سلام (با اجازه فرشته مهربان!)
آکوا جان، دوست عزیز
بیا اصلا فرض کنیم حرف شما درسته و آقاپژمان همین ترس بردن بچه رو از طرف شما داره! خب؟ میتونیم چه نتیجه ای از این فرض بگیریم؟
غیر از اینه که یعنی همسرت بهت اعتماد نکرده هنوز؟
اینکه شما هنوز نتونستی این اطمینان خاطر رو به همسر وفرزندت بدی که میخوای باهاشون باشی برای همیشه؟
این یعنی تو هنوز نتونستی اعتمادشون رو جلب کنی.پس سعی کن همین کارو کنی
من فکر میکنم یکی از دلایل سرکار بردن بچه تون همراه آقاپژمان، این هستش که همسرت میدونه پسرتون نیاز به احساس امنیت داره.اطمینان خاطری که باید تو وهمسرت به آرمین بدید.همین چیزی که چندوقت پیش ازش گرفتید!
قرار نیست آقاپژمان دیگه این تاپیک رو دنبال کنن. هم اینکه تا اینجا که من ایشون رو شناختم، مردی نیستن که از حرفای مشاوره ای برای خراب کردن زندگیش استفاده کنه! پس نگران نباش
در آخر،آکوای عزیز کمی در رابطه با همسرت
مهربان تر
باش.
امیدوارم روزهای خیلی خوبی در انتظارتون باشه

علاقه مندی ها (Bookmarks)