به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 35
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 بهمن 92 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-5-28
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    423
    سطح
    8
    Points: 423, Level: 8
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلم برای شوهرت سوخت.وقتی زن آدم .محرم اسرار آدم در موقعیت های سختی مثل الان که این مشکلات مادی براش پیش آمده به جای کمک وهمدلی به فکر مقایسه و درگیری است از دیگران چه انتظاری داری.
    شما اصلا نباید به دیگران اجاره بدی در مورد همسرت بخواهند اظهار نظر بد داشته باشند .شما بهترین گوهر را در دست داری .آن عشق به همسرت است.شاید هیچ کدام از خواهرهای به ظاهر خوشبختت این حس رو نداشنه باشندپس این حس رو نقویت کن وباصدای بلند فریاد بزن .
    من همسرم را دوست دارم وصداقتش بالاترین سرمایه زندگی ماست.

  2. 2 کاربر از پست مفید شمیلا تشکرکرده اند .

    kamr (دوشنبه 04 شهریور 92), mohi (سه شنبه 19 اسفند 93)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    31
    Array
    QUOTE=Rude Boy;290187]دهن بینی و توجه بیش از حد به نظر دیگران از حسادت و مقایسه بدتره.

    البته این همه خصوصیات بدتون رو گفتم یه خوب خیلی مهمش رو هم بگم! این که قبول داری رفتارتون مشکل داره بیشتر از نصف مشکل رو حل می کنه.

    امروز برای اصلاح رفتار هنوز دیر نیست، بهتره که از وقت استفاده کنین. [/QUOTE]

    سلام پسر خوب کو راه حلت؟؟؟؟؟؟

    ق

  4. کاربر روبرو از پست مفید hana 68 تشکرکرده است .

    mohi (سه شنبه 19 اسفند 93)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    دوستان گلم لطف کردید و نظرات و پیشنهاداتون رو بهم گفتید
    من خودم قبول دارم با اینکه ادعا ی استقلال می کنم به شدت دهن بینم و منتظر تائید دیگرانم
    ولی من اینو فهمیدم همه می خوان بگن که ما خیلی سیاستمدار و زرنگیم و بقیه زن ها ساده ان !
    من خودم کارمندم فعلا که دارم جهیزیه می خرم اگه خدا بخواد تا دو ماه دیگه خریدم هام تمومه خواهرام می گن حقوقتو سکه بخر مخفیانه شوهرت نفهمه واسه آینده خودت نگه دار یکی از آشنا ها گفت من مخفیانه از شوهرم خونه مسکن مهر خریدم و بهش نگفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
    و خیلی هم ادعای زرنگی و دانایی می کرد پیش خودم گفتم زن اگه خوشبخت باشه تو زندگیش این همه مخفی کاری لازم نیست
    و جالب اینکه ما رو محرم رازش دونست ولی شوهر بیچاره اش روحش هم خبر نداشت

    من مشکلم دهن بین بودنم هست ولی کاش یه کم بهم حق می دادین وقتی 3 تا خواهر با یه مامان بریزن رو سرت و مدام بهت تیکه بندازن خواه ناخواه اعصابت می ریزه به هم ، منم این اخلاق رو ندارم که از بی خیال از حرفاشون رد بشم با همشون بحثم می شه و ناراحتی
    خدا می دونه وقتی خونه مادر شوهرم هستم اینقدر آرامش و احترام هست که دلم نمی خواد برم خونه خودمون
    هر روز که خونه خواهر شوهرم برم حتی شده یه گیره مو کوچیک یا تاپ واسم خریده یا مادر شوهرم ا ز هر چی تو خونه اش باشه حتما بهم می ده بیارم ولی مامانم اینها می گن چرا واسه اون عروسشون طلا و جواهرات م یخریدن ولی واسه تو نمی گیرن
    از رفتاری که با شوهرم داشتم این چند وقت خیلی پشیمونم من کسی بودم که ظواهر اصلا واسم مهم نبود خوشبختی رو تو تجملات نمی دیدم واسم دل شکستن یه آدم کابوس بود آرزو داشتم یه نفر منو دوست داشته باشه
    ولی الان خیلی از خودم دور افتادم
    دوستان چی کار کنم که دهن بین نباشم یا بی تفاوت بدون اینکه اعصابم خورد بشه از خیلی مسائل بگذرم الان من خانواده ام رو هر دو هفته یک بار می بینم اینطوریه واسه پائیز که بازم میان پیشم فکر کنم هر روز در گیری داشته باشیم

    -- - - Updated - - -

    حالا یه چیز دیگه بگم باورتون می شه از وقتی که نامزد کردیم تا الان واسه شوهرم ،خانواده ام هیچ کاری نکردن حتی حلقه و ساعت عقد رو خودم واسش خریدم
    الان که می گم بهشون شما هم واسه وهرم کاری نکردین که از خانواده اش انتظار متقابل دارین می گن همین که دختر مهندسمون رو دادیم به پسر بی سوادشون از سرشون هم زیاده خب منم شوهرمه دوستش دارم بهم بر می خوره
    منم جوابشون رو می دم و باز م دعوااااااااااااااااا

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    من چیز زیادی نمیتونم بگم چون منم همین مشکل رو دارم فقط اومدم باهات همدردی کنم اما اگه این مسئله حل نشه بعد ازدواج سخت تر میشه...

    امیدوارم دوستان کمکت کنن عزیزم

  7. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 09:29]
    تاریخ عضویت
    1392-6-02
    نوشته ها
    222
    امتیاز
    7,688
    سطح
    58
    Points: 7,688, Level: 58
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 338 در 125 پست

    Rep Power
    40
    Array
    دوستان راهنمایی کنید چطوری بدون درگیری با خانواده ام از حرف هاشون بگذرم ؟؟؟

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 مرداد 99 [ 08:21]
    تاریخ عضویت
    1388-11-18
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    10,728
    سطح
    68
    Points: 10,728, Level: 68
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    165

    تشکرشده 170 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزيز
    ببخشيد من در حدي نيستم كه بخوام صحبتي كنم اما اين حرفي كه مي خوام بزنم تجربه شخصي خودمه ...........


    اين فقط خود شما هستي كه مي توني اون رو تو چشم خانواده ات انقدر بزرگ كني كه خودشون ديگه به خودشون اجازه زدن حرفاي اينچنيني رو ندن ...... نه با خانواده بحث كن و نه همراهيشون كن ...... و نه حتي تو ذهنت حق رو بهشون بده كه باعث ناراحتيت بشه .......
    وقتي مي بيني خانواده ات ميخوان باديگران مقايسه اش كنن و شما رو با اين مقايسه عصبي و به نوعي درگير با شوهرت كنن......... به جاي اينكه هديه اش رو ردش كني ... هديه رو بيارش و آنچنان با آب و تاب از ش تعريف كن و اينكه خودت مدت ها بوده دوست داشتي همچين چيزي داشته باشي (فارغ از اينكه از نظر قيمتي چقدر ارزش داره) و اينكه مثلا يه بار خودت ميخواستي اينو بخري حالا اون رفته سورپرايزت كرده و غيره .(به نوعي پياز داغشو زياد كن) يا وقتي ميري پيش خانواده بجاي سكوت مطلق و يا همراهي در اينكه گاهي كم محبتي مي كنه ...اينقدر محبتهاي هرچند كوچكش رو كه شوهرت در حقت ميكنه بزرگ كن كه هم بي مهري هاي گاه گداري خودش در ذهن خودت كمرنگ تر بشه هم اون ها رو متحير كنه از اينكه دخرتشون چقدر برا دامادشون محترم و عزيز هست
    به مرور زمان به تبع رفتار شما كه هرچي بدي شنيدي درمورد همسرت فقط داري خوبيشو ميبيني و ميگي اونها هم كمتر به خودشون اجازه ميدن مقايسه اي كنن...... چون مي بينن حرفاشون در عشق شما تاثيري نداره

    من خوددم اگرم ميگفتن بهم شوهر فلاني براش فلان كار كرد..... مي گفتم مطمئنيد كه ااينا ظاهري نيست و عشقشون هم مثل ما ست؟؟؟

    منم مثل شما كارمندم از همون دوران عقد تا حالا (9سال زندگي) خيلي وقتها كه ديدم واقعا شوهرم بيشتر از اين نمي تونسته براي جلوگيري از بعضي از اين مقايسه ها از طرف خانواده ام نسبت به شوهرم و بدبين شدن خانواده ام.... خودم براي خودم هديه ميخرم و با كلي تعريف تمجيد وانمود ميكنم شوهرم خريده .....

  9. کاربر روبرو از پست مفید mahtab1 تشکرکرده است .

    kamr (دوشنبه 04 شهریور 92)

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 مهر 92 [ 13:25]
    تاریخ عضویت
    1392-5-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    174
    سطح
    3
    Points: 174, Level: 3
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز.ببینید همسر شما در موقعیت سختی هست.از نظر مالی دگیر هست و نیاز به تمرکز،آرامش و حمایت داره. شما با رفتارتون ایشون را از خودتون زده می کنید. یه مدت باهاش مهربون تر باشید و گلایه را بذارید کنار تا روابط شما یه جونی بگیره. مطمئن باشید همسرتون وقتی ببینه شما حمایتش میکنید به شما ددی بهتری پیدا میکنه. درضمن همون قدر که برای شما سخت هست که شوهر خواهر هاتون سطح علمی و ملی بالاتری از شما داند برای شوهرتون هم ده برابر سخت تر هست. چون مردها دوست دارند همسرشون در بهترین شرایط و بهترین موقعیت باشه.احساس قدرت بهشون دست میده. شما باید خصوصیات مثبت همسرتون را در نظر بگیرید و به خودش هم اون خصوصیات خوب را یادآوری کنید
    اما درمورد خانوادتون. من هم مشابه همین مشکل را با خانوده خودم داشتم. مادرم هیچ احترامی برای شوهرم قائل نبود و نیست. این من را خیلی عذاب میداد. البته حرف مادرم مسائل مالی نبود اما دائم با داماد خالم و داماد عمو مقایسه میکرد همسرم را. ببنید الان که خوب فکر میکنم میبینم خود من هم مقصر بودم. خودم اجازه میدادم دروموردش این طور صحبت کنند. شما نباید اجازه بدی درومرد همسرت این وطر صحبت کنند. سختی هایی هست که باید به خاطر علاقه ات به ایشون تحمل کنی. صبر باش.
    راستی من بعد عروسیم اینقدر پدرو مادرم به من بی توجهی کردندو به بهانه مختلف کم میامدن خونمون که الان تا وقتی مجبور نشم اونجا نمیرم. انگار بزرگتر ها قابل تغییر نیستن.من نیتونستم کم توجهی اونه را به همسرم بپذیرم و یه جورایی بین خانوادم و همسرم یکی را انتخاب کردم. امید وارم شما راه حل دیگری پیدا کنی چون خیلی موقعیت سختی هست.

  11. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام. من هم مثل شما یه مامان و 3 تا خواهر بزرگتر دارم. به عبارتی 4 تا مامان سخت گیر !!!
    من هم چند ماهی نامزد بودم و بعد عقد و بعد عروسی.
    90% مشکلات من هم برمیگشت به رفتار و حرف های نسنجیده مامان و خواهرام که منجر به رفتار احمقانه خودم میشد.
    با این تفاوت که شما عاقلی و داری دنبال راه حل میگردی اما من فکر میکردم حرف های اونا وحی منزله و من باید بپذیرم و اجرا کنم !!!
    مطمئن باش اگه این روند ادامه دار بشه، با شوهرت بدجور درگیر میشی.
    مشکل شما دو دسته است. یکی خونواده خودت و حرفاشون که روت تأثیر میذاره، یکی هم افکار و دغدغه های شخصی خودت که اونا هم نشأت گرفته از حرفهای خونوادته. باید هر دو تاش حل بشه.
    اول یه سؤال مهم : الان تو چه دورانی هستی؟ عقد؟ چون از یه طرف گفتی فقط جمعه ها خونوادت رو میبینی و فکر کردم عروسی کردی و خونه خودتی اما بعدش گفتی داری جهیزیه میخری...این خیلی مهمه که تو چه دورانی هستی و چقدر با شوهرت در ارتباطی؟
    راه برخورد با اون دو تا مشکل رو هم میگم. حل میشه نگران نباش.

  12. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    ساحل75 (دوشنبه 04 شهریور 92)

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 09 شهریور 92 [ 00:39]
    تاریخ عضویت
    1392-5-16
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    93
    سطح
    1
    Points: 93, Level: 1
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم اینکه شما احساس میکنی آخر زندگی هست وباید طلاق بگیری بزرگترین اشتباه شماست سعی کن این فکرو ازذهنت بیرون کنی البته فکر کنم اکه خودتو مشغول کار یا بچه بکنی دیکه از این فکرا نکنی

  14. کاربر روبرو از پست مفید M_31 تشکرکرده است .

    دختر 7 (سه شنبه 05 شهریور 92)

  15. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام دوست عزیز
    فقط میتونم همینو بگم قدر شوهر و زندگیت رو بدون همه این حرفا باد هواست و بعد عروسی تموم میشه مطمئن باش. زنان موجوداتی هستند که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر میخواهند و از شوهر به این درماندگی همه دنیا را.

  16. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    دختر 7 (سه شنبه 05 شهریور 92)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.