سلام هستی جان.من هم در دوره عقدمون همین طور بودم.همش دوست داشتم شوهرم پیشم باشه. و بعد از عروسی هم تا یک سال همین طور بودم.اگر روزی جند بار باهام تماس نمی گرفت ناراحت میشدمو باهاش قهر می کردم.دائم بهش می گفت که من را دوست نداری و از این حرف ها. من فکر میکنم به خاطر وابستگی شدیدی هست که به ایشون پیدا کردی.سعی کن این وابستگی را کنترل کنی چون بهت ضربه میزنه.این وابستگی شدید شما به همسرتون باعث میشه انتظتر خیلی زیادی از ایشون داشته باشی.ایشون احساس میکنه دست و پاگیرش هستی و کم کم علاقشون به شما کم میشه. و از هم دور میشید.سعی کن این علاقه و وابستگی به همسرت را مدیریت کنی و برای تماس و دیدن ایشون زمان بندی کن تا کم کم وابستگی شما کم بشه و بتونید یک علاقه واقعی را درک کنید.هیچ وقت به همسرت نگو که شما را دوست نداره و به شما توجه نمیکنه چون با این تلقین ایشون را به سمت دوست نداشتن خودتون سوق میدید. همون کاری که من انجام دادم و الان چوبش را دارم میخورم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)