مرسی بازم از شما
مشکل من این نیست که چرا خانمم همیشه شاد نیست.
مشکل خانمم اینه که چرا شاد نیستیم. من اگر شاد هم نباشم گاهی مشکلی باهاش ندارم و به قول معروف میگم این نیز بگذرد... به فکر فردای بهتر هستم ولی خانمم اصلا روحیش اینطوری نیست.
با شناختی که ازش پیدا کردم اون کلا یه زندگی آماده و خوب و درجه یک میخواد تا شاد باشه. تو توضیحاتم گفتم که حتی از زندگی خودشم راضی نیست. صد دست لباس داره ولی بازم راضی نمیشه. بهترین مانتو و کفش و لباس رو بخره بازم راضی نمیشه و همش بیشتر میخواد. فقط تو زمینه لباس نیست کلا هر چیزی که داره بهترش رو میخواد. شاید بگین خوب این طبیعیه و چیز بدی نیست درست هم میگین ولی وقتی هیچ تلاش و حرکتی نمیکنه و فقط به اون چیزی که نداره فکر میکنه نا امید میشه. هیچ وقت داشته هاشو نمیبینه.
همیشه میگه تو خیلی خوبی ها داری مثلا اخلاقت نسبتا خوبه، باهام مهربونی بهم اهمیت میدی و... ولی این چیزا رو فقط میگه و هیچ وقت نمیبینه و نعمت هاشو کوچیک میدونه.
دوست داره خیلی آزاد باشه مثلا تنها بره سفر ولی من دوست ندارم و اگر منم بخوام مامانش عمرا بذاره از شهر خارج بشه.
بابت همین چیزا خیلی دروغ میگه مثلا مامانش نمیذاره با دوستش بره بیرون الکی میگه با من رفته بیرون که مادرش گیر نده بهش. حتی منم مجبور شدم دروغ بگم چون مامانش هر جور شده با من تماس میگیره که مطمین بشه باهم هستیم. چند بارم بهش گفتم از دروغ متنفرم ولی میگه مجبورم و من به تو دروغ نمیگم.
جدیدا خیلی بهش شک دارم مثلا اس ام اس خیلی میده و وقتی میپرسم میگه هر کی باشه مگه بهم شک داری!!
مشاور حضوری چند تایی تا الان رفتیم ولی همشون میخوان فقط پول بگیرن حساب کردم باید پول یه مسافرت شیرین رو بدیم به این روانشناسا که تازه مشکلمون رو فقط تشخیص بدن.
یه نفرو میخوام که با دوتاییمون یه جلسه حرف بزنه و همین حرفای شماها رو به اونم بزنه تا بفهمه روشش بچگانست. وقتی خودش بی حوصله باشه مثلا توی رابطه جنسی حق اعتراضی نیست ولی اگر من یکمی بی حوصله بشم گریه میکنه و کلی غر میزنه سرم که تو منو نمیخوای و برات تکراری شدم و ... . همیشه باید باهاش خوب باشم ولی اون چی؟
من هنوز رک و راست بگم به عشقش ایمان ندارم و همین باعث میشه نتونم علاقمو بهش زیاد کنم و یه حسی تو وجودم میگه دوسش نداشته باش چون دوستت نداره..
میدونم همه اینا حسه و شاید وسواس ولی به هر حال نتیجه رفتارای اونم هست. من حرفای عاشقانه میخوام ولی اون بلد نیست و وقتیم من میگم فقط بلده با بغل کردن و بوسیدن جوابمو بده نمیگم بده این کار ولی یه دختر چطوری نمیتونه یه کلام حرف عاشقانه بزنه.؟؟ فقط میتونه بگه دوستت دارم اونم تازه یاد گرفته. به طور کلی میزان احساسش و نوع بروزش منو راضی نمیکنه
- - - Updated - - -
مرسی بازم از شما
مشکل من این نیست که چرا خانمم همیشه شاد نیست.
مشکل خانمم اینه که چرا شاد نیستیم. من اگر شاد هم نباشم گاهی مشکلی باهاش ندارم و به قول معروف میگم این نیز بگذرد... به فکر فردای بهتر هستم ولی خانمم اصلا روحیش اینطوری نیست.
با شناختی که ازش پیدا کردم اون کلا یه زندگی آماده و خوب و درجه یک میخواد تا شاد باشه. تو توضیحاتم گفتم که حتی از زندگی خودشم راضی نیست. صد دست لباس داره ولی بازم راضی نمیشه. بهترین مانتو و کفش و لباس رو بخره بازم راضی نمیشه و همش بیشتر میخواد. فقط تو زمینه لباس نیست کلا هر چیزی که داره بهترش رو میخواد. شاید بگین خوب این طبیعیه و چیز بدی نیست درست هم میگین ولی وقتی هیچ تلاش و حرکتی نمیکنه و فقط به اون چیزی که نداره فکر میکنه نا امید میشه. هیچ وقت داشته هاشو نمیبینه.
همیشه میگه تو خیلی خوبی ها داری مثلا اخلاقت نسبتا خوبه، باهام مهربونی بهم اهمیت میدی و... ولی این چیزا رو فقط میگه و هیچ وقت نمیبینه و نعمت هاشو کوچیک میدونه.
دوست داره خیلی آزاد باشه مثلا تنها بره سفر ولی من دوست ندارم و اگر منم بخوام مامانش عمرا بذاره از شهر خارج بشه.
بابت همین چیزا خیلی دروغ میگه مثلا مامانش نمیذاره با دوستش بره بیرون الکی میگه با من رفته بیرون که مادرش گیر نده بهش. حتی منم مجبور شدم دروغ بگم چون مامانش هر جور شده با من تماس میگیره که مطمین بشه باهم هستیم. چند بارم بهش گفتم از دروغ متنفرم ولی میگه مجبورم و من به تو دروغ نمیگم.
جدیدا خیلی بهش شک دارم مثلا اس ام اس خیلی میده و وقتی میپرسم میگه هر کی باشه مگه بهم شک داری!!
مشاور حضوری چند تایی تا الان رفتیم ولی همشون میخوان فقط پول بگیرن حساب کردم باید پول یه مسافرت شیرین رو بدیم به این روانشناسا که تازه مشکلمون رو فقط تشخیص بدن.
یه نفرو میخوام که با دوتاییمون یه جلسه حرف بزنه و همین حرفای شماها رو به اونم بزنه تا بفهمه روشش بچگانست. وقتی خودش بی حوصله باشه مثلا توی رابطه جنسی حق اعتراضی نیست ولی اگر من یکمی بی حوصله بشم گریه میکنه و کلی غر میزنه سرم که تو منو نمیخوای و برات تکراری شدم و ... . همیشه باید باهاش خوب باشم ولی اون چی؟
من هنوز رک و راست بگم به عشقش ایمان ندارم و همین باعث میشه نتونم علاقمو بهش زیاد کنم و یه حسی تو وجودم میگه دوسش نداشته باش چون دوستت نداره..
میدونم همه اینا حسه و شاید وسواس ولی به هر حال نتیجه رفتارای اونم هست. من حرفای عاشقانه میخوام ولی اون بلد نیست و وقتیم من میگم فقط بلده با بغل کردن و بوسیدن جوابمو بده نمیگم بده این کار ولی یه دختر چطوری نمیتونه یه کلام حرف عاشقانه بزنه.؟؟ فقط میتونه بگه دوستت دارم اونم تازه یاد گرفته. به طور کلی میزان احساسش و نوع بروزش منو راضی نمیکنه
[size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا . [/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)