به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 92 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    171
    سطح
    3
    Points: 171, Level: 3
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اونقدر دوسش دارم که اگه بگن باهاش در آینده بدبخت میشی حاضرم قبول کنم.دیگه منتظرش موندن برام واقعا مشکله.به خاطرش موقعیت های ازدواج خوبی رو رد کردم در ثانی به خاطر شرایط سختی که برام تو خونه پیش اومده نمیتونم بمونم تا بره سربازی.الان من یه افسرده مطلق ام.چطور فراموش کنم اون 5سال رو؟اگه الان خواهر یا برادرتون ازدواج کردن بهشون بگید از زن یا شوهرتون جدا بشید میتونن؟بخدا نمیتونم هیچ انگیزه ای ندارم یه مرده متحرک.

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    68
    Array
    فقط خوداقاپسرمیتونن خانوادشون روراضی کنندازدست شماکاری برنمیادایشون اگرشماروبخواندهرچندسال طول بکشه برای خواستگاری اقدام میکنند
    یه سوال دارم وقتی هیچی بینتون مشخص نبودچه عواملی باعث شدکه هم شماوهم اقاپسرراضی بشیدهمه نوع روابطی باهم داشته باشید؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماه تاب نمایش پست ها
    اونقدر دوسش دارم که اگه بگن باهاش در آینده بدبخت میشی حاضرم قبول کنم.
    چرابااحساستون جواب میدیدمگه دردوران بلوغ به سرمیبریدیاپانزده شانزده سالتونه شما بیست وپنج سالتونه این حرفهاچیه که میزنیدمیدونیدبدبختی یعنی چی که به راحتی میگیداگه باهاش بدبخت بشم حاضرم قبول کنم احساسات روکناربذار.درک میکنم سخته ولی شدنیه باعقل ومنطقت جلوبروببین فرداتوان تحمل مشکلات زندگی روداری میتونی تحمل کنی ودم برنیاری وهرچی هم بگی دیگران بگن خودت کردی پس بسوزوبساز
    دیگه منتظرش موندن برام واقعا مشکله.به خاطرش موقعیت های ازدواج خوبی رو رد کردم
    درسته موقعیتهای خوبی روازدست دادیدولی بدونیدبازهم موقعیت پیش میادگذشته هاگذشته مهم ایندتونه

    در ثانی به خاطر شرایط سختی که برام تو خونه پیش اومده نمیتونم بمونم تا بره سربازی.الان من یه افسرده مطلق ام.چطور فراموش کنم اون 5سال رو؟
    درسته فراموش کردن سخته ولی اگه نخوادبه خواستگاریتون بیادچیکارمیکنید؟بایستی خودتونبازی ایشون اگرببین شماخودتون روباختیدوحاضریدبه خاطرش هرکاری بکنیدنازمیکنندوطرف شمانمیان قوی باش میدونی چرااین همه وابسته ای چون همه نوع رابطه ای باهم داشتید همونطوری که خودتون هم میدونیداین روابط وابستگی روچندبرابرمیکنه
    اگه الان خواهر یا برادرتون ازدواج کردن بهشون بگید از زن یا شوهرتون جدا بشید میتونن؟
    مگه شمازن وشوهریدکه همچین مثالی میزنی چرابااین حرفهاخودتوگول میزنی روابط بین زوجین برپایه تعهدشکل گرفته که موردقبول عموم مردمه ازدواج سنت پیامبره ولی ایابرای دوستی هم تعهدی وجودداره؟شایدبگیدبله تعهدهست ولی این تعهدصددرصدی نیست تودوران دوستی حتی اونهایی که به قصدازدواج شکل گرفته ترس ودلهره وجودداره که ایابه خواستگاریم میاد؟ایاهمه حرفهاش حقیقت داره؟ایاباهاش خوشبخت میشم؟ایابهم جواب مثبت میده؟وسوالهای بی شماری که دخترهاوپسرهاتوذهنشون مرورمیکنند
    بخدا نمیتونم هیچ انگیزه ای ندارم یه مرده متحرک.

  3. 2 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (چهارشنبه 06 شهریور 92), reihane_b (جمعه 18 مرداد 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 92 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-08
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    171
    سطح
    3
    Points: 171, Level: 3
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    علاقه شدید من به‏ اون باعث رابطه شد

    - - - Updated - - -

    علاقه شدید دوتامون بهم باعث رابطه بینمون شد.دلم میخواد به زندگی عادی برگردم اما نمیتونم.همش منتظر برگشتنشم .میدونم مثل من پیدانمیشه واسش که اینقدر بهش عشق بورزه.خودش بارها اینو گفته.خانوادش چون منو دیدن بامن مخالفتی ندارن.چون از خود تعریف نباشه هیچی کم ندارم هم زیبا هم خانواده دار.هم ارشدم رو تازه تمام کزم.اما اینطور که خودش میگه خانوادش میگن تاسربازی نری جایی واست نمیریم.خدا میدونه. الان تمام غصه ی من گناهان گذشته ی من با اونه.پشیمونم. دعا کنید برگرده.بجز اون نمیتونم برم تو زندگی کسی دیگه.حتی اگه شوهرم باشه.من تو این 5سال هیچکس جز خودش به چشمم نیومد.حتی زمانی که باش قهر بودم. تمام ثانیه ها به اون فکر میکنم.نمیتونم این شکست رو بپذیرم.نمیتونم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.