به نظرتون باید چیکارکرد ؟
یه توصیه به شما و بقیهی خانمها میکنم...
یه فرصتی به خودتون بدید... بشینید خوب فکر کنید... ببینید چه طور آدمی هستید... دوست دارید همسرتون چه طور مردی باشه... نه خیلی انتزاعی فکر کنید و نه خیلی جزئی... نه خیلی دید از بالا و نه خیلی میکروسکوپی... ببینید از چه تیپ مردهایی خوشتون میاد... فکر میکنم ۴-۵ دسته بیشتر نشه... اگر بیشتر شد یعنی خیلی جزئی نگاه کردید و اگر کمتر شد یعنی زیادی دید از بالا داشتید... بین این چند دسته دو دسته رو انتخاب کنید و اولویت بدید.
حالا باید زمانی رو بذارید ببینید که این دستهی اولی که مورد علاقهی شما هستند... از چه خانمهایی بیشتر خوششون میاد... ببینید... شما قرار نیست خودتون رو عوض کنید... اما رفتارهاتون باید طوری باشه که اون تیپ مردها رو به سمت خودش بکشه... اگر دیدید که این رفتارها ( که شما باید انجام بدید ) براتون جالب نیست و از انجامشون بدتون میاد، نشانهی اینه که شما در واقع از این تیپ مردها خوشتون نمیاد، بلکه به خودتون تلقین کردید که چنین مردهایی رو میپسندید که میتونه تحت تأثیر افکار اطرافیان باشه. پس خوب دقت کنید.
مثال میزنم...
خانمی دوست داره همسری از این تیپ داشته باشه:
مردی که تحصیلات داره... به مسایل عملی دین پایبند هست و ...
تا همینجای کار رو که نگاه کنید خیلی چیزها دستتون میاد... وقتی مردی به مسایل عملی دین پایبند هست، بیشتر روی مسألهی ارتباط خانمش حساس میشه... به خصوص قبل از ازدواج.
یه نکتهای هم بگم شاید بعضی خانمها ندونند... اینکه آقایون زیادی هستند که خیلی اصرار دارند که خانمشون قبل از ازدواج روابطش محدود بوده باشه اما مشکلی با این ندارند که بعد از ازدواج رابطهها زیاد بشه... بنده پای حرفشون نشستم و معتقدم که بد هم نمیگن... یعنی حرفاشون به دل میشینه... که انقدر طولانی هست که از حوصلهی نوشتن خارجه.
شما بعد از اینکه تیپ مورد نظر مرد خودتون رو تشخیص دادید... در مورد اون با اطرافیانتون صحبت کنید... از این کار خجالت نکشید... میتونید از برادرتون... فامیلهای ازدواج کرده( خانم البته) و خیلیهای دیگه بپرسید... تا به این شکل بفهمید چی تو فکر این دسته آقایون میگذره...
همین خانم نمیدونست که مردهای مورد علاقهی اون، چون به مسایل عملی دین پایبند هستند، نمیتونن تحمل کنن که خانمشون همه جا اسمش باشه، یعنی هر جایی ازش یاد شه و این براشون غیر قابل تحمل بود. براشون اشکالی نداشت که بعد از ازدواج این اتفاق بیافته، اما قبل از ازدواج فرق داشت. به هر صورت ایشون تا اون موقع که من میدیدمشون ازدواج نکردن، چون هر کسی که میومد سمتشون برای دوستی بود نه ازدواج یا اگر هم ازدواج بود اصلاً وصلهی ایشون نبود.
دلیل این اتفاق این بود که ایشون نتونسته بود خودش رو ( خود واقعیش رو ) درست نشون بده، به عبارتی در معرفی خودش دچار اشتباه شده بود، این باعث کج-فهمی اطرافیان شده بود، یعنی کسانی که ایشون مایل بود به خواستگاریش بیان، ایشون رو در نظر نمیگرفتند و برعکس کسانی که مایل نبود حتی ریختشون رو ببینه! (به گفتهی خودش) ازش درخواست ازدواج یا دوستی میکردند... من واقعا براشون ناراحت شدم... امیدوارم به حقشون رسیده باشند یا به زودی برسند.









علاقه مندی ها (Bookmarks)