دلت را بتکان
غصه هایت که ریخت تو هم همه را فراموش کن...
دلت را بتکان
اشتباهاتت که افتاد زمین بگذار همان جا بمانند...
فقط از لا به لای اشتباهاتت یک تجربه را بیرون بکش...
و قاب کن و محکم بر دیوار دلت بزن...
اگر دلت را محکم تر بتکانی
همه ی کینه ها نیز میریزد...
و تمامی غصه های بزرگ...
و همه ی آرزو ها و حسرت ها...
و کمی محکم تر بتکان
تا تمام عشق های بیهوده نیز بیفتند...
کمی آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد...
تلخ یا شیرین چه فرقی دارد؟
خاطره،خاطره است و باید بماند...
کافیست؟
نه هنوز دلت خاک دارد
یه تکان دیگر...
تکاندی؟
دلت را ببین تمیز شده...
و سبک...
حالا دیگر جای اوست...
دعوتش کن...
این دل مال اوست...
همه چیز ریخت از دلت...
همه چیز افتاد
و تو ماندی و یا قاب تجربه و یک مشت خاطره
و یک خدا...








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)