نه.قرار شده بود عید فطر صیغه و بله برون باشه. 26 شهریور عقد.
یعنی اول این صحبت ها شد. بعد سر کالا و توقعات و اینا بحث شد. گفتن هر جور خودتون می دونید. مثلا یخچال ساید رو دختر میخواد حتما. یا طلا 20 مثقال رو تا عروسی می خواد. نباشه کنسله.
بابام بیشتر از این ناراحت شد که گفتن اگه خونه نگرفتی بیا خونه ما بشینن.دختر مستاجری نمیره خونه مردم! من اگه تا سال دیگه خونه نگیرم رهن میکنم اما قبول نکردن.
فعلا هیچی. به نظرتون دیگه زنگ نزنیم اصلا؟
- - - Updated - - -
من خودم نظرم برای ازدواج این بود که دختر قانع باشه. بساز باشه. حقوقم حدود یه تومن بیشتر نیست. وام گرفتم، قسط دارم.بازم بابام خیلی کمکم می کنه، اونا از جلسه اول گفتن مادیات اصلا برامون مهم نیست، پس این ها چیه؟
حتی دیشب مادرش گفت اگر به خاطر یخچاله، فیصله بدیم. اینکه اونها ما رو ملزم به انجام کاری کنن درسته؟ شاید تا سال دیگه من بهترش رو تونستم بگیرم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)