به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 103
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    محمد جان، با شناختی که توی این 5-6 ماه ازت پیدا کردم میدونم دوست داری اینجا کسی بهت بگه که واقعا منظورش این نبوده و دوستت داره و زود تسلیم نشو و از اینجور حرفا....

    من خودم سعی کردم مهریه خانمم را تا جایی که برام مقدور بود بدم چون من کنار کشیده بودم. من بودم که بدون علاقه شروع کرده بودم. ولی قضیه تو فرق میکنه. تو الان باید اول

    با خودت کنار بیای که دیگه تموم شده بدونی موضوع رو و بعد سر مهریه به راحتی کنار نیای. تو نمیتونی هم شکست عاطفی بخوری توی این زندگی و هم مالی.

    حالا که خودش تو رو نمیخواد خیلی راحت میتونی کار رو به جایی برسونی که با حداقل مهریه ازت جدا شه.

  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    نه توجیه عزیز اصلا نمیخوام کسی این حرفا رو بهم بزنه چون دروغ محضه...
    مرسی.. اره من که کوتاه نمیام ولی خیلی وارد نیستم تو این مسایل..

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  3. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 دی 99 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    7,438
    سطح
    57
    Points: 7,438, Level: 57
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 112
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    531

    تشکرشده 81 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای محمد می دونم دلتون شکسته و ناراحتید
    من نه میگم ایشونو ببخشید نه چیز دیگه ای ... و حتی نمی گم این کمکش از شمام شاید شما تنها حامیشین
    میدونم این مساله مهم و حساسی هست که تمام فکر هر دوتون پیش هم باشه پس شما هم با این مساله طوری برخورد کنید که بعدا حسرت برگشتن به زمان قبل را نخورید

    فقط میگم تو اوج اعصبانیت تصمیم نگیرید بزارید چند روز بگذره شما آروم شید بعد فکراتونو کامل کنید ببینید چه کاری را انجام بدید
    برای جدایی زمان هست پس تو زمان خودش این کار اگه خواستید انجام بدید

    " مثل کبریت کشیدن در باد زندگی دشوار است
    من خلاف جهت آب شنا کردن را،مثل یک معجزه باور دارم.
    آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد...هرچه باداباد!
    " سهراب سپهری "

    "

    ویرایش توسط sookoot : شنبه 12 مرداد 92 در ساعت 18:00

  4. 4 کاربر از پست مفید sookoot تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 12 مرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 13 مرداد 92), reihane_b (شنبه 12 مرداد 92), roze sepid (شنبه 12 مرداد 92)

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 آذر 92 [ 01:05]
    تاریخ عضویت
    1392-4-31
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    359
    سطح
    7
    Points: 359, Level: 7
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 190 در 74 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من تاپیک قبلیتون هم خوندم و می خواستم براتون بنویسم که کسی که گفته شما رو دوست نداره هنوز بعد یه سال مطمئنا این علاقه بعد ازدواج هم ایجاد نخواهد شد ! البته مطمئنا استثنا هم وجود داره !!
    تا الان که تاپیک جدیدتونو دیدم ! نمی دونم یه لحظه که خودمو جای شما گذاشتم به نظرم واقعا سخته و منم بودم امکان نداشت این شرایطو قبول کنم ! اینکه بگه خوابشو دیدم یا بگه هنوز اونو دوست دارم و ...
    نمی دونم صبر کردن به نظر من بیهودست , وقتی رو راست بهتون گفته دوستتون نداره و یه نفر دیگه رو دوست داره!
    اینم که گفته حاضر به طلاق نیست واسه اینه که نمی خواد مهریه رو از دست بده , با توجه به اینکه تو دوستاش بوده موردی که طلاق گرفته معلومه هیچ ترس و استرسی هم از طلاق دیگه نداره , اون طور که باید داشته باشه وگرنه هیچوقت حاضر نبود به خاطر یه دوست داشتن کودکانه نسبت به پسر نمیدونم کی زندگیشو , آیندشو خراب کنه !

    شما هم همین که دیگه باهاش cut کنید و زمان زیادی بگذره خودش خسته میشه و راضی میشه به طلاق !

  6. #15
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه وکیل بگیر، مواظب باش که دستاویز قانونی ئی در اختیارش قرار ندی، بدوونش تا خسته شه، بعد مهریه ش رو می بخشه تا طلاقش بدی

    با همچین کسی هم زندگی نکن! آدم یک بار بیشتر زندگی نمی کنه که بخواد پای همچین کسی عمر و جوونیش رو تلف کن

    - - - Updated - - -

    یه وکیل بگیر، مواظب باش که دستاویز قانونی ئی در اختیارش قرار ندی، بدوونش تا خسته شه، بعد مهریه ش رو می بخشه تا طلاقش بدی

    با همچین کسی هم زندگی نکن! آدم یک بار بیشتر زندگی نمی کنه که بخواد پای همچین کسی عمر و جوونیش رو تلف کن

  7. کاربر روبرو از پست مفید Rude Boy تشکرکرده است .

    Parsa1 (شنبه 12 مرداد 92)

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array
    من باتاپیکهای احساسی درباره طلاق کاری ندارم
    فقط این رومیدونم که ادم وقتی ازچیزی ناراحت میشه حتی اگه علت ناراحتیش برای اون روزنباشه تودلش عقده نگه میداره تاجاییکه دیگه نمیتونه تحمل کنه ویه جایی حرفی رومیزنه که نبایدبزنه اگه خانم شماهم به شماگفتنددوستون ندارندیادلشون براتون تنگ نمیشه من این رومحال میدونم چون امکان نداره ادم یه سال باکسی باشه ولی بهش دل نبنده مگراینکه اجباری درازدواج باشه این هم ازروی لج ولجبازی میگه دوست ندارم والاهیچ کس سنگ نیست بعدیه سال هیچ حسی پیدانکنه
    بهتره عجله نکنیدبه خودتون فرصت بدیدخوب فکراتون روبکنیداگه میتونیدیه مشاوره حضوری بریدبعدتصمیم بگیریدتابعداپشیمون نشیدچون پشیمونی هیچ سودی نداره
    موفق باشید

  9. 7 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 14 مرداد 92), faghat-KHODA (شنبه 12 مرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 13 مرداد 92), roze sepid (شنبه 12 مرداد 92), sookoot (شنبه 12 مرداد 92), tamanaye man (شنبه 12 مرداد 92), yasi_20 (شنبه 12 مرداد 92)

  10. #17
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای محمد میشه لطف کنید و بگید که تاحالا چه کارایی کردی تا خانمتون رو به خودتون علاقه مند کنید ؟ به نظرتون الان اگر ما از همسر شما بپرسیم شما چه اخلاقی در محمد دیدی که دوستش داشته باشی و یا چه کارایی تا حالا برات انجام داده که دوستش داشته باشی ،چه جوابی به ما میده ؟

  11. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام
    ازحرفاش احساس میکنم که میخواد شمارو عصبانی کنه شاید دنبال جلب توجه یا محبت یاحمایت....نمیذونم فقط باید بگم شما خیلی توپت پره و نمیگم حق نداری فقط این جوری نمیشه مشکل حل کرد.یه مدت از هم دورباشین.اگه سه روز براش کمه یک هفته.بهش بگو میخوام فکرامو کنم و اونم بره پیش مامانش فکراشو کنه.بعد یک هفته یا بیشتر مثل دوتا انسان بالغ حرفاتونو بزنین خواسته هاتونو بگین و اگه جواب نگرفتین برین و بیشترفکر کنین.
    هیچوقت هیچوقت هیچوقت حتی تو اوج عصبانیت به کسی تهمت نزنید.احساستونو بیان کنید ولی به شکل درست .نه اینکه فک کنی چون شما قبل ازدواج پاک بودی پس اون که اینو میگه نبوده!!! قبل اون به خودتون فرصت بده.
    ((گفتین:مگه من چندسالمه که داره این بلاها سرم میاد؟؟)) الانم انقدر خودتونو سرزنش نکنین! با اینکه میدونم در شرایط خیلی سختی هستین ولی الان کسی بیشتر از خود شما نمیتونه کمکتون کنه.لطفا صبورباشین و درجواب حرف های کودکانه همسرتون بهش فحش ندین.
    اجازه بده اگر هم قرار به طلاق باشه اگه اون حرمت ها رو شکسته شما نشکنید تا بتونین تصمیم عاقلانه و نه متعصبانه بگیرید و این مشکل رو حل کنین تا بعدها پشیمون نشین.
    شما حرمت هارو نشکنین تا همسرتون از شما گذشت و بزرگواری رو یادبگیره.باتوهین در برابر بی حرمتی هایی که به ما میشه خودمونو کوچیک میکنیم و به آدمای بی خرد اجازه میدیم باز به ما بی احترامی کنن چون نشون میدیم ما هم مثل اوناییم.
    اکنون را دریاب...زندگی را حل کن

    موفق و پیروز و سربلند باشی

  12. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    sookoot (شنبه 12 مرداد 92)

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 شهریور 93 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    858
    سطح
    15
    Points: 858, Level: 15
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا اوجه بچگیه دختری بیاد به همسر آینده اش اینو بگه.یکی از دوستای منم دقیقا مثل همسر شما رفت به شوهرش بعد 2 سال زندگی همین حرفو زد.اونم تو ی خانواده بسته و سنتی بزرگ شده بود طوری ک حتی بهش اجازه نمیدادن گوشی همراه بیار دانشگاه.همون ترمای اول از ی پسره تو دانشگاه خوشش اومد و حتی به واسطه یکی از دیگه بهش پیشنهاد ازدواج هم داد.ولی خوب پسره قبول نکرد حتی باهاش دوست باشه.جواب نه پسره به علاوه محدودیت هایی که تو خانواده داشت باعث ایجاد ی حالت های سرشکستگی نا امیدی براش شد.تا اینکه پسر همسایشون اونو دید و ازش خاستگاری کرد.پسر همسایه ترم آخر دانشگاه بود و همراه درسش هم کار میکود و نسبت به همسن و سالای خودش خیلی مستقل و رو پای خودش بود.سربازی هم نرفته بود.خانوادش مخالف بودن ولی خودش دوست داشت ازدواج کنه تا هم احساس کنه یکی دیگه دوسش داره و هم بتونه از فکر اون یکی پسره دانشگاه بیاد بیرون.ازدواج کردن سریع رفتن زیر ی سقف.شوهرش انقدر دوسش داشت انقدر معدب با شعور که نگو ولی این دوست مد از اول بنای ناسازگاری گذاشت .عین بچه ها گیر میداد به شوهر و مادر شوهرش.با اینکه رابطه جنسی خوبی هم با هم داشتن و شوهرش همه کار برا لذت بردنش میکرد ولی بچه بازی و لوس بازیاش تمومی نداشت.انگاری ی جورایی دوست داشت خودشو شوهرشو آزار بده مخصوصا زمانی که اون پسر تم دانشگاه میدید.ی بار به شوهر بنده خداش قضیه اون پسرو گفت .من که خیلی ناراحت شدم از این کارش.قصدش از ناراحت کردن نبود فقط میخواست شوهرش ازش باخبر باشه و گذشتشو بدونه.خیلیم به شوهرش وابسطه بود ولی نمیخواست بروز بده نمیدونم همش دلش میخواست ی جوری عقده نه گفتن اون پسرو رو شوهرش خالی کنه.ولی شوهرش خیلی صبوری کرد.واکنش بد نشون نداد اتفاقا آزادشم گذاشت که احساس نکنه تحت فشاره. بالاخره آدما بزرگ میشن دیگه.الان 4 سال از زندگیشون میگذره تازه ی نی نی خیلی ناز هم دارن

    - - - Updated - - -

    واقعا اوجه بچگیه دختری بیاد به همسر آینده اش اینو بگه.یکی از دوستای منم دقیقا مثل همسر شما رفت به شوهرش بعد 2 سال زندگی همین حرفو زد.اونم تو ی خانواده بسته و سنتی بزرگ شده بود طوری ک حتی بهش اجازه نمیدادن گوشی همراه بیار دانشگاه.همون ترمای اول از ی پسره تو دانشگاه خوشش اومد و حتی به واسطه یکی از دیگه بهش پیشنهاد ازدواج هم داد.ولی خوب پسره قبول نکرد حتی باهاش دوست باشه.جواب نه پسره به علاوه محدودیت هایی که تو خانواده داشت باعث ایجاد ی حالت های سرشکستگی نا امیدی براش شد.تا اینکه پسر همسایشون اونو دید و ازش خاستگاری کرد.پسر همسایه ترم آخر دانشگاه بود و همراه درسش هم کار میکود و نسبت به همسن و سالای خودش خیلی مستقل و رو پای خودش بود.سربازی هم نرفته بود.خانوادش مخالف بودن ولی خودش دوست داشت ازدواج کنه تا هم احساس کنه یکی دیگه دوسش داره و هم بتونه از فکر اون یکی پسره دانشگاه بیاد بیرون.ازدواج کردن سریع رفتن زیر ی سقف.شوهرش انقدر دوسش داشت انقدر معدب با شعور که نگو ولی این دوست مد از اول بنای ناسازگاری گذاشت .عین بچه ها گیر میداد به شوهر و مادر شوهرش.با اینکه رابطه جنسی خوبی هم با هم داشتن و شوهرش همه کار برا لذت بردنش میکرد ولی بچه بازی و لوس بازیاش تمومی نداشت.انگاری ی جورایی دوست داشت خودشو شوهرشو آزار بده مخصوصا زمانی که اون پسر تم دانشگاه میدید.ی بار به شوهر بنده خداش قضیه اون پسرو گفت .من که خیلی ناراحت شدم از این کارش.قصدش از ناراحت کردن نبود فقط میخواست شوهرش ازش باخبر باشه و گذشتشو بدونه.خیلیم به شوهرش وابسطه بود ولی نمیخواست بروز بده نمیدونم همش دلش میخواست ی جوری عقده نه گفتن اون پسرو رو شوهرش خالی کنه.ولی شوهرش خیلی صبوری کرد.واکنش بد نشون نداد اتفاقا آزادشم گذاشت که احساس نکنه تحت فشاره. بالاخره آدما بزرگ میشن دیگه.الان 4 سال از زندگیشون میگذره تازه ی نی نی خیلی ناز هم دارن

  14. کاربر روبرو از پست مفید helen avizhe تشکرکرده است .

    ساحل75 (یکشنبه 13 مرداد 92)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 14:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    593
    سطح
    11
    Points: 593, Level: 11
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزيز اول از همه ازتون ميخوام كه هميشه در موقع مشكلات به خدا توكل كنيد و هميشه از خودش كمك بخواين .امتحان كنيد تاثيرشو ميبينيد.بعد اينكه سعي كنيد به اعصاب خودتون مسلط باشيد تا تصميمي نگيريد كه بعدها پشيمون بشيد.از نظر من خانمتون هم خيلي بچس هم خيلي ساده و ناپخته كه اين حرفارو به شما گفته.مطمئنم فقط ميخواسته از ميزان علاقه شما به خودش اگاه بشه و كمي خودشو براتون لوس كنه ..فقط همين .شما بهتره عينك بدبيني رو از روي چشمتون برداريد و اونو ببخشيد.خانمتون چند سالشونه؟؟؟؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید پرينازي تشکرکرده است .

    del (دوشنبه 14 مرداد 92)


 
صفحه 2 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 اردیبهشت 95, 17:36
  2. دارم طلاق می گیرم ولی هنوز شوهرمو دوست دارم چیکار کنم؟
    توسط مینا 66 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 اسفند 93, 11:08
  3. برادرم هنوز زنش رو طلاق نداده دوست دختر پیدا کرده
    توسط saraamini در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 اردیبهشت 92, 01:10
  4. خانمم یک روز میگه بیا طلاقم بده یک روز میگه دوست دارم (شاخ در آوردم)
    توسط نیست در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 21 اردیبهشت 92, 11:56
  5. دوست دخترم ازدواج کرده و من هنوز تو فکرشم
    توسط javad1368 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اردیبهشت 92, 01:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.