
نوشته اصلی توسط
rahi1
تعجب می کنم که چرا کسی از مشاوران سایت یا دوستان با تجربه نظر خود را اعلام نمی کند.
منتظر مشورت و همراهی سایر دوستان هستم. متشکرم
جناب راهی شما به دنبال نظر نگرد شما به دنبای کسی باش که این مورد را
تجربه کرده باشه یا شنیده باشه !!!
به هر حال هر کسی یه نظری داره !!!
یکی میگه : اگه با صدتا هم سکس داشته مهم نیست - چون صداقت داشته زن خوبی هست
یکی مثل من میگه : پسر خوب در پست اول ت زدی این خانم و خانواده ش به دلیل شرایط خوب من .....
خوب داداش من چیزی که تو این مملکت ما زیاده دختر !!!!
چرا روزه شک دار میگیری ؟؟؟
چرا اینقدر خودت را اذیت میکنی ؟؟؟
اگه هم بهش دل بسته شدی !!!!
بیخیال دل بستگی ----
من و تو و امثال ما که پیغمبر نیستیم غم امت را بخوریم
یه دختر بی سر پرسته >>>> دیگری بد بخت >>>> دیگری را بهش دل بستی >>>>
دیگری خوشگله >>> دیگری را دلم براش میسوزه >>>> دیگری را بهش قول دادم و .......
اگه ادم بخواد اینجوری فکر کنه باید یه صد هزار تا زن بگیره !!!! 
==========================================
شما به صداقت این خانم افتخار نکن !!! 
این یک حربه ای است برای گول زدن و منحرف کردن مغز شما !!! (( شک نکن
))
شما به این فکر کن که ایشون در دختری ش فکرش به سمت یه مرد دیگه رفته
خوب تا اینجای داستان مشکلی نداره بلاخره هر کسی عاشق میشه !!! 
ولی به این فکر کن که چقدر راحت خودش را فروخته !!!
چطوری نتونسته جلوی نفس خودش را بگیره !!!
چطوری دختری و باکره گی خودش را در اختیار یک پسر مجرد بدون هیچ گونه محرمی یتی قرار داده
چرا به این چیزا فکر نمیکنی !!!
==============================================
میخوام برات یه داستان واقعی تعریف کنم از یکی از دوستانم شاید به کارت بیاد !!!!
============================
من در زمان خدمت سربازی مدیر دفتر قاضی ........... بودم
و شاید در حدود هزاران پرونده از انواع و اقسام جرم ها را خوانده ام .... !!!!
=============================
داستانی که برات تعریف میکنم یک واقعیت هست
داستان مال یک زندانی هست که من در دوران سربازی م از ایشون پیانو را فرا گرفتم
و متاسفانه ایشون اعدام شدند .... 
روحش شاد ....... 
===============================================
طبق گفته و اظهارات خودش در پرونده که نوشته بود :
(( من از زبان ایشون مینویسم ))
عاشق خانمی شدم و با خانمی ازدواج کردم ...
پس از یکی - دو سال بچه دار شدیم و زندگی نسبتا خوبی هم داشتیم
پس از چند سالی ناگهان همسر بنده برای مدتی غیب شد و خبری هم ازش نشد که نشد .....
همه جا را سر زدم - پلیس - پزشکی قانونی و ....
و پس از 4-5 ماه همسر بنده توسط پلیس شهر ....... در کنار جاده پیدا میشه ....
جناب راهی میدونی موضوع چی بود ؟؟؟؟
همسر ایشون در زمان دختریش با یک مردی دوست بوده و به بهانه ازدواج با هم رابطه هم داشتند
تا اینکه اون مرد پس از رابطه های متعدد نامردی میکنه و ول میکنه و میره یک کشور دیگه ....
خلاصه بعد از چندین سال ظاهرا این خانم با همون آقا توی فیس بوک همدیگه را پیدا میکنند
در ابتدا گله و ناله و نفرین و بعد از چندی به خاطر سکس و رابطه قبلی که با هم داشتند
دوباره رفیق گرمابه و بوستان میشند ....
خلاصه مرد خانم را مخ ش را میزنه که میخوام جبران قبل کنم و با هم ازدواج کنیم و بی تو نمی تونم
زندگی کنم و میمیرم و .......... (( از این جفنگی یات که اقایان محترم میگند
))
خانم در ابتدای کار میگه که من ازدواج کردم و بچه هم دارم ----
ولی ظاهرا همدیگه را خیلی خیلی دوست داشتند و رابطه عشقی با اون مرد عمیق تر از رابطه
مادری بوده .....
خلاصه اون آقا میاد به شهر ........... و زن هم که مخ ش خورده شده بوده و دیگه چشم ش جایی را
نمیدیده با مرد فرار میکنه !!!
یه 4-5 ماه ی میرند در ویلایی در شهر ............. به امید اینکه از مرز خارج بشوند و به یک کشور
دیگر بروند ..
تا اینکه اون شیطان ، مرد نما مجددا بعد از عشق و حال خودش زن را به طرز عجیبی
به قصد کشت میزنه و بحساب اینکه طرف مرده میندازه زیر پل و میره ....
خلاصه پس از ساعاتی توسط مامورین جمع آوری زباله - زن در حالت مرگ پیدا میشه و به
پلیس گزارش میشه و نهایتا پلیس هم به خانواده و .....
خلاصه زن در حال مرگ به بیمارستان منتقل میشه و پس ار بهبود ی کامل - شرح قصه و طرز
آشنایی دوباره با اون مرد را توضیح میده و به مسائل اتفاق افتاده را اعتراف میکنه !!!
خلاصه بعد از بهبودی با پا در میانی خانواده و به خاطر بچه طفل معصوم زن به خانه خودش برمیگرده
برای ادامه زندگی ....
که این خدا بیامرز غیرتش قبول نمیکنه و اون خانم را با ضربات چاقو میکشه !!!
و بعدش هم زنگ میزنه پلیس و خودش را معرفی میکنه .....
================================================== =========
چون طبق قانون = چنانه مرد یا زنی تخلف کنه حتی خیانت
مرد یا زن هیچکدام حق مجازات به طور مستقیم را ندارند !!! 
و باید مجازات طبق قانون و توسط مراجع محترم قضایی انجام بشود
حالا این مجازات میتونه = اعدام باشه - میتونه سنگ سار باشه یا ........
================================================== ====
در هر صورت پدر و مادر دختر رضایت ندادند و این استاد پیانیست
که بسیار بسیار پسر خوب و آقایی بود - به خاطر غیرت و مردانگی ش اعدام شد ....
البته روز اعدام ایشون من مرخصی گرفتم و نرفتم ....
هیچوقت یادم نمیره که چه تکنیک های دستی به من یاد داد ---
وقتی پیانو میزد دل من میلرزید ---- صدای نت هاش هنوز تو گوشم خوب بی خیال بگذریم ..... 
============================================
خوب جناب راهی فکر نمیکنم بخواهی حتی 1 درصد فکرش را بکنی که علاقه قبلی ایشون
یکروزی بخواد خدای نکرده موجب ترک شدن شما و زندگی بشه ....
*******************************************
پس عاقلانه فکر کن - نه از روی احساسات !!!!
اگر کمی بی پرده و رک صحبت کردم ببخشید
علاقه مندی ها (Bookmarks)