به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 33
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ای بابا....

    چرا آخه؟ دلیل اینکه امروز زد چی بود ؟

    از همون اول تا وقتی که زدت رو تعریف کن....با جزئیات. از کجا شروع شد ؟ چی گفت ؟ تو چی گفتی؟

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 شهریور 92 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اون هی اذیت میکنه حرف بد میزنه بچشو اذیت میکنه یعنی سرلج من همش میگفت گمشید برید تا اینکه خواستم برم طبقه پایین پیش خونوادش باز داد زد که گمشید منم بم فشار اومد گفتمش بسه دیگه اونم منو کتک زد

    دیروز هم منو زد گفتش از این به بعد زندگیت همینه هیچکاری بدون اجازم نمیکنی بعد گفت تو 2راه داری اینکه طلاق بگیری اونم بدون شرایط و پسرتو هم میبری تا دید قبول کردم پشیمون شد گفت نخیر همینجا میمونی ومث زندانیا وبدتر زندگیتو میکنی

  3. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 شهریور 92 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام گل ارا جان

    گل ارا شما و دوستان منو راهنمایی نکردین در صورتیکه همه سوالای شما و دوستان را جواب دادم. میشه منو راهنمایی کنید که چطور با شوهرم کنار بیام و اعتمادشو نسبت به من جلب کنم؟

  4. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام.

    یعنی همینجوری تو خونه خوب و خوش نشسته بودین بعد شوهرت گفت گمشید ؟؟؟
    اگه واقعا اینجوری که یه راه بیشتر نداره ایشون باید تحت درمان قرار بگیره !!! مگر اینکه اینجوری نباشه. من گفتم دعواتون رو با جزئیات تعریف کن. یعنی دقیقا بگو چی شد؟
    از کجا ناراحت بود؟ دلش از چی پر بود؟
    ازت کاری خواست که انجام ندادی؟ حرفی زدی که ناراحت شد؟ چی شد؟؟؟
    (البته هرچی شده باشه حق نداره این کارو بکنه اما اگر بخوای ادامه بدی و جدا نشی باید بفهمی ریشه مشکلش کجاست؟؟؟ منظورم از ساختن زندگیت فقط صبر و توکل و کتک خوردن نبود ! باید کاری بکنی...)
    پس فکر کن ببین اون روز از چی ممکنه اونجوری ناراحت شده باشه که بگه گمشین؟؟؟

  5. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 شهریور 92 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گل ارا جان اون میگه تا از من یه چیزی میخوای اون کار بدتو یادم میاد مثلا من یادم نیست چکاار کردم یا اگه واقعا چیزی انجام دادم یا گفتم منظوری نداشتم مثلا روز قبلش به پسرش گفت برو گمشو با اون قیافت به شوخی گفتمش قربونش بری بعد فرداش با کلی بهونه و کتک گفتش من از حرف دیروزت ناراحتم چون کوچکترین حرکتی یا حرفی بزنی که یعنی خیلی بام راحتی وانگار نا ن انگار کاری کرده باشی
    یا مثل امشب رفتم پسرمو حموم بدم که کفرمو دراورد زود باش تموم کن و برام چیزی اماده کن که با خودم ببرم سرکار گفتمش چشم داشتم تموم میکردم که داد زد تو وقتی من نیستم چکار میکنی چرا این کاراتو بعد انجام نمیدی در صورتی که من واسه کارام برنامه ریزی کردم وکلی کار دارم باید انجام بدم واقعا دیگه نمیدونم چ کنم میترسم یه حرفی که بدن اینکه متوجه بشم یا منظوری ندارم تو گفتنش ولی اون بعد پیله بشه که چنین گفتی

  6. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 19:00]
    تاریخ عضویت
    1392-5-03
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    1,016
    سطح
    17
    Points: 1,016, Level: 17
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,066

    تشکرشده 121 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام زینب خانم

    خدا بهتون صبر بده - شرایط سختیه - ای کاش بیشتر ازش میدونستی قبل ازدواج ولی حسرت گذشته فایده ایی نداره

    شما شوهرتون رو بهتر از هر کسی میشناسید ولی طبق اون چیزی که شما اینجا نوشتی:
    آدم کردن اینجور آدما دل ششیر می خواد یکی میخواد بگرده بش و کم نیاره شایدم یکی که نه چند نفر تا آدمش کنن !! ولی تو این حالتم بازم اون بدتر میشه ! میخوام بگم آدمی که تونسته به کسی شلیک کنه دیگه رحمی تو وجودش نسیت -زینب خانم اگه میبینید نظردهی تو تاپیکتون قطع یا کم شده برا اینه که واقعا این جور آدما رو با مشاوره نمیشه کاریشون کرد - احتمالا کسی چیزی برا گفتن نداره!
    زینب خانم شما جوونید 21سال!! باید حتما یه فکر برا زندگیتون بکنید - یه تصمیم جدی - ولی خب به توانایی و اراده خودتون هم بستگی داره - این چه زندگیه آخه !!
    همش کتک کتک کتک فقط بییاد رفع نیاز کنه و بره!! اون باید کلفت میگرفت - نه یه دختری مثل شما
    بهتر زودتر برا طلاق اقدام کنید ولی با سیاست -ئ چون به گفته خودتون شاید بعدا اذیتتون کنه - این که میگم با سیاست یعنی جوری رفتار کنید که خوش به طلاق راضی شه !! این که چکار کنید که جواب بده رو حتما از دوستان بخواین کنک کنن!
    من چنین راهنمایی های رو از وستان همدردی ندیدم ولی خب اینجا کارشناسا خوب و دلسوز زیا داره.
    به احتمال زیاد کسی رو هم ندارید که ازتون حمایت کنه پس بهتر با اینجا در ارتباط باشین و کمک
    بخواین
    شما باید ازش جدا شین اونم حتما توانایی نگه داشتن بچه رو نداره-اصلا ایشون مشکل داره قانونی عمل کنید بچه پیش خودتون میمونه ولی مسئله تهدیدا بعدشه که گفتم بستگی به خودتون داره.

    - - - Updated - - -

    البته شما اشتباه بزرگی داشتین - ایشونم به خاطر اعتقاد شدیدا سنتی! خیلی بشون برخورده!! این درست ولی

    بازم برخوردشون کاملا اشتباست - بسته به توانایی خودتون سعیتون رو بکنید که به زندگی برش گردونید - می دونم سخته - ولی به قول خودتون سعیتون رو بکنید بعد اگه نشد برید تو فکر طلاق.
    موفق باشین

    - - - Updated - - -

    بازم میگم چیزای که گفتم طبق تعریفا خودتون از شوهرتون بود - شاید خیلی چیزا باشه که نگفتین - به هر حال هر چی به نظرتون میرسه که میتونه به مشاورین سایت کمک کنه بگین تا بهتر راهنمایی تون کنن.

  7. #27
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام زینب جان

    امیدورام خوب باشی.


    در مورد ارتباط شما
    بالاخره شما یک زن شوهردار محسوب میشی و تحت هیچ شرایطی حتی در بدترین شرایط روحی صحیح نیست وارد رابطه هرچند تلفنی و چت و ...با کس دیگه ای بشی.و در اینجا همسرت کاملا حق داره که ناراحت و عصبی بشه و محدودیتهایی رو اعمال کنه.

    و متاسفانه در مورد رفتار شما و ارتباطتت میشه راحت گفت که همسرت حق داره.

    وقتی اولین پست تاپیکت رو خوندم خیلی به نظرم همسرت ظالم امد.اما شما هم در ایجاد این حس بدبینی و بد دلیش بی تقصیر نبودی .

    حالا خودت میگی از اول هم بد دل بوده اما رفتارت اوضاع رو بدتر کرده.به خصوص اینکه خودت هم میگی همسرم ادم خطرناکیه.نگرانیت از اینه که بعد از طلاق اذیتت میکنه اما نگران نبودی که اگر بفهمه با کسی در ارتباطی.....چه عکس العملی ممکنه نشون بده؟




    در واقع دیوار اعتماد همسرت رو خراب کردی و حالا باید هرکاری که برای برگرداندنش لازمه انجام بدی/مثل اینکه با رضایت چادر سر کنی...و بهش کمک کنی تا دوباره بهت اعتماد کنه.

    فعلا چاره ای نداری و باید طوری رفتار کنی تا بفهمه کار شما فقط یک اشتباه بود.حتی لازمه بشینی جلوش و اقرار کنی به اشتباهت و بهش حق بدی که ناراحت باشه و همچنین بهش قول بدی که دیگه سمت این کار نخواهی رفت .در واقع خودت باید بهش کمک کنی .

    برای یه مرد خیلی سخته که زنش همچین کاری باهاش بکنه.اون با خودش فکر میکنه از صبح میرم بیرون و کار میکنم برای رفاه زن و بچه ام اما زنم وارد ارتباط با کس دیگه ای میشه(هرچند سطحی)

    متاسفانه شما این ارتباط رو بسط دادی و از چت کار رو به تلفن و شماره دادن رسوندی.و هرچند که این رابطه سطحی باشه از نظر همسرت که در جزییات ماجرا نبوده نمیتونه انقدر زود هضم و فراموش بشه.

    فکر میکنم منظور همسر شما هم از به یاد امدن اون کار بد همون ارتباطتت بوده.

    فعلا فقط شرایط زندگی رو طوری جلو ببر که تنشی ایجاد نشه.کارهای همسرت رو دقیق انجام بده و وقتی منزله و یا داره میره بیرون شما کارهای دیگه رو انجام نده تا بتونی با دلخوشی بفرستیش بره.

    الان هرگونه قصور شما میتونه ربط داده بشه به همون ارتباط.

    در یک شرایطی که هر دو اروم هستید و بچه تون هم خوابه بشین باهاش صحبت کن و قبول اشتباه کن.بذار پیشمانیت رو بفهمه و کاملا درک کنه.بذار خیالش از بابت شما راحت بشه.

    در واقع برگرداندن اعتماد همسرت یک پل هستش برای رسوندن شما به ارامش.پس تا این پل درست نشه شما و زندگیت به ارامش نمیرسید.

    موفق باشی

    - - - Updated - - -
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  8. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (دوشنبه 14 مرداد 92), afsooon (شنبه 12 مرداد 92), گل آرا (سه شنبه 15 مرداد 92)

  9. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 شهریور 92 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سهیل جان
    مرسی از راهنماییتون واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم
    میخوام بگم که تو این چند روز تمام سعی خودمو دارم میکنم که اعتماد شوهرمو برگردونم خداروشکر ظاهرا خدا دعاهامو مستجاب کرده یه جورایی میشه گفت شوهرم بام مهربون شده منم باز صبر وتحمل میکنم و تمام تلاشمو میکنم که شوهرم همیشه منو قبول داشته باشه و منو درک کنه.ولی اگه بعد مدتی باز به کارای قبلیش ادامه داد به احتمال زیاد طلاق میگیرم نظر فعلی من اینه

    - - - Updated - - -

    سلام مریم عزیز
    فدات همونطور که واسه سهیل تعریف کردم که تمام سعی خودمو میکنم که اعتماد شوهرمو جلب کنم.مرسی از راهنماییتون یه دنیا ممنون و من اگه بحث بینمون پیش بیاد باش حرف میزنم که اشتباه کردم اخه اون دفعه اخر که باهام بحث کردیم گفت با کارات بزار کارتو فراموش کنم منم دارم سعی میکنم که فراموش کنه پس بخاطر همین نمیخوام وقتی که حالت نرمال داره وبام خوبه در مورد اون موضوع باش حرف بزنم وبگمش که اشتباه کردم یاغیره چون من شوهرمو میشناسم اگه هر روز یا هرچند مدت موضوع رو باش درمیون بزارم بدتر میشه چون میگه وقتی درمورد موضوع حرف بزنی تمام لحظات بد یادم میاد پس بزار با کارای خوبت فراموش کنم اگه پشیمونی ومیگی اشتباه کردم یه کارایی بکن که دیگه یادم نیاد وهمه چیزو فراموش کنم

  10. کاربر روبرو از پست مفید zeynab21 تشکرکرده است .

    **سهیل ** (دوشنبه 14 مرداد 92)

  11. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    چه جوری تمام سعیت رو میکنی که اعتماد شوهرت رو جلب کنی؟؟؟
    چند نمونه اش رو برامون بگو.
    و یه سؤال بسیار مهم ... بسیار مهم !
    شوهرت رو دوست داری؟ با بله و خیر جواب نده. فکر کن. به معنی دوست داشتن فکرکن.
    دوست داشتن، نه به این معنی که وقتی تو رو میزنه سکوت میکنی یا اینکه براش غذا میپزی یا حرف گوش کن هستی...

    اول ببین نیخوای طلاق بگیری یا نه.
    اگه میخوای که هیچی. اون مشاوره اش فرق داره.
    اما اگه میخوای زندگی کنی، باید با تمام وجودت درک کنی که : اعتماد، دوست داشتن، پذیرفتن شخصیت شوهرت به همین شکلی که هست، باور داشتن، تحسین کردن، همه اینا به هم وصله !!!
    نمیتونی بگی من چادری میشم که اعتمادش جلب بشه اما ته دلم ازش بدم میاد و بهش فحش میدم.
    تکلیف خودت رو با خودت مشخص کن.
    متأسفانه وقتی حرف از سیاست زنانه میشه همه فکر میکنن یعنی اینکه یه زن ته دلش نقشه بکشه که چه جوری حال شوهره رو بگیره اما در ظاهر لبخند بزنه و طوری نقشش رو صحیح ایفا کنه که شوهره نفهمه از کجا خورده !!!
    من با کلمه سیاست زنونه کاری ندارم. اما میگم یا باید همه جوره شوهرت رو بپذیری و محبتت رو با خلوص نیت بهش ابراز کنی ... اونم در درازمدت ! تا بالاخره رام بشه یا اینکه تا آخر عمر همینطور همدیگه رو اذیت کنین.
    یا جدا بشی.
    خودت فکر کن و تصمیم بگیر.

  12. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 شهریور 92 [ 17:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-13
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام گل ارا عزیز
    مرسی از راهنماییتون من زیادی فکر کردم وتصمیم خودمو گرفتم میخوام که تا اخر عمرم اگه خدا بخواد کنار همسرم باشم


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.