به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اینجا کسی حق نداره یه نسخه بپیچه که مثلا تو رو این برنامه پیش برو و خبرم کن چکار کردی تا دوباره بگم دقیقا چکار کن نه اینجا نظر ای مختلفی ارائه میشه شخص باتوجه به تشخیص خودش. تصمیم میگیره چکار کنه چون اگه اونطوری باشه ما مستقیما به شعور اون طرف توهین کردیم و یا یه جورای اونو وابسته خود کردیم طوری که با پیش اومدن کوچکترین موضوع جدید باز مشاوره ازت میخواد


    اینو گفتم که بدانی ما میتونیم از رابطتتون از شخصیت اون فرد انگیزش و وارسی خودت یه چیزهای را مشخص کنیم که شاید در این موقیت نتوانی درست بهش برسی و شاید آن جور که هست ببینی
    پس تصمیم نهای و پیدا کردن راه حل درست باتو...

    - - - Updated - - -

    صبر کن الان یه دست نوشته خودم یادم آمد برات میفرستم شاید ککت کنه


    متوجه هستی که اونجایی که نوشته اطلاعاتموضوع اسم کار برای که دارن تایپیک میخونن نوشته پایین صفحه

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-6-05
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    68
    سطح
    1
    Points: 68, Level: 1
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم .. منتظر راه حل هاتون هستم..

  3. کاربر روبرو از پست مفید sadaf26 تشکرکرده است .

    hana 68 (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    31
    Array
    من عادت ندارم نسخه به این تلخی و ناگهانی بپیچم صدف جان اگه بگم به یک باره خذف کن که تو خودت خیلی بهتر از من میدانستی
    حوصله کن چندتا جنبه از ای رابطه بفرستم برات

    - - - Updated - - -

    اینکه با یه دکتری رپ به رو شدید که یه سری راهای عشقی برا شما هموار کرده که شاید هر کسی جز شما بود هم همینکارها را از اون میدید(فقط چون شما براش درد سر چندانی و توقع بیجایی نداری و موقیت متهالیش راشاید بیشتر درک میکنید. با شما احساس خطر زیادی نمیکنه و) و چون مردا دوست دارن بعضی وقتا از رابطه فاصله بگیرن تا به ارامش. برسن و تو اون فاصله را رعایت میکنید به یک سال و نیم رسیده.. وگرنه رابطه شما نیز مثل اون دوست دخترا که تو اصلا نمیتونی بگی چند تا بوده، تموم شده بود


    اگه اولویت را در هر چیزی بذاری اول به خانمش میده از تلفن جواب دادن تا.... اینکه ماندن با کدام و به ضرر کدام(که ماندن بازنش را ترجیع به بدترین ضرر چه روحی چه ابرویی به تو میدهد)


    با کسی هستی که برعکس خودت که چقدر این رابطه را در زهنت مقدس میدونی که شاید آرزو کنی کاش دایت یا برادرت بود ولی متاسفانه او غریضه جنسیش در اولویته اما بدلیل رعایت تو و ترس از متنفرشدنت محتاطانه و اهسته پیش میره

    - - - Updated - - -

    اگه دوست داری هنوز ادامه بدم
    و تو هم ب جوابم بده صدفم

  5. 2 کاربر از پست مفید hana 68 تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-6-05
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    68
    سطح
    1
    Points: 68, Level: 1
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گاهي با دست پس ميزنه و با پا پيش ميكشه.. ميگه من"متاهلم" اما وقتي من ميگم"حتي اگه من پيام دادم تو جواب نده" ميگه حالا گاهي از احوال هم با خبر باشيم اشكالي نداره.. ميگه من "متاهلم" اما هرگز خود داري نكرده ..بارها خواستم به كمك خودش رابطه رو قطع كنم اما كمك نكرده ازش خواستم خواهش كردم خودش كمكم كنه اما كمكي نميكنه..
    حنا جان ميدونم اين رابطه مثل يه "دام" ميمونه كه گرفتارش شدم اما راه رهاييو نميدونم.. اوايل باور نميكردم زن داره چون هر شب تا 3 نصف شب به من پيام ميداد!!!! شب هايي كه بيمارستان بود از ساعت 2 شب تا 5 صبح تلفني صحبت ميكرد.. اون موقع بهش گفتم تو همسرت كجاست كه تا اين وقت شب پيام ميدي؟؟ پس دروغ ميگي زن داري(همون شروع رابطه) كه بعد از اون كم كم رابطشو شبيه كسي كرد كه همسري داره!!!.. يعني بعد از حرف من محدودش كرد... دليلشو نميدونم..ديگه هم نه به روي خودم اوردم نه سوالي پرسيدم در طول اين يك سال و اندي اما هميشه جاي سوال بوده براي من.. اگه جوابي به ذهنت ميرسه بهم بگو..
    ویرایش توسط sadaf26 : چهارشنبه 06 شهریور 92 در ساعت 02:30

  7. کاربر روبرو از پست مفید sadaf26 تشکرکرده است .

    meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    31
    Array

    Icon17 صدف فک کن زنش موضوع رابطه شوهرش همه این مدت میفهمیده پیش روانشناس رفته، جواب نداده، گریه کرده

    واب نداده شبا از کابوس بلند شده جیغ زده شبا وقتی همسرش خواب بوده اینقدر گریه کرده که خوابش بردهجاینقدر نا امید شده ولی باز هیچ چیز مثبتی که نشان از خیانت بس. .. همسرش باشه ندیده به خدا التماس کرده حتی. نظر هم کرده اما بی فایده بوده. با

    با کمک مشاور تصمیم گرفته بیشترین توانش خرج کنه که همه اون کمبود های احتمالی همسرش که باعث کشیده شدن به این کاره ریشه یابی کنه بلکه نتیجه بگیره
    به خودش میرسه به زندگیش
    تو روابطشون گرم گرم...
    بهترین لباس پوشیده
    اما دوباره حتی باش گفتگو کرده و...

    حالا نا امید از همه جا به تو پناه میبره
    زنگ میزنه به تو و خودش معرفی نمیکنه
    ازت میخواد سه دقیقه وقت بهش بدی
    آلو سلام میخواستم سه دقیقه وقتت ون بگیرم
    عزیزم میدونی قانون'''کار ما""چیه؟ یعنی کار ما با دقتی باور نکردنی به خودمون بر میگرده با این تفاوت که اندازه وشدت مکانش. دست ما نیست.
    اگه با یه ارتباطمون وارد یه حریمی م زناشویی بشیم. حتی اگه هیچ منظوری نداشته باشیم ولی با این کارمون اون رابطه از گرمی به سردی بکشیم گرچه متوجه اون سردی به ظاهر نشدیم و هیچ گناهی مرتک

    حتی اگه هنوز ازدواج نکرده باشیم یه زمانی یه کسی این کارو با ما میکنه. با ای تفاوت که دیگه شاید رفتارا ی اون شخص به پختگی ما نباشه و ضررش هم قابل پیش بینی نیست، تومیپرسی شما؟

    اون با یه دل شکسته میگه فک کن یه بچه داخل خیابون ای حرفو زده به محتواش فکذکن
    میگه اگه ناراحت شدی منو ببخش. تو هم جواب میدی من متوجه نشدم

    میگه ازت خواهش میکنم فقط فک کن نشیم

    - - - Updated - - -

    من میدونم چرا کمش کرد چون ترسید از دستت بده چون فهمید از خیانت متنفری خواست اسمشو تغییر بده بگه همکار و دوست که هر کمکی از دوستمون بر میآد میکنیم چون شخصیتت شناخت که دختر خیابونی نیستی که به همه بگه بلهشاید هم فهمید اولین تجربته

    - - - Updated - - -

    ببین بایه زمانی تصمیم جدی میگیری که قطع بکنی که یا از چششت بیافته یا احاس خطر جدی کنی.
    حالا راه حل من فک میکنم هنوز تو هیچ کدوم از به این کزینه ها به طور قطع نرسیدی. گرچه خیلی رهایش را دوست داری اما این که گفتم واقیته....
    من میرم بخوابم فردا شب از یازده شب میام بودی صحبت میکنیم

  9. 2 کاربر از پست مفید hana 68 تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92), toojih (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  10. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    صدف عزیز

    تاپیکت را به شکل گفتگوی دو نفره پیش بردی که خلاف روال همدردی هست و همینطور باعث شده که دوستان دیگه کمتر به شما سر بزنند.
    در مدیریت تاپیکت دقت کن تا بهتر نتیجه بگیری.

    حنا جان امیدوارم متوجه منظورم باشید. می دونم که شما به خاطر ناراحتی مراجع و نیازش به هم صحبت با ایشون همدردی کردید.



    صدف جان

    این مردی که توضیح دادی کاملا مشخصه که اهل سواستفاده و روابط این چنینی است.
    محتاط بودنش با شما هم به خاطر ترسی هست که از وابستگی شما داره.
    متوجه هست که چقد وابسته شدی و می ترسه فردا که بخواد بندازدت دور ( ببخشید ) می شی دردسر.
    دقت کن که نگران احساسات شما نیست، نگران دردسر شدنته.
    برای همین احتیاط می کنه، با پا پس می زنه و با دست پیش می کشه و ... که فردا زبونش سرت دراز باشه و راحت تر دکت کنه بری.

    فردا کی هست؟ بعد از این که شما را راضی به رابطه جنسی کرد، مدتی با شما موند و دلش را زدید.
    خودت هم می دونی و گفتی که باز هم دوست دختر داشته.

    صدف،
    این که اون مرد خوبیه یا نه،
    زنش خبر داره یا نه،
    چرا تا نصف شب با شما صحبت می کرد،
    حالا بعدش رابطه اش با زنش چی می شه،

    به شما و زندگیتون هیچ ربطی نداره.
    به فکر خودت باش.
    زندگیت.
    آرامشت،
    آینده ات ....

    این رابطه هییییییییییییییچ عاقبت مثبتی توش نیست. جز اینکه یا بی سروصدا شما را رها می کنه و افسردگی و حقارت و ... می آد سراغت
    یا با سرو صدا که آبروریزی هم بهش اضافه میشه.

    اهل هر خانواده و نوع فرهنگی که باشی، مطمئنا رابطه با مرد متاهل توش تعریف نشده است.
    هر جور دختری که باشی مطمئنا تحمیل خودت به دیگری و تحقیر کردن خودت را محاله که قبول کنی.
    تو این رابطه داره با شما اینطور رفتار می شه و بعدها متوجه می شی. وقتی که بره و یک صدف بمونه با روان داغون.

  11. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    camelia (چهارشنبه 06 شهریور 92), del (چهارشنبه 06 شهریور 92), meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92), toojih (چهارشنبه 06 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 06 شهریور 92), اشنای قدیمی (شنبه 23 شهریور 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اردیبهشت 95 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1392-5-10
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    2,669
    سطح
    31
    Points: 2,669, Level: 31
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    204

    تشکرشده 130 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستم سلام... شما یه خانوم تحصیلکرده هستی چرا داری وقت خودت رو برای کسی میزاری که میدونی اینده ایی باهاش نداری تلف میکنی...مطمئن باش اون ادمی که باعث ارامش واقعی شماست در اینده منتظر شماست پس اجازه بدین سر راهتون قرار بگیره همه وقتتون روصرف یه دوست داشتن گذرا نکنید....نمیدونم تو این اقا چی دیدید ولی این اقا دوبار به خانومش خیانت کرده....یعنی به هیچ اصولی پایبند نیست حاضر بخاطر خودش با زندگی چند نفر بازی کنه.............همه ما در زندگیمون به صورت مقطعی درگیر مسایل اینچنینی شدیم....وبعدها حسرت وقت وزمانو احساس از دست رفته را خوردیم...چه بسا خودمون را محکوم کردیم............تا دیر نشده..خودتونو از این رابطه بکشید بیرون...اولش سخته ...ولی شما نتیجه وخوبی انشالله میگیری..........

  13. کاربر روبرو از پست مفید سنجاقک ابی تشکرکرده است .

    meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  14. #18
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    sadaf26 عزیز

    به تالار همدردی خوش آمدی



    درکت می کنم :

    احساس قشنگی داری ، ولی مصداق قشنگی ندارد ....

    حال خوشی داری ولی عاقبت خوشی ندارد .....

    عشقت به این روند عنقریب حرمان به دنبال دارد ....


    این روند می تواند :

    ترا نسبت به عشق ناخوش کند .....

    می تواند برای همیشه رنج احساس ناکامی را به کامت بریزد ....

    می تواند منجر به تارک دنیا شدنت شود .....

    در احساسات رمانتیک قوی هستی و دراین مصداقی که یافته ای متمرکزش کرده ای

    آری عشق به تو آرامش می دهد ، لذت می دهد ، صبوری می دهد و ...... اما اگر مصداقش مصداق حقیقی و پایدار

    نباشد همه اینها می شود ضد خودش و ترا بیمار می کند

    می گویی نمی توانم کنارش بگذارم .... میگویم نمیخواهی کنارش بگذاری ، چون حقیقت است که خواستن توانستن است

    پس روی خواستن کار کن ..... و در اینجا برای همین کمک بگیر .... بخواه که بخواهی ، که مطمئناً بعدش می توانی ....

    اگر در اینجا برای همین کمک بخواهی ، یکی مثل من از تو می خواهم که صدف عزیز ، اول خوب خودت را بررسی کن

    ببین چرا نمی خواهی کنارش بگذاری .... تا من بهت نشان دهم چگونه بخواهی تا بتوانی







  15. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92), ویدا@ (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  16. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    این پست مدیر همدردی را بخوان ( البته کل تاپیکی که این پست در آن ارسال شده را بخوانی خیلی بهتر هست ) :




    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها


    مطمئنم كه اين مسائلي را كه ذكر كردي فشار زيادي برايت داشته و دارد. اگرچه ما همه فشارهايي را داشته ايم اما درك كردن ديگري واقعا سخت يا غير ممكن است.
    و حالا بازنگاري اين احساسات سخت تر و فشار آورتر هست. آنهم زماني كه تقريبا مطمئن هستي خودت بهتر از ديگران بر مسائلت آگاهي و احتمالا راهكاري نداري.
    مطمئن باش، ما حداقل كاري كه مي توانيم بكنيم انرژي گذاشتن و درك كردن شماست. اما ممكن است كاملا بر همه چيز شما اشراف نداشته باشيم ، لذا صحت نداشته باشد. برای همین از شما انتظار داريم با بازخوردهاي آرام خود اين تعامل را تا رسيدن به نتيجه مطلوب با ما داشته باشيد.

    ما از بچگي تمرين گسستن از مرحله اي و وصل شدن به مرحله اي را به اندازه ظرفيتمان تجربه مي كنيم. و اين لازمه رشد ماست.
    زمانی كه آغوش گرم و مهربان و شیر گوارای مادر را بايد ترك می کردیم در دل غم اين جدا شدن ،‌نويد ارضاء هاي جديدي از نيازهايمان نهفته بود .
    بزرگ شدنمان را به رخ نوزادان ديگر مي كشيد.
    از پستان مادر گذشتن، يعني باز شدن حلق ما به هزارن اشربه و اطعمه.
    مهم اين بود كه ما بتوانيم فهم كنيم غذا را ، مهم اين بود كه دندان داشته باشيم كه بجويم، مهم اين بود كه مخاط معده ما با غذا بيگانه نباشد.

    اين گسستن ها ادامه داشت. با جدايي ها. با مرگ مراحل قبلي هر زمان تولد مرحله اي نو بود.

    پدر و مادراني كه اجازه مي دادند فرزندانشان مزه ناكامي ها را كم و بيش بچشند به آنها غير مستقيم مي فهماندند كه ناكامي مرگ مطلق نيست. بلكه مي تواند افزايش گنجايش يك انسان و آماده سازي او براي بزرگ شدن را داشته باشد .

    كسي كه بتواند از پفك عبور كند،‌ از پستانك عبور كند، از عروسك عبور كند، از موبايل عبور كند، از ماشين عبور كند و ... در حال رشد كردن هست. اما اگر هميشه تصور كنيم عبور از هر مرحله با ارضاء و رسيدن كامل يه نيازهاي آن مرحله هست،‌اين اشتباه بنيادين هست.

    گاهي نيازها را تغيير مي دهيم، گاهي نيازهايی را كاهش مي دهيم ،‌گاهي مقابله مي كنيم، گاهي كامل ارضاء مي كنيم ، گاهي بازتعبير مي كنيم، گاهي به تاخير مي اندازيم و ..... همه اينها كام يا ناكامي ما در برابر نيازهايمان هست. و بزرگمان مي كند.


    اما اگر صرفا از كودكي بياموزيم كه بايد بر وفق مراد ارضاء شويم. بعدها متوجه مي شويم كه خلاقيت كمي در تعامل با مشكلات و نيازهايمان داريم يعني تك بعدي هستيم و فقط از يك طريق مي خواهيم آن را حل كنيم. (اين مي شود مشكل حاد).

    و اكنون شما در آستانه رهايش از يك پيله هستيد. و پرواز جديد
    تولدي جديد نه بر اساس نياز ديروزين خود، بلكه بر اساس قطع بند ناف خود و فراخي آفرينشي كه به عنوان يك انسان در پيش رو داريد.
    شما بين ماندن در لذت ديروز و اوج فردا مردد شده ايد.

    تجربه عشق مانند تجربه كردن مادر هست هنگامي كه در آغوشش آرميده اي.
    اما گاهي تصور مي كنيم ،‌اگر از دامان مادر بيرون بپريم ، به معناي از دست دادن آن است. به معني عدم فهم عشق مادريست.

    امروز شما از هر كسي كه تجربه عشق را نداشته باشد بالاتر هستي. اما اگر پاي خود را به گذشته گره نزده باشيد.
    عشق به ما پر پرواز مي دهد. نه اينكه هميشه با اين پرها سرگرم باشيم و با توصيف و ذكر و نوازش اين پرها لذت ببريم. بلكه عشق به ما ياد مي دهد كه با تجربه اش برويم. (قطع از خود و عبور از خويشتن).

    ستاره رو به رشد، شايد والدينت به شما فرصت لذت بردن از ناكامي ها براي رشد را نداده باشند. اما زمانه اين اختيار را يكبار به تو داده است كه يك گذر و عبور را تجربه كني و لذت رهايي را بچشي.

    تو شيفته عشقي.
    تو از عشق ورزيدن به هيجان مي آيي.
    اگرچه موضوع عشقت اين آقاست.
    اما نبايد دچار اين اشتباه بنيادي شوي و عشق و معشوق را برابر بگيري.

    این عشق تجربه ایست که به وسيله اين معشوق تداعي مي شود . اما در روان شناسي این حالت يك شرطي سازي كلاسيك هست.
    يعني بايد توان داشته باشي. كه متوجه شوي عشق در درون فهم تو و در تك تك سلولهاي توست. و آنكه بيرون است و نام معشوق دارد، صرفا همراهي دارد با اين عشق تو و تداعي كننده هست.
    اين آقا عشق نيست. بلكه يك معشوق هست. و عشق درون توست.
    اگر اين آقا عشق بود، پس همه افراد عشقشان برابر بودبا اين آقا. اما مي بيني كه اين عشق درون تو شعله ور است.

    اگر بتواني بين عشق و مشعوق تفكيك قائل شوي. متوجه مي شوي آنكه ستودني هست تو هستي و تجربه عشقي كه داري.

    شايد اشاره ادبيات غني فارسي كه پر از توصيف و شرح عشق و عاشقي هست و در ظاهر هيچكدام به وصال نرسيده اند مي خواهد همين راز و سر را بگويد كه ،اين مجنون ، فرهاد و خسروها بودند كه عشق را آفريدند.
    و عشق آنها افسانه يك ملت شد و نقل شد، بدون آنكه همبستري در آنها باشد، يا وصالي صورت بگيرد.....

    عشقهايمان را بايد رشد دهيم. و تجربه كنيم براي بزرگ شدن.

    اگر عشقمان را با مصداقهایش برابر بگيريم و روي آنها قفل بزنیم . اين عشق به ما بالندگي نمي دهد. ميشود آينه دق. ميشود رنج مستمر، مي شود افسردگي، ميشود بيماري روان تني، مي شود افسردگي ، مي شود تخدير ....

    اما عشق كه تداعي اش با معشوق بوده است. خودش بزرگ است. خودش مستقل هست، خودش رشد دهنده است، خودش توليد كننده است، خودش غمگسار و غمسوز هست. عشق هرگز غمساز نيست.عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق خودكفاست.



    تجربه عشقت مبارك
    .

    اینم لینک تاپیک :


    http://www.hamdardi.net/thread-14596.html





  17. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (چهارشنبه 06 شهریور 92), hana 68 (چهارشنبه 06 شهریور 92), meinoush (چهارشنبه 06 شهریور 92)

  18. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    از دیالوگای شما و حنای عزیز واقعا لذت بردم. خیلی نوشته های قشنگی بودن.

    صدف جان این حست به نظر من عشقه یه عشق پاک. خیلی هم ستودنیه. این احساس پاکو هر کسی نداره. اینکه ارام و بی توقع باشی و ازادی خودت و طرف مقابلت رو در نظر بگیری. به خاطر داشتن این احساس بهت تبریک می گم.

    اما تا جایی که به نظر میاد متاسفانه شخصی که این احساسات زیبای تو رو داره دریافت می کنه چندان هم لیاقت این هدیه رو نداره. مشکل فقط همینه. وگرنه تو و احساست ستودنی هستین. اما شخصی که دوسش داری مناسبتی نداره با احساست. حتی ممکنه انقدر این احساس پاکت براش زیبا باشه که اونم نتونه از تو جدا شه.

    راه حلی که به نظرم میاد:

    1- از هیچی خجالت نکش. عذاب وجدان نداشته باش. این عشقه. عشق پاکی هم هست. پس خودتو سرزنش نکن و با خودت راحت باش.

    2- بشین فکر کن ببین واقعا این مرد چه ویژگی ها و چه خصوصیاتی داره که جذبش شدی. چی داره که تو این ادم دیدی اما توی بقیه ندیدی؟ مطمنم ظاهری نیست دلیلت. باید به عمق رفتاراش دقت کنی. مخصوصا اون لحظاتی که می بینی تونسته بیاد توی دلت. دقت کن به همه ی رفتارایی که باهات داشته و یه بررسی کن. می تونی وِیژگی هاشو بنویسی. بنویس که چه وِیژگی هایی داره که تو دوست داری.
    بعدش می فهمی تو به چی جذب میشی. به چه خصلت هایی از یه ادم جذب میشی که توی این ادم هم هست. بعد که اگاهی پیدا کنی به اینکه به چه چیزهایی جذب میشی می تونی اون ویژگی ها رو توی خودت تقویت کنی. اونوقت دیگه راحت تر تصمیم می گیری که این ادم به دردت می خوره یا نه.

    نظر شخصی من اینه که اگه بخوای به احتمال زیاد می تونی با همین ملایمتی که داری اونو جذب خودت کنی طی زمان. اما ایا واقعا اون ادم ارزش این وقت و احساس و انرژیتو داره یا نه چیزیه که تو باید تصمیم بگیری. الان کار مهمت اینه که دقیقا بفهمی یه چیه این ادم جذب شدی. چی داره که دوسش داری و چی داره که باهاش ارومی و صبوری. چه ویژگی هایی داره که اون برات از بقیه ادما متمایزه. بعدش که بفهمی اینو ممکنه خود به خود دیگه انقدرم به این اقا فکر نکنی و ازاد بشی. چون می تونی خودت دارنده ی همه ی اون صفاتی باشی که در اون ادم هست و تو رو جذب کرده. چون اگه نمی تونستی اون صفاتو داشته باشی اصلا توی شخص دیگه ای نمی دیدیش. بعدش که خودت دارنده ی اون صفات که برات عزیزن الان شدی دیگه لزوما به ایشون نیازی نخواهی داشت. این درسیه که احتمالا باید از کنار این ادم بودن بگیری. شاید بعدش که درساتو یاد گرفتی دیگه بهش نیازی نداشته باشی و خود به خود از ذهنت دورش کنی.

    این راهیه که به نظر من میاد. امیدوارم بتونه برات مفید باشه.
    ویرایش توسط meinoush : چهارشنبه 06 شهریور 92 در ساعت 18:56


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.