سلام
ببینید این کار شما اصلا و ادا کوچیک شدن نیست شما برا زندگیتون دارید تلاش میکنید اینو اگه کسی یکم فکر کنه واقعا درک میکنه.
اول از همه شما باید محکم باشید و خودتون این عقیده رو داشته باشید که کارتون باارزشه
وقتیم رفتید خوب برخورد کنید محکم باشید نه زیاد احساسای برخورد کنید نه خشک و ی تفاوت.
حرفاتون و با منطق بزنید با خانومتون حرف بزنید همین اول بحثتون نذارید تنش و عصبانیت بینتون باشه
بهش اطمینان بدید که واقعا دوسش دارید طوری حرف نزنید که احساس خطر کنه خانوم شما اونجور که مشخصه خیلی احساساتی هستن و زود رنجن
یکم کلامتونو محت آمیز و بااقتدار کنید
تو حرفاتون گفته بودید که شمام یه بار تو دعوا بهش گفتید به خاطر مهریه تمومش نکردید یه همچین حرفی زده بودید کار ایشون و در خواست مهریه شون هر چند خوب نبوده اما با توجه به شخصیت ایشون یه جور احساس خطر کردن یا غرور و ... درش ایجاد شده
با حرفتون و با عملتون بهش نشون بدید که فقط اونو میخواین طوری باهاش حرف بزنید که آروم شه و اطمینان پیدا کنه
در مورد دوس داشتنش شاید واقعا داره عذا میشکه و میخواد خیلی عاشق بشه اکثر دخترا تو ذهنشون همیشه خواستار یه زندگی پر از عشق بودن و بعضیاشون وقتی با این قضیه مواجه نمیشن احساس میکنن به طرفشون علاقه ندارن در حالی که باید عشقو به وجود آورد هش بگین که باهم میتونیم عشق و به وجود بیاریم و بگین یه فرصت به همدیگه بدیم تا مشکلاتمونو حل کنیم و عاشقتر بشیم و اثبات کنیم که مشکلات قابل حل هستند
ازش بخواین دون عصبانیت هم شما هم ایشون بشنید کارا و حرفای و رفتارای بدی که دارید و بنویسید بعد باهم نتیجه گیری داشته باشید
اما یادتون باشه مهترین کار اعتماد به خودتونو و خو حرف زدن و عمل کردن
اگه خانومتون راضی شدن با یه مشاور صحبت کنید و همسرتون برن پیش ایشون در مورد احساس دوس داشتن تا زندگیتون بر وفق مراد بشه
ایشالله اوضاع خوب پیش میره










علاقه مندی ها (Bookmarks)