ای خدا چیکار کنم انگار که داره اوضاع بدتر از قبل میشه
من این دوروز فقط سکوت کردم سعی کردم فقط بشنوم با اینکه مهمون هم دعوت کرده بود همسرم و من اصلا آمادگی حضور و پذیرای مهمون نبودم نه حال روحیم خوب بود و نه حال جسمیم مریض شدم از یه طرف البته شاید این ناراحتی ها و حالات افسردگیم بیشتر مربوط به مریض شدنم باشه که قطعا هست ولی کسی نیست که این حال من رو درک کنه الهی بمیرم مامانم نگرانم شده بدوده به خواهرم زنگ زده بود گفته بود این دختر اومده بود خونه ما یه جوری بود زنگ بزن ببین چش بوده خیلی نگرانم شده بود بنده خدا به خاطر من فشارش رفته بود بالا بعد همسرم امروز جلو مهمونهامون میگه خانواده ما اصلا دل نازک نیستن و اصلا برای بچه هاشون قلبشون نمیزنه من فقط سکوت کردم هیچی نمیگفتم
امروز صبح انتظار داشت بغلش کنم من وقتی ناراحتم تمام درهای احساسیم بسته میشه و نمیتونم با این قضیه کنار بیام که همسرم اگه از من بخواد بغلش کنم اگه بخواد دستش رو بگیرم منم بگیرم
انتظار دارم از دلم در بیاره ولی اون فکر میکنه اگه بیاد به من بگه بغلم کن من آروم میشم همینطور که اون وقتی نیاز داره من بغلش کنم و انتظارش رو میگه که تو تو آشپزخونه نباش الان و بیا پیش من دراز بکش که تی وی ببینیم منم انتظار دارم که واسه رفع ناراحتیم یه تلاشی بکنه انقدر به من نگه تو مقصری انقدر نگه که تو هیچ کاری واسه من نمیکنی انقدر مثل بچه ها بهانه گیری نکنه من دارم کم میارم یه لحظه تصمیم گرفتم که با مهمونهامون که دوستمون هم بودن و متوجه ناراحتی بین من و همسرم هم شده بودن پاشم برم تصمیم داشتم برم یه 2 روز از این محیط دور شم بعد نمیدونم یا جسارتش رو پیدا نکردم یا هر دلیل دیگه نرفتم خیلی هم بهم اسرار کردن که بیا بریم حال و هوات عوض میشه بنده خدا دوستم گفت من الان برم همه حواسم پیش توئه ولی باز نرفتم همسرم هم گفت که من ترسیدم برم و اون تنها بشه و بهش خوش بگذره من همسرم خیلی خوبه ولی وقتی ناراحته خیلی خیلی خیلی خیلی سنگدل و بدجنس میشه حرفهاش حرکاتش هرکاری که بکنه با قصد و قرض و نامردی میشه دوستمون هم بهش گفتم که فکر نمیکردم که انقدر مغرور و خودخواه باشی
حتی تنبلیش هم بهش گوشزد کردن که ای وای تو چرا انقدر تنبل شدی یعنی چیزهائی که من رو آزار میده مهمونهامون هم انتقاد کردن از همسرم ولی اون میخندید...
الان هم رفته سراغ ماشینش و تمیزش میکنه البته خوبه که تو خونه نیست و من هم الان راحتم
نمیدونم چرا داره این اتفاق بدتر میشه و کسی هم من رو نمیبینه آقای baby یه سر به من زد ولی دیگه نیومد








علاقه مندی ها (Bookmarks)