یکی از مشکلات شما اینه که یکساله باهم ارتباط دارید واین ارتباط وقتی طولانی بشه مشکلاتی از قبیل دلزدگی واحساس بی هدفی و...ایجاد میکنه.الان توی این یکسال برد با خانم بوده چون اینطور که من متوجه شدم ایشون بازم خواستگار توی خونه میورده واینم که به شما میگفته فقط تو رو قبول دارم واسه این بوده که شمارو گذاشته بوده تو آب نمک!اینم بگم البته ببخشیدولی یه دختر نجیب بیرون از خونه شوهرشو پیدا نمیکنه واگرم پیدا کرد حالا به قصد ازدواج که شما میگید دیگه اگه 100 در صدم مطمین باشه که با هم ازدواج میکنن نباید بهش دست بده و..!البته این بستگی به این داره که این چیزا واسه شما مهمه یا نه؟اصلا نمیدونم چرا بیشتر مشکلاتی که تو این انجمن ها هست واسه کساییه که از قبل با هم دوست بودن؟؟حتی نوع مشکلاتشونم با بقیه فرق داره !بهر حال بیتوجهی اون به شما ممکنه به چند دلیل باشه شاید مورد بهتری بهش پیشنهاد شده وشما واسش تکراری شدیدوشاید تو خانوادش مشکلی داره که نمیخواد به شما بگه.اینکه میگم تکراری شدین نه اینکه زن ومرد واسه هم تکراری بشن .بالاخره اونا میخوان چند سال باهم زندگی کنن اگه اینجوری باشه که هر روز باید طلاق بگیرن برن سراغ یکی دیگه .ولی توجه داشته باشید عقد شرعی مسولیت وتعهد ومودت ووایستگی میاره ولی وقتی تعهدی نباشه طرف میتونه با هر کس دیگه ای باشه هیچکسم نمیگه چرا!شما یه مدت اصلا باهاش ارتباط نداشته باش وبهش جواب نده ویه برنامه جدید واسه زندگیت بریزواز خانوادت بخواه برات یه دختر خوب پیدا کنن یا اگه از کسی خوشت اومد خانوادتو در جریان بذار تا واست برن خاستگاری .اینکه میگن پسر بره خواستگاری واسه اینه که شان دختر حفظ بشه نه اینکه خودش راه بیفته تو خیابون ببینه کیو انتخاب کنه.حتما میدونید که زن اهل نازه ومرد اهل نیازپس خواستگاری دختری بربد که به شان خودش احترام میذاره تا بتونه در اینده هم به شما احترام بذاره وبعد 5/6ماه وقت دارید که با ارامش بشناسیدش البته این دوران رو هم طولانی نکنید بهتره اگرم تا اون موقع قسمتت همین دختر بود که حتما یه فرجی میشه .موفق باشید