به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 87
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    Estaf عزیز سلام
    من خیلی خوب شما رو درک می کنم به علت اینکه مشکلات فکری که برای شما پیش اومده بود برای من هم پیش اومده و زندگیمو تحت تاثیر قرار داده
    متاسفانه اینجا نمی تونم بیش از این توضیح بدم
    چند تا توصیه براتون دارم :
    1-درمورد شخصیت OCPD یعنی وسواسی مجبور مطالعه کن
    2- اگه تونستی با دکتر هلاکویی تماس بگیر ایشون طوری هستند که در هر سطح فکری باشی و هر مدلی که فکر کنی جواب های قانع کننده و علمی بهت می دن ، کار سختی نیست با دکتر تماس گرفتن من این کار را در رابطه با یک مشکل دیگه کردم و باهاشون حرف زدم. برنامه رادیویی رازها و نیازها به وقت ایران شب حول و حوش ساعت 3 پخش می شه و شما اگر 2.30 تماس بگیرید می تونید حرف بزنید . اگر نتونستید تماس بگیرید حتما به وب سایتشون برین و موضوعتون را جستجو کنید مطمئنا سرنخ های خوبی می ده که بتونید بفهمید ریشه مشکلتون چیه

    - - - Updated - - -
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  2. #32
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلا نمایش پست ها
    Estaf عزیز سلام
    من خیلی خوب شما رو درک می کنم به علت اینکه مشکلات فکری که برای شما پیش اومده بود برای من هم پیش اومده و زندگیمو تحت تاثیر قرار داده
    متاسفانه اینجا نمی تونم بیش از این توضیح بدم
    چند تا توصیه براتون دارم :
    1-درمورد شخصیت OCPD یعنی وسواسی مجبور مطالعه کن
    2- اگه تونستی با دکتر هلاکویی تماس بگیر ایشون طوری هستند که در هر سطح فکری باشی و هر مدلی که فکر کنی جواب های قانع کننده و علمی بهت می دن ، کار سختی نیست با دکتر تماس گرفتن من این کار را در رابطه با یک مشکل دیگه کردم و باهاشون حرف زدم. برنامه رادیویی رازها و نیازها به وقت ایران شب حول و حوش ساعت 3 پخش می شه و شما اگر 2.30 تماس بگیرید می تونید حرف بزنید . اگر نتونستید تماس بگیرید حتما به وب سایتشون برین و موضوعتون را جستجو کنید مطمئنا سرنخ های خوبی می ده که بتونید بفهمید ریشه مشکلتون چیه

    - - - Updated - - -
    جناب نیا واقعا ممنون

    من با اختلال فکری عملی ocd اشنا بودم و یه نشانه هایی در خودم میدیم ولی نه نشانه های روشن و دقیق و حتی با اشنایانی که روانشناسی بالینی تحصیل کردن مشورت کردم ولی به این نتیجه رسیدم که من دچار این اختلال نیستم

    ولی حالا با این مطلب شما و رفتن سراغ اختلال شخصیت وسواسی میبینم که میتونه مشکل من همین باشه و کاملا نشانه های روشنی ازش در خودم تشخیص میدم
    پسیار ممنونم ازتون بخاطر این مطلب که میتونه خیلی بهم کمک کنه و حتما بازم مطالعه میکنم روی این موضوع و فکر میکنم حتی برای مراجعه به روانپزشک بسیار میتونه بهم کمک کنه

    در مورد جناب هولاکویی من قبلها برنامه های ایشون رو میدیدم و بسیار ارتباط خوبی با حرفاشون برفرار میکردم و مشخص بود برام واقعا متخصص قابلی هستن در این زمینه بر خلاف خیلی از متخصصین که همیشه یک بعدی با مسائل برخورد میکنن ایشون واقعا خیلی صریح و با دانش برسی میکردن مشائل رو
    حتما سعی میکنم بتونم باهاشون تماس بگیرم و ازشون راهنمایی بخوام در این زمینه

    اگر روشهای درمانی برای این اختلال رو هم تجربه کردید یا میشناسید در حدی که براتون مقدور هست اینجا عنوان کنید ممنون میشم
    چه روان درمانی مثل رفتار درمانی و گروه درمانی و چه درمان دارویی

    بازم بسیار سپاسگذارم در توجهی که داشتین

  3. #33
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    سلام
    بیشتر بحث ها به نظرم یک کار تحقیقاتی بود تا یک مشاوره روانشناسی.
    دوست عزیز، شما افسردگی ندارید، مقدار زیادی اطلاعات کسب کرده اید که اگر اینها رو کنار هم بذاریم شاید در خوشبینانه ترین حالت، به این نتیجه ختم بشه که همه انسانها بیمار روانی باشند!
    شما افسردگی ندارید و چون علائمی که گفتید در تضاده با هم، پس در حال حاضر نمی شه شما رو راهنمایی کرد
    مثلا جایی نوشتید :
    خلاصه مطلب اینکه من 2سال هست کاملا در خلاء کامل بسر میبرم و توی این 2سال کمتر از 30بار نور خورشید مستقیم به صورتم خورده
    ولی شما نشانه هایی از این خلا ندارید چون اگر داشتید حتی اینجا پست هم نمی گذاشتید و حالتون خیلی وخیم تر از این حرفها بود!
    شما تا سال گذشته خرداد ماه به نزد اقوامتون در کرج و تهران هم می رفتید... پس موضوع دو سال و کمتر از 30 بار نور خورشید رو تجربه کردن به نظرتون اغراق آمیز نیست؟
    چه بسا که اگر در این خلا بوده اید نزد هیچ روانپزشک یا روانشناسی هم نرفته اید! اما می بینیم که اینطور نیست و شما از آنها رضایتی هم ندارید
    حالا هم این اغراق به نوعی نهادینه شده در شما و می تونه در سایر موارد هم شما را مجبور کنه که اغراق آمیز حرف بزنید
    من نمی گم شما حالتون خوبه! اتفاقا به نظرم شما باید حتما به فکر خودتون باشید، و مشکلی که ازش رنج می برید رو شناسایی کنید... که البته فوبیا و افسردگی (بشکلی که مد نظر شماست) نیست
    شما اگر مشکلی داشته باشی، علائم رو مجبور به ظهور می کنی! مثل اینکه کسی درماتیتیت پوستی نداشته باشه ولی اونقدر دستش رو بخوارونه که در نهایت سرخ و زخمی بشه! و بگه که این علامت عادی نیست!

    بگذریم، اطلاعاتت رو بکناری بگذار! کتابهات رو ببند... گاردت رو کم کم باز کن! گاردت رو باز کن!!! بله همین گارد محکمی که مقابل خودت گرفتی رو می گم!
    بگذار اگر هم مشکلی هست در علائم واقعی ظهور کنه و اون علائم رو مجبور به ظهور نکن...

    با توکل به خدا، همه مشکلاتت حل می شن


    پ.ن: از meinoush بابت یادآوری تاپیک شما سپاسگزارم

  4. 5 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 01 شهریور 92), Estaf (جمعه 01 شهریور 92), meinoush (جمعه 01 شهریور 92), گل آرا (دوشنبه 04 شهریور 92), مهرااد (جمعه 01 شهریور 92)

  5. #34
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    سلام
    بیشتر بحث ها به نظرم یک کار تحقیقاتی بود تا یک مشاوره روانشناسی.
    دوست عزیز، شما افسردگی ندارید، مقدار زیادی اطلاعات کسب کرده اید که اگر اینها رو کنار هم بذاریم شاید در خوشبینانه ترین حالت، به این نتیجه ختم بشه که همه انسانها بیمار روانی باشند!
    شما افسردگی ندارید و چون علائمی که گفتید در تضاده با هم، پس در حال حاضر نمی شه شما رو راهنمایی کرد
    مثلا جایی نوشتید :
    خلاصه مطلب اینکه من 2سال هست کاملا در خلاء کامل بسر میبرم و توی این 2سال کمتر از 30بار نور خورشید مستقیم به صورتم خورده
    ولی شما نشانه هایی از این خلا ندارید چون اگر داشتید حتی اینجا پست هم نمی گذاشتید و حالتون خیلی وخیم تر از این حرفها بود!
    شما تا سال گذشته خرداد ماه به نزد اقوامتون در کرج و تهران هم می رفتید... پس موضوع دو سال و کمتر از 30 بار نور خورشید رو تجربه کردن به نظرتون اغراق آمیز نیست؟
    چه بسا که اگر در این خلا بوده اید نزد هیچ روانپزشک یا روانشناسی هم نرفته اید! اما می بینیم که اینطور نیست و شما از آنها رضایتی هم ندارید
    حالا هم این اغراق به نوعی نهادینه شده در شما و می تونه در سایر موارد هم شما را مجبور کنه که اغراق آمیز حرف بزنید
    من نمی گم شما حالتون خوبه! اتفاقا به نظرم شما باید حتما به فکر خودتون باشید، و مشکلی که ازش رنج می برید رو شناسایی کنید... که البته فوبیا و افسردگی (بشکلی که مد نظر شماست) نیست
    شما اگر مشکلی داشته باشی، علائم رو مجبور به ظهور می کنی! مثل اینکه کسی درماتیتیت پوستی نداشته باشه ولی اونقدر دستش رو بخوارونه که در نهایت سرخ و زخمی بشه! و بگه که این علامت عادی نیست!

    بگذریم، اطلاعاتت رو بکناری بگذار! کتابهات رو ببند... گاردت رو کم کم باز کن! گاردت رو باز کن!!! بله همین گارد محکمی که مقابل خودت گرفتی رو می گم!
    بگذار اگر هم مشکلی هست در علائم واقعی ظهور کنه و اون علائم رو مجبور به ظهور نکن...

    با توکل به خدا، همه مشکلاتت حل می شن


    پ.ن: از meinoush بابت یادآوری تاپیک شما سپاسگزارم
    اول از مینوش عزیز بسیار سپاسگذارم که لطف و توجه داشتن و به شما اطلاع دادن که راهنمایی بفرمایید

    اول اینکه یکمقدار لحن گفتاریتون از دید من برای یک مشاور درست نیست چون یکمقدار یا تحکم و سرکوبگری برخورد میکنید و از روش کتمان و جارو کردن مشکلات برای حلشون استفاده میکنید که نمیتونه همیشه کارساز باشه
    دوم اینکه من هیچگاه مشکلم رو افسردگی عنوان نکردم و از خیلی وقت پیش پی به این بردم که افسردگی هم اگه وجود داره از تاثیرات و علائم مشکل دیگه ای هست
    سوم اینکه دقیقا من حتی به عناون تاپیک دقت کنید دنبال مشاوره نبودم و نیستم بلکه دنبال درمان و راهکارهای شناخت بیماری و درمانش هستم پس بله دقیقا این تاپیک هدفش کار تحقیقاتی بود
    چهارم بحث خلاء هم بله من از بهمن سال 90تحصیلم تمام شد تا خرداد هرچند با وضعیت بد روحی و جسمی تلاش کردم کاری رو پیدا کنم که نتونستم فقط هم بدلیل همون حال روحی بد و ناتوانی که داشتم و خرداد من از تهران به جنوب رفتم و بعد برگشتم منزل و دیگه دست از همه چیز کشیدم چون فشار بسیار زیاد روحی و جسمی روی خودم احسای میکردم و توان مقابله باهاشون رو نداشتم و دقیقا بله به خلاء فکری و کاری و فعالیت مفید وارد شدم و تا به امروز این عدم فعالیت و تلاش ادامه داره و دقیقا در طول این مدت بیشتر از حدود30بار بیرون از منزل نرفتم و این اغراق یا بزرگنمایی نیست چون دقیقا همینطور بوده و من فقط مگر بشدت مجبور شدم از منزل و اتاقم خارج شدم مثل اجبار به حضور در دادگاه و ...
    حالا 2سال کمتر بوده و 1سال چند ماه بوده زیاد تفاوتی مهتوایی فکر نمیکنم داشته باشه چون مشکل من دقیقا از 2سال پیش فروردین90 شروع شد با بروز اتفاقات ناگوار و وارد شدن فشار عصبی بسیار شدید که تا بهمن90 باز تحصیل یکمقدار فقط اسما باعث اجبار به فعالیت و رفت و امد بود و باقی مدت رو هم شرح دادم
    پس خلاء منظور زندگی نباتی نیست که من نتونم اینجا پست بدم بلکه خلاء رو براتون توصیف کردم که منظور نداشتن فعالیت فکری کاری تفریحی و ... هست

    منظورتون از رفتن یا نرفتن پیش روانپزشک متوجه نشدم ولی من یکبار حدود 6سال پیش بعد از پایان خدمت سربازیم که بازم بخاطر بوجود اودن اتفاقا و فشارهای خیلی سخت به روانشناس یک جلسه مراجعه کردم که هیچ سودی نداشت و بسیار سطحی و بدون دانش جلوه کردن برای من اون روانشناس

    من نگفتم فوبیا دارم نمیدونم شما چطور این رو عنوان کردید، بلکه من استرس و اضطراب بسیار شدید دارم و اینو چندیدن بار حتی با ذکر مثال توضیح دادم ولی فوبیا رو خیر من در خودم از این لحاظ مشکلی ندیدم مگر ترسهای نرمال
    افسردگی هم نمیدونم تعریف شما از افسردگی چیه ولی چیزی که من مطالعه کردم شخصی که در روز 8ساعت مستمر یا مقطعی به دیوار زل بزنه و فکر و خیال داشته باشه رو افسرده عنوان میکنن و یا شخصی که 24ساعت حتی یک کلمه با کسی صحبت نکنه و فقط شاید دهنش برای غذا خوردن فعالیت کنه و ...

    در مورد اغراق هم نمیدونم و نظریه شما رو رد نمیکنم و ممکنه بله این هم در وجود من به صورت یک مشکل وجود داشته باشه و حتما روش فکر میکنم و خودمو دوباره کنکاش میکنم

    در مورد گارد هم درست متوجه نشدم منظورتون گاردی به این معنی هست که من دوست دارم خودمو مشکلدار جلوه بدم، یا گارد برای جلوگیری از حل شدن مشکلم ویا نوع دیگه ای ...
    ولی احساس میکنم اگر من گارد گرفته بودم در مقابل خودم هرگز جستجو نمیکردم که حال و احوالم رو بهبود ببخشم و اصلا اینجا رو هم پیدا نمیکردم که سوال کنم چون من با جستجوی برای رفع مشکلم به اینجا رسیدم
    ولی میتونم نوعی دیگه گارد رو در خودم ببینم که اتفاقا با کمک راهنمایی دوستان دارم کم کم روش کار میکنم و مراجعه کنید تاپیک مجزا براش ایجاد کردم و در صدد شناخت بهتر این اختلال و مشکل هستم که میشه نوعی مشکل گارد گرفتن هم در این اختلال وجود داشته باشه ولی میخوام به کمک خودم و دیگران درمان کنم این اختلالات رو
    که اگر لطف کنید و به اونجا هم سر بزنید و مطالعه کنید و نظراتتون رو بگید بسیار خوشحال میشم

    توکل بر قدرت و اراده خودم و کمک و راهنمایی دوستان حتما مشکلات حل میشن

    بازم ممنون از توجه شما و منتظر نظراتتون بازم هستم

  6. 2 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 01 شهریور 92), نیلا (جمعه 01 شهریور 92)

  7. #35
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    estaf جان گارد به نظر من یعنی همین که دونه دونه ی حرفای اقای sci رو داری معنی می کنی و از خودت دفاع می کنی. اصلا نیازی نیست.
    ایشون می تونن کمکت کنن که بفهمی دقیقا مشکلت چیه. خودت که خیلی مطالعه کردی تا حالا. اگه فقط اینجا جلوی کارشناسا مثل اقای sci این گارد یا لایه و سپر دفاعی اتو برداری (همه امون داریما. فقط پیش مشاور و کارشناس بهتره بذاریش کنار که خودت دقیقا بفهمی دنبال چی باید باشی) اونوقت می تونی با کمک ایشون خیلی سریع تر بفهمی که دقیقا مشکل چیه و دنبال چی باید باشی. یعنی الان همون کاری رو بکن که ایشون گفتن. خیلی خوبه که اینهمه اطلاعات داری و مطالعه کردی اما الان واسه یه مدت کوتاه خیلی کوتاه بیا همه رو بذار کنار و کاملا راحت راحت باش. با خودت هم راحت باش. تا معلوم شه پیش خودت و ببینی واقعا چی به چیه توی خودت. این می شه گارد کنار گذاشتن. حالا مطالبی که خوندی یا غرور و هر چیز دیگه ای می تونن این سپر دفاعی رو تشکیل بدن که مانع دسترسی تو به خود راحتته. بعدش همه چیز به نظر پیچیده میاد. الان برای خودت یه استراحت کوچیک در نظر بگیر و راحت باش. امیدوارم ایشون تاپیکتو پیگیری کنن و قدم به قدم راهنمایی کنن.
    راستی اگه پست های ایشونو بخونی می بینی اصلا لحنشون با تحکم نیست. نمی دونم اینجا چرا یه مقدار تحکم داشت لحنشون اما حتما دلیل دارن. صبور باش. به راهنمایی هاشون دقت کن. حتما نتیجه ای که می خوایو می گیری.
    راستی ببخشید بدون هماهنگی با خودت از ایشون خواستم لطف کنن بیان نظر بدن. اما خیلی خوشحالم که اومدن. مطمنم با کمک ایشون و با تلاش و پشتکاری که خودت داری می تونی ریشه مشکلاتتو پیدا کنی.

    ار اقای sci خیلی ممنونم که پیگیری می کنن این تاپیکو. امیدوارم مشکلت با کمک ایشون حل شه.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 01 شهریور 92 در ساعت 15:46

  8. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    Estaf (جمعه 01 شهریور 92), sci (جمعه 01 شهریور 92)

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    Estaf
    منم شخصیت OCPD دارم
    اینو روانپزشکم گفته و بعدا دیدم که واقعا دارم این مشکل را
    یکی از مشخصات ما ها این هست که فقط حرف گروه خاصی از افراد را قبول داریم و از کنار توصیه های بقیه راحت میگذریم
    از بس که وسواسی هستیم و شکاک skepticism
    خیلی از آدم ها رو قبول نداریم و شاید تو زندگی ماها فقط دو سه نفر باشند که واقعا بهشون ایمان داریم و قبولشون داریم
    اینها همه عوارض کمال گرایی هستند
    منم این بدبختی را دارم
    اینها را گفتم که سعی کنی روی حرف همه کسانی که بهت توصیه ای میکنند فکر کنی
    شاید نکته ساده ای باشه که کمکت کنه
    راه حل های مفید الزاما پیچیده نیستند
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  10. 3 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    Estaf (جمعه 01 شهریور 92), meinoush (جمعه 01 شهریور 92), sci (جمعه 01 شهریور 92)

  11. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1392-6-01
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    47
    سطح
    1
    Points: 47, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    مشکل من اوایل فقط اضطراب جزئی بود اما به مرور تبدیل شد به افسردگی و اضطراب شدید و بیخوابی و فکر زیاد.
    واسه همین تو دوره دانشگاه به مشاور مراجعه کردم و بعدش به روانپزشک. تا یه جایی درمان خوب پیش میرفت اما از یه دوره به بعد حالم بدتر شد. در واقع مشاور کار خودش رو میکرد و روانپزشک هم کار خودش و هیچ ارتباطی بین کار این دو نبود.
    هی افکار منفی من بیشتر میشد، به دکتر فشار میاوردم دوز قرصا رو بالاتر ببره ، و نهایتش هم قبول میکرد، نتیجه اش شد یه دوره خیلی عجیب که حتی الان هم بخوبی یادم نمیاد. تاثیر قرصا بحدی بود خیلی زیاد میخوابیدم، کنترلی روی فکر و رفتارم نداشتم حتی نمیتونستم یه تصمیم عادی بگیرم. و بعد از اون یه دوره دیگه که قرصا تاثیرش رو از دست دادن و هر چی قرصای قویتری تجویز میکرد، تاثیر مثبتی نداشت و بدخواب شده بودم. و بعدش امتحانای پایان ترم بود که واسه بیخوابیم رفتر دکتر، اونم چند تا قرص تجویز کرد، کاش به عوارض و تاثیراتش رو میخوندم تا دچار مشکل بدترنمی شدم. در واقع ریتالین با کلونازپام 2 تجویز شده بود . ینی آب و آتش. تاثیرش به حدی زیاد بود که میتونستم دست به هر کاری بزنم نه استرس داشتم و نه اضطراب ،خیلی راحت تو کلاس یه کنفرانس دادم و حتی یه مهمانی تو پارک برپا کردم و چند نفر رو دعوت کردم کاری که تو وضعیت عادی واسه من محاله و از طرفی چند روز خوابم نبرد ،و بعدش .... نتیجه اینکه بعدش تصمیم گرفتم دیگه هیچ قرصی مصرف نکنم.
    البته من قرصای زیادی رو مصرف کردم اما از آوردن نامش خودداری میکنم.و به این نتیجه رسیدم که مشکل من با روانشناس مجرب حل میشه. چیزی که هنوز بهش دسترسی ندارم.

  12. 2 کاربر از پست مفید alias136790 تشکرکرده اند .

    Estaf (جمعه 01 شهریور 92), meinoush (جمعه 01 شهریور 92)

  13. #38
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اول از مینوش عزیز بازم سپاسگذارم که اینقدر لطف داشتن و به جناب sci بزرگوار اطلاع دادن وایشون هم قابل دونستن و راهنمایی کردن
    مینوش عزیز حرفت رو کاملا قبول دارم حتی در مورد گارد گرفتن خودم هم گفتم روش بحثی ندارم و باید واقعا بررسی کنم ممکنه حرف ایشون کاملا درست باشه که توضیح هم دادم از جنبه کمالگرایی اگر بررسی بشه بله میشه اسم بعضی رفتارها رو گارد گذاشت
    ولی توضیحاتی که راهنماییهای ایشون دادم فقط به عنوان یه شرح حال بود که ایشون بیشتر اشنا بشن و با حال و احوال من و اینطور نباشه که از پراکنده گویی های من توی تاپیک از صحبتها برداشت اشتباه کنن چون مشخصا برداشت اشتباه داشتن از حرفای من و یا خوده من اشتباه داشتم در گفتارم و ایشون تشخیص غلط داشتن
    مثلا بحث کلمه خلاء فهمیدم که ایشون برداشت اشتباه داشتن از کلمه خلاء که من استفاده کردم و فقط توضیح دادم که مبحث روشن بشه
    ولی خب من اصلا مشکلی ندارم که تمام اطلاعات و افکارم رو بزارم کنار و فقط شرح حال بدم درباره خودم و کسی که مشاوره میده به من بگه چیکار کنم ولی شاید یکی از همون مشکلات اختلال شخصیت وسواسی هست که من اعتمادم بسختی سمت کسی جلب میشه و کسی که روانشناس و مشاور متخصص هست باید سواد اینو داشته باشه که این اختلال رو در من درک کنه و با راهکار مناسب اعتماد منو جلب کنه نه اینکه بدتر اعتماد من رو از خودش برگردونه

    به طور مثال روانپزشکی که اشاره کردم چند سال قبل بهش مراجعه کردم من همین شخصیت وسواسی رو داشتم و بشدت پرخاشگر و عصبی هم شده بودم ولی این روانشناس بجای اینکه به بعد شخصیتی من بپردازه که چرا من اینقدر پرخاشگر شدم فقط یک سری مطالب مجلات رو دوباره برای من تکرار کردن از توکل بر خدا و امید داشتن و مراقبه و تفکر مثبت و ... و وقتی من گفتم این حرفها برای من کارساز نیست و لازمه شما ریشه این پرخاشگری رو در من کشف کنین با برخورد بد ایشون مواجهه شدم که گفتن در کار من دخالت نکن
    خب مشخصه من از یک روانشناس هرگز اینو نمیتونم قبول کنم اینطور بخواد با مریض برخورد کنه هرچقدر هم حرف مریض غلط و اشتباه باشه

    نیلای عزیز دقیقا منم از دیشب که شما این موضوع رو اشاره کردین چندیدن مطلب رو در اینباره مطالعه کردم و کاملا تا 99% فهمیدم مشکل هم دقیقا همین اختلال شخصیت وسواسی هست
    علائمی که اشاره شده، رفتار و کارداری که اشاره شده، زمان شروع این اختلال، سیر تاثیرگذاری این اختلال با گذشت زمان، شرایط ذاتی مثل درصد هوش، شرایط محیطی مثل خانواده و ... که تاثیر گذار هستن در این اختلال در مورد کاملا صدق میکنه
    ولی هنوز نمیدونم راهکار چیه و چطور باید این اختلال رو تحت درمان قرار داد ولی به قول دوستان حتما برای حل مشکلم گاردهایی که اگر وجود داره باید کنار میزارم و کسی راهنمایی درست انجام بده مثل همینکه خوده شما فقط اسم اختلال رو گفتین من رفتم و تحقیق کردم ودیدم شرایط من خیلی به این اختلال نزدیک هست و کاملا پذیرفتم و دلیلی برای گارد گرفتم ندیدم
    پس خوده این گارد گرفتن یک اختلال و مشکل هست که باید توسط طرف مقابل این گارد شکسته بشه بخصوص اگر طرف مقابل یک راونشناس متخصص هم باشه که باید اینکار رو انجام بده

    جناب الیاس عزیز من هم اگر تا حالا به روانپزشک مراجعه نکردم فقط بخاطر همین مشکل هست که شما اشاره کردین
    متاسفانه زمینه روان درمانی در کشور ما بسیار بسیار ضعیف هست و بازم متاسفانه مواردی مثل شما خیلی اتفاق میفته چون پزشکها به بیمار فقط به چشم یک قبض ویزیت نگاه میکنن که باید پولی بگیرن و دارویی تجویز کنن
    در حالی که مسئله روان درمانی به توجه پزشک در تمام وجود بیمار احتیاج داره نه فقط بیمار یه شرح حال مختصر بگه و دکتر یه سری دارو تجویز کنه
    من چندین ماه هست دارم پرسجو میکنم برای روانشناس و روانپزشکی که واقعا هم تخصص داشته باشن و هم توجه تا بتونن درست بهم کمک کنن
    چون نه توانایی مالیش رو دارم چندیدن پزشک رو برم و تست کنم و نه توان روانیش رو دارم برای اینکار بخاطر همون شخصیت وسواسی

    بازم ممنون از دوستان که راهنمایی هاشون رو دریغ نمیکنن

  14. کاربر روبرو از پست مفید Estaf تشکرکرده است .

    meinoush (جمعه 01 شهریور 92)

  15. #39
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    سلام خانم چنار_وآقای اثرراشومون.یه تایپیک معرفی کرده بودی برای دیدن مشکلات آقای پژمان من توپستت لینکش رو ندیدم اگه کمکی ازم بربیاد خوشحال میشم کمکش کنم__بحث اینجا چه داغ شده !ولی خود آقای کامروا نگفتن که برای ردیاتاییدبه مشاهیراستنادکرده فقط مطلبی روتوضیح داد،بحث حرکت بدون علت درفیزیک هست که جاش اینجانیست ونظریات ومفاهیم خاص خودش رو میطلبه بامفاهیم دستگاه معرفتی خودش...خب حالا من گزاره آقای استاف رومبنا قرارمیدم یعنی اگه فردامریض شدم دنبال علت نگردم؟اگه دزدوسایلی روبردکاریش نداشته باشیم او که علت نیست؟؟واقعا خودت حاضری این حرفو قبول کنی وبه همه جنبه های زندگی توسعه ش بدهی یابراش استثنا قائل میشی وبه قول خودت میری توی خط سفسطه؟__البته باعرض پوزش ازآقای اثر راشومون چون توی تایپیکش دنبال چالش گریزی با والدینش بودنمیخام ادامه بدم ولی دلم نیو مد جواب بحث علیت روندهم.

    من مطلب شما اصلا برام تفهیم نبود لطفا مطالب رو جدا جدا درج کنید که بشه درکشون کرد
    دزد علت نیست بلکه فاعل هست و علت چیزی دیگه هست
    مریضی علت نیست بلکه نشانه هست و علت چیزه دیگه

    میشه بفرمایید کی گفته دنبال علت وقایع نباید گشت؟
    اتفاقا یکی از بزرگترین صحبتها و افکار ما دقیقا بر مبنای همین گندوکاو و پرسشگری بنا نهاده شده
    بر خلاف پذیرش صرف و اعتقاد که کسی حق پرسش نداره و مومن باید حرف رسول رو بدون هیچ شک و پرسشی بپذیره
    در نقد برهان علیت مطلب بسیار زیاد هست و من سر تیترهاش رو اینجا عنوان کردم که شما برید مطالعه کنید ولی متاسفانه مشخصه هیچ علاقه ای به مطالعه ندارید

    دنبال سرمنشا گشتن و پرسجو کردن علت رخدادها هیچ ارتباطی با برهان علیت شما نداره
    پس لطفا با مثلهایی از پایه ایراد دارن با لغات بازی نکنید

    جواب مبسوت خواستید تا لینک بدم برید مطالعه کنید یا اگر این انجمن بخشی برای اینطور بحثها داره تاپیک ایجاد کنید که به تفضیل بحث بشه و گرنه این بخش برای مشاوره هست نه مباحثه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    سلام خانم چنار_وآقای اثرراشومون.یه تایپیک معرفی کرده بودی برای دیدن مشکلات آقای پژمان من توپستت لینکش رو ندیدم اگه کمکی ازم بربیاد خوشحال میشم کمکش کنم__بحث اینجا چه داغ شده !ولی خود آقای کامروا نگفتن که برای ردیاتاییدبه مشاهیراستنادکرده فقط مطلبی روتوضیح داد،بحث حرکت بدون علت درفیزیک هست که جاش اینجانیست ونظریات ومفاهیم خاص خودش رو میطلبه بامفاهیم دستگاه معرفتی خودش...خب حالا من گزاره آقای استاف رومبنا قرارمیدم یعنی اگه فردامریض شدم دنبال علت نگردم؟اگه دزدوسایلی روبردکاریش نداشته باشیم او که علت نیست؟؟واقعا خودت حاضری این حرفو قبول کنی وبه همه جنبه های زندگی توسعه ش بدهی یابراش استثنا قائل میشی وبه قول خودت میری توی خط سفسطه؟__البته باعرض پوزش ازآقای اثر راشومون چون توی تایپیکش دنبال چالش گریزی با والدینش بودنمیخام ادامه بدم ولی دلم نیو مد جواب بحث علیت روندهم.

    من مطلب شما اصلا برام تفهیم نبود لطفا مطالب رو جدا جدا درج کنید که بشه درکشون کرد
    دزد علت نیست بلکه فاعل هست و علت چیزی دیگه هست
    مریضی علت نیست بلکه نشانه هست و علت چیزه دیگه

    میشه بفرمایید کی گفته دنبال علت وقایع نباید گشت؟
    اتفاقا یکی از بزرگترین صحبتها و افکار ما دقیقا بر مبنای همین گندوکاو و پرسشگری بنا نهاده شده
    بر خلاف پذیرش صرف و اعتقاد که کسی حق پرسش نداره و مومن باید حرف رسول رو بدون هیچ شک و پرسشی بپذیره
    در نقد برهان علیت مطلب بسیار زیاد هست و من سر تیترهاش رو اینجا عنوان کردم که شما برید مطالعه کنید ولی متاسفانه مشخصه هیچ علاقه ای به مطالعه ندارید

    دنبال سرمنشا گشتن و پرسجو کردن علت رخدادها هیچ ارتباطی با برهان علیت شما نداره
    پس لطفا با مثلهایی از پایه ایراد دارن با لغات بازی نکنید

    جواب مبسوت خواستید تا لینک بدم برید مطالعه کنید یا اگر این انجمن بخشی برای اینطور بحثها داره تاپیک ایجاد کنید که به تفضیل بحث بشه و گرنه این بخش برای مشاوره هست نه مباحثه

  16. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1392-6-01
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    47
    سطح
    1
    Points: 47, Level: 1
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من میدونم که کلا پزشک و روانشناسایی که تو بیمارستان کار میکنن تجربه دارن اما اینکه چقدر مفید باشه، خدا میدونه.
    و همینطور معمولا مرکز مشاوره دانشگاه ها معمولا مجانی ویزیت میکنن، ولی باز مفید بودنش خدا میدونه. حتی تو بیمارستان معمولا ماهیانه تو یه شهر روانشناسا و روانپزشکا جلسه میذارن و راجع به یه موضوع بحث میکنن ، اگه بتونی مشکلت رو با یکی از روانشاسا یا روانپزشکای بیمارستان مطرح کنی، که تو این جلسه راجع بهش بحث بشه ، شاید بد نباشه.
    اما درباره خود من، چون تو دهات هستم دسترسی چندانی به موارد بالا ندارم. و ناامید هم نیستم.
    همین چند روز پیش به بیمارستان مراجعه کردم که شاید بتونم با روانشناس مورد علاقه ام صحبت کنم، اما حیف برای همیشه از بیمارستان رفته بود و جاش چند تا روانشناس تازه کار رو گرفته بود. این روانشناس اعتقاد داشت که مصرف دارو ادامه پیدا کنه اما تحت نظر روانشناس و با همکاری روانشناس با روانپزشک و با مصرف کنترل شده، از اون طرف بهم میگفت که قبل از درمان باید مشکلت شناسایی بشه همچنین ظرفیت درمان رو داشته باشی ،چون ممکنه طی درمان تحت فشار قرار بگیری. من علاقه داشتم که درمانم بصورت گروه درمانی باشه برای رفع اضطراب زیاد،اما با رفتن روانشناس از بیمارستان این رویا هم نقش برآب شد. اما باز پیگیر درمان هستم.

    - - - Updated - - -

    من میدونم که کلا پزشک و روانشناسایی که تو بیمارستان کار میکنن تجربه دارن اما اینکه چقدر مفید باشه، خدا میدونه.
    و همینطور معمولا مرکز مشاوره دانشگاه ها معمولا مجانی ویزیت میکنن، ولی باز مفید بودنش خدا میدونه. حتی تو بیمارستان معمولا ماهیانه تو یه شهر روانشناسا و روانپزشکا جلسه میذارن و راجع به یه موضوع بحث میکنن ، اگه بتونی مشکلت رو با یکی از روانشاسا یا روانپزشکای بیمارستان مطرح کنی، که تو این جلسه راجع بهش بحث بشه ، شاید بد نباشه.
    اما درباره خود من، چون تو دهات هستم دسترسی چندانی به موارد بالا ندارم. و ناامید هم نیستم.
    همین چند روز پیش به بیمارستان مراجعه کردم که شاید بتونم با روانشناس مورد علاقه ام صحبت کنم، اما حیف برای همیشه از بیمارستان رفته بود و جاش چند تا روانشناس تازه کار رو گرفته بود. این روانشناس اعتقاد داشت که مصرف دارو ادامه پیدا کنه اما تحت نظر روانشناس و با همکاری روانشناس با روانپزشک و با مصرف کنترل شده، از اون طرف بهم میگفت که قبل از درمان باید مشکلت شناسایی بشه همچنین ظرفیت درمان رو داشته باشی ،چون ممکنه طی درمان تحت فشار قرار بگیری. من علاقه داشتم که درمانم بصورت گروه درمانی باشه برای رفع اضطراب زیاد،اما با رفتن روانشناس از بیمارستان این رویا هم نقش برآب شد. اما باز پیگیر درمان هستم.


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. دوستان فکر کردن به پزشکی قانونی داره من را نابود می کنه
    توسط نوروزیان. در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 01 فروردین 93, 03:00
  3. تجربیات دوستان در کمک روانپزشک و دارو
    توسط Estaf در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 86
    آخرين نوشته: جمعه 15 شهریور 92, 12:02
  4. دانشنامه پزشکی.
    توسط حسین پور در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: جمعه 09 بهمن 88, 10:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.