمرا.امکان نداره.

    - - - Updated - - -

    دیدم که اقای فقط خدا دارن تاپیک رو دنبال م یکنن. با عرض سلام خدمت ایشون من باز می گم که اصلا در حرفام اصلا مد نظرم ایشون نبودن. اون شوخی بیجای چند روز پیش من هم صرفا یه شوخی بود و قضاوتمم صرفا بر اساس نام تاپیک قبلیتون. من حتی اون تاپیک رو هم دوست نداشتم بخونم. واقعا فقط خدا راست گفتن که این شوخی درست نبود!
    علیکم السلام.من ناراحت نشدم.شما در اکثر پست هاتون شوخی می کنید.من این روحیه رو خیلی خیلی دوست دارم.

  11. 3 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92), نگاه (شنبه 16 شهریور 92), مهرااد (شنبه 16 شهریور 92)

  12. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    faghat-KHODA

    من بااین حرفتون به شدت موافقم که خوبه که مهراادجون توی این سایت هستش

  13. 3 کاربر از پست مفید نگاه تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92), مهرااد (شنبه 16 شهریور 92)

  14. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    وااای خدایا شکرت یکی این وسط منظور ما رو گرفت. ممنونم جناب فقط خدا. شما هم ما روببخشین

    اگه تاپیک داشتی می امدم چند تا نقد اساسی از شخصیتت می کردم .

    - - - Updated - - -

    فقط خدا جان یه تاپیک بزن تا بهتون بگم چقدر شناخت دارم!

    - - - Updated - - -

    نگاه جوون شرمندم کردی از لطفت دارم خجالت میکشم امیدوارم همینطور باشه و مدیر همدردی تمام اون پستای ناجورم رو حذف کرده باشه ابروم نره

  15. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92)

  16. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها

    - - - Updated - - -

    نگاه جوون شرمندم کردی از لطفت دارم خجالت میکشم امیدوارم همینطور باشه و مدیر همدردی تمام اون پستای ناجورم رو حذف کرده باشه ابروم نره
    راستشوبگوکجاست تابرم کشفت کنم

  17. کاربر روبرو از پست مفید نگاه تشکرکرده است .

    roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92)

  18. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    خیلی با نمکی نگاه جان :*. تو این سایت نیس! باااااااااااااااااور کن

    میگم ما داریم کل کل م یکنیم صاحب تاپیک رفته لالا


  19. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    roze sepid (یکشنبه 17 شهریور 92)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.