
نوشته اصلی توسط
nima23
بی دل عزیز بی دل مهربان بی دل دلسوز
نمیدونم شما کی هستین اصلا خانمین یا آقا(بیشتر به خانوما میخورین) دلیل اینهمه عصبانیت و متلک پرونیتون چیه. در مورد قانون مداری مملکت حرف زدی خدمت شما عرض کنم که اصلا بیاین فرض کنیم من متوهم باشم و عاقد رو هم از روی توهمم آوردم خونه. وقتی من این زنو دیگه نمیخوام و این روند نخواستم مال امروز و دیروز هم نبوده باید چکار کنم؟ اصلا تمام شخصیت این زن پیش من شکست برای من با خاک هموار شد. به زور میخواد شناسنامه ای زن من بمونه؟ خب بمونه. اصلا دو هزار بار منو بکشونه دادگاه. چه فایده ای به حالش داره؟
حفظ شان خانوم؟ اصلا اون خانوم با اون رفتارش شانی هم داشت!؟
من خانومم. با کمتر از یک قرن تجربه در زندگی مشترک در جهت کمک به دوستانی که در آمپاس شدید هستند در این سایت قلم میزنم
عصبانی هم نیستم. متلکی هم در کار نیست.
ما اینجا نه قاضی هستیم و نه حکم صادر میکنیم. و نه برای اعضا تصمیم به طلاق یا ازدواج میگیریم.
اما سعی میکنیم همه چراغهای ممکن را بر روی تاریکیهای رابطه و نیز ابعاد شخصیتی خود مراجع که برایش روشن نیست را (بر اساس نوشته هایش) روشن کنیم تا بهتر بتواند تصمیم بگیرد.
اینکه این خانوم برای شما با خاک یکسان است و شانی ندارد یا هرچه، این بعهده شماست که تصمیم بگیری بمانی یا بروی.
اما جه ماندن و چه رفتن اینکارهایی که شما میکنی راهش نیست.
بالا بروی پایین بیایی، من به شما میگویم که سهم شما در خراب کردن این رابطه و رسیدن به این تنفر از همسرت و این حال خرابت، بسیار بیشتر از همسرت است.
و این حال خرابی که داری و این هیجانات منفی که این چند وقت داری تجربه میکنی عمده اش از دست خودت است. ظرف وجودت را خیلی کوچک قالب گرفته ای. تحمل تفاوتها را نداری. تحمل حرفی بالاتر از حرف خودت را نداری. اون خانوم پیش مشاور یک رفتاری به قول شما دون شان خودش داشته. شما چند دور با تریلی از روش رد شدی. هنوز دلت خنک نشده.
در موارد مشابه شما، معمولا در این سایت روانشناسی و مشاوره خانواده، کمک میکنند افراد روی ضعفها و پتانسیلها و ظرفیتهایشان کار کنند تا بتوانند زندگیشان را بهتر حفظ کنند یا اینکه چنانچه طلاقی صورت گیرد با آگاهیهایی که به افراد میدهند و همفکری و همدردی که به آنها میدهند، آسیب های طلاق را برایشان کمتر کنند و کمکشان کنند که واقعیتهای طلاق را بهتر بپذیرند.
حالا شما طوری صحبت میکنی که انگار جز طلاق راهی نداری. اگر قرار نیست پندی بپذیری و راهکاری برای بهبود رابطه ات بکار گیری، و اگر تصمیم ات برای طلاق قطعی است بهتر است کمی آگاهی در مورد طلاق کسب کنی (با مطالعه تاپیکهای مربوطه) تا چشم انداز طلاق برایت روشن شود و در آینده آسیب کمتری ببینی.
و در پایان، چه تصمیم ات بر طلاق باشد و چه بر ادامه زندگی، راهش اینی نیست که شما داری میروی. اولین قدم این است که ضعفها و ایرادات خودت را بپذیری. و نیز سهم خودت را در همه این ماجراها قبول کنی. که اگر اینکار را کردی آنوقت از این نقش قربانی و فریب خورده بیرون میایی. . انتخابی کرده ای و برایت هزینه هایی داشته. از این پس هم هر انتخابی که بکنی چه ماندن و ساختن و چه خراب کردن و با خاک یکسان کردن، هزنه هایی دارد. هزینه های انتخابهایت را و سود و زیانش را به درستی و با آگاهی محاسبه کن. آنوقت تصمیم بگیر.
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : شنبه 05 مرداد 92 در ساعت 18:43
علاقه مندی ها (Bookmarks)