ممنون دوست خوبم که وقت گذاشتی و تایپیک هام رو خوندی .خیلی مستاصل و تنهام سه روزه تو خونه بس نشستم و نه هیچ کاری کردم نه با کسی حرف زدم فقط نشستم پای این سایت و دارم مطالب دیگر کاربرها رو می خونم و مشکلات بقیه رو مدام با مشکل خودم مقایسه می کنم . به نظرم مسئله من از همه حاد تره گاهی می شینم تو تنهایی خودم گریه می کنم با خدا حرف می زنم می گم چرا من ؟ چه کار خطایی کردم توکه از نیت من خبر داشتی راستش قبل از اقدام به ازدوواج خیلی با خدا حرف زدم نیتم واقعا پاک بود . و خیلی تلاش کردم خیلی به این در و اون در زدم من گناهی نداشتم فقط می خواستم زندگی کنم . فقط می خواستم پای تصمیممی که گرفتم با جون و دل وایسم و مشکلات را بر طرف کنم .این وضع رو حق خودم نمی دونم از این که دوباره بخوام مراحل طلاق رو پشت سر بگذارم پشتم می لرزه اما واقعا هیچ تمایلی هم به ادامه ندارم تو این سه روز تنهایی اصلا دلم براش تنگ نشده گاهی به خودم می گم من که تلاش خودم رو کردم بقیه اش رو بسپرم به دست سرنوشت . نمی دونم چن روز دیگه در پیله تنهایی ام طاقت میارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)