ببیند شاید بنده در این مقطع دارم اندکی رادیکالی حرف می زنم،اما به شخصه باور دارم در جامعه ای که جرم زاست،نباید همه تقصیرها یا بیشتر آن را بر گرده فرد قرار دهیم.
من در اینجا مقصودم توده عوام الناس ناآگاهی است که فضایی آلوده به ناپاکیها برای زندگی دارند و درجه تصمیم گیری و تعقل آنها پایین است.هنگامی که فقر در جامعه بیداد می ند یا اعتیاد فراگیر است،از کسی که گرسنه است نباید انتظار دزدی نکردن را د اشت و من به او حق می دهم که دزدی کند و دختری که پدرش او را برای تأمین اعتیاد خودش به زور شوهر داده و مجبور به فحشای قانونی در لباس اندام نمای ازدواج می کند،و او از فشار شوهر از خانه اش فرار کرده و دست به فاحشگی رسمی می زند،نتسبت گاهی که بر عهده اش بسیار اندک است.
شما به این غمها و معضلات بیفزایید فرزندان خانواده های ثروتمند یا قشر معدود باسواد و آگاه را که والدین مدام در حال پول درآوردن هستند و یا انجام وظایف مقدس!!شغلی و خدمت به اجتماع و تربیت فرزند را تنها در تأمین رفاه مادی فرزندشان می دانند.
و البته اضافه کنید فرزندان خانواده های سنتی و به شدت مذهبی را که جلوی رشد طبیعی و خواسته های به حق فرزندانشان را می گیرند و لاجرم بچه های آنها به خیل بیشمار بزهکاران نهان یا آشکار می پیوندند.
همه این فرزندان اگر به بزهکاری کشیده شوند،گناهی ندارند و اصلاً سنی ندارند که بخواهند تصمیمگیری منطقی داشته باشند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)