به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 47
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 92 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    461
    سطح
    9
    Points: 461, Level: 9
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    98

    تشکرشده 87 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نظر من دلیل به رفتار خودم و خونوادم نیست! لطفا به خطاب هاتون دقت کنید! (من اگه گفتم 80 درصد خواستم 20 درصد هم واسه استثنایی مثل شما بوده باشه! نه این که توهین کرده :| ) من آدم اهل مذهب و دین هم به اون شکل نیستم (شخصیتم یه جورایی متریالیستیه) که آدرس داستان های شما رو پیدا کنم و یا سفت و سخت رو بحث دین باشم که جزئیاتش جاش اینجا نیست!! حرفی هم که زدم واقعا واسه خودم از روی عقل و منطق تاسف بار و به شدت نفرت انگیزه که حتی جدیدا مشکلاتی برام پیش آورده (نه تایید)! ولی خوب این چیزی که تو جامعه ما و شما با اکثریت دیده می شه و همچنین داشتن رابطه جنسی غیر از حالت متعارف کاریه که تو عرف و فرهنگ ذاتی این ملت (حالا دینش به کنار) چیز مقبولی نیست (اینو می تونید تو ی جامعه یا کیش خودتون هم مطالعه کنید) و صرف احساس و نظر شخصی شما دلیل به نقض یه اصل روابط انسانی و فرهنگی نمی شه! (اینجا کلاس ریاضی نیست! :) ) و داستان های این چنینی (نامزدم قبلا رابطه داشته ....) رو واسه افراد ایجاد می کنه! (و به همین دلیل من عقلا این کارو تایید نمی کنم. و هیچ جای دنیا احساس برای تصمیم درست و حکم کلی، ارزشی نداشته و نخواهد داشت (اونم از نوع اقلیت)) و عقل و تحقیق و بررسی رو همیشه به احساسم ترجیح دادم و خواهم داد!
    من در مورد پیشنه ی شما اطلاعی ندارم، و صد البته امکانات نبایدم دلیل به هر رفتار غلطی باشه که اونوقت دنیا یه جا بند نمی شد(چه یکبار و چه صد بار )، ولی اگه از طرفتون جدا شدین! امید وارم طرفتون هم همچین افتخاری در وجودش احساس کنه و با سربلندی مثل شما قدرت بیان اون داشته باشه! (که البته به نوعی هم افتخارتون شبیه تسکین نفسه و توجیه..)و باعث مشکلات این چنینی و یا بد تر برای خودش و اطرافیانش نشده باشه!
    من هم برای شما اندکی واقع بینی و عقل آرزو دارم تا چراغ عقل واستون روشنی بخش باشه!

  2. 3 کاربر از پست مفید shervin تشکرکرده اند .

    PAPA1 (دوشنبه 28 مرداد 92), Rude Boy (دوشنبه 28 مرداد 92), sobhan13 (دوشنبه 28 مرداد 92)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 شهریور 92 [ 03:38]
    تاریخ عضویت
    1392-5-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    115
    سطح
    2
    Points: 115, Level: 2
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان عزیز،واقعا متاسفم که همچین کلماتی رو از مثلا بچه مسلمونها خوندم.افتخار به رابطه ی نا مشروع و.......
    ای کاش مدیران سایت این تاپیکها رو حذف کنن،میدونم متاسفانه این روابط در جامعه زیاد شده،اما واقعا ندیده بودم ،کسی اینقدر به این رفتارش افتخار کنه.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 1
    برادر محترم:
    من به عنوان یه زن فکر میکنم ،شما در آینده نمیتونید،به راحتی با این فرد زندگی کنید،چون مدام افکار گذشته شما رو دنبال میکنن.
    امیدوارم بهترین رو انتخاب کنید.
    ا

  4. کاربر روبرو از پست مفید PAPA1 تشکرکرده است .

    sobhan13 (دوشنبه 28 مرداد 92)

  5. #33
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Estaf نمایش پست ها
    جناب شروین لطفا مشکلات و ضعفهای وجودی خودتون و 80درصد اطرافیان و خانوده و ... خودتون رو به دیگران نسبت ندیدن بلکه دقیقا حرفتون درسته ولی با این تفاوت که اون 80% ذاتا و نسبتا دقیقا همکیش و همفکر شما هستن ولی در ظاهر و روشی متفاوت
    شما فقط دنبال نفی کردن هستین با بهانه و توجیهات مختلف و اونها هم دنبال تایید هستن هستن با همون یهانه ها و توجیهان
    حالا چرا قاطی کردی و زدی به چرت و پرت گفتن؟!

    خیلی اشتباه نبود حرفش

  6. #34
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بنده قاطی نکردم بلکه دقیقا با نوع بیان خودششون بهشون جواب دادم و حتی یک کلمه یا حرف از خودم نساختم و فقط با کلمات خودشون بهشون جواب دادم
    ایشون کاملا مستقیم بدون هیچ شناختی عنوان میکنن حرفای من به قولشون "روشن سکسی" بوده برای خر کردن دخترا و با لفظ بسیار زشت لاپا اوردنشون(هیچکدام از از این کلمات مال نیست و جناب شروین بکار بردن) حالا خوبه عضو سایت نیستم وگرنه حتما میگفتن من اینجام که فقط شماره بدم و شماره بگیرم.
    من جواب کامل دادم و دیگه تکرار مکررات نمیکنم

    جناب پاپا جوابی هم ندارم به شما بدم چون تاسف و بچه مسلمان بودن شما هیچ ارزشی برای من نداره و کلا شما درک نکردین مثل جناب شروین که اصلا حرف من چی هست و تمام تفکرتون هول روسپی و روسپی خانه میگذره و از احساس و عشق(عشق زمینی و اصولا با اسمان هیچ رابطه ندارم من) هیچ شناختی ندارین و من هم اصلا مثل شما نیستم برای دیگران تاسف بخورم یا اسم بزارم روشون و فکر کنم خودم فرشته اسمانی هستم و کسی مخالف من حرف زد یک ابلیس زاده هرزه خانه

    جناب شروین بنده هم دقیقا در همین اجتماع 80درصدی شما زندگی میکنم و حتی اعتقاد دارم حتی بیشتر از 80درصد هست البته نه فقط پسر بلکه چه پسرها چه دخترا
    حالا کسانی که امکانات دارن به بدترین شکل کارشونو میکنن کسانی که ندارن به هزارجور مرض روحی و روانی بخاطر نداشتن حتی یک رابطه احساسی سالم(سالم از لحاط روانشناختی نه اسلامی) دچار میشن
    مشخصه بود که شما انسان مذهبی با مطالعه نیستین و فقط یه انسان عرفگرا و تابع صرف محیط اطرافتون هستین و من فقط ارجاع دادم شاید به مطالعه حتی از کسانی که خودتون قبول دارید بپردازید
    من هم متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه در همین اجتماع زندگی کرده و میکنم که پر از دروغ، پر از ریا، پر از فساد، پر از فهشا، پر از پول پرستی، پر از هر کثافتی در حد اعلاش هست و به شکل اقسار گسیخته و بالاتر از 80% جامعه حتی از دید من
    حالا با این حرف شما به هر جنایت و خیانت و کثافتی که در جامعه اطراف من پذیرفته هست من هم تن بدم و بگم چون عرف اجتماع این هست من هم بپذیرم
    ولی خیر حداقل من در تمام زندگیم هیچ عرف غلط و نادرستی از اجتماع رو به هر قیمتی هم شده نمیپذیرم
    به طور مثال حالا اگر از صیغه حرف زده بشه همه تایید میکنن در حالی از دید من این مورد چیزی جز کلاه شرعی نیست و من بسیار بدتر از روسپی گری میدونمش ولی میدونم با همین حرف بازم سیل تاسف و داد و بیداد بر سر من شروع میشه
    در اجتماع ما تنها چیزی که جایگاهی نداره صداقت و راستگویی و راستی هست در حالی که اولین اصل و ارزش برای من فقط همین هست

    لطفا یکمقدار دیدتون رو باز کنید و به حرفای دیگران اینقدر متاصبانه و با کور دلی نگاه نکنید
    روی انسان طرف مقابلتون اسم نزارین و با پیش فرض گذاشتن برای انسانها حرفشون رو تغییر ندیدن


    من بازم فقط باید از جناب راهی باید عذر بخوام که شاید حرفای من باعث شده سیل دوستان با شمشیر و چماغ اینجا جاری بشه برای کوبیدن و گردن زدن من.

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahi1 نمایش پست ها
    تعجب می کنم که چرا کسی از مشاوران سایت یا دوستان با تجربه نظر خود را اعلام نمی کند.
    منتظر مشورت و همراهی سایر دوستان هستم. متشکرم
    جناب راهی شما به دنبال نظر نگرد شما به دنبای کسی باش که این مورد را

    تجربه کرده باشه یا شنیده باشه !!!


    به هر حال هر کسی یه نظری داره !!!

    یکی میگه : اگه با صدتا هم سکس داشته مهم نیست - چون صداقت داشته زن خوبی هست

    یکی مثل من میگه : پسر خوب در پست اول ت زدی این خانم و خانواده ش به دلیل شرایط خوب من .....

    خوب داداش من چیزی که تو این مملکت ما زیاده دختر !!!!

    چرا روزه شک دار میگیری ؟؟؟

    چرا اینقدر خودت را اذیت میکنی ؟؟؟

    اگه هم بهش دل بسته شدی !!!!

    بیخیال دل بستگی ----

    من و تو و امثال ما که پیغمبر نیستیم غم امت را بخوریم


    یه دختر بی سر پرسته >>>> دیگری بد بخت >>>> دیگری را بهش دل بستی >>>>

    دیگری خوشگله >>>
    دیگری را دلم براش میسوزه >>>> دیگری را بهش قول دادم و .......


    اگه ادم بخواد اینجوری فکر کنه باید یه صد هزار تا زن بگیره !!!!


    ==========================================

    شما به صداقت این خانم افتخار نکن !!!


    این یک حربه ای است برای گول زدن و منحرف کردن مغز شما !!! (( شک نکن ))

    شما به این فکر کن که ایشون در دختری ش فکرش به سمت یه مرد دیگه رفته

    خوب تا اینجای داستان مشکلی نداره بلاخره هر کسی عاشق میشه !!!


    ولی به این فکر کن که چقدر راحت خودش را فروخته !!!

    چطوری نتونسته جلوی نفس خودش را بگیره !!!


    چطوری دختری و باکره گی خودش را در اختیار یک پسر مجرد بدون هیچ گونه محرمی یتی قرار داده

    چرا به این چیزا فکر نمیکنی !!!

    ==============================================

    میخوام برات یه داستان واقعی تعریف کنم از یکی از دوستانم شاید به کارت بیاد !!!!

    ============================

    من در زمان خدمت سربازی مدیر دفتر قاضی ........... بودم

    و شاید در حدود هزاران پرونده از انواع و اقسام جرم ها را خوانده ام .... !!!!


    =============================

    داستانی که برات تعریف میکنم یک واقعیت هست

    داستان مال یک زندانی هست که من در دوران سربازی م از ایشون پیانو را فرا گرفتم

    و متاسفانه ایشون اعدام شدند ....


    روحش شاد .......


    ===============================================

    طبق گفته و اظهارات خودش در پرونده که نوشته بود :

    (( من از زبان ایشون مینویسم ))

    عاشق خانمی شدم و با خانمی ازدواج کردم ...

    پس از یکی - دو سال بچه دار شدیم و زندگی نسبتا خوبی هم داشتیم

    پس از چند سالی ناگهان همسر بنده برای مدتی غیب شد و خبری هم ازش نشد که نشد .....

    همه جا را سر زدم - پلیس - پزشکی قانونی و ....

    و پس از 4-5 ماه همسر بنده توسط پلیس شهر ....... در کنار جاده پیدا میشه ....


    جناب راهی میدونی موضوع چی بود ؟؟؟؟


    همسر ایشون در زمان دختریش با یک مردی دوست بوده و به بهانه ازدواج با هم رابطه هم داشتند

    تا اینکه اون مرد پس از رابطه های متعدد نامردی میکنه و ول میکنه و میره یک کشور دیگه ....


    خلاصه بعد از چندین سال ظاهرا این خانم با همون آقا توی فیس بوک همدیگه را پیدا میکنند

    در ابتدا گله و ناله و نفرین و بعد از چندی به خاطر سکس و رابطه قبلی که با هم داشتند

    دوباره رفیق گرمابه و بوستان میشند ....

    خلاصه مرد خانم را مخ ش را میزنه که میخوام جبران قبل کنم و با هم ازدواج کنیم و بی تو نمی تونم

    زندگی کنم و میمیرم و .......... (( از این جفنگی یات که اقایان محترم میگند
    ))


    خانم در ابتدای کار میگه که من ازدواج کردم و بچه هم دارم ----

    ولی ظاهرا همدیگه را خیلی خیلی دوست داشتند و رابطه عشقی با اون مرد عمیق تر از رابطه

    مادری بوده .....


    خلاصه اون آقا میاد به شهر ........... و زن هم که مخ ش خورده شده بوده و دیگه چشم ش جایی را

    نمیدیده با مرد فرار میکنه !!!

    یه 4-5 ماه ی میرند در ویلایی در شهر ............. به امید اینکه از مرز خارج بشوند و به یک کشور

    دیگر بروند ..

    تا اینکه اون شیطان ، مرد نما مجددا بعد از عشق و حال خودش زن را به طرز عجیبی

    به قصد کشت میزنه و بحساب اینکه طرف مرده میندازه زیر پل و میره ....

    خلاصه پس از ساعاتی توسط مامورین جمع آوری زباله - زن در حالت مرگ پیدا میشه و به

    پلیس گزارش میشه و نهایتا پلیس هم به خانواده و .....

    خلاصه زن در حال مرگ به بیمارستان منتقل میشه و پس ار بهبود ی کامل - شرح قصه و طرز

    آشنایی دوباره با اون مرد را توضیح میده و به مسائل اتفاق افتاده را اعتراف
    میکنه !!!


    خلاصه بعد از بهبودی با پا در میانی خانواده و به خاطر بچه طفل معصوم زن به خانه خودش برمیگرده

    برای ادامه زندگی ....


    که این خدا بیامرز غیرتش قبول نمیکنه و اون خانم را با ضربات چاقو میکشه !!!

    و بعدش هم زنگ میزنه پلیس و خودش را معرفی میکنه .....

    ================================================== =========

    چون طبق قانون = چنانه مرد یا زنی تخلف کنه حتی خیانت

    مرد یا زن هیچکدام حق مجازات به طور مستقیم را ندارند !!!


    و باید مجازات طبق قانون و توسط مراجع محترم قضایی انجام بشود

    حالا این مجازات میتونه = اعدام باشه - میتونه سنگ سار باشه یا ........

    ================================================== ====
    در هر صورت پدر و مادر دختر رضایت ندادند و این استاد پیانیست

    که بسیار بسیار پسر خوب و آقایی بود - به خاطر غیرت و مردانگی ش
    اعدام شد ....

    البته روز اعدام ایشون من مرخصی گرفتم و نرفتم ....

    هیچوقت یادم نمیره که چه تکنیک های دستی به من یاد داد ---

    وقتی پیانو میزد دل من میلرزید ---- صدای نت هاش هنوز تو گوشم
    خوب بی خیال بگذریم .....
    ============================================

    خوب جناب راهی فکر نمیکنم بخواهی حتی 1 درصد فکرش را بکنی که علاقه قبلی ایشون

    یکروزی بخواد خدای نکرده موجب ترک شدن شما و زندگی بشه ....


    *******************************************

    پس عاقلانه فکر کن - نه از روی احساسات !!!!


    اگر کمی بی پرده و رک صحبت کردم ببخشید



    ویرایش توسط tanhaei : دوشنبه 28 مرداد 92 در ساعت 11:19

  8. 3 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    shervin (دوشنبه 28 مرداد 92), sobhan13 (دوشنبه 28 مرداد 92), بی وفا (شنبه 02 شهریور 92)

  9. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 شهریور 92 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    461
    سطح
    9
    Points: 461, Level: 9
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    98

    تشکرشده 87 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من شخصا علاقه خاصی دارم که تو این سایت راحت می شه اظهار نظر کرد! ولی شما به دلایلی احساساتی هستین و زود جوش میاریین و انعطاف پذیری کمی هم دارین! حرفای من اگه زشت و یا زیادی رک بودن هدف رسوندن مفهوم بوده (...ننگرد پیمانه را گر گشت نقل...)نه توهین به شخص خاصی (چون تو همین سایت هم جالبه که خیلی از دختر خانوما و آقایون بعد رابطه جنسی با کلی تاسف و پشیمونی، برای توجیه کارشون شعار روشن فکری و ... هوا کردن)
    من با هر کاری که احساس دلیلش باشه مخالفم! با اینکه قبلنا آدم احساساتی بودم ولی چون خودم هم از این جانب نتیجه ای نگرفتم دیگه عملا هیچ وقت تایید نمی کنم! با اصلاح دین و شرع و فرهنگ جامعه و این چیزا کاری ندارم و کور کورانه با یه فکر ساخته و پرداخته یه جامعه دیگه مثل نیچه و ... به جنگ با اون نمی رم ! و همچین کاری هم مثل پاک کردن صورت مسئله است! (چون حقیقتا نه زورم می رسه و هم در تاریخ شما به ندرت فلسفه و رویه ای پیدا می کنین که در زمان قید حیات خود شخص مطرح کننده جاش نشسته باشه، الان هم با شرایطی که هست هم مسائل دینی به شکل امروزی و هم افکار نوع ظهور با همه خوب و بدش جا برای بحث زیاد دارن که نه جاش اینجاست و نه در تخصص من)
    عقل من هدف منو ایجاد می کنه و هدفم هم وسیله اش رو به نوعی توجیح می کنه! ما بخوایم یا نخوایم تو این جامعه زندگی می کنیم و باید طوری رفتار کنیم که با شرایط جامعه ات جور در بیاد تا خودت بتونی به هدفت برسی (من محیط دیگه ای بودم رفتارم شاید متفاوت با این بود)، بقیه زیاد مهم نیستن!!
    جامعه همش فقط جنایت و خیانت نیست؛ اکثریت هم اینو رد نمی کنه که در جامعه ما رابطه جنسی غیر خانواده کار درستی نیست و واسه تحکیم بنیان خانواده (که بهش علاقه شدیدی دارم) کاملا باهاش در تضاده (البته باز از نظر شخص من )
    در آخر هم به احترام آقای راهی ترجیح می دم به این بحث در اینجا ادامه ندم تا به مشکل دوستمون بیشتر تمرکز کرده باشیم!

  10. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    میبخشید جناب راهی ولی چون شرح حال اون زندانی را برات گفتم

    گفتم شاید دوست باشی حس و حال ش را هم بدونی !!!!!

    میدونی اون اعدامی اسمش چی بود ؟؟

    اسمش حسین بود !!

    یادم بهش گفتم حسین جان نمی ترسی از اعدام ؟؟

    گفت : چرا از اعدام میترسم ...

    ولی خوشحالم که به خاطر غیرت م دارم اعدام میشم - نه بی غیرتی م !!!!


    گفتم : حسین برات سخت نیست ناحق و بی گناه داری اعدام میشی ؟؟؟

    گفت : سخت ؟؟؟ نه !!!!

    برام اونوقتی سخت بود که میخواستم راست راست تو فامیل و در و همسایه با اون زن زندگی کنم


    گفتم : چه حسی داری ؟؟؟

    گفت : حسی که یک مرد در قبال حیسیت و ناموسش داره !!!

    گفتم : نمی خوای به مدد کاری بگم برند با خانواده زن ت صحبت کنند رضایت بگیرند برات ؟؟؟

    گفت : اصلا - من برای غیرتم دارم اعدام میشم - حالا برم زانو بزنم ؟؟؟



    گفتم : حسین از کاری که کردی ناراحت نیستی ؟؟؟

    خندید و گفت : ناراحت !!!

    سرم بالا میگیرم - مثل یک مرد میرم پا چوبه اعدام ، اونم بدون چشم بند !!!

    =========================

    بازم ببخشید اگه تاپیک ت شلوغ شد ....


    گفتم شاید به دردت بخوره
    ویرایش توسط tanhaei : دوشنبه 28 مرداد 92 در ساعت 11:54

  11. 2 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    sobhan13 (دوشنبه 28 مرداد 92), بی وفا (شنبه 02 شهریور 92)

  12. #38
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید ولی با داستان ساختن و فعال کردن تخیل روی واقعیات نمیشه سرپوش گذاشت

    نمیدونم چه نیازی هست همچین داستانهایی ساخته بشه برای رسوندن منظور

    بهتره نظر رو مستقیم بگید و با ساختن داستانهای تخیلی سعی در تحت تاثیر قرار دادن طرفتون نداشته باشید که براحتی میشه فهمید این داستانها هیچ نزدیکی به واقعیت نداره هرچند ممکنه اتفاقات مشابه هرروزه اتفاق بیفته

  13. کاربر روبرو از پست مفید Estaf تشکرکرده است .

    adelm (سه شنبه 29 مرداد 92)

  14. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 مهر 92 [ 13:25]
    تاریخ عضویت
    1392-5-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    174
    سطح
    3
    Points: 174, Level: 3
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام

    اولا خیلی متاسفم برای دوستانی که دارند به جای راهنمایی آقای راهی عقاید خودشونر ا بیان میکنند. دوستمون احتیاج به کمک دارند نه نظریه پردازی.این که هر کدام از ما چه عقایدی داریسم به خودمان موبوط می شود تا جایی که به عقاید دیگران توهین نشه.در این مورد مهم عقاید خود اقای راهی هست نه ما.

    اما اقا راهی!شما بیا سنگ هات را با خودت وا بکن.اول احساسات را بذار کنار. چون علاقه چشم ادم را میبنده به روی حقیقت. با عقلت تصمیم بگیر. به خاطر همین هست که این قدر مشاوران ازدواج دارند داد میزنند جوون ها دوران نامزدی برای آشنایی هست نه برای عشق وعاشقی.
    شما با منطق فکر کن ببین میتونی شرایط این خانوم را بپزیری؟ببین میتونی این قدر بهش محبت کنی و پرش کنی که دیگه به اون اقا فکر نکنه؟
    ببینید من خودم یه زن هستم با وجود این که قبل از ازدواجم به فرد دیگه ای علاقه نداشتم گاهی وقت ها کههمسرم بهم اون طور که میخواستم توجه نمی کرد (اون اوایل عقدمون) با خودم فکر میکردم اگه یه نفر دیگ بود شاید بهتر بود. البته این کارم درست نبود. اما گفتم که بدونید نامزدتون برای فراموش کردن اون آقا احتیاج به کمک شما هم داره. شمایی که بدون هیچ پیشداوری فقط به ایشون محبت کنید،شک نکنید،باهاش باید خیلی راه بیاید.
    احساس میکنم نامزدتون هم واقعا به شما علاقه مند شده که امده و این حقیقت را بهتون گفته. با شناختی که از ایشون دارید اگر میدونیدهمراهتون میمونه همراهش بشید و از خطاش چشم پوشی کنید.(اگر خودش قبول داره که خطا کرده،اگر قبول نداره که کارش خطا بوده پس بعدا هم این کار را میکنه.)
    مسیری که انتخاب میکنید اگر ماندن با نامزدتون باشه اوایلش مسیر سختی هست.و کم کم میتونه خوب بشه به شرطی که نامزدتون واقعا از اون آقا بریده باشه و شما واقعا نبه گذشته فکر نکنید.(بعید میدونم فکر نکنید.چون همه مردها یه حس غیرتی نسبت به همسرشون دارند که به هیچ فرد دیگه ای توی دنیا ندارند.میخوان همه جوره همسرشون مال خودشون باشه.و یه ذره هم تحمل این را ندارند که حتی ذهن همسرشون بین اونها مرد دیگه ای تقسیم شده باشه.)
    موفق باشید.


    - - - Updated - - -

    با سلام

    اولا خیلی متاسفم برای دوستانی که دارند به جای راهنمایی آقای راهی عقاید خودشونر ا بیان میکنند. دوستمون احتیاج به کمک دارند نه نظریه پردازی.این که هر کدام از ما چه عقایدی داریسم به خودمان موبوط می شود تا جایی که به عقاید دیگران توهین نشه.در این مورد مهم عقاید خود اقای راهی هست نه ما.

    اما اقا راهی!شما بیا سنگ هات را با خودت وا بکن.اول احساسات را بذار کنار. چون علاقه چشم ادم را میبنده به روی حقیقت. با عقلت تصمیم بگیر. به خاطر همین هست که این قدر مشاوران ازدواج دارند داد میزنند جوون ها دوران نامزدی برای آشنایی هست نه برای عشق وعاشقی.
    شما با منطق فکر کن ببین میتونی شرایط این خانوم را بپزیری؟ببین میتونی این قدر بهش محبت کنی و پرش کنی که دیگه به اون اقا فکر نکنه؟
    ببینید من خودم یه زن هستم با وجود این که قبل از ازدواجم به فرد دیگه ای علاقه نداشتم گاهی وقت ها کههمسرم بهم اون طور که میخواستم توجه نمی کرد (اون اوایل عقدمون) با خودم فکر میکردم اگه یه نفر دیگ بود شاید بهتر بود. البته این کارم درست نبود. اما گفتم که بدونید نامزدتون برای فراموش کردن اون آقا احتیاج به کمک شما هم داره. شمایی که بدون هیچ پیشداوری فقط به ایشون محبت کنید،شک نکنید،باهاش باید خیلی راه بیاید.
    احساس میکنم نامزدتون هم واقعا به شما علاقه مند شده که امده و این حقیقت را بهتون گفته. با شناختی که از ایشون دارید اگر میدونیدهمراهتون میمونه همراهش بشید و از خطاش چشم پوشی کنید.(اگر خودش قبول داره که خطا کرده،اگر قبول نداره که کارش خطا بوده پس بعدا هم این کار را میکنه.)
    مسیری که انتخاب میکنید اگر ماندن با نامزدتون باشه اوایلش مسیر سختی هست.و کم کم میتونه خوب بشه به شرطی که نامزدتون واقعا از اون آقا بریده باشه و شما واقعا نبه گذشته فکر نکنید.(بعید میدونم فکر نکنید.چون همه مردها یه حس غیرتی نسبت به همسرشون دارند که به هیچ فرد دیگه ای توی دنیا ندارند.میخوان همه جوره همسرشون مال خودشون باشه.و یه ذره هم تحمل این را ندارند که حتی ذهن همسرشون بین اونها مرد دیگه ای تقسیم شده باشه.)
    موفق باشید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید zdl1367 تشکرکرده است .

    sobhan13 (دوشنبه 28 مرداد 92)

  16. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Estaf نمایش پست ها
    ببخشید ولی با داستان ساختن و فعال کردن تخیل روی واقعیات نمیشه سرپوش گذاشت

    نمیدونم چه نیازی هست همچین داستانهایی ساخته بشه برای رسوندن منظور

    بهتره نظر رو مستقیم بگید و با ساختن داستانهای تخیلی سعی در تحت تاثیر قرار دادن طرفتون نداشته باشید که براحتی میشه فهمید این داستانها هیچ نزدیکی به واقعیت نداره هرچند ممکنه اتفاقات مشابه هرروزه اتفاق بیفته
    ببین دوست عزیز اینجا نه من نه دیگر دوستان اصلا صحبتی از اعتقادات اسلامی و دینی رو این موضوع نداریم ، اما من نمیدونم شما چرا حتی به خودت اجازه میدی به دین و اعتقادات افراد خیلی راحت توهین کنی و مسخره کنی !!!
    این است روشنفکریه شما ؟

    حالا دوستمون papa1 یک کلام برداشت گفت بچه مسلمون مگر به شما و اعتقاداتت توهین کرد ؟ ایشون که خبر نداره شما مسلمان نیستید و حتی وجود خدا رو هم قبول ندارید واسه همین این حرف رو زد و این دیگه نیازی به موضع گیری و توهین از سمت شما رو نداشت !

    ببین دوست من شما فقط برای این که عذاب وجدان نداشته باشی و رابطه های قبلی تو واسه خودت توجیه کنی و آروم بشی داری این جوری میگی شک نکن چیزی جز این نیست .
    هم لحظه اولی که گفتین : مردانگی در اینه که زنی رو بپذیریم که حتی بارها بدنش رو در اختیار دیگران گذاشته !!

    من بلافاصله از شما سوال کردم شما خودت رابطه جنسی داشتی ؟ چون این تفکر رو تنها کسی میتونه داشته باشه که خودش این کارو کرده باشه .

    کاملا هم عادی هست شما اینجوری با خودت میگی تا وقتی به یاده اون دختر که باهاش س ک س داشتی افتادی خیلی راحت توجیه کنی که اشکالی نداره اونم راحت ازدواج میکنه دیگه اصلا این چیزا مهم نیست !!

    کسی که خودش تو مکان عمومی سیگار میکشه هیچ وقت به افرادی که این کار رو میکنن حرفی نمیزنه و اعتراضی نمیکنه چون اگه اعتراض کنه اول باید به خودش اعتراض کنه !

    کسی که همیشه بدقوله و سره قرار دیر میرسه هیچ وقت نمیتونه به کسی که بهش بد قولی کرده اعتراض کنه و سعی میکنه خیلی راحت با این قضیه کنار بیاد چون خودش بد قوله .

    ببین تو همه مسائل همین طوره ، حالا هم شما چون خودت س ک س داشتی نمیتونی بگی این کار بده و باید واسه اینکه حداقل در ظاهر خودتو توجیه کنی و نسبت به اون دختر عذاب وجدان نداشته باشی بگی نه اشکالی نداره !

    الان همین جناب راهی که این جا هم متعلق به خودشه ، چون خودش قبلا رابطه دوستی و آشنایی داشته وقتی اون خانم بهش گفته قبلا با کسی بودم تونسته باهاش کنار بیاد ، اما چون خود جناب راهی س ک س نداشته وقتی فهمیده اون خانم س ک س داشته دیگه نتونسته کنار بیاد و دچار سردرگمی شده چون نمیتونه بپذیره .

    اینا وقعیات هست ، نه من ، نه شما و نه هیچ کسه دیگه نمیتونه انکارش کنه و به همه تعمیم بده !
    اگر جناب تنهایی میاد یک موضوع رو مطرح میکنه هیچ دلیلی نداره که بیاد اینجا داستان پردازی کنه ! و داره واقعیات رو میگه اما شما باز چون نمیتونی بپذیری میگه داستان پردازی و خیالات !!!!

    آیا اگر الان از اون دختری که شما باهاش س ک س داشتی هم از گذشتش بپرسن سرشو بالا میگیره و میگه :
    بله من در یک رابطه ی احساسی با دوست پسرم س ک س کردم و خیلی حال داد و از این کار خیلی راضیم !!!

    یا شاید الان مثل همین نامزد آقای راهی ، واسش خواستگار اومده و داره با خودش و گذشتش کلنجار میره ؟ داره از تو خودشو میخوره که به خواستگارش بگه یا نگه ؟

    دوست من کاش فقط یکم حرف بچه ها رو قبول میکردی .

    موفق باشی

  17. 4 کاربر از پست مفید sobhan13 تشکرکرده اند .

    PAPA1 (سه شنبه 29 مرداد 92), shervin (دوشنبه 28 مرداد 92), tanhaei (دوشنبه 28 مرداد 92), فرهنگ 27 (جمعه 01 شهریور 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راهنمایی در مورد کنکور کارشناسی ارشد
    توسط The Green در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 بهمن 93, 00:57
  2. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  3. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10
  4. راهنمایی ابراز علاقه به همکلاسی که نمیدونه بهش علاقه دارم!
    توسط Hossein SH در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 تیر 91, 11:02
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.