به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 43
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 94 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    2,416
    سطح
    29
    Points: 2,416, Level: 29
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 89 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام دوباره و ممنون از دوستانی که همدردی کردن یا سرزنش فرمودن
    توجیه عزیز بله ما با هم کار کردیم و خونه خریدیم و ایشون به نام من زدن
    جناب ایوب و خانم تمنا لطفا پست قبلی من رو دوباره بخونید بنده عاشق کسی نشدم
    سبحان عزیز ممنون از راهنماییتون فکر میکنم بخشیدن نصف مهریه ارزش داشته باشه به حق طلاق البته بازم بعید میدونم ایشون قبول کنه. البته یه نکته جالب یه بار بین صحبتامون وقتی صحبت از جدایی شد البته جدایی خودمون نه کلا از طلاق و مهریه اجرا گذاشتن و این چیزا صحبت میکردیم همسرم گفت من که اگه یه وقت واسم پیش بیاد یعنی طرفم به جایی برسه که طلاق بخواد طلاق میدم چون دیگه اون زندگی نمیشه حالا نمیدونم چقد پای حرفش هست چون فکر کردم درست نیس اگه ازش بپرسم
    جناب مثبت فکر کن من به روستایی ها توهین نکردم اگه هم کردم از همه روستایی ها معذرت میخوام بله به قول خودتون روستایی هایی هستن که از شهریها شریف ترن ولی متاسفانه خانواده همسر من بسیار بی فرهنگ تشریف دارن یه طوری که حتی یه بار با مادرشوهر یا خواهرشوهرم بیرون نرفتم و خدار رو شکر چون تو یه شهر دیگه ایم ماهی 1بار فقط میریم خونه شون.
    ویدا ی عزیز تمام کارای عروسی رو کردم و تالار و .... رزرو شده نمیشه که کنسل شه
    یانار عزیز عرض کردم که اگه همه اول به اختلافات توجه کنن پس هیچکس مشکلی نخواهد داشت و همسر من هم چیزی که نشون داد نیست
    سایر دوستان هم انگار درست متوجه نشدن من نمیخوام طلاق بگیرم وگرنه میتونم مهریه مو بذارم اجرا و انقدر اذیت کنم که طلاق بده ایشونم که نداره بده پس طلاق میده ولی بنده میخوام خیالم راحت باشه که اگه ایشون یه روزی یه خطایی کرد یا چه میدونم مثلا عدم تفاهممون به جایی رسید که نتونستیم ادامه بدیم بی سرو صدا و بی دردسر طلاق بگیرم نه با وکیل و دادگاه کشی و ابروریزی
    سارا جان از رفتارهاشون مثال خواسته بودی مثلا : ما قراره توی شهر خودمون عروسی بگیریم بهترین تالار و آتلیه و.... رو هم رزرو کردیم ولی اونا چون راهشون دوره نمیتونن بیان فقط خانواده ش میان البته خدا روشکر چون من خودم دلم نمیخواس بیان به خاطر اختلاف طبقاتی با فامیل ما واسه همین به همسرم گفتم و اونم گفت پس میگیم اونا واسه خودشون بگیرن شمام واسه خودتون. حالا اونا مجلسشون رو میخوان 1هفته قبل از عروسی ما بگیرن و ما هم باید بریم که خیلی مسخره س چون اولا ما هزارتا کار داریم و دوما اصلا وجود ما لازم نیست اونا یه مجلس بگیرن و شام به مهموناشون بدن و پول و کادو رو هم واسه خودشون بردارن ولی همسرم قبول نمیکنه و میگه نه که نه عروس و داماد هم باید اونجا باشن.

    دوستان خیلی از همه معذرت میخوام شاید گفتنش درست نباشه و تاپیکم بسته بشه خودمم خجالت میکشم بگم ولی خب خوبیش اینه که فضا مجازیه و کسی منو نمیشناسه. در مورد شب عروسی.....
    من دوسال پیش یعنی 1ماه بعد عقدمون رفتم دکتر و برگه سلامت گرفتم هرچند که این چیزا تو فامیل ما اصلا مرسوم نیست حتی زمان ننه بزرگ منم که دو نسل قبله اینطور نبوده ولی من محض اطمینان واسه آینده این کارو کردم. و یک برگه شو دادم به همسرم که بره به مامانش نشون بده اونم داد به خودم و گفت این مسخره بازیا چیه مامانشم تا حالا هیچی نگفته منم گفتم آفرین اینا چه بافرهنگن ولی همون موقع به همسرم گفتم من واسه این برگه گرفتم اگه یه روزی 10 یا 20 سال دیگه خودت یا خانواده ت 1کلمه راجع به این قضیه بگین برگه رو میزنم تو صورتتون و روز بعد میرم دادگاه یه راست طلاق میگیرم الان خودم دارم برگه رو نشون میدم قضیه ش فرق میکنه ولی اگه بعدا خودتون چیزی بگین ازت جدا میشم چون کسانی که انقدر بی فرهنگن که دختر رو واسه این چیزا میخوان همون بهتر که ازشون جدا شد سه طلاقه . همسرم هم گفت نخیر ما همچین رسم و رسومی نداریم.
    حالا چند روز پیش جاریم گفت مامانش شب عروسی ما 10 بار تا صبح اومده دم اتاق در زده من اول باورم نشد ولی بعد یه لحظه شک کردم با خودم گفتم نکنه اینا انقدر اصرار دارن قبل ما مجلس بگیرن و ما هم اونجا باشیم واسه اینه البته هنوز وقت نکردم با شوهرم واسه این قضیه صحبت کنم
    میبینی سارا جان؟؟ این یه نمونه ش بود وقتی من مامان خودمو مامان بزرگمو و فامیلامو میبینم و اونا رو میبینم از خودم بدم میاد که با اونا وصلت کردم
    این ازون قضایایی هست که اگه اتفاق بیفته من حتما طلاق میگیرم
    مطمئنم خانمای تالار درک میکنن که این مسئله چقد زشت و قبیحه واسه یه خانم که چنین چیزی ازش بخوان یعنی عملا تو رو ببرن زیر سئوال یعنی کسی نیست بهشون بگه اگه به طرف اطمینان نداشتین غلط کردین اومدین خواستگاری اگه داشتین پس دیگه این مسخره بازیا چیه


    - - - Updated - - -



  2. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    سلام ارغوان جان

    ممنون که پاسخ دادید نمیدونم چرا ولی من مشکلتونو قابل حل میدونم.

    پیشنهاد دارم یه مدت مساله حق طلاق رو از ذهنتون بیرون کنید و به حل این سوتفاهم ها بپردازید.

    در زندگی بیشتر از اینکه تغییر و درست کردن همسر به فریاد ما برسه پذیرش ضعف های همسر و تحمل آن کمک کننده هست!!!!

    پس با دید مثبت و درایت و صبوری شروع به اصلاح رابطه کنید مطمئنم از پسش برمیای......

    موفق باشی
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  3. 2 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 21 مرداد 92), shapoor (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 96 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-27
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    4,516
    سطح
    42
    Points: 4,516, Level: 42
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    49

    تشکرشده 97 در 48 پست

    Rep Power
    29
    Array
    ببین عزیزم باور کن یه مقدار داری سخت میگیری جون شرایط بدتر از خودتو ندیدی باورت کن شوهرت خیلی خوبه خیلی هم ساده است حداقل از روستایی بودنش سادگی شو هم داره اگه جای من بودی چکار میکردی من خودم پزشکم ولی شوهرم سوادش خیلی پایین حتی دیپلم هم نداره روستایی ولی چه فتیده من دلم خوش بود روستاییه ساده است قلب خودشو خانوادش پاک فکر میکرئم چه خانواده ی مهربونی داره حتما ولی افسوس ما هم با هم کار کردیم پول بیشترو من دادم ولی اون خونه و ماشینو به نام خودش زد برو خدارو شکر من مهریه 700 سکه واست زده من مهریه ام110 سکه است اونم به زور ختی من کفتم حق طلاقو بده کهریه ام یک سکه ولی قبول نکرد روزیکه منو برد روستاش انگار جن برده همه فکر میکردن اخی پسزشوم بدبخت شئه جلو روی خودم میگفتن زن بهتر گیرت میومده درخالیکه از لحاظ قیافه خیلی خوبم بخدا یه تکه طلا واسم نگرفتن توهینایی به خانوازم کرئه که نگو شوهرت تازه ارزشتو میدونه پس اینقدر خودتو اذیت نکن بدون که خیلی ها شرایط بدتری دارن

  5. 4 کاربر از پست مفید الهه4 تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 14 مرداد 92), mercury (شنبه 11 مرداد 93), shapoor (چهارشنبه 16 مرداد 92), ساحل 63 (چهارشنبه 30 مرداد 92)

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 94 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    2,416
    سطح
    29
    Points: 2,416, Level: 29
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 89 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الهه جان ممنون از همدردیت شما میتونی مشکل منو درک کنی منم شما رو کاملا میفهمم دعا میکنم مشکلات شما هم حل شه هرچند که مشکلات ما قابل حل نیست فقط باید پذیرفت و باهاش کنار اومد ولی واقعا چرا با چنین کسی ازدواج کردین حتما دلیلش عشق و عاشقی بوده
    در مورد Rude boy هم هرچی دلتون میخواد بگین جوابی ندارم بدم چون جواب .... خاموشیست

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 تیر 93 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-17
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,538
    سطح
    22
    Points: 1,538, Level: 22
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 188 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من با قسمت شب ازدواج موافقم اما ایشون خیلی داره تند میره. اولا که بیچاره شوهرشون با حرفش نشون داده که مخالف این افکار هست. ثانیا شما روی حرف جاریه داری زندگیتو از هم می پاشی! از کجا معلوم اون راست بگه!
    ضمنا اون اختلافی که راجع به مراسم و اینا گفتی اصلا اختلاف نیست.

    به قول دوستان شما مثیکه چشمتون زیاد پر نیست. آخه واقعا جدی بشین فکر کن این موفقیت هایی که شما رو اینقد مغرور کرده رو الان دیگه همه دارن! لیسانس و فوق لیسانس ریخته!
    شوهر خوب هست که نریخته و اگه پیدا شد با چنگ و دندون باید حفظش کرد.

    برو همین تالار ببین خیانت ها رو ، کتک خوردن ها ، بی احترامی ها ، اعتیاد ها ....

    عزیز من فکر می کنید اگه جدا بشید واقعاً خواستگار خوب واستون پیدا میشه؟؟ الان واسه دختر های مجرد کم سن و سال تر هم به راحتی خواستگار خوب پیدا نمیشه....

    به نظر من دو دستی بچسب به زندگیت و واسه حرفی که جاریت زده زندگیتو خراب نکن!
    این چیزا راه حل داره!
    مثلاً می تونید اصلاً شب عروسی برنامه ای نداشته باشین. و بالفرض اگه مادرش چیزی بگه هم پسرشون می گه که اوکی هست و قبلا تایید پزشکی گرفته.

    من واقعاً از طرز برخورد شما ناراحت میشم. شما که اینقد ادعای فرهنگ داری به نظر من به مراتب فرهنگتون پایین تر از اون چیزی که ادعا می کنین.
    فرهنگ یعنی احترام به اعتقاد و تفکر دیگران! فرهنگ یعنی با ادب حرف زدن! شما میگی من به شوهرم گفتم
    "اگه یه روزی 10 یا 20 سال دیگه خودت یا خانواده ت 1کلمه راجع به این قضیه بگین برگه رو میزنم تو صورتتون و روز بعد میرم دادگاه یه راست طلاق میگیرم الان خودم دارم برگه رو نشون میدم قضیه ش فرق میکنه ولی اگه بعدا خودتون چیزی بگین ازت جدا میشم چون کسانی که انقدر بی فرهنگن که دختر رو واسه این چیزا میخوان همون بهتر که ازشون جدا شد سه طلاقه . همسرم هم گفت نخیر ما همچین رسم و رسومی نداریم."

    یعنی واقعا در شان یک خانم فوق لیسانس اینطور حرف زدنه؟
    تازه خوبه که بیچاره عصبانی نشده! من جاش بودم یه برخورد محکم با خانم راجع به اینطور حرف زدن می کردم!
    همیشه سعی کنید در برخورد با دیگران مخصوصا شوهرتون احترام رو رعایت کنید ! نا سلامتی می خواین زن و شوهر عاشق بشین نه اینکه دنبال بهونه واسه دعوا باشید!
    بازم تاکید می کنم از غرورتون کم کنید. آدم مغرور یه روز با سر زمین می خوره! پس تا دیر نشده بشکنید این غرور نابه جا رو !

    یه مطلب دیگه هم بگم. منم پدر مادرم روستایی هستن و سواد ندارن و روستایی هستند لذا اختلاف تحصیلی و شاید فرهنگی زیادی با پدر مادرم دارم ولی اینا دلیل نمیشه بهشون بی احترامی کنم.
    اتفاقا به نظر من دست اون پدر و مادر رو باید بوسید که بچه شونو فرستادن دانشگاه ...
    به نظر من غرورتو بذار زیر پا اینقد منم منم نکن. به جاش خوبی کن محبت کن. روستایی ها دل صاف و ساده ای دارن و با محبت دلشونو میشه صاحب شد. ضمناً دعای خیر مون پدر و مادر روستایی با اون دل پاکشون خیر و برکت رو به زندگیت میاره...



  8. 6 کاربر از پست مفید Mosbatfekrkon تشکرکرده اند .

    Naashena (دوشنبه 14 مرداد 92), shapoor (چهارشنبه 16 مرداد 92), tamanaye man (دوشنبه 14 مرداد 92), فرانک بانو (پنجشنبه 17 مرداد 92), ویدا@ (دوشنبه 14 مرداد 92), ساحل 63 (چهارشنبه 30 مرداد 92)

  9. #36
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    دوستان عزیز توجه کنید که ارغوان برای مشاوره و راهنمایی اینجا آمده!!!

    اگر نظر سازنده ای نداریم بهتره فقط نظاره گر باشیم.......

    با تشکر از توجه شما.....
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  10. 5 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    milad08 (سه شنبه 15 مرداد 92), shapoor (چهارشنبه 16 مرداد 92), tamanaye man (دوشنبه 14 مرداد 92), فرانک بانو (پنجشنبه 17 مرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 17 مرداد 92)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    خانم ارغوان عزیز و دوستان،

    این تاپیک به نظر من خیلی روشنه و چیز مبهمی توش نیست.

    (1) خانم ارغوان به بهانه های مختلف میخواد طلاق بگیره حالا این بهانه سر بودن ایشون باشه(با مدرک فوق لیسانس!

    که به قول دوست مون الان توی هر شهری که هیچ امکاناتی نداشته باشه لااقل دانشگاه آزادش فوق لیسانس رو داره. توی همین انجمن خیلی از دوستان مثل من دانشجوی دکترای

    بهترین دانشگاه های ایران هستند ولی هیچ ربطی به شعور و فهم مون از زندگی و روابط اجتماعی نداره) یا بهانه شون فرهنگ پایین به علتهای مختلفی باشه که میگن.

    (2) شوهر این خانم با از خود گذشتگی همه زندگیش رو به نام ایشون کرده و با این ادبیات خانم نشون میده که کلی هم بدهکاره هنوز.

    (3) این خانم هم طلاق میخواد، هم همه زندگی این مرد بیچاره رو.

    به نظر من ادامه این تاپیک بی فایده است. اینجا من مقصر اصلی رو شوهر ایشون میدونم که اجازه میده این خانم اینطوری باهاش برخورد کنه. و به نظر من

    اگر مردی در حدی باشه که خانمش با این ادبیات و اینقدر تحقیر آمیز روی شونه هاش بشینه و پاهاش رو از اطراف گردنش آویزون کنه، حتما حقشه.

  12. 2 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    anoosh (یکشنبه 27 مرداد 92), Rude Boy (چهارشنبه 16 مرداد 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 94 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    2,416
    سطح
    29
    Points: 2,416, Level: 29
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 89 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شکوفه عزیز ممنون از جوابتون اولا خواستم عرض کنم در مورد پیام جناب Rude boy خودت رو ناراحت نکن من اصلا پیامهای ایشون رو نمیخونم
    و در مورد اینکه گفتی واسه دکتر بله من با همسرم رفتم یعنی قبلش بهش نگفتم چون میدونستم نمیاد بهش گفتم بیا منو ببر دکتر حالم خوب نیس ایشون هم چون 2هفته از عقدمون گذشته بود و زیاد با هم راحت نبودیم چیزی نپرسید نشست تو ماشین من رفتم تو مطب و به خانم دکتر گفتم من واسه معاینه اومدم شوهرم بیروننن بگم بیان؟ گفت آره منم زنگ زدم موبایل شوهرم و ایشون اومد و خانمه دو تا برگه نوشت یکی رو داد به همسرم و یکی رو به خودم شوهرم همونجا برگه شو داد بمن و حتی با خانم دکتر هم زیاد خوب برخورد نکرد و گفت اینکار مال کسانی که بهم اطمینان ندارن و من از خانم دکتر معذرت خواهی کردم و گفتم من خواستم بیام بعد که اومدیم بیرون گفت این کار لازم بود؟ منم گفتم آره
    منم با حرف شما موافقم میخوام یکی از برگه ها رو بدم بهش که بده به مامانش و دوباره بیاره چون اگه بعدا خودشون چنین چیزی ازم بخوان خدا میدونه چه عکس العملی نشون بدم و ممکنه زندگیمو از هم بپاشم

  14. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 شهریور 93 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    879
    سطح
    15
    Points: 879, Level: 15
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما متاسفانه خیلی بد بین هستین من هم و همینطور هم که مشخصه بهتره این فکرو کلا از ذهنتون پاک کنید چون مشخصه خیلی احساسی برخورد میکنید با زندگی و فردا روزی اگه مشکلی بینتون پیش بیاد با کوچکترین حرفی که به شما زده بشه میرید و طلاق میگیرید.
    یه مرد باید خیلی بی غیرت باشه که بعد از چند سال زندگی به خانمش تهمت یه همچین چیزی رو بزنه چون اول ازهر چیز خودشو زیر سوال میبره و طوری که مشخصه روستایا خیلی با تعصبن روی این موضوع پس خیالت راحت باشه.
    بعدشم از قدیم و ندیم این رسما بودن و الانم خیلی جاها هست اینقد که میگی زشت نیست.و وقتی همسرتو پذیرفتی باید باهاش کنار بیای.اگه از قبل خودت با زبون نرم باهاش راجب مراسم شب عروسی صحبت کنی 100٪ خودشم همچین چیزای رو دوس نداره و قبلش با مادرش صحبت میکنه که همچین کارای نکنه اینو مطمین باش عزیزم.

  15. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 94 [ 14:08]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    2,416
    سطح
    29
    Points: 2,416, Level: 29
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    4

    تشکرشده 89 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شاپور عزیز ممنون از راهنماییتون
    لاله جان بله متاسفانه من بدبین هستم و ضعفهای زیادی هم دارم این که میگین خیلی جاها این رسم هست قبوله ولی تو خانواده و فامیله ما زشته ننگه اصلا خانواده و فامیلم هم به کنار حرف شما درسته مرد باید بی غیرت باشه که چنین تهمتی بزنه ولی من شنیدم که زده ولی من با حرف خانم شکوفه خیلی موافقم بی غیرت تر ازین چیزی که شما میگین اینه که مرد اجازه بده به مامانش بیاد پشت در و..... یعنی بدونه اونا مشغول رابطه هستن و بعد از رابطه ازشون مدرک بخواد من اصلا به اعتماد و... کار ندارم اصلا یعنی چی که یه نفر بفهمه که زن و شوهر در حال نزدیکی و رابطه جنسی ان؟؟ این نه به روستایی بودن کار داره نه سواد نه زمان و مکان چند لحظه فکر کنین این یعنی چی؟؟
    یعنی عمق فاجعه
    یعنی ننگ
    یعنی بی غیرتی مرد که اجازه بده یه نفر حالا مامانش یا هرکسی انقد وارد حریم شخصیش بشه


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.