جناب آرام
در خصوص رویه های شما و تحلیل آن تااینجا فعلاًکاری نداریم . می خواهم به بعد ازاین بپردازم به عبارتی به عنوان فرصتی
برای اینکه شما هم رفتار درست را به کار بگیرید و هم سیاست جذبی یک طرفه را به کار بگیرید که واکنشهای همسرتان
به این رویه شما را بعد از مدتی به مابگویید تا بررسی بیشتری داشته باشیم .
1 - در نظر داشته باشید که شما مسئول اعمال ایشون و رعایت یا عدم رعایت حدود شرعی و حتی احکام شرعی از طرف
ایشون نیستید . شما فقط با هم خط قرمزهای زندگیتون رامشخص کنید وابتدا هم از او بخواهید بگوید که چه چیزهایی
را نمی تواند تحمل کند و در صورت مشاهده آن اقدام به جدایی می کند و شما هم مشخص کنید چه چیزهایی تحمل
ناپذیر هست برایتان و خط قرمز می دانید و به یک تفاهم مشترک برسید ....
در کل نسبت به اعمال فردی ایشون که عدم رعایت و سنخیت اعتقادی با شما هست شما مسئولیتی نداردی بنا براین فعلا،
هیچ حساسیت و اعتراضی نداشته و نشان دهید برایتان مهم نیست و او خودش می داند و خدای خودش
2 - قاطعیت را به جا و به موقع حفظ کنید . مثلاً اگر خط قرمزی که تعیین کرده اید این است که اگر باهم بیرون می روید پوشش
نامناسب نداشته باشد و حد شرعی را رعایت کند در غیر اینصورت با او همراه نمی شوید واقعاً اینرا اعمال کنید و بدون
درگیری و در کمال خونسردی با او همراه نشوید و هرچه هم داد و بیداد و پرخاش کرد شما در عین سکوت و بی توجهی به
این رفتار سر حرفتان باشید
3 - در مقابل پرخاشها و برخوردهای نامناسبش بی توجهی در عین قاطعیت را در پیش بگیرید یعنی بی توجهی شما از روی
انفعال و ناچاری نباشد یعنی این پیام را نداشت باشد بلکه به معنای اینکه برایتان مهم نیست هر چقدر داد بزند و پرخاش کند
و حتی بزند به کوچه و خیابان وعربده بکشد عین خیالتان نیست چون فقط به خودش ضرر می زند . واقعاًاین حس را در خود
ایجاد کنید . یعنی از پیوند و وایستگی حیثیتی با او بیرون بیایید . وقتی برای تحریک شما وارد راهرو شد و داد و هوار و فحش
به خانواده شما را سر داد حتی اگر دیگران بیرون بیایند و جویا شوند که چی شده شما بی اهمیت باشید و مثلاً بروید یک
لیوان آب میوه بریزید و بنشینید و در حال تلویزیون تماشا کردن بخورید اگر دیگران سراغتان آمدند که چی شده بگویید نمی دانم
اگر شما هم فهمیدید لطفاً مرا روشن کنید .
4 - شما با حساسیت زدایی در درون خود ، قطع پیوند حیثیتی و اعتقادی در درون خودتان با او داشته باشید ( واقعاً برایتان
مهم نباشد او حتی کفر خدا را بگوید و برآشفته نشوید و واکنش تند نشان ندهید . اینگونه هیچ گزکی هم دست او
نمی افتد برای پرخاش و بهانه پیدا نمی کند .... )
می دانم رعایت اینها سخت است و شاید بتوانید در سطح تکنیک خوب رعایت کنید ولی در سطح احساس در درون شما
آتشفشان به پا باشد . اما خواهش من این است که در لایه احساس هرچند سخت هست به همین باور که گفتم برسید که
شما مسئولیت ندارید بلکه دوست دارید همسرتان فلان باشد و بهمان نباشد پس این میل و علاقه را از خود دور کنید و برسید
به اینکه مسئولیت ندارید و اینرا بپذیرید . باز هم تأکید می کنم سخت هست اما شدنی هست .
برای همه ما خانواده و اعضاء خانواده و رویکرد و عملکرد و گرایشهایشان مهم هست و دوست داریم مایه سربلندی باشند و
دوست داریم بهترین باشند ، کلاً ما نسبت به بستگان خود کمال گرا هستیم و بهتره بدانیم همین هم نقطه آسیب پذیری ما
هست هم از نظر روحی و روانی در جایی که مطلوب نمی بینیم ، هم از جهت احساس مسئولیت که سر به احساس مسئولیت
کاذب و افراطی می زند ، هم از جهت وسواس شیطان که روزنه پیدا می کند برای شکستن ما به عنوان یک فرد معتقد . کور
کردن این روزنه آسیب پذیری فقط از این راه ممکن است که بدانیم ما مسئول رفتار و عملکرد دیگری نیستیم بلکه مسئول خود
هستیم که درست عمل کنیم و اینرا باور کنیم که خدا همه را آزاد آفریده که خود سرنوشت خود را تعیین کنند و توکل داشته باشیم .
شما الآن فقط با رفتار خود اگر بتوانی منشاء اثر باشی می توانی باشی . بنا براین اگر شما رویه صحیح را دراعمال خود در پیش
گرفتی اگر طرف شما زمینه داشته باشد هدایت به امر می شود اگر نه که یک طرفه نمی شود و شما هم مسئول نیستید و
نسبت به ایفای سهم خود یعنی تمرکز بر اعمال خود که درست و صحیح باشد خدا پاسختان را خواهد داد و در
صورتی که روند شما بی فایده بود و عرصه بر شما تنگ شود و وضعیت همانی باشد که تا کنون بیان کرده اید
می توانید جوانب را در خصوص جدایی بسنجید و نگران مواردی که به عنوان مانع مطرح کردید نباشید که اگر راه
درست همین باشد و در این زمینه توکل کنید ، مطمئناً خدا راه را برایتان باز خواهد کرد .
به قول استادی محترم :
آسیه در دربار فرعونی که ادعای خدایی می کرد و آن همه جنایت مرتکب شد زندگی می کرد اما جزء 5 تن از زنان برجسته بهشتی شد .
5 - امتحان خود را در این باب در یابید و ببیندی از چه زوایه هایی برای شما امتحان است و روی همانها کار کنید . گاهی هم
نشینی با یک فرد ناسازگار بیشتر از فرد سازگار برای ما سازندگی دارد . این بند چون فرد معتقدی هستید را به شما می گویم .
سقراط زن بد اخلاقی داشت و بسیار پرخاشگر و جیغ جیغو طوری که در شهر او را غاز لقب داده بودند ... روزی فرزندانش از
دست او نزد پدر گله مند بودند ، سقراط به آنها گفت اگر بتوانید اخلاق مادرتان را تحمل کنید اخلاق افراد تندخوی اجتماع را
راحت تر تحمل می کنید ....
و در جایی گفته : زن خوش اخلاق مرد را توانگر می کند و زن بد اخلاق حکیم ...... یعنی حکیم شدن خودش را ناشی از زندگی
یا همسرش بد خلقش و درس گرفتنها و ..... می دانسته
اینها را نمی گویم به معنای بسوزید و بسازید که اگر سوختن به معنای آسیبهای شدید روحی و روانی دیدن باشد
اصلاًجایز نیست .... بلکه آن ساخته شدن بدون چنین سوختنی اگر بشود .... لذا شما خود بهتر از هرکسی بر مصالح و
ظرفیت های خود آگاهید و بهتر می توانید تصمیم بگیرد یا اگر پای اختلالات شخصیتی در میان باشد که با توجه به
عوارض آن و فرسایشهایی که برای شما دارد دیگر بحث امتحان منتفی هست و شما نیاز هست یک تصمیم جدی بگیرید .
از این رو بهتره مدتی را فرصت دهید و این راهکارهایی که گفته شد را هم در پیش بگیرید و واکنش ها را ببینید و بیان کنید تا با
هم تحلیل داشته باشیم .
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)