به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 فروردین 93 [ 16:20]
    تاریخ عضویت
    1392-6-08
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    570
    سطح
    11
    Points: 570, Level: 11
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 38 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گل رز و سایه ی عزیز ، آسمانی مهربان ، نا آشنای آشنا خیلی ممنونم.
    پاسخ دوستان باعث دلگرمی منه . و البته راهگشا
    توی ارسال اولم گفتم دیگه که بعدازظهر همون روز مادرم رو فرستادم خیاطی اون دختر خانم تا از خودش بپرسه و اون هم گفته بود نه و تفاهم نداریم و .... خلاصه رد کرده بود .
    بعد از این هم نمی دونم جلو رفتن اصلا کار درستیه یا نه . چون نظر من صد صد نبود . شاید توی جلسه دیگه یه چیزی می گفت که مثلا برام قابل پذیرش نبود .
    اگه رد کردنش دلیل خاصی داشته که هیچ اما خیلی ناراحتم اگه به خاطر حرفای جلسه اول برداشتی غیر واقع از من و اخلاق و رفتارم کرده باشه
    شما که منو نمی شناسید . نمی خوام از خودم تعریف کنم . اما من خیلی برای نظر دیگران احترام قائلم . در خانه و اداره و... به مهربانی و خوب بودن و به فکر دیگران بودن و صبر و سازش و .. معروفم . اصلا آدم سخت گیری نیستم.
    من دنبال یه نفر بودم که بشه باهاش یکی شد. به نظرم این خانم خیلی از ملاکای منو داشت . خیلی شبیه خودم احساسش کردم.
    می ترسم برداشت ناصحیحی کرده باشه.

    گفتن من به مادرم دوباره :
    ممکنه دختره بازم بخاطر اون زمینه ی ذهنی که داره بازم بگه نه .
    تازه مادرم الان ناراحته که چرا بار دوم رفته ازش پرسیده . وای به حال بار سوم.
    راستی اگه فرضا اگه بگه بله صحبت کنیم دوباره و مثلا جور بشه ، این در آینده مشکلاتی ایجاد نمی کنه که بگن شما مثلا چند بار خواستگاری اومدید و ... و به خانواده ی پسر لطمه نمی زنه ؟

    کاش می شد یه بار دیگه باهاش حرف می زدم.
    زندگی خیلی پیچیده ست

    - می گم آقای نااشنا اون خانم معیارای شما رو داشت؟ بهش وابسته نشدید؟ بعدش جای دیگه هم رفتی ؟
    ویرایش توسط yerahgozar : جمعه 08 شهریور 92 در ساعت 16:28

  2. کاربر روبرو از پست مفید yerahgozar تشکرکرده است .

    roseflower (جمعه 08 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.