سلام سمیره
من هم مثل تو بودم همه به من می گفتن که خیلی باهوش هستم خیلی هم در کارهام موفق بودم و خداییش اگر ازدواج کرده بودم اصلا به این موقعیت الانم نمی رسیدم حتی با اینکه خواستگار خوب و روشنفکری داشتم ولی ابمون توی یک جوی نمی رفت اون کارش به کار من نمی خورد و من باید به خارج می رفتم و اون نمی تونست بیاد
در هر صورت الان 26 سالمه بعضی وقتها احساس تنهایی می کنم و از تنهایی زیاد رنج می برم حاضرم همه مدارکم را بدم تا یک یار واقعی داشته باشم ولی وقتی فکر می کنم که یار واقعی یعنی چی اونوقت می فهمم که در واقع یار واقعی کسی هست که با ادم باشه و به ادم کمک کنه بعد به این نتیجه می رسم که چه خوب ازدواج نکردم چون سختی که به خاطر یک یار نا مناسب باید تحمل می کردم خیلی بیشتر از این سختی بود که الان دارم
پس عزیزم یک نظر از خواهر بزرگترت قبول کن هیچ کدام از خواستگارهات را رد نکن مگر اینکه مطمئن شدی که یار تو نیست. حتما در موردش تحقیق کن و از خانواده ات بخواه که چند ماه با هاش باشی مطمئن باش اونوقت جوابت را خواهی گرفت








علاقه مندی ها (Bookmarks)