به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    تا حالا ازش پرسیدید دلیل تردید (وشاید ترسش) چیه؟

    مثلا آیا ممکنه به خاطر تفاوت سایز و جثه نگران باشه؟

    یا مثلا خواهر بزرگتری داشته باشه که ازدواج نکرده و بخاطر نگرانی از شرایط خواهرش، شما و خودش رو در یک بلاتکلیفی نگه داشته؟

    یا مثلا ترسی داره از اینکه خانواده اش بفهمن کسی رو دوست داره؟

    یا مثلا روش نمیشه به خانواده اش بگه کسی رو دوست داره؟

    یا شاید هم به اون جور عشق های رمانتیکی فکر میکنه که اوجش رو در عبور از عشقش میدونه ؟ مثلا تفکر عشقهای بزرگ برای نرسیدن هستند.

    یا مثلا بترسه از اینکه به هم برسید و این لحظه های شیرین دوست داشتن و ابراز علاقه های شما و خواسته شدن ها تموم بشه؟

    شما قاطعانه ازش بپرسید دلیل تردیدش چیه؟

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    256
    سطح
    5
    Points: 256, Level: 5
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط adelm نمایش پست ها
    مهندس درود بر شما

    اگر واقعا این حرفی که در این تایپک زدی واقعیت داشته باشه, به نظر من میاد توی همون دانشگاه شما و سعی میکنه از دلتون در بیاره(بخاطر اینکه ترسیده از دستتون بده)

    راستی آدم لج بازی که نیست؟

    یه جا گفتی که بهش گفتی همه چی تمومه ,بعدش زنگ زد تا دلجوئی کنه درسته؟؟

    به نظرم داره برات ناز میکنه,داره امتحانت میکنه,(البته خانوم ها بهتر میتونن نظر بدن)+ من یه چیزیو درباره خانوم ها متوجه شدم...

    تو بهش گفتی که عاشقشی و اونم باور کرده و به همه دوستاشم گفته این قضیه رو, به نظرم اون پیش خودش فکر کرده حالا که این پسره عاشقمه بزار جلو دوستام یه خورده کلاس بزارم تا ببینن آقامون چقدر دوسمون داره

    به نظر من این خانوم عاشقته(اگه این حرفی که زدی واقعیت داشته باشه+بر اساس تجربه میگم)

    راستی من یه تجربه شخصی بگم, آقا من یه اخلاقی دارم ,اونم اینکه دوست ندارم خانومم(هم کلاسی فعلیم) به همه بگه که ما باهمیم, ولی اون تقریبا به تمام دختررای دانشگاه گفته که ما با همیم, اوکی, اینجاس که من دلخور شدم ولی ,خدا پدر مادر یکی از دوستانم رو بیامورزه که به یه نکته خیلی ظریفی اشاره کرد, اونم اینکه کسی که یه چیز با ارزشی داره ,دوست داره اونو به همه نشون بده,آدم دوست نداره چیزی که ضایع به نظرش میرسه رو به همه نشون بده

    امیدوارم کمکی کرده باشم

    - - - Updated - - -




    مهندس درود بر شما

    اگر واقعا این حرفی که در این تایپک زدی واقعیت داشته باشه, به نظر من میاد توی همون دانشگاه شما و سعی میکنه از دلتون در بیاره(بخاطر اینکه ترسیده از دستتون بده)

    راستی آدم لج بازی که نیست؟

    یه جا گفتی که بهش گفتی همه چی تمومه ,بعدش زنگ زد تا دلجوئی کنه درسته؟؟

    به نظرم داره برات ناز میکنه,داره امتحانت میکنه,(البته خانوم ها بهتر میتونن نظر بدن)+ من یه چیزیو درباره خانوم ها متوجه شدم...

    تو بهش گفتی که عاشقشی و اونم باور کرده و به همه دوستاشم گفته این قضیه رو, به نظرم اون پیش خودش فکر کرده حالا که این پسره عاشقمه بزار جلو دوستام یه خورده کلاس بزارم تا ببینن آقامون چقدر دوسمون داره

    به نظر من این خانوم عاشقته(اگه این حرفی که زدی واقعیت داشته باشه+بر اساس تجربه میگم)

    راستی من یه تجربه شخصی بگم, آقا من یه اخلاقی دارم ,اونم اینکه دوست ندارم خانومم(هم کلاسی فعلیم) به همه بگه که ما باهمیم, ولی اون تقریبا به تمام دختررای دانشگاه گفته که ما با همیم, اوکی, اینجاس که من دلخور شدم ولی ,خدا پدر مادر یکی از دوستانم رو بیامورزه که به یه نکته خیلی ظریفی اشاره کرد, اونم اینکه کسی که یه چیز با ارزشی داره ,دوست داره اونو به همه نشون بده,آدم دوست نداره چیزی که ضایع به نظرش میرسه رو به همه نشون بده

    امیدوارم کمکی کرده باشم

    - - - Updated - - -

    از تیتری که زدی ,کاملا مشخصه چقدر دوسش داری
    ولی ازت خواهش میکنم اگه می خوای براش نامه بنویسی حتما حتما احساس واقعیتو بنویس,اگه دوسش داری بنویس دوست دارم

    اگه دوسش داری ولی ازش دلخوری, بخویس دوست دارم ولی ازت دلخورم(وقتی مینویسی ازت دلخورم باید دلیل بیاری,نمیشه تیتر وار بنویسی)

    به خودت خیانت کردی اگه ازش دلخوری ولی بهش نگی,چون این دلخوری یه روزی سر باز میکنه

    اگه ازش دلخوری,وقتی بهش برسونی به چه دلیلی ازت دلخورم,اگه حرفت منطقی باشه و اونم واقعا احساس تو رو داشته باشه , بهت قول میدم میاد ازت دلجوی میکنه(تجربه نوشتن بیش از 10 تا نامه عاشقونه رو دارم, واقعا از این کار لذت میبرم, خانوم بچه ها هم خدارو شکر خیلی خوشش میاد)

    فقط طوری ننویس که سبیه نامه هندی باشه, دوسش داری ولی, بررادر من الان موقعیه که احساس واقعی طرف حسابت معلوم میشه

    باوزر کن منم توی همچین موقعیتی بودم,اگه بهش اعتماد داری, اگه واقعا دنبال اون عشقی هستی که توی تایپکت موج میزنه هستی,هندی بازی درنیار(باور کن تجروبشو دارم که بهت میگم)

    همون طور که باید بهش بگی دوسش داری
    باید بهش بگی که ازش دلخوری
    بلاخره باید مشخص بشه که چقدر به احساسات تو اهمیت میده
    عشق یه احساس دوطرففس,همون طور که تو باید بهش بگی دوسش داری , باید به احساساتش توجه کنی,اونم باید به تو توجه کنه

    البته انتظار نداشته باش دختر مورد نظرت رفتار هاش شبیه افلاطون باشه, شاید بعضی چیزارو نمیدنه

    باید به این توجه کنی که به هرحال دختر ها از ما خیلی محدود تر هستن و ما راحت تر میتونیم توی جامعه باشیم, پس اگه یه رفتار بچه گانه ای اگه ازش دیدی میتونی تا 2 بار اول ازش چشم پوشی کنی(ولی حتما حتما بهش بگو که بخاطر این رفتارت دلخورم,از این رفتارت خوشم نمیاد, ولی دیگه بعد از یه مدت دیگه نباید اشتباهات گذشته رو تکرار کنه

    یه چیزی هم بگم, کلا ما پسر ها خیلی ادعامون میشه, ولی باید قبول کنیم که دختر ها دربعضی موارد از ما عاقلانه تر رفتار میکنن+به نظر من دختر ها به موقش از ما پسر ها عقلشون بیشتر میرسه

    - - - Updated - - -

    از تیتری که زدی ,کاملا مشخصه چقدر دوسش داری
    ولی ازت خواهش میکنم اگه می خوای براش نامه بنویسی حتما حتما احساس واقعیتو بنویس,اگه دوسش داری بنویس دوست دارم

    اگه دوسش داری ولی ازش دلخوری, بخویس دوست دارم ولی ازت دلخورم(وقتی مینویسی ازت دلخورم باید دلیل بیاری,نمیشه تیتر وار بنویسی)

    به خودت خیانت کردی اگه ازش دلخوری ولی بهش نگی,چون این دلخوری یه روزی سر باز میکنه

    اگه ازش دلخوری,وقتی بهش برسونی به چه دلیلی ازت دلخورم,اگه حرفت منطقی باشه و اونم واقعا احساس تو رو داشته باشه , بهت قول میدم میاد ازت دلجوی میکنه(تجربه نوشتن بیش از 10 تا نامه عاشقونه رو دارم, واقعا از این کار لذت میبرم, خانوم بچه ها هم خدارو شکر خیلی خوشش میاد)

    فقط طوری ننویس که سبیه نامه هندی باشه, دوسش داری ولی, بررادر من الان موقعیه که احساس واقعی طرف حسابت معلوم میشه

    باوزر کن منم توی همچین موقعیتی بودم,اگه بهش اعتماد داری, اگه واقعا دنبال اون عشقی هستی که توی تایپکت موج میزنه هستی,هندی بازی درنیار(باور کن تجروبشو دارم که بهت میگم)

    همون طور که باید بهش بگی دوسش داری
    باید بهش بگی که ازش دلخوری
    بلاخره باید مشخص بشه که چقدر به احساسات تو اهمیت میده
    عشق یه احساس دوطرففس,همون طور که تو باید بهش بگی دوسش داری , باید به احساساتش توجه کنی,اونم باید به تو توجه کنه

    البته انتظار نداشته باش دختر مورد نظرت رفتار هاش شبیه افلاطون باشه, شاید بعضی چیزارو نمیدنه

    باید به این توجه کنی که به هرحال دختر ها از ما خیلی محدود تر هستن و ما راحت تر میتونیم توی جامعه باشیم, پس اگه یه رفتار بچه گانه ای اگه ازش دیدی میتونی تا 2 بار اول ازش چشم پوشی کنی(ولی حتما حتما بهش بگو که بخاطر این رفتارت دلخورم,از این رفتارت خوشم نمیاد, ولی دیگه بعد از یه مدت دیگه نباید اشتباهات گذشته رو تکرار کنه

    یه چیزی هم بگم, کلا ما پسر ها خیلی ادعامون میشه, ولی باید قبول کنیم که دختر ها دربعضی موارد از ما عاقلانه تر رفتار میکنن+به نظر من دختر ها به موقش از ما پسر ها عقلشون بیشتر میرسه
    سلام خدمت شما
    تمام حرفام حقیقت داره ادمین عزیز کم هم گفتم تازه.

    چرا اتفاقا شدیدا لجباز و مغرور هست.یه بار بعد از این که باهام بهم زده بود و من داشتم توی پروژه پایانی کمکش می
    کردم ،(یکی از دخترهای فامیلشون هم همراهش بود و از قضیه ما خبر نداشت برگشت به من گفت چقدر تو مغرور هستی) بعد خودش بهم گفت تو خیلی مغرور هستی ولی هیچوقت جلوی من غرور نداشتی (درست می گفت ) و من بهش گفتم
    آره چون در عشق غرور معنی نداره و خوب خیلی خوشش می اومد وقتی که داشت این حرف رو می زدم و من هم این جواب رو دادم بهش.بله چند بار وقتی موفق شدم کاری کنم که باور کنه من به این نتیجه رسیدم که ما بدرد هم نمی خوریم به بهانه های مختلف سعی کرده دل جویی کنه و باهام صحبت کنه این جور مواقع خیلی مهربون تر از قبل هم شده.بله عشقم رو باور داره ، اما تنها میگه که نمی تونه با کسی دوست باشه الان و این هیچ ربطی به من نداره کلا نمی تونه با کسی باشه و در مورد ازدواج هم باز همینطور میگه سنش خیلی کمهست و براش زوده.از طرفی پیش دوستاش منو کیس بسیار خوبی برای ازدواج می دونه و البته قبل تر ها هم به خودم گفته بارها.
    از رابطه ما هم ابتدا به خواست اون کسی با خبر نبود اما پس از اینکه برای بار دوم باهم دوست شدیم خودش خواست که همه بفهمند یعنی توی دانشگاه از من خواست پیشش باشم و حتی با بچه های دیگه چند بار برای تفریح بیرون رفتیم.یکی از دلایل اینکه دوباره برگشت پیشم همونطور که قبلا گفتم این بود که من تمام کار هایی که خواسته بود انجام دادم ، تغییر مدل موهام ، تغییر تیپ و ظاهرم و کم کردن وزنم به گونه ای که خود دوستاش به تغییرات و خوشتیپ شده من پیش اشاره کردند . و خوب اون شب رو یادم نمی ره که به بهانه جزوه یکی از دوستان به من زنگ زد و خوب کم کم سر صحبت رو باز کرد و من هم هیچوقت براش مغرور نبودم یعنی همونجا که احساس کردم پشیمون شده بجای اینکه اجازه بدم خودش اعتراف کنه خودم پا پیش گذاشتم و گفتم دلم براش تنگ شده و..... که بعد اون هم اعتراف کرد که گیج شده بوده و الان پشیمونه.بعد ها هم با دوست صمیمی خودم صحبت کرد و بهش گفت که دیده نمی تونه بدون من زندگی کنه واسه همین برگشته.
    از دلخوری هام خبر داره ولی واقعا با اینکه دو بار باهام به هم زده و الان با هم نیستیم ازش کینه ای به دل ندارم.
    من طوری تا الان رفتار کردم که اگر هندی بازی هم دربیارم باورش میشه مثلا دو شب پیش که باهاش صحبت کردم گفت تو هر کاری من بخوام می کنی نه.طوری گفت که یعنی می دونم که این کارو می کنی. گفتم آره خوب ، بعد گفتش اگر بیشتر لاغر شی بهتره دماغت رو عمل کنی ، بعدش به شوخی گفت فکر کنم یهو یه روز تو دانشگاه ببینمت دماغت رو چسب زدی و عمل کردی . گفتم اگر یه موقع بخوام این کارو بکنم فقط برای خوشحالی تو هست واقعا هم همینطور هست.اون که اینجا نیست بخوام دروغ بگم بهتون.
    بعد گفت ولی باز هم فکر نکنم به کسی نگاه کنی غیر من.و اینطور بهتون بگم که اون دختر مغروری که می شناختم به جایی رسیده از کارهای من که برگشت بهم گفت به خدا من هیچی نیستم ، نمی دونم چرا تو اینجوری می کنی . بعد باز به شوخی گفت تو مغزت تاب داره.
    من هم گفتم نه مغزم تاب نداره ، من از عشق برات گفتم ( اکثرا صحبت عشق رو می کردم خندش می گرفت ، مسخره می کرد و یا می گفت من از احساسات حالم بهم می خوره) ولی اینبار که انتظار همین کار رو ازش داشتم دیدم ساکت هست هنوز و به حرف داره گوش میده گفتم منتظر بودم بخندی باز ،ولی باز هیچی نگفت و من ادامه دادم که من از عشق گفتم و عشق یک بار اتفاق می افته و تا ابد می مونه از من نخواه که مثل خیلی از آدمهای امروزی عشقم رو زیر سوال ببرم ، ما الان با هم نیستیم و من می تونم هرکاری می خوام بکنم ولی با این حال نمی تونم به عشقی که از تو تو قلبم دارم خیانت کنم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    تا حالا ازش پرسیدید دلیل تردید (وشاید ترسش) چیه؟

    مثلا آیا ممکنه به خاطر تفاوت سایز و جثه نگران باشه؟

    یا مثلا خواهر بزرگتری داشته باشه که ازدواج نکرده و بخاطر نگرانی از شرایط خواهرش، شما و خودش رو در یک بلاتکلیفی نگه داشته؟

    یا مثلا ترسی داره از اینکه خانواده اش بفهمن کسی رو دوست داره؟

    یا مثلا روش نمیشه به خانواده اش بگه کسی رو دوست داره؟

    یا شاید هم به اون جور عشق های رمانتیکی فکر میکنه که اوجش رو در عبور از عشقش میدونه ؟ مثلا تفکر عشقهای بزرگ برای نرسیدن هستند.

    یا مثلا بترسه از اینکه به هم برسید و این لحظه های شیرین دوست داشتن و ابراز علاقه های شما و خواسته شدن ها تموم بشه؟

    شما قاطعانه ازش بپرسید دلیل تردیدش چیه؟
    بله پرسیدم.
    در ابتدا این ترس رو داشت ، من هم داشتم.یعنی از رابطه با هم توی آینده هر دو می ترسیدیم .من وقعا نمی تونم اذیتش کنم ولی خوب برای بار دوم که با هم بودیم من این سوال رو ازش پرسیدم که با هم بودن ما ممکنه ، خیلی با تعجب بهم گفت چرا نتونیم؟
    و خوب من باز هم شک داشتم ولی الان نه اون و نه من در این زمینه مشکلی که نداریم که هیچ خیلی هم مطمئن هستیم که می تونیم تو مسائل زنا شویی همیدیگر رو راضی کنیم.

    خواهر که نداره اما خوب بارها بهم گفته که نمی تونه به خانوادش بگه کسی رو دوست داره و اگر من دوسش دارم باید خودم پا پیش بزارم.
    نه اصلا توی عبور از عشق و این حرفا نیست.
    از اینکه به هم برسیم و عشق من فروکش کنه نیز مطمئن هست که اینجوری نمیشه تو حرفاش مشخصه مثلا میگه تو منو تنبل می کنی چون اگر با تو ازدواج کنم اکثر کارهایی منو تو خونه انجام میدی ( خوب درست فکر می کنه )
    ازش قاطعانه پرسیدم ولی همیشه جواب نمی دونم ، من گیجم ، من نمی تونم بهت قول بدم و این جواب ها رو گرفتم.
    بنظر خودم بزرگترین دلیل نداشتن شرایط مالی برای ازدواج من هست.خوب من حق می دم که اون براش سخت باشه که بیشتر دل ببنده و بعد بخاطر این مشکلات به هم نرسیم خوب چطور یه دختر می تونه با یکی که اینجوری عاشقش هست بمونه و دل ببنده بعد جور نشه و ازش بگذره ، من فکر می کنم اصلی ترین مشکل ما همین مشکل لعنتی مالی هست.
    البته خوب دختر قانعی هست ولی یه سری چیزا ها رو دیگه نمیشه نادیده گرفت با توجه به این که من دانشجو هم هستم و سربازی هم که نرفتم و...

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    256
    سطح
    5
    Points: 256, Level: 5
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی نگرانم و دلشوره دارم از دوستاش شنیدم که می خواد بره یه دانشگاه توی شهر مجاور ما .

  4. #14
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اخطار! شما در آبنمک خوابانده شده اید!

  5. کاربر روبرو از پست مفید Rude Boy تشکرکرده است .

    omid65 (یکشنبه 27 مرداد 92)

  6. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    اخطار! شما در آبنمک خوابانده شده اید!
    آب نمک چیه ؟؟؟ خودش شرایط خواستگاری رفتن رو نداره !!
    اونم که گفته اهل دوستی نیست و پا پیش بذار !!!

  7. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    256
    سطح
    5
    Points: 256, Level: 5
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    اخطار! شما در آبنمک خوابانده شده اید!
    اگر دختری بود که تا الان یکی را جایگزین کرده بود برای خوشگذارنی حرف شما قطعیت بیشتری می داشت.

  8. #17
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    آب نمک چیه ؟؟؟ خودش شرایط خواستگاری رفتن رو نداره !!
    اونم که گفته اهل دوستی نیست و پا پیش بذار !!!
    لطفا نوشته ها رو کامل بخونین! نوشته تا یک سال دیگه، شروع کنه نامزدی و شناخت همین حدود طول می کشه.

    دختر مد نظر ایشون داره با دست پس میزنه و با پا پیش می کشه، دختر ها این کار رو انجام میدن تا خواستگار فعلی رو نگه دارن و خواستگار احتمالی بهتر رو از دست ندن.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط weblox نمایش پست ها
    اگر دختری بود که تا الان یکی را جایگزین کرده بود برای خوشگذارنی حرف شما قطعیت بیشتری می داشت.
    چرا برای خوشگذرونی؟!

    مگه شما پیشنهاد خوشگذرونی دادی؟!

    می خواد شما رو از دست نده و در حالت تعلیق نگه داره و اگر گزینه ی بهتری هم پیش اومد، بره سراغش.

  9. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    256
    سطح
    5
    Points: 256, Level: 5
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    لطفا نوشته ها رو کامل بخونین! نوشته تا یک سال دیگه، شروع کنه نامزدی و شناخت همین حدود طول می کشه.

    دختر مد نظر ایشون داره با دست پس میزنه و با پا پیش می کشه، دختر ها این کار رو انجام میدن تا خواستگار فعلی رو نگه دارن و خواستگار احتمالی بهتر رو از دست ندن.

    - - - Updated - - -



    چرا برای خوشگذرونی؟!

    مگه شما پیشنهاد خوشگذرونی دادی؟!

    می خواد شما رو از دست نده و در حالت تعلیق نگه داره و اگر گزینه ی بهتری هم پیش اومد، بره سراغش.
    نه من چنین پیشنهادی ندادم.

    نمی دونم والا دیگه واقعا فقط از خدا می خوام که اینجوری نباشه.
    ما با هم دو دوره دوست بودیم فقط در حد حرف نبوده شناختی که از هم داریم به اندازه ای هست که بتونم بگم بدرد هم می خوریم.
    ویرایش توسط weblox : یکشنبه 27 مرداد 92 در ساعت 20:12

  10. #19
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط weblox نمایش پست ها
    ما با هم دو دوره دوست بودیم فقط در حد حرف نبوده شناختی که از هم داریم به اندازه ای هست که بتونم بگم بدرد هم می خوریم.
    اگر بدردش نمی خوردی که توی لیست آبنمکش نمیرفتی و یه "نه" می گفت و خلاص!

    منتظر بهتر از شماس...

  11. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    256
    سطح
    5
    Points: 256, Level: 5
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    اگر بدردش نمی خوردی که توی لیست آبنمکش نمیرفتی و یه "نه" می گفت و خلاص!

    منتظر بهتر از شماس...
    می دونم شما خیر من را می خواهید ولی قبول بفرماید که به این سادگی نیست.
    هر زمانی که تونستم با آرمش طوری صحبت کنم که متقاعد بشه که من ازش دل بریدم تمام توانش را برای دلجویی به کار برده. یه دختر 20 ساله هنوز اون پختگی رو نداره و نمیشه ازش انتظار زیادی داشت.
    ولی خوب دختری که با موبایل پدرش از ترس از دست دادن من بهم زنگ بزنه یا توی دانشگاه از ترس اینکه من بیخیالش بشم خودش اومدم دنبالم نمیشه گفت فقط در حد آب نمک هستم. قبول دارم اون اصلا به اندازه ای که من دوسش دارم دوسم نداره ولی از طرفی میشه بهش حق داد من خودم اگر جای اون بودم نگران می شدم بخاطر شرایط مالی . گرچه انتظار زیادی هم نداره و دختر قانعی هم هست شکر خدا.

    درضمن به این باور رسیده که از نظر شرایط مالی می تونه کسی بهتر از من رو پیدا کنه و اطمینان داره کسی رو نمی تونه پیدا بکنه که بیشتر از من دوسش داشته باشه.
    درسته این حا حرف هست و باد هوا ولی بعد از مدتی میشه از صدای یک دختر فهمید که چه حرف هایی رو از ته دل می زنه.
    ویرایش توسط weblox : یکشنبه 27 مرداد 92 در ساعت 21:10


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من عمدا به دیگران توهین میکنم چون دیگران رو دوست دارم میشه کمکم کنید.
    توسط زندگی خوب در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 تیر 96, 00:10
  2. نمی تونم دوست پیدا کنم چون به کسی اعتماد ندارم ولی نتیجه اش هم این شده که خیلی تنها شده ام
    توسط نیلوفرغمگین* در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 مهر 94, 12:15
  3. چرا نمي تونم شوهرم رو دوست داشته باشم خداااااااا
    توسط پرنده غريب در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: شنبه 10 خرداد 93, 11:25
  4. چه کمکی می تونم به خواهرم بکنم؟ (علاقه خواهرم به دوست قدیمیش بعد از ازدواج)
    توسط صحرا ........ در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 آذر 91, 00:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.