سلام. اول که اواخر سربازیم بود و گفتم وقتی تمام شد میرم مثل همه مردم سر کار.بعد که سربازی تموم شد دیدم کاری وجود نداره و از من بیکارتر خیلی هست. اون منا هم دوست داره و هم ترس ابرو. همه مشکلات را قبلا بهش گفتم و قبول کرده و الانم میگه صبر کن ولی خب من وجدانم قبول نمیکنه به پای من بسوزه و خوشبخت نباشه چون لیاقتش بهتر از منه









علاقه مندی ها (Bookmarks)