با سلام خدمت خانم بی تاب من با توجه به مطالبی که تو تاپیک قبلیتون هم گفتید عرض میکنم:
همونطور که جناب baby گفتن این شیوه خواستگاری اصلا مناسب نبوده و به عزت نفس شما ضربه میزنه هر چیزی راه رسم خودشو داره
اما من از شما سوال میکنم خود شما تا حالا برای ازدواجتون چه کار کردید؟ ببینید تو همین فروم هم راه حلهای عملی برای پیدا کردن خواستگار گفته شده آیا عمل کردید؟ ببینید الان مساجد محل یکی از مکانهای سوژه یابی توسط مادران هست یا شرکت در مراسمهای زنانه شرکت در عروسیها البته نظر من مختلط نباشه که عوارض داره کلا دیده شدن به نحو شایسته و راهکارهای دیگه ای که در فروم و در تاپیکهای مختلف چرا خواستگار ندارم گفته شده آیا به اون موارد عمل کردید؟
ارتباط با خدا رو قوی تر کنید بینش الهی به شما این امید رو میده که حتی اگر در دنیایی که به ظاهر طولانی اما حقیقتا زودگذر و فانی هست مدام سختی کشیدید اخرتی هست که ماندگاره و شما مزد شرایط سختت تو دنیا و سختیهاش رو به شرطی که صبر کرده باشی و شاکر باشی میگیری اونجاست که معنی عدالت خدا رو میفهمی و دیگران حقیقتا به حال شما غبطه میخورن
باور کنید طبق روایات اهل بیت روز قیامت وقتی مردم اثر مزدی که خدا به سختیهای دنیاشون داده میبینند آرزو میکنند ای کاش توی دنیا با قیچی تکه تکه میشدن!
پس عدالت خدا رو فقط با شرایط این دنیا نبینید از طرفی شناخت واقعی شرایط دیگران خیلی سخته در حالی که همه هم سعی میکنن حفظ ظاهر کنن خود شما هم که این قدر ناراحتی گفتی بیرون تو رفتارم نشون نمیدم همه همینطورن نمیشه از بیرون گفت وای بقیه چقدر خوشبختن! بری تو زندگی هرکسی میبینی هر کی پر از درده شاید از بیرون یک خانواده پولدار خوشبخت باشن یا یک فرد خوشحال و سرحال و .... اما از شرایط زندگی اونها خودشون خبر دارن ممکنه یک فقیر بسیار حال خوشی داشته باشه حالی که اون غنی صد سال ازش دور باشه!
نمیخوام فقط شعار بدم و میدونم شرایط خونه شما خیلی خوب نیست و مشخصه که شما دارید اذیت میشید و با بالا رفتن سنتون بیشتر نگران میشد اما خب شما هم در کنار توکل به خدا تلاش عملی برای تغیر نگرش و شرایطتون بکنید و همینطور برای ازدواج فقط منتظر خواستگار نباشید!
شما به زندگی خود نگاه کنید آیا همش نقطه ضعف است؟ نه خیر شما تن سالمی دارید چهره زیبایی دارید درک بالایی دارید تحصیل کرده ایید و... مواردی که برای هر کدومش اینجا کلی تاپیک زده میشه پس فقط به کمبودها نگاه نکنید به این همه نعمت هم توجه کنید و بگید خدایا شکرررررررررررررت
در اخر این داستان رو نقل میکنم:
روزی موسی ع به فردی رسید که کور ، فلج و زمینگیر بود و از بیماری پیسی رنج میبرد اما مدام شکر خدا می کرد موسی از او پرسید تو که دیگر هیچ بیماری نمانده که نگرفتی باشی شکر چه چیزی میکنی؟ آن فرد گفت شکر این میکنم که با اینکه اینهمه نقص دارم معرفت این رو دارم که کفر نگم و میدونم که همه چیز دست خداست و همینطور خیر و صلاح من حضرت موسی که ازین حرف خوشحال میشه دستی میکشه بر اون فرد و به اذن خدا تمام بیماریهاش شفا پیدا میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)