به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 06:13]
    تاریخ عضویت
    1391-2-18
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,419
    سطح
    21
    Points: 1,419, Level: 21
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 17 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed_jon نمایش پست ها
    سلام دوستان
    حالم اصلا خوب نیست،نیاز خیلی فوری به شما دارم.
    من از سال 84 در دانشگاه با دختری رابطمو آغاز کردم، اوایل خوب بودیم ولی کم کم مشکلات زیاد شد و قهرهای کوتاه و طولانی مدت زیادی داشتیم.

    تا اینکه به خاطر اینکه با من گاهی صادق نبود و گاهی وقتا داشت شیطونی میکرد و دروغ میگفت ازش کم کم دلسر شدم، و بعد از اینکه فهمیدم قبل از من هم با کسی بوده بهش بی اعتماد شدم،با طولانی شدن رابطه دیگه ازش زده شدم و گاهی دعواها بالا میگرفت هر دو تصمیم میگرفتیم که تمومش کنیم ولی باز به خاطر وابستگی و عادت باز شروع میکرد...

    البته بگم که اون تا وقتی با من بود همش میگفت با خانوادت صحبت کن و منم از طرفی به خاطر تنفری که ازش پیدا کرده بودم و موقعیت خوبی که خودم واسه خواستگاری دوست دارم داشته باشم،
    هی به عقب مینداختم.

    تا اینکه آخرین بار همین 8 ماه پیش به خاطر دروغ هایی که به من گفته بود و کارای اشتباش کلی بهش بدوبیراه گفتم و رفتم دنبال ادامه درسم که تازگی در یه شهر دیگه قبول شده بودم،ولی همیشه به این فکر میکردم که اینم مثل دعواهای قدیم یکم طولانی میشه و همیشه بهش فکر میکردم.

    تو این مدت خیلی دلم واسش تنگ میشدو چون نمیخواستم غرورم بشکنه هی تو وبلاگم پیام تبریک تولدو این جور چیزا واسش میزاشتم و اونم میخوند ولی چند باری هم که بهم پیام داد بازم جوابی ندادم.

    تا اینکه چند روز پیش مشکوک شدم که چرا چند وقتیه ازش خبری نیست، و با کلی بدبختی فهمیدم که با یه مرد کارخونه دار نمیدونم عقدی نامزدی چیزی کرده، و تو این مدت نخواسته من بفهمم.

    حالام که فهمیده من قضیرو فهمیدم،خیلی میترسه شوهرش از رابطه گذشتش با من نفهمه،و گفته من یه چیزایی بهش گفتم ولی اگه من بخوام بیشتر بگم،خودش زودتر به شوهرش بگه.

    الان من چند روزیه بدترین روزای عمرمو دارم میگذرونم، درسته ازش دلخور و متنفر شده بودم و احساس میکردم که این انتخاب مناسبی دیگه واسه ازدواج نیست،ولی خوب حرف 6 سال رابطه عمیقه که خیلی از وقتاش هم بی مشکل و شدیدا عاشقانه با هم بودیم.

    من از چند روز پیش خیلی خیلی داغون شدم، اولش به سرم زده بود برم همه زندگیشو بهم بریزم تا دیگه یواشکی منو نپیچونه، ولی با صحبت با دوستام و فکر کردن منطقی
    دیدم خیلی وقتا هم من مقصر بودم و با فرصتایی که به من داد نرفتم جلو واسه خواستگاری، و خلاصه اونم دختره و حق داشته.

    الان فقط از اینا شدیدا ناراحتم و دارم میمیرم
    :
    1-کاشکی درست با صحبتو خداحافظی تمومش میکردو کاملا عشق خودشو از دلم در میاورد به جای اینکه منو بپیچونه،تا یهو اینجوری سنگکوب نکنم با خبر ازدواجش...!!!

    2-اونقدر روزای خوشگلو قشنگو عاشقانه داریم، مخصوصا که این اولین دختر زندگیم بود، که وقتی بهش فکر میکنم، یهو اشکم در میاد، چطوری فراموش کنم؟موندم اون با اون همه دنبال من بودن چطوری تونست بعد 6 سال ولم کنه...!!!

    3- ناراحتم که اگه از بعضی اخلاقا و کارای بدش که بگذریم،یه دختر خوب و همه چی تموم بود و تا آخرین لحظه دوست داشت بهم برسه، و واسه همین دلم خیلی واسش بیشتر تنگ میشه و ناراحت تر میشم، الان فقط دوست دارم بهم بگه که از من متنفر شده و بگه چی شده که یهو در نبود من ازدواج کرده تا من راحت تر بتونم فراموشش کنم و مهرشو از دلم در بیارم.تو این بخش دوست دارم بگه از من بدش میاد، تا من با خودم کنار بیام که اونم منو نمیخواسته.

    (خلاصه بگم به خاطر بعضی اخلاقا و کاراش قید ازدواج باهاشو زدم، و از طرفی این 6 سال رابطه با اون همه خاطرات قشنگ که رو سرم خراب شده داره دیوونم میکنه، و از طرفی هم دوست نداشتم اینطوری تموم بشه بی خداحافظی بدون هیچ حرفی و بدون اینکه کاملا عشقشو از دلم در بیاره...)

    فکر کنم جنس احساسی که من الان دارم خیلی واسه هر کسی اتفاق نیوفتاده باشه.

    کمکم کنید،اونقدر ناراحتم و داغون که الان چند روزه شبا با اشک میخوابمو اخلاقام خیلی تند شده و دارم دیوونه میشم....

    سلام خدمت همگی دوستان
    بعد ازگذشت بیشتر از یک سال دوباره اومدم به این تاپیک و سری بزنم...

    الان که پست اول رو میخونم خندم میگیره،
    الان خییییییییییییییییلی با قبلا فرق کرده،
    خدارو شکر خودمو پیدا کردم،دارم موفق میشم و کلی اطلاعات در مورد رابطه ی درست و روابط و ازدواج خوندم و خلاصه الان با سلاحی از تجربه و اطلاعات درست هستم..

    هه یه روزی ناراحت بودم چرا که رفت،ولی حالا خوشحالم و ممنونم از خدااااااااااااااا
    بهترین کار ممکن رو واسم کرده،
    کل تاپیک رو دوباره خودنم و الان حس خوبی دارم،
    اینروزا دیگه هیچ فکری که بهش نمیکنم تازه خوشحال هم هستم،
    خوشحاااااااااااااااال و آزااااااااااااااااااااااا اااااااد، بدون دغدغه و عذاب،بدون فکر خیانت کسی دیگربدون ناراحتی خلاصه زندگیم خییییییییییلی از قبل بهتر شده..
    رابطه ی قبل از ازدواج درست نیست دوستان من،بخدا درست نیست،
    من دیگه بعد از اون به هیچ دختری فکر نکردم و تمرکز رو گذاشتم رو کارم و هدف هام
    ان شالله اگرم روزی بخوام ازدواج کنم دستو و با اصول منطقی که یاد گرفتم این کارو انجام میدم...

    دوستان من کلی سخنرانی از کلی آدم مختلف خوندم و الان مثل روز همه چیز جلوم روشنه..
    این که چطوری فرد موردنظر رو پیدا کنم؟چطوری آشنا بشم؟چطوری ازدواج کنم؟چطوری استحکام ببخشم به رابطه ....خلاصه حتی تربیت فرزند هم کلی چیز میز خوندم چون همونطور که میدونید تربیت فرزند از قبل از ازدواج شروع میشه...

    دوستون دارم و براتون بهترین آرزو ها رو میکنم
    همونطور که امام علی (ع) خطاب به کمیل گفت: هیچ کاری نیست مگر آنکه تو در آن نیازمند شناختی...
    همیشه به دنبال شناخت و آگاهی باشین تا هیچ اشتباهی مرتکب نشیم..
    طرف یه گوشی موبایل میخواد بخره 2 ماه تحقیق میکنه،اونوقت ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی یهو عاشق میشه چشماش بسته میشه و هل داده میشه تو زندگی،این اشتباست عزیزان...
    بزاریم همسرمون عشق پاک و دست نخوردمون رو بچشه،بخودمون ارزش بدیم،بخودمون بها بدیم،اینکه افتخار کنی من 10 تا دوست پسر دارم یا 10 تا دوست دختر این ارزش نیست این اتفاقا بی ارزشیه تورو نشون میده که اینقدر ارزون خودتو به این و اون میفروشی...
    گرانبها باش،تقوا پیشه کن،و بهترین احساسو و عشقو از ناب ترین هاش رو به یه نفر و اون هم همسرت هدیه کن...

    دوستون دارم و واسه همه دعا میکنم خوشبخت بشید...

  2. 7 کاربر از پست مفید hamed_jon تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (دوشنبه 11 شهریور 92), roseflower (دوشنبه 11 شهریور 92), shapoor (یکشنبه 10 شهریور 92), ویدا@ (یکشنبه 10 شهریور 92), violet (یکشنبه 10 شهریور 92), yasi jon (یکشنبه 10 شهریور 92), دختر مهربون (یکشنبه 10 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.