به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44
  1. #31
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    در ادامه لطفاً نکات مثبت ایشون که مورد توجه شما هست را بیان کنید .

    و در خصوص این نقاط ضعف که اشاره داشتید چه روش و رویه ای با ایشان داشته اید و چگونه واکنش نشان داده اید . دقیق و همانگونه که بوده با ادبیان ساده بیان کنید .

    ضمناً انتظاراتتان را نگفتید ، ضمن بیان لیست انتظارات ، بفرمایید آیا با همسرتان مطرح کرده ای ؟ اگر پاسخ مثبت هست به چه روش و چگونه ؟







  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (دوشنبه 07 مرداد 92), asemani (دوشنبه 07 مرداد 92), del (دوشنبه 07 مرداد 92), reihane_b (دوشنبه 07 مرداد 92), ویدا@ (دوشنبه 07 مرداد 92), نازنین آریایی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    ببخشید طول کشید جواب بدم.چون موقع نوشتن پستها هم دارم فکر میکنم هم دارم تایپ میکنم هم دارم کارهای شونصدتاتلفن و مراجعه کنند رو رتق و فتق میکنم.(اینه که وضعمون این شده دیگه!)
    .
    واما...
    .
    الف – نکات مثبت همسرم :
    1- مقتصد هست و بریز بپاش رودوست نداره (البته اغلب از تعادل خارجه و شدیدا خساست تمام کارهاش رو تحت الشعاع قرار میده)
    2- پوشش داخل خونش خیلی خوبه و جذابه
    3- زن آویزونی نیست و کارهاش رو با ذبلی و سماجت انجام میده (من اصلا از زن شل و وارفته خوشم نمیاد)
    4- مواقع علاقمندیش خیلی شدید بهم ابراز میکنه(که البته مدتهاست که رو به تعطیلیه) ولی مواقع ناراحتی مثل مسوول قتل عام دسته جمعی همه اعضای خانوادش بهم نگاه میکنه و هیچ خط قرمزی برای تصفیه حساب حالیش نیست ، میگم هیچی شما فقط باید باهاش زندگی کرده باشید که اینحرف منو بفهمید.
    .
    ب – واکنش های من در مورد رفتارهای نامطلوب همسرم:
    1- در مورد تغییر پوشش : رفتارم رو در اوایل این تغییر در اولین پستم توضیح دادم ، در حال حاضر هم به ایشون گفتم که : من از این پوشش شما و از بیرون رفتن اینچنینی شما راضی نیستم ، اگه معتقدی و وظیفه شرعیت رو در برابر خواست همسرت قبول داری باید رعایت کنی، ولی متاسفانه اساسا این حرفها رو قبول نداره و کار خودش رو میکنه! ، ناراحتی من هم در چهره به ایشون منتقل میشه (واقعا دست خودم نیست اصلا داره جذابیتش رو برام از دست میده و ازقیافش خوشم نمیاد!)
    .
    2- در مورد سایر رفتارهای نامطلوبش هم روال کلی اینه : اینقدر تحمل میکنم تا دیگه کاسه صبرم لبریز میشه و به زبون میام و در مورد ناراحتیم بهش میگم ولی طبق همون قانون 60 ثانیه حداکثر تحملش ،شروع میکنه مسلسل وار فقط حاضر جوابی اونهم با انواع عنایات کلامی به خودم و پدر و مادر و خواهر و همکار و مملکتو و ...!!!
    هر وقت مثلا میریم پارک یاجایی حرف بزنیم ، اول اون شروع میکنه و کلی میگه ، بعد که نوبت من میشه با گذشتن از ثانیه شصتم ، میگه بسه همش تو داری حرف میزنی و شروع میکنه مثل تیربار حرف شلیک میکنه! بعد از گذشت یکی دو ساعت که کمی احساس راحتی میکنه و من فرصتی برای صحبت آرام پیدا میکنم ، با شروع صحبت یا خودش رو با چیزه دیگه ای مشغول میکنه و یا میگه دیر شد دیگه!!! پاشو بریم خونه!!! و دیگه هوش و حواسش تعطیل میشه! شاید یکی ازدلایلی که اینجا زیاد مینویسم و حرفام طولانی اینه که ده ساله که همین روال هست وعقده حرف زدن پیدا کردم!!!
    .
    ج- انتظارات من از همسرم:
    مهمترین انتظارات من همون رفع شدن مشکلاتی هست که در پست قبلی در بند الف ذکر کردم. بعلاوه کاهش حتی الامکان تعارضات بند ب در پست قبلیم.
    نحوه مطرح کردن این انتظارات هم در بالا ذکر کردم حتی از نامه نوشتن هم استفاده میکنم اما گویا اصلا ایشان توانایی درک حرف آدمها رو نداره ، چه قربون صدقه برم چه توی نوشته هام ناراحتیم بارز باشه فرقی توی نتیجه نداره چون بقیه براش حکم خس و خاشاک رو دارند و نهایتا وسیله ای هستند برای رسیدن به اهداف خودش.
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : دوشنبه 07 مرداد 92 در ساعت 13:00

  4. 3 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    milad08 (چهارشنبه 09 مرداد 92), reihane_b (دوشنبه 07 مرداد 92), نازنین آریایی (دوشنبه 07 مرداد 92)

  5. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array
    سلام آقای آرام
    من تازه فرصت کردم تاپیک شما رو بخونم
    خیلی ناراحت شدم با خوندن مشکلات شما و خیلی شرمنده شدم با وجود این مشکلاتی که داشتید و درگیری ذهنی که داشتید انقدر وقت می ذاشتید و با حوصله و بسیار دقیق و اصولی من رو راهنمایی می کردید .

    آقای آرام البته درست نیست زمانیکه فرشته مهربون اینجا هستند من اظهار نظری کنم و احتمالا صحبت من جز همدردی کمکی به شما نمی تونه کنه.

    با چیزایی که از مشکلاتتون خوندم فهمیدم همسرم شما عصبی هست و پرخاشگر.
    یعنی شخصیتش این جور هست و سالهاست که این طور بوده شاید از روز اول ازدواج شما متوجه عصبی بودن ایشون بودید ولی رفته رفته بدتر شده تا به امروز...
    به نظر من موضوع اصلی این هست و بقیه مشکلاتی که وجود داره ،داره به عصبی بودن ایشون دامن میزنه و شرایط رو بدتر میکنه.

    خوب شما بعد از 8 سال زندگی مشترک دیگه همسر خودتون رو شناختید ومیدونید که ایشون خوش اخلاق نیست و باید قلق ایشون دستتون می اومد تا ناخواسته کاری نکنید که عصبانی تر شه.

    موضوع نوع پوشش و اینکه خود مختار هست و ............همشون به نظر می رسه لج بازی با شما باشه.
    اگر ایشون اعصابش کمی راحت بشه خیلی از مشکلاتتون حل میشه
    نمی دونم چه راهکاری وجود داره که بتونید کمی آرومش کنید ولی خودتون که این مدت باهاش زندگی کردید با خودتون بشینید فکر کنید ببینید کدام زمانها بوده که همسر شما مهربون و آروم بوده
    چه کارهایی کردید که ایشون خوش اخلاق شده و به شما عشق ورزیده ؟


    برای خودتون اون خاطرات خوب رو مرور کنید تا بدونید چطور میشه کمی آروم کرد شرایط رو.

    ببنید مثلا من خودم با اینکه تجربه زندگی مشترکم زیاد نیست ولی تو همین مدت دستم اومده که چیزهایی باعث خوش حالی و مهربونی همسرم میشه
    مرا دوست بدار
    اندکی،ولی طولانی

  6. 6 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (سه شنبه 08 مرداد 92), asemani (سه شنبه 08 مرداد 92), del (چهارشنبه 09 مرداد 92), roze sepid (سه شنبه 08 مرداد 92), فرشته مهربان (سه شنبه 08 مرداد 92), ویدا@ (سه شنبه 08 مرداد 92)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    از آخرین باری که "فرشته مهربان" توی تاپیک من پست گذاشتند ، حدود بیست روز میگذره. بعد از اینکه پاسخ سوالاتشون رو نوشتم منتظر ادامه صحبتهای ایشون بودم. توی این مدت ایشان مراجعات زیادی به سایت داشتند. با وجودی که یک روز بعد از تاریخ آخرین پستشون با ثبت تشکر زیر پست خانم "نازنین آریایی" قطعا جوابهای بنده را نیز مشاهده کردند ، اما ظاهرا به این تاپیک عنایتی نداشتند.
    با خودم گفتم باید صبر کنم تا هم به افکارم مرخصی بدم و هم توقع جواب زود هنگام رو از ایشون نداشته باشم. ولی به نظر میاد که صبر من سودی در این میان نداشته! البته این گونه عکس العملها برایم تازگی نداره ، همانطور که توی این دو سال هر کسی از دکتر و مشاور گرفته تا آشنایان نزدیک ، با شنیدن مشکلات زندگی من با وجودی که مرا شرمنده تلاش فراوانشون کردند ، اما نهایتا گفتند که : "ما رو ببخشید واقعا راه حلی برای مشکلتون نداریم! و اصلا نمیدونیم باید چی کار کنی! فقط از خدا باید بخواهی تا یک راهی جلوی پات بزاره."
    به نظر میاد امتحان زندگی من مدلش کمی با بقیه فرق داره! راستش چند بار برای گرفتن راهنمایی به قرآن مراجعه کردم. دو مرتبه خودم اینکار رو کردم و هر دو دفعه آیه راجع به زن حضرت لوط اومد.(لابد میدونید که خدا دو تا مثال در قرآن برای آدمهای بد و شرور آورده ، یکی زن حضرت نوح(ع) و دیگری زن حضرت لوط(ع) ). یکبار یکی از نزدیکان رجوع به قرآن کرد : آیه در مورد دستور خدا در طلاق دادن زن های پیامبر(ص) اومد که چنانچه زنان پیامبر(ص) قصد زندگی مطلوب ایشان و خدا رو ندارند ، ای پیامبر آنها را طلاق بده. یکبار از یکی از علمای بزرگ خواستم که استخاره کنند (برای انجام طلاق) ، جواب اومد که : اگر دنبال مال دنیا میگردی چیزی در اینکار نیست!(البته منو کمی گیج کرد!) و آیه در مورد گسترش فساد در زمین به دست کارهای انجام شده توسط مردمان بود! ... بگذریم ...
    .
    .
    خانم "نازنین آریایی"! راستش زن من با دو تا چیز فقط کمی خوشحال میشه : یکی تصرف کامل پول و سرمایه زندگیم و خرید طلا!. دوم اطاعت بی چون و چرای من از تمام حرفهای با ربط و بی ربطش!
    فکر نمیکنم مردی باشه که با اینها به خصوص دومیش راحت باشه!!
    .
    .
    و اما ...
    چند روزی بود که هر شب که منو میدید دائما داشت یا طعنه به من و خانوادم میزد و یا حرفهای نا مربوط به من و اونها نسبت میداد! تا اینکه بعد از چند روز متوالی دیگه نتونستم تحمل بکنم و با گرفتن مچ دستش و کمی فشار دادن اون بهش گفتم که ببین داری بی حرمتی رو به حد اعلا میرسونی اون زبونت رو جمع کن! این کار همان و پرتاب لگدهای وحشیانه به سمت من و چنگول انداختن و خونین و مالین کردن من جلوی بچه همان! من برای انکه آسیبی بهش وارد نکنم فقط دست و پاش رو میگرفتم و اون مثل دیوانه ها با نهایت توحش فحش میداد و چنگ میزد!
    گوشی تلفن رو برداشت و زنگ زد به پدرم و هر چی از دهنش در میومد به اون بنده خدا از همه جا بیخبر و خانوادم ، با عربده کشی نثار کرد! چند بار زنگ زد و ادامه داد و من با گفتن عذر خواهی از پدرم و اینکه نگران نباشید ، تلفت رو قطع میکردم. تا اینکه مجبور شدم به مادرش زنگ زدم و گفتم اگه نگران سلامت دخترتون هستید زود بیاد ببریدش و جمعش کنید! و الا ممکنه کار دست خودم و شما بدم!
    .
    خلاصه ... زن جماعت روی من دست بلند نکرده بود که اونهم اتفاق افتاد! به پدر مادرش گفتم ببرید خونه خودتون چون ممکنه دیگه نتونم تحمل کنم و جنازش رو مجبور بشید ببرید. بعد از کلی حرف و بحث ، با پرروگری زیاد از من امضا گرفته که من اعتراضی با رفتن خونه باباش ندارم ، که یک وقت نرم شکایت که ایشون ترک منزل کرده!! جالبه اونوقت که یک هفته یک هفته بدون اجازه من میرفت با بابا مامانش مسافرت نگران این کار نبود! حالا شده زن خانه نشین!!!
    البته فقط همون شب تا صبح تونستند تحملش کنند و فردا اول صبح کلش رو با پر رویی انداخت و امد خونه و به کارهای شخصی خودش مشغول شد.( یکی از علائم شخصیت ضد اجتماعی نداشتن وجدان هست! به قدری ریلکس هستش که انگار نه انگار چه غلطهایی کرده! فقط کسی این حرف منو درک میکنه که با چنین شخصیتی زندگی کرده باشه!) به قدری بد دهنه که مامان باباش با ازدواجش از دستش خلاص شده بودند و فقط مواقع خوشی یاد دخترشون میفتند و به محض ناخوشی رفتارشون با همدیگه مثل گرگها میشه که میخواهند همدیگر رو پاره کنند و از دست هم فرار میکنند!
    .
    .
    من با وجود تمام صبری که در برابر تمام اشتباهات و پرخاشگری هاش کردم ، دیگه با این کار آخرش ، به نتیجه قطعی طلاق رسیدم.
    فقط خدا میدونه که توی این ده سال و به خصوص این دو سال آخر از دست این شرور مطلق ، من چی کشیدم!
    .
    و اما اندر نگون بختی آدمهایی که بخواهند با نجابت طلاق بگیرند باید از پیگیری کار طلاق در سیستم قضایی کشور به شما بگم که :
    در قوانین فعلی کسی کارش به نتیجه میرسه که انسانیت رو بزاره کنار و از انواع نامردی و بی وجدانی برای اجرایی شدن طلاق استفاده کنه!
    اگر زن خواهان طلاق باشه : یا باید از حقوقش بگذره تا شاید شوهر نامردش با منت طلاقش بده و یا باید با اهرم اجرا گذاشتن مهریه و ترسوندن شوهر ، اون رو راضی به طلاق بکنه!
    اگر مرد خواهان طلاق باشه : تا تمام مهریه و .... رو به طور یکجا و نقدا پرداخت نکنه ، هرگز نمیتونه زن شرورش رو طلاق بده! و هر چه از فساد و نشوز زن ادله بیاره و بره مدرک هم جمع کنه ، نمیتونه مهریه رو تقسیط کنه! یعنی فقط یا باید با خاک یکسان بشی تا از شر زن بد خلاص بشی ، و یا باید نامردی کنی و اینقدر یزید بشی برای زن ، تا از سر ناچاری ایشون تقسیط مهریه و طلاق رو بپذیره!
    این یک نمونه است که ما قوانین اسلام رو که برای راحتی زندگی دنیا و آخرت مرد و زن اومده ، تبدیل کردیم به عذاب دنیا و آخرت! خدا به داد هممون برسه با این بی عقلی های مسوولین امور!
    .
    .
    خلاصه گیر کردم که چه جوری میتونم با روشی که نامردی نباشه ، از شر این زن لجوج و شرور خلاص بشم! فقط کافیه زنم از این قوانین بی سر و ته خبردار بشه ، دیگه یک اتوبان چهار بانده صاف جلوش میبینه که میتونه تخته گاز بره. هم منو (که میدونه اهل نامردی نیستم) میتونه بدوشه و هم میتونه با خیال راحت انواع نامردی و خیانت و شرارت رو داشته باشه!
    .
    راست میگند که دنیا برای اهلش خوبه! ولی خسران من اینه که وضع آخرتم هم خرابه! مثل اینکه خدا میخواد من چوب دو سر طلا باقی بمونم!
    دیگه دارم صدای شکستن شونه هام رو زیر این فشارها با گوشام میشنوم. برام دعا کنید.
    دارم میبرم.
    دارم صدای پوزخند شیطان رو برای یک عمر تلاش برای زندگی به دور از ظالم بودن و نامرد بودن رو میبینم. داره بهم میگه که تو میتونی مثل خیلی ها نامردی کنی و از شرش راحت باشی.
    خدایا توی این میدون تنهام نذاز! نیاز دارم حضور کریمانت رو به من نشون بدی! همین.
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : یکشنبه 27 مرداد 92 در ساعت 10:18

  8. 9 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), malakeh (یکشنبه 27 مرداد 92), milad08 (یکشنبه 27 مرداد 92), reyhan (یکشنبه 27 مرداد 92), she (یکشنبه 27 مرداد 92), نیلا (یکشنبه 27 مرداد 92), نازنین آریایی (یکشنبه 27 مرداد 92), zdl1367 (یکشنبه 27 مرداد 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 28 مرداد 92)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 شهریور 93 [ 15:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-26
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    1,125
    سطح
    18
    Points: 1,125, Level: 18
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    178

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    واقعا شرایط خیلی سختیه ، متاسفانه من تجربه ی خاصی ندارم که بتونم راهنماییتون بکنم فقط میتونم باهاتون همدردی بکنم. ولی اینو میدونم با بعضی از آدما هر چی مدارا میکنی نتیجه ی عکس میگیری و باید با خودشون مثل خودشون برخورد کنی. لازم نیست شما نامردی کنید ولی حتما راههایی هست که میتونید با زرنگی از اونها استفاده کنید و همسرتون رو طلاق بدید. میدونید درسته آدم دلش نمیاد یکی رو به طلاق گرفتن تشویق کنه ولی واقعا بعضی مواقع باید به فکر بقیه ی سالهای زندگیت هم باشی که تا آخر اینطوری عذاب آور نگذره . حتما با یه وکیل مجرب مشورت بکنید.

  10. 4 کاربر از پست مفید aysu تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), malakeh (یکشنبه 27 مرداد 92), نازنین آریایی (یکشنبه 27 مرداد 92)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 مهر 92 [ 13:25]
    تاریخ عضویت
    1392-5-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    174
    سطح
    3
    Points: 174, Level: 3
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.اول از همه می خوام به خاطر این صبر و تحملتون بهتون تبریک بگم.توکلتون به خدا باشه از خدا بخواهید که کمکتون کنه. من یک زن هستم و دو مورد پیش امده برام که وقتی همسرم درکم نمیکردو خیلی توی شرایط بدی بودم و از طرف خانواادم هم حمایت نمی شدم و بر اثر مشکلات دیگر پرخاشگری داشتم. احساس میکنم همسرتون مشکلی دارند که احساس می کنند قابل حل نیست و ایشونر اآزار می ده و این به صورت پرخاشگری توی رفتارشون نمایان شده.البته اگر از اول این طور بوده که مربوط میشه به تربیت خانوادگی ایشون و خیلی کار میبره که بهتر بشه. من سایت حجت الاسلام آقای شهاب مرادی را بهتون معرفی می کنم برید و انجا هم مشکلتون را بیان کنید.البته مشاوره های سایت همدردی خیلی عالی هست ولی با توجه به پیچیدگی مشکلتون اگر امکان مشاوره حضوری با ایشون را پیدا کنید خیلی بهتر میشه چون با توجه به این که شما ادم مذهبی هم هستید و خدا ترسی شما معلوم هست به شما می گن که طلاق ایشون در ای زمان درست هست یا نه.حتما یه سری به سایت ایشون بزنید. براتون دعا میکنم که انشاالله مشکلتون حل بشه به یاری خدا.

  12. 3 کاربر از پست مفید zdl1367 تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), roze sepid (یکشنبه 27 مرداد 92)

  13. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام جناب آرام

    واقعا میدونم تو چه شرایطی هستی چرا که خودم همه اینهارو تو اولین سال بعد از عروسیم تجربه کردم و بند بند وجودم درکت می کنه و میدانم که این صفات تا چه حد میتواند برای یک مرد شکننده و زجر آور باشه


    دوست عزیزم
    اگر نگران فرزندتان هستید به نظر من ، برای فرزندتان زندگی در خانه بدون مادر بسیار کم مخاطره تر از زندگی در خانه ایست که در آن تضاد وجود دارد.
    شما الان باید اولویت اولتون سلامت روان فرزندتون باشه
    شما تمام راه های که من به ذهنم میرسیده را رفته اید و حداقل از این بابت مطمئن باشید که بعد از طلاق مشکل عذاب وجدان را نخواهید داشت، و دیگر مشکلات بعد از طلاق هم اجتناب ناپذیر است.


    فرمودید: خلاصه گیر کردم که چه جوری میتونم با روشی که نامردی نباشه ، از شر این زن لجوج و شرور خلاص بشم!

    امام علی (ع) می فرماید : حق را بشناس ، اهلش را خواهی شناخت ،
    شما هم نامرد نباش ، قطعا خداوند راهی را جلوی پات خواهد گذاشت که به نامردی منتهی نگرده و به مقصود برسی.
    با یه وکیل مشورت کن ، تنها را طلاق پرداخت یکجای مهریه نیست..! حتی در هنگام اعسار، مخصوصا وقتی که گواهی عدم سلامت روانی همسر وجود داره میتوان صیغه طلاق را جاری کرد

    10 سال صبر کردید ، با عجله تصمیم نگیرید. اما اگر واقعا به نتیجه طلاق رسیدین
    خودت رو توی رودخانه بنداز و از خیس شدن نترس.....
    تصمیم درست را بگیر حتی اگر از تبعاتش می ترسی


    و اما بعد..

    دوست خوبم خداوند بنده های خوبش رو بیشتر امتحان میکنه وممکنه رنگ امتحانش فرق کنه ، نمونه های تاریخی زیادی نظیر امام حسن مجتبی (ع)، حضرت لوط و..... در خصوص این مدعا وجود داره

    امیدوارم خدا تو گرفتن تصمیم درست و اجرایی کردنش کمکتون کنه
    ویرایش توسط milad08 : یکشنبه 27 مرداد 92 در ساعت 15:30

  14. 2 کاربر از پست مفید milad08 تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), she (یکشنبه 27 مرداد 92)

  15. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array
    سلام آقای آرام حتی نمی دونم چی بگم که فقط همدردی کرده باشم چه برسه به مشاوره و راهنمایی
    فقط ی سوال تو ذهنم خیلی وقته هست
    رابطه فرزندتون و مادرش چطور هست؟ کدوم شما رو بیشتر دوست داره؟
    مرا دوست بدار
    اندکی،ولی طولانی

  16. 3 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), asemani (یکشنبه 27 مرداد 92), گل آرا (یکشنبه 27 مرداد 92)

  17. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    دلم میخواست سوالاتی از فرشته ی مهربان در جهت باز شدن ذهنیت آقای آرام داشته باشم که به نظر شما رفتارهای پرخاشگرانه ی این خانم از سر
    نیاز و محبت و نداشتن و نگرفتن توجه همسر و خانواده ی همسر آقای آرام بوده یا
    واقعا فکر میکنند این کارها تنها راه گرفتن حق ایشون (حقی که خیلی مشخص نیست واقعا حقشون هست یا تماما پرتوقعی این خانم هست ) هستش؟
    آیا انفعال آقای آرام پر و بال بیشتری به همسرشون در نوع رفتارشون ایجاد نکرده؟
    زندگی یه اتوبان دوطرفه ست؛ من احساس میکنم هرچقدر توی این اتوبان خانوم ایشون تند و سریع حرکت کنند؛ آیا ایشون نمیتونستند با رفتارهای درست و راه های ارتباطی درست؛ همسرشون رو شرمنده کنند و یک زن رو به ذات و اصل خودش که نهایت اون؛ دریافت عشق و محبت و داشتن آرامش روانی در زندگی هست برسونن؟
    یا اینکه واقعا شخصیت بعضی از آدم ها با فطرت اونها ممکنه متضاد باشه؟
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  18. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), گل آرا (دوشنبه 28 مرداد 92)

  19. #40
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    جناب آرام

    در خصوص رویه های شما و تحلیل آن تااینجا فعلاًکاری نداریم . می خواهم به بعد ازاین بپردازم به عبارتی به عنوان فرصتی

    برای اینکه شما هم رفتار درست را به کار بگیرید و هم سیاست جذبی یک طرفه را به کار بگیرید که واکنشهای همسرتان

    به این رویه شما را بعد از مدتی به مابگویید تا بررسی بیشتری داشته باشیم .

    1 - در نظر داشته باشید که شما مسئول اعمال ایشون و رعایت یا عدم رعایت حدود شرعی و حتی احکام شرعی از طرف

    ایشون نیستید
    . شما فقط با هم خط قرمزهای زندگیتون رامشخص کنید وابتدا هم از او بخواهید بگوید که چه چیزهایی

    را نمی تواند تحمل کند و در صورت مشاهده آن اقدام به جدایی می کند و شما هم مشخص کنید چه چیزهایی تحمل

    ناپذیر هست برایتان و خط قرمز می دانید و به یک تفاهم مشترک برسید ....

    در کل نسبت به اعمال فردی ایشون که عدم رعایت و سنخیت اعتقادی با شما هست شما مسئولیتی نداردی بنا براین فعلا،

    هیچ حساسیت و اعتراضی نداشته و نشان دهید برایتان مهم نیست و او خودش می داند و خدای خودش

    2 - قاطعیت را به جا و به موقع حفظ کنید . مثلاً اگر خط قرمزی که تعیین کرده اید این است که اگر باهم بیرون می روید پوشش

    نامناسب نداشته باشد و حد شرعی را رعایت کند در غیر اینصورت با او همراه نمی شوید واقعاً اینرا اعمال کنید و بدون

    درگیری و در کمال خونسردی با او همراه نشوید و هرچه هم داد و بیداد و پرخاش کرد شما در عین سکوت و بی توجهی به

    این رفتار سر حرفتان باشید

    3 - در مقابل پرخاشها و برخوردهای نامناسبش بی توجهی در عین قاطعیت را در پیش بگیرید یعنی بی توجهی شما از روی

    انفعال و ناچاری نباشد یعنی این پیام را نداشت باشد بلکه به معنای اینکه برایتان مهم نیست هر چقدر داد بزند و پرخاش کند

    و حتی بزند به کوچه و خیابان وعربده بکشد عین خیالتان نیست چون فقط به خودش ضرر می زند . واقعاًاین حس را در خود

    ایجاد کنید . یعنی از پیوند و وایستگی حیثیتی با او بیرون بیایید . وقتی برای تحریک شما وارد راهرو شد و داد و هوار و فحش

    به خانواده شما را سر داد حتی اگر دیگران بیرون بیایند و جویا شوند که چی شده شما بی اهمیت باشید و مثلاً بروید یک

    لیوان آب میوه بریزید و بنشینید و در حال تلویزیون تماشا کردن بخورید اگر دیگران سراغتان آمدند که چی شده بگویید نمی دانم

    اگر شما هم فهمیدید لطفاً مرا روشن کنید .

    4 - شما با حساسیت زدایی در درون خود ، قطع پیوند حیثیتی و اعتقادی در درون خودتان با او داشته باشید ( واقعاً برایتان

    مهم نباشد او حتی کفر خدا را بگوید و برآشفته نشوید و واکنش تند نشان ندهید . اینگونه هیچ گزکی هم دست او

    نمی افتد برای پرخاش و بهانه پیدا نمی کند .... )

    می دانم رعایت اینها سخت است و شاید بتوانید در سطح تکنیک خوب رعایت کنید ولی در سطح احساس در درون شما

    آتشفشان به پا باشد . اما خواهش من این است که در لایه احساس هرچند سخت هست به همین باور که گفتم برسید
    که

    شما مسئولیت ندارید بلکه دوست دارید همسرتان فلان باشد و بهمان نباشد پس این میل و علاقه را از خود دور کنید و برسید

    به اینکه مسئولیت ندارید و اینرا بپذیرید . باز هم تأکید می کنم سخت هست اما شدنی هست .

    برای همه ما خانواده و اعضاء خانواده و رویکرد و عملکرد و گرایشهایشان مهم هست و دوست داریم مایه سربلندی باشند و

    دوست داریم بهترین باشند ، کلاً ما نسبت به بستگان خود کمال گرا هستیم
    و بهتره بدانیم همین هم نقطه آسیب پذیری ما

    هست هم از نظر روحی و روانی در جایی که مطلوب نمی بینیم ، هم از جهت احساس مسئولیت که سر به احساس مسئولیت

    کاذب و افراطی می زند ، هم از جهت وسواس شیطان که روزنه پیدا می کند برای شکستن ما به عنوان یک فرد معتقد . کور

    کردن این روزنه آسیب پذیری فقط از این راه ممکن است که بدانیم
    ما مسئول رفتار و عملکرد دیگری نیستیم بلکه مسئول خود

    هستیم که درست عمل کنیم
    و اینرا باور کنیم که خدا همه را آزاد آفریده که خود سرنوشت خود را تعیین کنند و توکل داشته باشیم .

    شما الآن فقط با رفتار خود اگر بتوانی منشاء اثر باشی می توانی باشی . بنا براین اگر شما رویه صحیح را دراعمال خود در پیش

    گرفتی اگر طرف شما زمینه داشته باشد هدایت به امر می شود اگر نه که یک طرفه نمی شود و شما هم مسئول نیستید و

    نسبت به ایفای سهم خود یعنی تمرکز بر اعمال خود که درست و صحیح باشد خدا پاسختان را خواهد داد و در

    صورتی که روند شما بی فایده بود و عرصه بر شما تنگ شود و وضعیت همانی باشد که تا کنون بیان کرده اید

    می توانید جوانب را در خصوص جدایی بسنجید و نگران مواردی که به عنوان مانع مطرح کردید نباشید که اگر راه

    درست همین باشد و در این زمینه توکل کنید ، مطمئناً خدا راه را برایتان باز خواهد کرد .

    به قول استادی محترم :

    آسیه در دربار فرعونی که ادعای خدایی می کرد و آن همه جنایت مرتکب شد زندگی می کرد اما جزء 5 تن از زنان برجسته بهشتی شد .

    5 - امتحان خود را در این باب در یابید و ببیندی از چه زوایه هایی برای شما امتحان است و روی همانها کار کنید . گاهی هم

    نشینی با یک فرد ناسازگار بیشتر از فرد سازگار برای ما سازندگی دارد . این بند چون فرد معتقدی هستید را به شما می گویم .

    سقراط زن بد اخلاقی داشت و بسیار پرخاشگر و جیغ جیغو طوری که در شهر او را غاز لقب داده بودند ... روزی فرزندانش از

    دست او نزد پدر گله مند بودند ، سقراط به آنها گفت اگر بتوانید اخلاق مادرتان را تحمل کنید اخلاق افراد تندخوی اجتماع را

    راحت تر تحمل می کنید ....

    و در جایی گفته :
    زن خوش اخلاق مرد را توانگر می کند و زن بد اخلاق حکیم ...... یعنی حکیم شدن خودش را ناشی از زندگی

    یا همسرش بد خلقش و درس گرفتنها و ..... می دانسته

    اینها را نمی گویم به معنای بسوزید و بسازید که اگر سوختن به معنای آسیبهای شدید روحی و روانی دیدن باشد

    اصلاًجایز نیست ....
    بلکه آن ساخته شدن بدون چنین سوختنی اگر بشود .... لذا شما خود بهتر از هرکسی بر مصالح و

    ظرفیت های خود آگاهید و بهتر می توانید تصمیم بگیرد یا
    اگر پای اختلالات شخصیتی در میان باشد که با توجه به

    عوارض آن و فرسایشهایی که برای شما دارد دیگر بحث امتحان منتفی هست
    و شما نیاز هست یک تصمیم جدی بگیرید .

    از این رو
    بهتره مدتی را فرصت دهید و این راهکارهایی که گفته شد را هم در پیش بگیرید و واکنش ها را ببینید و بیان کنید تا با

    هم تحلیل داشته باشیم .


    موفق باشید





  20. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 30 مرداد 92), asemani (دوشنبه 28 مرداد 92), del (پنجشنبه 31 مرداد 92), milad08 (دوشنبه 28 مرداد 92), ویدا@ (دوشنبه 28 مرداد 92), نازنین آریایی (دوشنبه 28 مرداد 92), zdl1367 (دوشنبه 28 مرداد 92), بی نهایت (دوشنبه 28 مرداد 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.