سلام دوستان
یه مقدار سوال ها زیاد شد بخاطر همین من کلش رو اینجا سعی می کنم جواب بدم تا موضوع برای قضاوت شما و راهنمایی به بنده روشنتر بشه.
ممنونم از تمامی عزیزان که نظراتشون رو برای کمک به من اعلام می کنند.
ببینید من الان آزاد هستم یعنی خودش بهم گفت با یکی دو نفر دیگه دوست بشی این حال و هوا از سرت می پره. اما من خودم نمی خوام این کارو بکنم چون واقعا دوسش دارم.
یکی از دوستاش میگه زیاد تحویلش نگیر خودش میاد سمتت ، ولی من چون نگرانم نمی تونم تحمل کنم این کارو.
ببینید دختر سالمی هست از نظر رابطه .
نکته اینکه دفع دوم که دوباره دوست شدیم با هم خودش خواست که تو محیط دانشگاه هم نزدیک هم باشیم و اینطوری خودش خواست و الان تمام دوستان دانشگاهی از رابطه دوستی ما خبر دارند . رابطه ما هم به گونه ای بوده که همه از ما انتظار دارند دعوتشون کنیم برای عروسی.
ببینید من این مسئله رو درک نمی کنم که چرا نمی خواد با من دوست باشه در صورتی که قبلا دوست بودیم و قبلتر از من هم دو رابطه دوستی طولانی و البته نا موفق داشته.
من نامه ای که نوشته بودم رو امروز بهش دادم خوب خیلی خوشش اومد و مشخص بود خیلی خوشحال هست که این کارها رو من انجام میدم و سماجت من که قبلا براش خسته کننده بوده الان لذت بخش شده .
بنظر یکی از دوستانش که خوب دختر فهمیده ای هم هستند و بالغ از نظر فکری تنها مشکل و بزرگترین مشکل رو سن و سال کم و تفکر گاها بچه گونه ای که داره می دونه.
Rude Boy عزیز بنظر من همیشه این سوال برای افراد هست که آیا شخص بهتری رو نمی تونند پیدا کنند؟!
خود من هم بخصوص زمان هایی که باهام خیلی خوب بود بعضی موقع یک لحظه کوتاه بود که با دیدن شاید دختر های دیگه به این فکر می کردم که آیا شخص بهتری برای من نیست؟
البته خیلی گذرا و فکر می کنم که این طبیعی هست.
نکته دیگه اینکه دختر احساساتی نیست ، در حد خیلی خیلی کم. و فکر می کنم مشکل از اینجا هم می تونه باشه . از طرفی دختر کله شقی هم هست حتی در محیط خونه و رفتارش با خانوادش.
با جنگیدن باهاش بیشتر کله شق میشه اما اگر واقعا یه چیزی رو با زبون نرم بهش بفهمونم می تونم اون لحظه ذهنش رو کنترل کنم.
دوستان من نیومدم اینجا که ببینم اون دوستم داره یا نه.
من اومدم اینجا که بتونم با راهنمایی های شما دل چنین دختری بدست بیارم ، گاهی تونستم ولی نتونستم نگهش دارم متاسفانه.
متاسفانه اکثرا دوستان "بی محلی کردن " را برای این کار نسخه می پیچند.
ممنون از دوستان باز سوالی اگر بی پاسخ مانده بفرماید جواب بدم.
- - - Updated - - -
سلام
ممنون. با صحبت های شما موافق هستم. همونطور که عرض کردم با تفهیم اینکه واقعا ازش زده شدم تونستم به آنچه که می خوام برسم ولی خودم همیشه بعدش شل شدم و به قول معروف وا دادم کاری که معمولا خانم ها می کنند.
تنها چیزی که متوجه شدم که با شلوغ کاری و دعوا نمی تونم این احساس رو توش ایجاد کنم و باید خیلی ریلکس برخورد کنم.
بازم ممنونم از شما.









علاقه مندی ها (Bookmarks)