به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 75
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نیمای عزیز من دقیقا میفهمم شما چی میگید چون من هم در خانواده ای بزرگ شدم که مشابه خانواده شماست اینکه میگی ما مثل خواهر برادر هستیم و نمیتوینم غیر از این باشیم برای هم چون با هم بزرگ شدیم دقیقا میفهمم چی میگی شاید این حرف شما برای خیلی از افراد اینجا سنگین باشه و پیش خودشون فکر کنن مگه میشه آدم با پسر و دختر (خاله دائی عمه عمو) انقدر راحت باشه ولی بگه مثل خواهر برادر هستیم یا این رو به عنوان روشن فکری و با کلاسی بزارن ... من خودم چون در این شرایط زندگی کردم و اگه مثلا خونه خاله ام برم پسر خاله ام رو هم میبوسم هیچ چیزی بینمون نیست و دقیقا مثل برادر من میمونه چون از کوچیکی با هم بزرگ شدیم تو سر کله هم زدیم میفهمم شما چی میگید و چقدر صحبتهائی که همسر شما به شما و خانواده شما گفتند چقدر سخته برای شما و اینکه الان همه اینجا شما رو مورد نقد قرار دادن شاید یه جاهائی بی انصافی باشه ولی یه چیزی که با همه موافقم نوع برخورد و رفتار شما در قبال خانمتون هست شما که انقدر تاکید دارید که برای حق زنتون ارزش قائل هستید پس اگر میخواهید جدا هم بشید با ارزش قائل بودن ازش جدا شید اینکه میگید قضیه باکره بودن یا نبودن یه دختر برای شما اهمیت نداره ولی قبول داشته باش اینجا ایرانه با فرهنگ خاص خودش آره اینکه میگی نباید این قضیه یه ابزاری باشه که باعث ضعف یه خانم عقد کرده باشه باهات موافقم ولی باز اینجا ایرانه حتی من که میگم تو یه خانواده ای که مثل خانواده خودته بزرگ شدم تو یکسال دوران عقدی که بودم مادرم همش استرس داشت و هی واسه من پیغام پسغام میفرستاد که هواسم باشه دسته گل به آب ندم میدونی چون طرز فکرش و فرهنگمون باعث این محدودیتهامون شده به اون دختر در این مسئله حق بده حتی اگه خودش خواسته مگه یه دختر احساس نداره مگه یه دختر نیاز نباید داشته باشه شاید یا از روی عمد این کار رو کرده که باکره بودنش رو از بین ببره و دیگه از این طریق فکر میکرده تو ولش نمیکنی یا واقعا یه حس کنجکاوی یا یه حس تجربه کردن یه چیزی که سالها باید کنترلش میکرده بوده که از تو خواسته که باهم ارتباط داشته باشید انقدر این قضیه رو نزن تو سرش نکوب تو سرش که خودت خواستی این یه قضیه کاملا قریضی و نباید به خاطر این قضیه سرکوب بهش بزنی جون یه چیز کاملا دوطرفه بوده اگه فقط اون میخواست و تو نمیخواستی اگه خودش هم میکشت واسه این رابطه شما نباید قبول میکردی ولی قبول کردی چرا چون تو هم نیاز داشتی ... به نظر من هم یه فرصت دیگه به همدیگه بدید یه مدت از هم فاصله بگیرید بهش بگو دو هفته نه با هم تماس بگیریم نه همدیگرو ببینیم بعد از دو هفته تصمیم بگیرید تو عصبانیت تو ناراحتی هیچوقت هیجوقت هیج تصمیمی نگیر این رو ازت خواهرانه میخوام که عملی کنی چون حتی اگه الان فکر کنی که عاقلانه ترین کاره ولی بعدها مطمئن باش ضربه ای میخوری که داغونتر از الان میشی پس یه فرمان ایست بده به خودت به عصبانیتت مطمئن باش اگه قرار باشه که جداهم بشید در بهترین شرایط روحی و فکریت این تصمیم رو بگیر

  2. 6 کاربر از پست مفید malakeh تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92), nima23 (یکشنبه 06 مرداد 92), sah@r (یکشنبه 06 مرداد 92), یکی مثل شما (یکشنبه 06 مرداد 92), مارتا63 (دوشنبه 07 مرداد 92), آبان دخت (دوشنبه 07 مرداد 92)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط malakeh نمایش پست ها
    نیمای عزیز من دقیقا میفهمم شما چی میگید چون من هم در خانواده ای بزرگ شدم که مشابه خانواده شماست اینکه میگی ما مثل خواهر برادر هستیم و نمیتوینم غیر از این باشیم برای هم چون با هم بزرگ شدیم دقیقا میفهمم چی میگی شاید این حرف شما برای خیلی از افراد اینجا سنگین باشه و پیش خودشون فکر کنن مگه میشه آدم با پسر و دختر (خاله دائی عمه عمو) انقدر راحت باشه ولی بگه مثل خواهر برادر هستیم یا این رو به عنوان روشن فکری و با کلاسی بزارن ... من خودم چون در این شرایط زندگی کردم و اگه مثلا خونه خاله ام برم پسر خاله ام رو هم میبوسم هیچ چیزی بینمون نیست و دقیقا مثل برادر من میمونه چون از کوچیکی با هم بزرگ شدیم تو سر کله هم زدیم میفهمم شما چی میگید و چقدر صحبتهائی که همسر شما به شما و خانواده شما گفتند چقدر سخته برای شما و اینکه الان همه اینجا شما رو مورد نقد قرار دادن شاید یه جاهائی بی انصافی باشه ولی یه چیزی که با همه موافقم نوع برخورد و رفتار شما در قبال خانمتون هست شما که انقدر تاکید دارید که برای حق زنتون ارزش قائل هستید پس اگر میخواهید جدا هم بشید با ارزش قائل بودن ازش جدا شید اینکه میگید قضیه باکره بودن یا نبودن یه دختر برای شما اهمیت نداره ولی قبول داشته باش اینجا ایرانه با فرهنگ خاص خودش آره اینکه میگی نباید این قضیه یه ابزاری باشه که باعث ضعف یه خانم عقد کرده باشه باهات موافقم ولی باز اینجا ایرانه حتی من که میگم تو یه خانواده ای که مثل خانواده خودته بزرگ شدم تو یکسال دوران عقدی که بودم مادرم همش استرس داشت و هی واسه من پیغام پسغام میفرستاد که هواسم باشه دسته گل به آب ندم میدونی چون طرز فکرش و فرهنگمون باعث این محدودیتهامون شده به اون دختر در این مسئله حق بده حتی اگه خودش خواسته مگه یه دختر احساس نداره مگه یه دختر نیاز نباید داشته باشه شاید یا از روی عمد این کار رو کرده که باکره بودنش رو از بین ببره و دیگه از این طریق فکر میکرده تو ولش نمیکنی یا واقعا یه حس کنجکاوی یا یه حس تجربه کردن یه چیزی که سالها باید کنترلش میکرده بوده که از تو خواسته که باهم ارتباط داشته باشید انقدر این قضیه رو نزن تو سرش نکوب تو سرش که خودت خواستی این یه قضیه کاملا قریضی و نباید به خاطر این قضیه سرکوب بهش بزنی جون یه چیز کاملا دوطرفه بوده اگه فقط اون میخواست و تو نمیخواستی اگه خودش هم میکشت واسه این رابطه شما نباید قبول میکردی ولی قبول کردی چرا چون تو هم نیاز داشتی ... به نظر من هم یه فرصت دیگه به همدیگه بدید یه مدت از هم فاصله بگیرید بهش بگو دو هفته نه با هم تماس بگیریم نه همدیگرو ببینیم بعد از دو هفته تصمیم بگیرید تو عصبانیت تو ناراحتی هیچوقت هیجوقت هیج تصمیمی نگیر این رو ازت خواهرانه میخوام که عملی کنی چون حتی اگه الان فکر کنی که عاقلانه ترین کاره ولی بعدها مطمئن باش ضربه ای میخوری که داغونتر از الان میشی پس یه فرمان ایست بده به خودت به عصبانیتت مطمئن باش اگه قرار باشه که جداهم بشید در بهترین شرایط روحی و فکریت این تصمیم رو بگیر
    ممنون از جواب خوب شما.چشم دو هفته هم طبق نظر شما صبر میکنم. مرسی که حال منو درک کردین
    فقط باید بگم من هرگز اون مساله رو تو سرش نکوبیدم. یککلمه هم حرف نزدم بهش. اینارو فقط اینجا گفتم. اینجا هم که همه فکر میکنن من هیولام
    ویرایش توسط nima23 : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 18:35

  4. 3 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    malakeh (یکشنبه 06 مرداد 92), sah@r (یکشنبه 06 مرداد 92), دختری تنها (دوشنبه 07 مرداد 92)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array
    خوشحالم باز ازتون خواهش میکنم سعی کن بین شما و همسرتون تنشی ایجاد نشه سعی کن اگه خواستید باهم صحبت کنید حالا که خانواده هاتون هم در جریان قرار گرفتن در حضور اونها مسائل کلی رو بر طرف کنید و مسائل جزئی تر رو خودتون با هم در موردش صحبت کنید میخوام بگم یاد بگیرید با صحبت توأم با آرامش و خالی از هرگونه توهین با هم صحبت کنید و از خانمتون بخواهید که احترام شما و خانواده تان را در صحبتهایشان حفظ کنند و شما هم همچنین

    نیمای عزیز اگه تصمیم به ادامه گرفتین باید این رو قبول کنی تو یه سری از مسائل رو به همسرت آموزش بدی چون هنوز اون خیلی چیزها رو بلد نیست براش کتابهای مختلف روابط بین زن و شوهر رو هدیه بگیر بده بخونه خودت هم بخون بزار یاد بگیرین که حریم های هم رو نگه دارید چه با هم بودید چه نه بلاخره یکی دیگه وارد زندگی هرکدوم از شما خواهد شد تو این تالار شاید خیلی ببینی که همه میگن خراب کردن ساده هست ولی ساختن سخته سعی کن یه مقدار سختی رو تحمل کنی اگه نشد اگه درست نشد اگه چند راه رو رفتی به نتیجه نرسیدی اونوقت خراب کن .... خوب دیگه خیلی رو منبر رفتم امیدوارم که بهترین نتیجه ای که برای هر دوی شما عزیز مقدر هست همون اتفاق بیافته واسه شما

  6. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    بی دل عزیز

    من در زندگی شخصیم و حتی کاریم با کسی شوخی ندارم به هیچ وجه.

    پس من هم خیلی رک و جدی باهات حرف میزنم.

    اشتباه خودم رو در این زمینه میپذیرم که شناخت کافی از این خانم بدست نیاوردم و ازدواج کردم. اشتباه دومم هم این بود که سریع عقد کردم.

    اشتباه سومت هم همینه که کمترین فرصتی برای بحث و بررسی مشکل ات با خانومت به خودت و ایشون ندادی. و اشتباه چهارمت هم اینه که بجای یک طلاق متمدنانه داری به روش قوم مغول طلاق میگیری. طلاق کمه! اصلا یه دو دور هم از روش با تریلی رد شو بزن لهش کن.

    واقعاً مساله ی بکارت ایشون مشکل من نیست. ... انسانها باید به عواقب اعمال خودشون فکر کنن

    بله واقعا انسانها باید به عواقب هم اعمالشون و هم افکارشون فکر کنند! بکارت ایشون هم که اصلا مشکل شما نیست!


    بی دل عزیز وکیل و دادگاه میخوام چیکار؟ ... من محضر دار آشنا دارم چه اصراریه به وکیل و دادگاه؟!

    من من من من ! من بکارت برام مهم نیست! من دادگاه و قانون و ممکلت برام مهم نیست! من اینو میخوام من اونو میخوام!
    نیمای گرامی! این یکی دیگه دست خودت نیست! چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی، باید بری دادگاه و از اونجا حکم بگیری و دفترخانه موظف است که حکم دادگاه را از شما بخواهد و اونوقت وقتی حکم طلاق قطعی یا خلع در دست شما باشد و در حکم قید شده باشد،‌ خانوم حتی اگر حاضر هم نشود شما میتوانی با همون حکم در دفترخانه خطبه را جاری و ایشون رو طلاق بدی.


    من رفتار غیر انسانی دارم؟! نخیر بنده شوخی ندارم با کسی. همین.
    یه زن باید غرور داشته باشه.یه زن باید قوی باشه. زن که بازیچه ی دست نیست. من آرزو میکردم این خانوم وقتی گفتم دیگه نمیخوام ادامه بدم فقط بپرسه چرا و با غرور تمام بگه لحظه ای دیگه با کسی که منو نمیخواد نمیمونم و اصلا خودش بره. نه اینکه بیاد مساله ی چرندی مثل بکارتو علم کنه و با اون از خودش دفاع کنه.

    آره دیگه یک زن باید عین روبات باشه. نه احساسی نه علاقه ای نه آبرویی نه آینده ایی...

    هر چند که البته درستش همان است که شما گفتی یعنی با چنین مردی باید یک لحظه هم نماند، و حتی من میگویم نباید حتی بپرسه چرا! باید جانش را بگیره توی دستش و در بره.


    آقا نیما این فرصت دادنها و فرصت گرفتنها آیا قراره مشکلی رو حل کنه؟

    آیا شما حاضری کمترین تغییری در خودت بوجود بیاری؟ آیا ضعفهای خودت رو میپذیری و حاضری روشون کاری کنی؟

    آیا حاضری کمی منم منم هات رو بگذاری کنار؟

    یا اینکه فقط چشم به این داری که خانواده دختر از ترس آبرو و حیثیت و از دست دادن بکارت و... بیایند و دخترشان را تحت فشار تبدیل کنند به دقیقا آنچیزی که شما میخواهی؟

    به این مسائل فکر کن. دختر مردم رو هی الکی شاد و پشیمان نکن.

    با این برنامه ای که شما در پیش گرفتی اتفاقا من فکر میکنم اگر قرار نیست تغییری در رویه ات بدهی بهترین راه نجات برای دختر خانوم طلاقه منتها نه به این روشی که شما پیش گرفتی.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 18:51

  7. کاربر روبرو از پست مفید بی دل تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92)

  8. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 تیر 93 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-17
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,538
    سطح
    22
    Points: 1,538, Level: 22
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 188 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آفرين . آروم باش. ميگن بيشترين پشيموني هاي آدم از تصميم هايي هست كه موقع عصبانيت گرفته.
    باور كن چيزايي كه شما ازش رنج مي بري درست ميشه. من اينجا بعضي دوستام اينقد خانم هاشون خفن مذهبي بودن كه ديگه كم مونده بود نقاب بزنن ! اما بعد يكي دو سال من مي ترسم كه يه روز شلوارك بپوشن !
    برادر من از همه خانم هاي تالار عذر مي خوام اما خانم ها رو با محبت ميشه آهويي كرد طوري كه هرجا تو بخواي بره!
    اين همه عصباني برخورد كردي ! حالا چند روزم محبت رو امتحان كن ! اون بيچاره همش تو يه جمع مذهبي خفن بوده حالا يه شبه كه نمي تونه عوض بشه ! به جاي اين كه سرش داد و بيداد كني و اعصاب هر دو تون خورد بشه با آرامش قضيه ها رو حل كن !
    همون جريان دست ندادن ! به جاي دعوا نمي تونستي بري بهش بگي عزيزم مي دوني تو اسلام جواب سلام واجبه خوب اگه با اينا دست نديم انگار جواب سلام نداديم ! بهش زمان بده !
    باور كن اعتقاد واسه يه دختر نه تنها امتياز بدي نيست بلكه خيلي خوبه ! دوست داري يه زني داشته باشي كه فردا سر كار استرس داشته باشي كه بهت وفادار بمونه !

    اين چيزايي كه اينقد بزرگشون كردي حل ميشن همه ! بهش زمان بده بعد چند سال ديگه مياي ميگي بابا يكي بياد اين زن منو بگيره از بس از اون ور افتاده !!!! خانمو با محبت ميشه مثل موم نرم كرد! تو رو خدا به جاي عصبانيت بهش محبت كن ! اون يه انسانه يه دختر ٢٣ ساله !!! تازه با اعتقاد و دل پاك ! من تعجبم كه اون مي تونه اين فشار ها رو تحمل كنه كوه هم خورد ميشه زير اين فشار !
    مطمئن باش اون الان همش گريه مي كنه تازه احتمالا سرزنش هاي خونوادشم هست!
    برادر من بيا و مردونگي كن برو يه گل بگير و برو دنبالش . بذار همه فكر كنن تو غرورت شكستي رفتي دنبالش ! مهم نيست ! باور كن با محبت ميتوني صاحب تام الاختيار زنت بشي طوري كه تورو بپرسته !
    مردي نبود فتاده را پاي زدن. گر دست فتاده اي بگيري مردي

  9. 2 کاربر از پست مفید Mosbatfekrkon تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92), یکی مثل شما (دوشنبه 07 مرداد 92)

  10. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام سلام
    آقا نیما من چند بار تو تاپیک شما نظردادم و الانم رو حرفم هستم که خانم شما باید رو راست میبود وحتی گفتم با ملایمت و صبر باهاش حرف بزن و دلیل رفتارش رو بپرس و بهش ثابت کن که پشتش هستی
    ولی آیا اینکه میگین بکارت مشکل شما نیست, حرف سنجیده ای است برای یه مرد 32 ساله؟هرکی تاپیک رو با دقت نخونه فکر میکنه خانم شما با یکی دیگه بکارتشو از دس دادهاون خودش خواسته درست, ولی مردی که همراهیش کرده شما بودین نه یه مرد دیگه
    من تو پستم گفتم روشنفکری یعنی احترام متقابل به خواسته های هم و صداقت ولی واقعا شما با این حرفتونخودتونو بردین زیر سوال
    من کاری به اعتقادات هیچکدومتون ندارم چون هردوش واسم محترمه
    شمام اگه یه کاری کردین باید مردونه مسولیتشو به دوش بکشی ,نمیگم به خاطر نداشتن بکارت باید حتما ایشون رو ببخشی ,چون این دلیل دلیل شیرینی برای ادامه زندگی نیست ولی واقعا انتظار داشتم با قضیه بکارت یه کم با دید مردونه تری نگاه میکردی
    عزیز من با این همه تندی و تلخ گویی به جایی نمیرسی
    شما اومدین تالار که راهکار بگیرین؟چند روزه همه دوستان میفرمایند با خانمت یه کم مدارا کن و حرف بزن ولی شما دقیقا عکس نظر اکثریت عمل کردین
    پس چرا اومدین واسه نظر خواهی؟
    الانم میگم خانم شما باید صادقانه می اومدن جلو ولی با یه کم زمان دادن چیزی از شما کم میشه؟
    سعی کردی اعتماد بنفس خانمتو ببری بالا و کمکش کنی در این زمینه؟
    سعی کردی بهش القا کنی که شما حامیش هستی و حتی اگه کم آورد در برابر فامیل,شما دستشو میگیری که رشد کنه؟

    هنوزم میگم یه خانم نباید به شوهرش بی احترامی کنه و ایشون اشتباه کردن بد حرف زدن ولی عزیزم شما هم یه کم صبور باش

    - - - Updated - - -

    منم تو خانواده ای بزرگ شدم که مثلا با پسر عمه هام دست میدم چادر نمیندازم پیش اون ولی اگه روزی ازدواج کردم و همسرم از این رفتارم شاکی شد به جای حرف از طلاق بهش ثابت میکنم که واقعا با نیت پاک با اونا دست میدم
    بهش ثابت میکنم که اگر در یکی از اونا کوچکترین رفتار غیر معقولی ببینم بلافاصله ازشون دوری میکنم نه اینکه بگم من طلاق میخوام
    ویرایش توسط dokhtare kordestan : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 19:55

  11. 2 کاربر از پست مفید dokhtare kordestan تشکرکرده اند .

    sima.aass (سه شنبه 08 مرداد 92), ساحل75 (دوشنبه 07 مرداد 92)

  12. #47
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلم برای خانمتون کباب شد ، میدونی چرا ؟ چون به هییییییییییچ چیز پایبند نیستی .
    همش دنبال یک بهونه هست که زندگیتون تداوم داشته باشه ، حتی که شده بکارت رو به یادت انداخته ، هر جور میخواد بهت بگه که تو و زندگی رو دوست داره ، چه با بکارت چه با تدارکات عروسی چه با گریه ... با هیچ کدوم دل سنگت به رحم نمیاد .
    مطمئن باش که با زدن حرفایی مثل اینکه تو با دخترای فامیلتون ارتباط داری ( اصلا اشتباه بودن حرفاش رو انکار نمیکنم ) فقط به خاطر اینه که تو برگردی بگی ندارررررررررررم . من تو رو دوست دارم ، باید مطمئنش کنی ، ولی به جای مطمئن کردنش بهش بی محلی میکنی ؟ از خونه بیرونش میکنی ؟
    ویرایش توسط tamanaye man : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 19:59

  13. 2 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    ema1989 (پنجشنبه 10 مرداد 92), ساحل75 (دوشنبه 07 مرداد 92)

  14. #48
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    آقا نیما من همه ی رفتاراتو می فهمم به جز اینکه همه ی این فکرا و درک ها رو چرا قبل ازدواجت نکردی؟ تو که اینهمه باز فکر میکنی و می تونی یه سری چیزا رو ببینی نمی فهمم چطور با عجله رفتی با یه ادم 23 ساله ازدواج کردی بدون دوره ی شناخت. معلومه که بین یه ادم 23 ساله و 32 ساله فرق هست. هنوز پختگی نداره. چطور نتونستی به این موضوع فکر کنی؟؟ اصلا برات مهم نبود که زنت حرفتو نفهمه؟
    در مورد رفتارت... واقعیتش اینه که منم اگه بودم برخوردای تو رو داشتم. علتش فکر می کنم اینه که هر دومون می تونیم در صورت لزوم بی رحم بشیم! به این رفتارا و برخوردات می گن بیرحمی! می دونم چون منم یه وقتایی همین طوریم. توی ذهن و فکرم به این نتیجه که برسم یکی دیگه برام مهم نیست دیگه نیست. دلیلی هم نمی بینم که حتی طرف مقابلمو قانع کنم یا اگاه کنم از نظراتم. این قسمته که می شه همون بیرحمی. چون تو با خودت کنار اومدی اما اون طرفت نه هنوز. پس مسوولی. باید اونو هم توی یه وضعیت درست فکری بیاری. حالا با مشاور یا هر چی. در ضمن منم به هیچی اعتقاد ندارم. هر چی دارم همون اخلاقیات انسانیه. اما در مجموع بکارت به هر حال چیزیه که هست. حالا واسه شما مهم نیست واسه خانمت مهمه.
    پیشنهاد می کنم بری مشاوره. می تونی پیش همون مشاور بری که دعواتونم دیده.
    خودتم اشتباه داشتی. حداقل اشتباهت اینه که بدون اشنایی درست با خانمت ازدواج کردی. پس اگه می خوای جدا شی یه مقدار محترمانه. می تونی از مشاور کمک بگیری که خانمت اینطوری شوکه ای نره توی جدایی. کمکم بفهمه و قبول کنه. به هر حال در این حد که مسوول هستی.
    مشاوره رو برو. ببین باید چکار کنی. ادامه بدی یا نه. تنهایی هم می تونی بری.

    نمی خواستم دیگه توی این سایت نظر بذارم. ولی گذاشتم.
    ویرایش توسط meinoush : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 20:16

  15. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    ema1989 (پنجشنبه 10 مرداد 92), nima23 (یکشنبه 06 مرداد 92), sanjab (یکشنبه 06 مرداد 92), ساحل75 (دوشنبه 07 مرداد 92)

  16. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط violet02 نمایش پست ها
    یه سوال ؟؟؟ اگه از فردا خانومتون از نظر حجاب و برخورد اجتماعی بشن دقیقا همونی که شما میخواین، بازم در تصمیمت برای طلاق مصممی؟ به احتمال خیلی خیلی خیلی زیاد ایشون عوض میشه ، اگه با وجود عوض شدن و عقب نشینی کردنشون از موضع حجاب ، کماکان شما دیگه احساسی به ایشون نداشتین و نتونستین دوسش داشته باشین، فکر میکنم شما نه فقط به علت مسئله حجاب و حرفهایی که جلوی مشاور بهتون زدن بلکه در مجموع از این ازدواج پشیمونید. کلا، به دلایلی که شاید فقط خودتون و خدای خودتون میدونید حال نکردید با ایشون و با این انتخاب! اگه واقعا دوسش داشتید خیانت هم میکرد باز حاضر به طلاق دادنش نبودید.
    من مطمئن بودم که ایشون کوتاه میاد و خودشو طبق خواسته های شما تغییر میده. مطمئن بودم حجاب داشتنش عمقی نداره و یه بازی و جو گیری بچه گانه ست. ولی از این هم مطمئن بودم که مشکل اصلی شما جای دیگه ست و اگه این خانوم عوض بشه بازم نمیخوایش. همین شما ، همین شما آقا نیما، همین شما که با کسی شوخی نداری، اگه از ایشون جدا شی و فردا با یکی که عااااااشقشی و جونت واسش میره ازدواج کنی، خیانت هم بکنه میگذری ازش... مشکل شما چیز دیگه ست با این خانوم که حتی با اینکه پدرش بهت قول داده مشکلو حل میکنه و خودشم ظرف دو روز از موضعش عقب نشینی کرده بازم دیگه نمیخوایش. دلایلت واسه این درجه از نخواستن کافی نیست.

  17. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 تیر 94 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,831
    سطح
    25
    Points: 1,831, Level: 25
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 122 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پاکش می کنم هرجور راحتی فکر کن بیچاره اون دختر
    ویرایش توسط جویا : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 22:14


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.