نه شما الان فشار روحی خیلی روتون زیاد شده خودتونم گیج شدید اما باید به خودتون کمک کنید
این کار درستی نیست همش بشینید فال بگیرید من خودمم زیاد اینکارو می کنم اما آخرشو می دونم که بازم همه چی دسته خودمه
یچیزی الان یادم اومد برای همین برگشتم بهتون بگم .
من یکی از دوستام الان ازدواج کردن 1 ساله ... تو مدت آشناییشون برای من تعریف می کرد که همسرشون 7 سال ازشون بزرگتر بود می گفت همه مواردش خوبه همه چی مطابق افکارمه اما الان بیشتر از 4 ماه گذشته میگفت یه ذره احساسم بهش ندارم هنوز خوب بنظرم حداقل یکم باید ازش خوشش می اومد بعد از اون همه رفت و امد حداقل 5% ... ببینید حتی اینو به همسرشم گفته بود اما اون آقا کارایی کرد و فرصت داد به دوستم که نظرشم از لحاظ احساسی جلب کرد خواستم بدونید شاید چون زمان آشناییتون کوتاه بوده شما این زمانو و فرصتو به همسرتون ندادید که آروم آروم بشناسنتون و بفهمن که چقدر مهربونید باهاش و تو خودش این حسو ببینه فکر می کنم چون یهو وارد دوران عقد شدیدو یهو خودشونو کنار شما دیدن این احساسا براشون پیش می آد که هنوز نفهمیدن شما رو دوست دارن .. پس باید کمکش کنید که اونم وقتی این کمکو از سمت شما میبینه مطمئن باشید تلاش می کنه که ایشونم به شما کمک کنه چرا اینو می گم چون همونطور که گفتین بعد تغییر رفتاراتون ازتون تشکر کرد این یعنی همسرتون قدر شناسن و خداروشکر این کارو بلدن ...
باور کنید اگه مادرا حرفی می زنن چون دلشون برای فرزندشون می سوزه می گن شاید حتی اون بد ترین حرف باشه از نظر شما اما از نظر مادرتون دلسوزانه ترین حرفه پس در مقابلشون جبهه نگیرید و از حرفاشون بگذرید شما آدم خوبی هستید و خواهش می کنم محکمتر باشید تا دیگران هم تحت رفتار شما قرار بگیرن








علاقه مندی ها (Bookmarks)