1-بد دهن بودنش مثالش همین دعوایی که تعریف کردم2- تنبلی و خودخواهی .جرات ندارم بهش بگم نون بگیر و یا خریدی چیزی واسه خونه انجام بده به هیچ عنووان زیر بار نمی ره 3-این که بره بیرون و ساعت 12 شب بیاد براش یه مسله عادیه با یه چن تا بچه که حداقل ده سال کوچکتر از خودش هستن دوست می شه گاهی می شنوم تو تلفن اینقدراصرارو التماس می کنه تا باهاش برن بیرون باشگاه استخر و ... در حالیکه من اگه بش بگم بریم قدم بزنیم یا خرید بکنیم هزار تابهاونه می آره که خسته ام و ... 4- براش مهم نیست که من هم شاغلم و سرکار می رم و وقتم رو بیرون از خونه می گذرونیم .تمام مسائل و کارهای خانه را حق من می دونه حتی حاضر نیست لیوان آبی که می خوره را برداره یا تو سفره انداختن و یا جمع کردن کوچکترین کمکی بکنه من علاوه بر این که بیرون کار می کنم کارهای پروژه ای طراحی هم می گرفتم و شبها تا دیروقت انجام می دادم (که البته با این رفتارهاش دیگه انجام نمی دم ) 5-سیگار کشیدن و تمایلش به مشروب خوردن که البته در مورد دوم به خاطر چن بار جار و جنجالی که سرش راه انداختم جلوی من حرفی نمی زنه اما سیگار می کشه 6- جلوی دوستام یا دوستاش همیشه طوری وانمودمی کنه من آویزونش شدم و یا چه لطفی در حق من کرده که با من ازدواج کرده در صورتی که قبل از ادواج با من بیکار بی پول و بدهکار و ... بود حتی کت شلواری که باش اومد خواستگاری قرضی بود و خیلی بهم اصرار می کرد من به خاطر شرایط بدش اصلا به ازدواج باهش فکر نمی کردم 7-قبلا یک بار ازدواج کرده بود و مهریه بدهکاره اونا حکم جلبش رو گرفتن و همه جا دارن دنبالش می گردن اگه پیداش کنن زندان رفتن رو شاخشه و باید حداقل 25 تا سکه بده 8- در دورانی که دست به یه کاری زد و با شکست مواجه شد برای جبران خسارت های مالیش من 7 میلیون از مامانم و 7 میلیون از بابام گرفتم و ضررهاش رو جبران کردم الان اصلا به روی خودش هم نمی اره که باید پولشون رو پس بده و وقتی بهش یادآوری کنم جنجال به پا می کنه 9-همیشه از من طلبکاره فکر می کنه تمام خاسته های مالیش رو من باید برآورده کنم اگر نکنم رفتارش رو بد می کنه و .... اینا چیزهایی بود که به یادم اومد








علاقه مندی ها (Bookmarks)