رویای آرامش ،من تجربه شرایط مشابه رودیدم البته نه به این غلظت،بخشی ازکارهای پدر۶۰ساله ت بازیه،یه بازی که میدونم اعصاب خردکنه.به نظرمن شرایط قبلی درخانوادتون طوری بوده که پدرت مجال پیدانمیکرده حتی لجاجت کنه چون خواهرومادرت همه واکنشهای تکراری اونو حفظ بودن وپادزهراشو بلد.این آخرین کاریه که پدرت میتونه واسه لجاجت بامادرت انجام بده چون فکرمیکنه خواهرت هم در رفتارهای مادرت موثربوده.اینجا آخرخطه یعنی ناگزیرید قواعد بازی روتغییربدهید خواهرت به هیچ وجه در دعوای پدرومادرت دخالت نکنه بعداز دعوا نره بامادرت بزم وبحث پدرت انجام بده.اونا دوتا خودشون باید سنگاشون وابکنن.نقطه حساس پدر،مادرته .خواهرت زیادی به این نقطه حساس نزدیک شده وکارهای پدر روبرای تمکین مادرت ناخواسته خنثی کرده حالا باخشم پدرت مواجه شده،خواهرت بیشتربافامیل مثل خونه شماو عموهاودائیهاش ارتباط داشته باشه ومادروپدرت روبیشتر توی خونه تنهابذارید تهدیدات پدرت ازخواهرت درموردجهیزیه به خاطر تمکین ازاون خواهش نیست داره کینه های قبلی وحمایتهای خواهرت ازمادر روجبران میکنه.من شنیدم پدرانی که درشرایط تنگ دعوای دائم واسه اینکه لج خانواده رو دربیارن ببخشید شلوارشونو پائین کشیدن اونا فقط خواستن توی لجاجت کم نیارن.پدرت واسه بازیابی روابط جنسی بامادرت کارهای عجیب غریب خواهد کرد به روش خودش اونم موقعی که شماها خونه نباشیداینجا مادرت هم باید غروروکناربذاره تاپدرت اقتدار ازدست رفته خودشو احیاکنه بعدش همه چیز به روال عادی برمیگرده بهت قول میدم بهترین جهیزیه رو واسه خواهربگیره ودرامضا هم تردیدنکنه.اون شب شب قدربود پدرت هرانگیزه ای واسه ور رفتن بادستگیره در داشت بماند ولی زنگی که بعدش به موبایل خواهرت زده به نظرم ازسرنگرانی بوده.جوابای جناب محسن عزیزی در ریشه یابی شرایط و میشل(بخصوص دوپست اخیرش) به نظرم به واقعیت نزدیک بود.اونارو دوباره مطالعه کن.
- - - Updated - - -
رویای آرامش ،من تجربه شرایط مشابه رودیدم البته نه به این غلظت،بخشی ازکارهای پدر۶۰ساله ت بازیه،یه بازی که میدونم اعصاب خردکنه.به نظرمن شرایط قبلی درخانوادتون طوری بوده که پدرت مجال پیدانمیکرده حتی لجاجت کنه چون خواهرومادرت همه واکنشهای تکراری اونو حفظ بودن وپادزهراشو بلد.این آخرین کاریه که پدرت میتونه واسه لجاجت بامادرت انجام بده چون فکرمیکنه خواهرت هم در رفتارهای مادرت موثربوده.اینجا آخرخطه یعنی ناگزیرید قواعد بازی روتغییربدهید خواهرت به هیچ وجه در دعوای پدرومادرت دخالت نکنه بعداز دعوا نره بامادرت بزم وبحث پدرت انجام بده.اونا دوتا خودشون باید سنگاشون وابکنن.نقطه حساس پدر،مادرته .خواهرت زیادی به این نقطه حساس نزدیک شده وکارهای پدر روبرای تمکین مادرت ناخواسته خنثی کرده حالا باخشم پدرت مواجه شده،خواهرت بیشتربافامیل مثل خونه شماو عموهاودائیهاش ارتباط داشته باشه ومادروپدرت روبیشتر توی خونه تنهابذارید تهدیدات پدرت ازخواهرت درموردجهیزیه به خاطر تمکین ازاون خواهش نیست داره کینه های قبلی وحمایتهای خواهرت ازمادر روجبران میکنه.من شنیدم پدرانی که درشرایط تنگ دعوای دائم واسه اینکه لج خانواده رو دربیارن ببخشید شلوارشونو پائین کشیدن اونا فقط خواستن توی لجاجت کم نیارن.پدرت واسه بازیابی روابط جنسی بامادرت کارهای عجیب غریب خواهد کرد به روش خودش اونم موقعی که شماها خونه نباشیداینجا مادرت هم باید غروروکناربذاره تاپدرت اقتدار ازدست رفته خودشو احیاکنه بعدش همه چیز به روال عادی برمیگرده بهت قول میدم بهترین جهیزیه رو واسه خواهربگیره ودرامضا هم تردیدنکنه.اون شب شب قدربود پدرت هرانگیزه ای واسه ور رفتن بادستگیره در داشت بماند ولی زنگی که بعدش به موبایل خواهرت زده به نظرم ازسرنگرانی بوده.جوابای جناب محسن عزیزی در ریشه یابی شرایط و میشل(بخصوص دوپست اخیرش) به نظرم به واقعیت نزدیک بود.اونارو دوباره مطالعه کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)