بحث وقت نیست... توانش رو در خودم نمیبینم که بتونم در قالب کلمات متقاعدتون کنم... سربسته بگم که متأسفانه در جامعهی ما خانمها رو به دو دستهی چادری و مانتویی تقسیم کردند... که باید یکی رو انتخاب کرد... و انتخاب یکی به منزلهی پیوستن به یک حزب سیاسی هست که به دنبالش باید پیرو رفتار اون حزب بود... دخترخانم هم نگاه میکنه ببینه حزب خودش به چه سمتی حرکت میکنه به همون سمت میره... دقیقا توی محیط دانشگاه هم بنده این رو دیدم که خانمها دو دسته میشن... چادریها و مانتوییها... و سعی میکنن با هم باشن و هوای هم رو بیشتر داشته باشن...من خیلی ها رودیدم که بااومدن دانشگاه حجابو برداشتن ومن خیلیا تو دانشگاه دیدم که با چادرشون هزارتا کثافت بازی دراوردن البته نه همشون همین باعث شده من ازچادرپوشیدن زده بشم اگربحث پوشش روبذاریم کنارکه من اصلا قانع نمیشم مگرباکلی دلیل اوردن برام وشماهم که وققتون کمه
اگر بتونید تفکرتون رو از این حالت خارج کنید، بهتر میتونید عمل کنید... به نفس کار فکر کنید و ارزشی که داره نه اینکه چه کسانی این کار رو انجام میدن...
به هر حال گفتم بکه نده توانش رو در خودم نمیبینم تغییری ایجاد کنم... بگذریم
رفتارهای مورد علاقهی آقایون رو میشه به سه دسته تقسیم کرد...من درموردرفتاراقایون تو دانشگاه دوست دارم بدونم اقایون ازچه رفتاری خوششون میاد یانه ؟
۱. رفتارهایی که همهی مردان دوست دارند... و یک چیز ذاتی هست نه اکتسابی
۲. رفتارهایی که بستگی به دستهای داره که مرد مورد نظر در اون قرار داره
۳. رفتارهایی که یک مرد به خصوص دوست داره و به شخصیت اون فرد بستگی داره
شما به عنوان یک زن... باید علایق کلی مردها رو بشناسید... یعنی باید رفتارهای مناسب دستهی ۱ رو داشته باشید... رفتارهایی مثل حیا، عفت، لطافت طبع، مهربانی، رعایت بهداشت، رعایت ادب، عدم بروز رفتارهای مردانه، شرم، متانت، وقار( که به معنای آرامش ظاهری است) و ...
رفتارهای بالا بیشتر انسانی است... یعنی به جنسیت زیاد برنمیگرده... اما عمق این رفتارها گاهی در خانمها بیشتر مطلوب هست... مثلا در مورد رعایت بهداشت یا لطافت طبع... دقت کنید در مورد صفاتی صحبت نشد که در نگاه اول و یا بدون نزدیک شدن به فرد بشه بهش پی برد... مثلا صفت راستگویی خیلی پسندیده است... اما برای مردی که به شما نزدیک نیست این صفت قابل نمایش نیست... لذا صفاتی در جذب جنس مخالف مؤثرند که به راحتی و بدون نزدیک شدن به فرد مقابل قابل درکاند.
در مرحلهی بعد... که عموماً همه در اینجا مشکل دارند... شما باید ابتدا، مشخص کرده باشید که چه دستهای از مردان رو میپسندید... اگر نتونید به این سؤال درست پاسخ بدید، نخواهید تونست که در اینجا درست عمل کنید... به عبارتی بیشتر خانمها در همین نقطه متوقف میشند... دلیلش گاهی این هست که خانم دقیقاً نمیدونه که از چه دستهای از مردان خوشش میاد... حالت دیگهای که بنده دیدم و بسیار هم شکست خورده هست... اینه که خانم میخواد برای تمام مردان جذاب باشه... این باعث میشه که هیچ کدوم از آقایونی که تعریف درستی از همسر آیندشون دارند به این خانم فکر نکنند.
مثال در این مورد زیاد میشه زد... شما همیشه سعی کنید از زاویهی دید اونها به خودتون نگاه کنید... کسی نمیدونه درون شما چی هست... بقیه که فکرتون رو و نیتتون رو نمیدونن... شما با رفتارتون خودتون رو به آدمها معرفی میکنید... حالا چه مرد باشه چه زن.
یه نکتهای رو دقت کنید... که هیچ مردی حاضر به ازدواج با زنی نمیشه که روابطش با جنس مخالف از خودش بیشتر باشه و اگر هم بشه یه روزی این حس خودش رو نشون میده و مشکلساز میشه.
برای اینکه به تفاوت بعضی تفکرات در آقایون و خانمها پی ببرید... مثالی میزنم...
جمعی از آقایون نشستند... مثلاً ۵ نفر... و دارند صحبت میکنند... حالا صحبت یک خانمی میشه... به هر دلیلی مهم نیست... این باعث میشه میل فکر کردن به ازدواج با این خانم در این آقایون کمتر بشه.
حالا اون طرف ۵ خانم نشستند و بین حرفهاشون... در مورد آقایی صحبت میکنند... ناخودآگاه توجه این ۵ نفر به اون آقا بیشتر میشه... و نه تنها این توجه علاقهی اونها به ازدواج با اون فرد رو کمتر نمیکنه بلکه بیشتر هم میکنه...
علت این تفاوت ریشه در صفت غیرت داره...
آقایون برخلاف خانمها دوست ندارند همسرشون کانون توجه بشه... نیازی نیست که توجه از نوع بد باشه... هیچ مردی نمیتونه یه جا بشینه و بشنوه که ۴ تا مرد دیگه دارند در مورد کیفیت ارایهی خانمش صحبت میکنند.
اما خانمها اتفاقا خیلی هم دوست دارند که حرف همسرشون به میان بیاد و تحسین همسرشون توسط خانمهای دیگه باعث غرور اونهاست.
این دو حس رو نمیشه انکار کرد و در ما انسانها وجود داره. البته شاید عدهای جبهه بگیرند که: خیر، من مشکلی ندارم که خانمم کانون توجه بشه... دلیل این امر اینه که عرض کردم، بعد از ازدواج این حس دیگه کمرنگتر میشه... یعنی مرد مورد نظر با به دست آوردن خانم، به یه آرامشی میرسه و دیگه نگران نیست... این باعث میشه که احساس بدی بهش دست نده، اما تا وقتی که هنوز ایشون رو به دست نیاورده این طور نیست.
کلامی هست از حضرت امیر که : ❊ غیرت مرد به زنش همان ایمان و غیرت زن به مردش همان کفر است ❊
در این جمله، جای تأمل زیاد هست، ممکن دوستانی باشن که اعتقاد مذهبی قوی نداشته باشند، اما کلام امیر، منهای ابعاد دینی، دارای مضامین عمیقی است.
گاهی آقایون از ترس اینکه صفت غیرت به اونها نسبت داده بشه، حرکاتی میکنند که به نظر بیاد این حس در اونها وجود نداره... کسی رو میشناختم که درحال آشنایی با خانمی بود... اون خانم گاهی که ایشون باهاشون تماس میگرفتند... میگفتند که با فلانی هستم(یک آقا) و این آقا هم برای اینکه خجالت میکشید که اعتراضش باعث بشه صفت غیرت رو به او نسبت بدند، میگفت که خیلی خوب، بعدا تماس میگیرم یا بعدا میبینمت... داستان رو کوتاه کنم... آخرش انقدر این حس توسط این خانم لگدمال شد که ایشون دید که دیگه داره زیر بار فشارش از بین می ره و برای همیشه کار رو تموم کرد و این خانم رو رها کرد... این خانم فکر میکرد که مثلا این عملش باعث افزایش علاقهی این آقا به خودش میشه و به عبارتی باعث میشه که به او حریص تر بشه... اشتباهش این بود که از بعد زنانه به قضیه نگاه کرد...
خانمها بدونید و آگاه باشید که: مردی که شما رو دوست داره... نسبت به شما غیرت داره... به این حس، احترام بذارید
شما تا قبل از اینکه مردی پا پیش نذاشته نباید به دستهی ۳ ام رفتارها فکر کنید... دستهی سوم رو باید برای یک مرد به خصوص انجام بدید... اون هم گام به گام... و گامهاتون هرچه که به سمت ازدواج نزدیک میشه این رفتارها بیشتر میشن... این رفتارها سلیقهای هستند و حالت کلی ندارند... مثلا رنگ شال یا روسری که میبندید و عطری که میزنید و ...
بله، چون با این کار غیرت آقایون غلغلک میشه.من واقعا نمیدونستم خندیدن بلند پسرازیاد نمیپسندن و..... این باعث میشه من بیشتراقایون روبشناسم
منظورتون رو متوجه نشدم.ودرمورد اون اس اقا هم صحبتی نکردین درموردش؟
شما به هیچ وجه نباید در این حد به مردی نزدیک بشید... چه پسرخاله و چه هرکسی... این به معنای صمیمیت نیست... حتی پدر و یا برادر شما هم در صورتی که بخوان این موضوع رو جویا بشن باید به نحو دیگهای بازگو کنند.ویه چیزدیگه که خیلی جالب هست برام خانواده من به من اعتماد دارن یه بارپسرخالم نصفه شب پیام داد بهاریه چیزی بپرسم راستشو میگی گفتم اره گفت دوست پسرم داری منم ازحرفش شوکه شدم گفتم چه ربطی داره ونه نمیدونم چرا دیگران رومن حساس هستن واینو بگم ایشون ازدواج کردن
در کل شخصیت خودتون رو بشناسید... دو گانگی علایق رو از بین ببرید... ببینید چه مردهایی رو میتونید به عنوان همسر قبول کنید... و خودتون رو به درستی معرفی کنید.
به چراغ راهنمایی چهار راه نگاه کنید... به سمت عدهی به خصوصی گرفته شده و به اونها اجازهی حرکت میده... اما خودش حرکت نمیکنه... بقیه باید به سمت اون بیان... شما نقش همین چراغ رو دارید... با رفتارتون برای عدهای سبز و برای عدهای قرمز باشید... فقط دقت کنید که برای همه نارنجی نشید!








علاقه مندی ها (Bookmarks)