مشکل شما رفتار منفعلانه است. یعنی چه که رویم نمی شود با پدرم صحبت کنم؟!! مگر آدم از پدرش خجالت می کشد؟ شما آن وقتی که پدرت مخالف ازدواجتان بود او را قانع کردید. حالا برای یک موضوع پیش پا افتاده رویتان نمی شود حرف بزنید؟
مقالات چگونه منفعل نباشیم و رفتار جرات مندانه را در همین سایت مطالعه کنید.
مشکل دیگر این است که پدرتان در دلش مخالف است. برای همین سعی می کند شما را محدود کند چون این ازدواج را دوست ندارد. شما می توانستی با همسرت برنامه ای بریزی که دید پدرت را عوض کنید. اما ظاهرا شما این کار را نکرده اید. این کار مهم تر از مهمانی رفتن است. به همسرتان این موضوع را گوشزد کنید و بگویید به جای بهانه گیری های بچه گانه که چرا عروسی فلانی نمی آیی به فکر حل مشکل و برنامه آینده زندگی تان باشد.
- - - Updated - - -
مشکل شما رفتار منفعلانه است. یعنی چه که رویم نمی شود با پدرم صحبت کنم؟!! مگر آدم از پدرش خجالت می کشد؟ شما آن وقتی که پدرت مخالف ازدواجتان بود او را قانع کردید. حالا برای یک موضوع پیش پا افتاده رویتان نمی شود حرف بزنید؟
مقالات چگونه منفعل نباشیم و رفتار جرات مندانه را در همین سایت مطالعه کنید.
مشکل دیگر این است که پدرتان در دلش مخالف است. برای همین سعی می کند شما را محدود کند چون این ازدواج را دوست ندارد. شما می توانستی با همسرت برنامه ای بریزی که دید پدرت را عوض کنید. اما ظاهرا شما این کار را نکرده اید. این کار مهم تر از مهمانی رفتن است. به همسرتان این موضوع را گوشزد کنید و بگویید به جای بهانه گیری های بچه گانه که چرا عروسی فلانی نمی آیی به فکر حل مشکل و برنامه آینده زندگی تان باشد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)