نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
درسته . نه فقط خواستم بگم منظورتون از حمایت دخالت تو کاراش نباشه .
مثلا جایی بخواد بره ، اجازه ندید و بگید خودم می برم و .....
حتی توی درس هم اون قدری که خودش اجازه بده و تمایل داشته باشه حمایتش کنید.

نگران نباشید. مثال از دل برود هرآنکه از دیده برفت اشتباهه و واسه دو روز نیست
باید ازش دور باشید و اجازه بدید اون هم با فکر باز فکر کنه
اگه احساس کنه داره مجبور میشه مسلما جا میزنه و جواب منفی میده
این کارا و این توجهات ویژه تاثیری در جواب مثبت اون نداره . هرچند ممکنه احتمال جواب منفیشو بالا ببره

منم دختری بودم که از این طور رفتارای طرف مقابلم واقعا فرار می کردم
و در نهایت این کاراش به ضرر هردومون تموم شد
نه اونطور رفتار های را ندارم ، دخالت کردن نه اصلا.

فقط مسئله ای که شدیدن من رو نگران کرده این هست که دوره کاردانیش این ترم در دانشگاه ما تموم میشه و یکی دو روز دیگه باید برای انتخاب دانشگاه کارشناسیش اقدام کنه و من نگرانم که بخواد دانشگاه دیگه بره و از من دور بشه چرا که از این دانشگاه اصلا راضی نیست ولی خوب از طرفی این دانشگاه نزدیکترین دانشگاه به محل زندگیمون هست و دانشگاه های دیگه هم در منطقه هم سطح همین دانشگاه هستند.
من یک نامه از حرفهایی که تو دلم هست براش نوشتم و می خوام بهش بدم ولی با توجه به صحبت های امشب بنظرم بهتره فعلا دست نگهدارم فقط این انتخاب دانشگاه به شدت منو نگران کرده.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها

راستی شما چجوریه که انقدر از دوستای اون اطلاعات می گیرین ؟؟؟
خودش خبر داره که دوستاش به شما اطلاعات میدن ؟
متوجه این سوالتون نشدم.

خوب تعریف از خود نباشه من واقعا پسر خوبی هستم تو دانشگاه همه منو اینجوری می شناسن، از نظر درسی هم شاگرد اول هستم. از طرفی همه دوستاش عشق من رو نسبت بهش باور کردن.
بله خودش تا حدود خبر داره و دوستاش هم خیلی سعی دارند به من کمک کنن چون همونطور که گفتم واقعا همگی به علاقه من به اون باور دارند و خوب خودش هم که به من علاقه داره.
حتی زمانی که برای بار دوم باهام بهم زد من از روی عصبانیت گفتم خوب یعنی همچی تموم؟ من برم با یکی دیگه مشکلی نداری؟
که برگشت بهم گفت اگر با کس دیگه ای بری که دیگه باید منو کلا فراموش کنی خوب شما به عنوان یه دختر نظرتون راجبه این حرف از یه دختر چیه؟