سلام
شما تمام زندگیتون این طوری هستین ؟؟؟؟؟؟؟ازروزی که جواب پستتون رو دادم تا الان چند روز میگذره؟؟؟منتظر بودم تا یه چیزی بنویسین...


ازنظرمعنوی چطورین؟؟؟؟؟؟
باخدا رابطه دارین؟رابطتون چطوره؟
ورزش ،تفریح،هنر...علاقه دارین یانه؟؟؟؟؟

شمایه مشکل خیلی بزرگی که دارین اصلا به داشته هاتون فکر نمیکنین....
مثلا من آرزو دارم برم سرکار ودستم تو جیب خودم باشه وازبچگی عاشق استقلال مالی بودم ..اما تا حالا نتونستم
آرزو دارم رانندگیم خوب بشه ...هنوزگواهینامه نگرفتم...هزار بار رفتم ثبت نام یه بارکه دست فرمون رد میشم دیگه نمیرم تا دوسال تموم میشه...عاشق رانندگیم وآرزومه یه ماشین داشته باشم
من الان تو سن 25 سالگی طلاق گرفتم همه ی فامیلمون عزامو گرفتن چون من یکی ازبهترین دخترای فامیل بودم...امروز خالم واسه بخت من گریه کرد امامن میخندم...چون من به داشته هام فکرمیکنم....چندسال پیش من تو دانشگاه ازپله هاافتادم و حدودیکسال استراحت داشتم تحت نظردکترو چندتاازمهره های کمرم شکست اما روی تخت بیمارستان میخندیدم تمام بدنم دردبود اما میخندیدم..چون دکترابهم گفتن احتمال قطع نخاع داشتی...

حالت بدترازشرایط حالتون روببینید..همونطورکه من دیدم....شما دارین به خودتون خیلی سخت میگیرین...من اگه جای شمابودم واسه خودم میرفتم مسافرت..آدمای جدید رو وارد زندگیم میکردم....تحول بدین تو زندگیتون...
دکوراتاق ومنزلتون روتغییربدین..وسایلا رو عوض کنین..هنرجدید یادبگیرین... موسیقی...قرآن بخونین..خطاطی..نقاشی...کلاس زبان..نمیدونم هرچیزی که دوست دارین..
خودتون رو توی یه حالتی بگیرین که باید دنبال یه معشوق بگردین...
من سه سال به خاطر عشقم شعرمیگفتم الان اون عشق نیست اما دل من که عشق رو حس کرد واحساس من که دروصف معشوقم شعرمیگفتم ....روحم رو لطیف کرد...شما انگیزه ای برای پریدن ندارین...باید خودتون این انگیزه روایجاد کنین...سرگذشت آدمای دیگه روبخونین...تاریخ بخونین...اخباردنیا رو گوش بدین ویه مقدار با مردم دیگه همزادپنداری کنین..انقدر سرد وبی روح!!!!!!!!!!!!!!

منتظر جوابم