به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 75
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط **سهیل ** نمایش پست ها
    سلام
    آقا نیما درسته که شما اون اوایل حرفاتون رو زدینو گفتین که مااینجورییم و ......

    ولی این رفتارتون باش خودخواههانست!! قدر زندگیتون رو بدونید

    چرا ایشون به خاطر اعتقاد شما عوض شن خوب شما عوض شین - چه اشکالی داره؟؟؟

    کافیه افراطی نباشین-شما سخت نگیر به ایشونم بگین سخت نگیره تو حجاب

    شما باید افتخار کنید که چنین زنی دارین - یه ذره خودتون رو جا اون بزارین الان ببینید داره چی میکشه به خاطر رفتارتون!
    واقعیت رو قبول کنید-ایشون اولش گفتن مشکلی ندارن شاید نمیدونستن که وضع اینجوریه! شاید فکر میکردن میتونن باش کنار بیان ولی دیگه اینجور شده - تو مجلسا و مهمونیا ازش دفاع کنید خیلی محکم ! تا هم اون دیگه سرشو بلند کنه هم همه با حجابش کنار می یان و دیگه از مسخره و ... خبری نیست

    شما مردشین شمام مثل بقیه باش رفتار کنید که به خدا میشکنه تو جوونی - اون یه اعتقادی داره که شما خوشتون نمی یاد ولی این اعتقاد و رفتارش که بد نیست!!
    به خدا گناست به خاطر دیگران !!! که حتما محترم هم هستن و احترامشون واجب - خانمتون رو اذیت کنید
    خب دست نداده!! همین؟؟ این رو اون آقا اصلا خودش باید رعایت میکرد بقیه ام همینجور!
    بهتر رفتار شما جوری باشه که کنارتون آروم باشه و احساس امنیت مگه زندگی غیره اینه-مگه بده یه چنین خانمی مادر بچه هاتون باشه؟

    من وقت مشاور گرفتم.دیگه والا حوصله ی جر و بحثم ندارم.واسه خودش داره برنامه ی عروسی میچینه با اینکه صد بار بهش گفتم فعلا با این درگیری ها نمیشه. فکر میکنه شوخی میکنم. برای چی اعتقادمو عوض کنم آقا؟ من که از اولش همینطوری بودم اونه که یهو تغییر جهت داده.
    آخه به نظر شما مثلا بخوایم بریم سفر خارج من با ایشون چکار کنم اونجا؟ هیچ جا نمیاد.همه ش تو هتل بشینیم!؟ من برای عروسیم برای ماه عسل برنامه داشتم دو هفته ببرمش بالی. الان فکر میکنم بالی که سهله همین سوریه هم بدردش نمیخوره!!!
    بازم تکرار میکنم اعضای خانواده ی من هرگز به زنم توهین نکردن.اصلا این حقو ندارن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah naz نمایش پست ها
    آقا نیما منم تقریبا دوز خیلی پایین مشکل شما رو دارم البته برعکسش من خانواده مذهبی دارم به طوریکه تو مهمونیها گاها نماز جماعت برگزار میکنن ولی شوهرم بشدت از این رفتارا بدش میاد و اگه کسی از فامیلا جایی دعوتمون کنن به یه بهانه نمیاد یا هر دو نمیریم خیلی درد بدیه کاملا درکتون میکنم ولی اگه میبینین خیلی دلزده شدین و نامزدتون هم باکره هست به نظر من و به نظر من(تاکید میکنم نظر من چون اصلا کارشناسانه نیست) ازدواج نکنین چون این طور که از خانمتون میگید شرایط ازدواجهای خیلی بهتری خواهد داشت یادتون باشه پایان تلخ بهتر از تلخیه بی پایانه! الان ازدواجتون رو شروع نکنید بهتر از اینه که یه عمر همسرتون تحقیر بشه و از زندگیش لذت نبره! البته بهتر اینه شما با این مسئله کنار بیاید و بیخیال بشین و روی خوبیهای همسرتون معطوف بشین!
    عرض کردم ما رابطه داریم. تازه این مساله رو هم گذاشتم به میل خودش. گفتم اگه آمادگی نداری اصلا اشکالی نداره ولی همون شب اول گفت آمادگی دارم! من همه جوره براش ارزش قائل شدم. من که تمایلی به شروع ازدواج هم ندارم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط deniz90 نمایش پست ها
    سلام اقا نيما اينقدر اينجا اه و واي مي كنيد انگار فقط خانمتون مقصرند. شما ايشون و انتخاب كرديد و اين حرفم كه مي گيد با حرفاي دوستاش عوض شده خيلي بي منطقه. كسي اگه جنبه و ريشه اين اعتقادات رو نداشته باشه كسي نمي تونه مجبورش كنه. چون اون موقع تاثير شما به طبع بيشتر از دوستاش مي تونست باشه. پس اين اعتقاد ايشون هست و شمام يا بايد انتخاب نمي كرديد يام بايد احترام بزاريد به عقايدشون. بحث اعقاد تو زندگي شوخي بردار نيست كه آدما چشم بسته و به اميد اينكه طرف رو تغيير ميده وارد زندگي شه.
    فکر کنم حداقل ده بار گفتم که تمام اعتقاداتمو کاملا صریح باهاش در میون گذاشتم و ایشون اون موقع اصلا این مدلی نبود.به هیچ وجه فکر نمی کردم تغییر کنه به این شدت!!!انمیدونم شما چرا نوشتین که من قصد داشتم شخصیت پیش از ازدواج ایشونو تغییر بدم!!!

  2. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 مرداد 92 [ 13:06]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    172
    سطح
    3
    Points: 172, Level: 3
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر نکنید اینکه تو جمع حرف نمیزنه و میره تو آشپرخونه فقط شمارو ناراحت میکنه مطمئنم باشید خودش ده برابر شما عذاب میکشه . شما باید تو جمع خانومتونو بشونید کنار خودتون باش حرف بزنید بخندید وقتی دارید با خانوادتون حرف میزنید اونم تو بحث شرکت بدید مثلا بگید نظر تو چیه من فکر میکنم خانومتون در برابر خانواده شما اعتماد به نفس نداره و تو جمعتونم حرفی برای زدن نداره و به احتمال زیادم خانوادتونم تو بحثا شرکتش نمیدن اینکارو باید خودتون انجام بدید شاید زمان ببره ولی با کمک شما درست میشه.

  3. کاربر روبرو از پست مفید بدشانس تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  4. #53
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 شهریور 92 [ 22:38]
    تاریخ عضویت
    1391-10-01
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    783
    سطح
    14
    Points: 783, Level: 14
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 264 در 100 پست

    Rep Power
    26
    Array
    الان شما مشکل اصلیتون درمورد چیه؟اینکه چطور دوباره خانموتون مث قبل بشه یا اینکه برای آینده تصمیم بگیرید که باهاش باشین یا نه؟
    یه چیز دیگه آقا نیما سعی کنید خانمتون رابخاطر خودش فقط خودش فارغ از همه مسائلی که هست دوستش داشته باشین.به خودتون بگین خانم من خیلی خوبه ولی این رفتارش برای من دلچسب نیست.اینطوری اولا احساساتتون را بهتر و بیشتر میتونید کنترل کنید بعد بهتر میتونید درمورد همسرتون و رابطه با ایشون تصمیم بگیرید .

  5. #54
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای نیما

    اینطور که نوشتید فقط مساله حجابش نیست.
    وقتی همه خانمها می شینند و صاحب خونه هم می گه کارگر قراره ظرفها را بشوره،
    بعد عروس عقد کرده و جدید فامیل پاشه بره ظرف بشوره
    یعنی از نظر شخصیتی مشکل داره!!!

    شما جواب سوالهای من را ندادید که آیا این واقعا تغییر رفتار است و از نظر خانواده اش هم عجیبه یا نه؟
    آیا خانواده اش در رفتارهایی که شما مثال زدید و معاشرتها شبیه شما هستند و الان از تغییر دخترشون متعجبند؟

    فکر می کنم انتخابتون اشتباه بوده.
    این خانم تغییر نکرده. فقط شما در انتخاب دقت نکردید.
    شما می گید ازش پرسیدم، ایشون هم گفته باشه.
    شاید فکر می کرده مهم نیست و الکی جواب داده. شما باید دقت می کردید بعد تصمیم می گرفتید.
    بالاخره یکی دوبار که خونشون رفتید.

    وقتی رفتید خواستگاری و نامزدی و بله برون همه با شما دست دادند؟ خواهرش، مادرش و ؟؟
    این چیزها را که دیگه می شد فهمید.

    شما با وارد شدن به جمع یک خانواده می تونید بفهیمد چقد سنخیت دارید.
    توی جلسات خواستگاری و ... می شه این تفاوتهایی که گفتید را فهمید.

    شما باید رفتارهاش را بررسی می کردید نه این که سوال جواب کنید.

    الان نظرش راجع به مراسم عقد خودش چیه؟ ازش پرسیدید چرا توی عقد لباس باز پوشید و مهمونی مختلط اومد؟
    ایا همه خانواده اش تو اون مهمونی عادی و راحت بودند یا بالاجبار شرکت کردند و ناراحت؟

    همسرتون عوض شده یا شما در انتخاب و تصمیم گیری اشتباه کردید؟

  6. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), del (یکشنبه 06 مرداد 92)

  7. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بدشانس نمایش پست ها
    فکر نکنید اینکه تو جمع حرف نمیزنه و میره تو آشپرخونه فقط شمارو ناراحت میکنه مطمئنم باشید خودش ده برابر شما عذاب میکشه . شما باید تو جمع خانومتونو بشونید کنار خودتون باش حرف بزنید بخندید وقتی دارید با خانوادتون حرف میزنید اونم تو بحث شرکت بدید مثلا بگید نظر تو چیه من فکر میکنم خانومتون در برابر خانواده شما اعتماد به نفس نداره و تو جمعتونم حرفی برای زدن نداره و به احتمال زیادم خانوادتونم تو بحثا شرکتش نمیدن اینکارو باید خودتون انجام بدید شاید زمان ببره ولی با کمک شما درست میشه.

    دوست عزیز واقعاً در حق من کم لطفی می کنید اگه فکر کنید که من ایشونو در جمع پیش خودم ننشوندم یا در بحث ها شرکت ندادم. حتی فامیل های منم بسیار تلاش کردن تا وارد جمع بشه.به نظرم مشکلش خجالت و اعتماد به نفس نیست. مشکلش جو مختلط اونجاست

  8. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    من فقط پست اول شما رو خوندم..
    چقدر خانم نجیب و پاکی دارین تا حالا به این مساله دقت کردین؟؟
    چقدر خوبه که همسر آدم با پوشش و رفتارش باعث آرامش ادم بشه چقدر خوبه که دوست داره فقط مال شوهرش باشه. این رفتارایی که میگین فقط متفاوت با عقیده شماست ولی از نظر خیلی از آقایون بی نظیره.... همسری که جلوی نامحرم باهاش دست نمیده به نظر من خیلی باید نجابت و پاکی داشته باشه که حتی تحقیر سایرین رو بپذیره ولی از اعتقادش کوتاه نیاد. قابل احترامه
    یه مثال براتون میزنم
    دختر عموی من با اینکه اهل نماز و روزه و حرم و مسجده ولی شوهرش نه تنها نماز نمیخونه بلکه از نماز بدش میاد ولی با این حال دارن با هم زندگی میکنن به مدت حدود 20 سال شایدم بیشتر خیلی رفتار محترمانه ای باهم دارن و همیشه به عقاید هم احترام میذارن شوهرش اصلا حجابو قبول نداره ولی خانمش روسری میپوشه
    ازش یک بار پرسیدم که چطور با شوهرتون اختلافی ندارین گفت با هم قرار گذاشتیم به اعتقادات هم کار نداشته باشیم و برای هم ارزش قایل بشیم. اون پای ماهوارش میشینه و خانمش پای قران خودش و غیر از اون زندگی آرومی دارن و با هم خوبن.
    شما روی خودتون کار کنین که این اختلاف اعتقاد رو بپذیرین. من حس میکنم شما همسرتون رو خیلی دوست دارین که با این اختلاف بازم میخواین راه حل بگیرین همین عشق میتونه زندگیتون رو بسازه.... مطمینم ایشون هم شمارو شدیدا دوست داره
    قدر این عشقو بدونین...

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  9. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    mah naz (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  10. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقای نیما

    اینطور که نوشتید فقط مساله حجابش نیست.
    وقتی همه خانمها می شینند و صاحب خونه هم می گه کارگر قراره ظرفها را بشوره،
    بعد عروس عقد کرده و جدید فامیل پاشه بره ظرف بشوره
    یعنی از نظر شخصیتی مشکل داره!!!

    شما جواب سوالهای من را ندادید که آیا این واقعا تغییر رفتار است و از نظر خانواده اش هم عجیبه یا نه؟
    آیا خانواده اش در رفتارهایی که شما مثال زدید و معاشرتها شبیه شما هستند و الان از تغییر دخترشون متعجبند؟

    فکر می کنم انتخابتون اشتباه بوده.
    این خانم تغییر نکرده. فقط شما در انتخاب دقت نکردید.
    شما می گید ازش پرسیدم، ایشون هم گفته باشه.
    شاید فکر می کرده مهم نیست و الکی جواب داده. شما باید دقت می کردید بعد تصمیم می گرفتید.
    بالاخره یکی دوبار که خونشون رفتید.

    وقتی رفتید خواستگاری و نامزدی و بله برون همه با شما دست دادند؟ خواهرش، مادرش و ؟؟
    این چیزها را که دیگه می شد فهمید.

    شما با وارد شدن به جمع یک خانواده می تونید بفهیمد چقد سنخیت دارید.
    توی جلسات خواستگاری و ... می شه این تفاوتهایی که گفتید را فهمید.

    شما باید رفتارهاش را بررسی می کردید نه این که سوال جواب کنید.

    الان نظرش راجع به مراسم عقد خودش چیه؟ ازش پرسیدید چرا توی عقد لباس باز پوشید و مهمونی مختلط اومد؟
    ایا همه خانواده اش تو اون مهمونی عادی و راحت بودند یا بالاجبار شرکت کردند و ناراحت؟

    همسرتون عوض شده یا شما در انتخاب و تصمیم گیری اشتباه کردید؟
    من عرض کردم خانواده شون خیلی معمولین.من و پدر و مادرم با پدر و مادر ایشون دست دادیم.طبیعتاً در مجلس خواستگاری من با خودشون دست ندادم!!!لزومی نداشت. کسی هم حجاب نداشت.البته باز هم نبودن.خیلی معمولی. در مجلس عقد همه شرکت کردن.یه عده ی محدود با حجاب نشستن یه عده هم خیلی راحت بودن. هیچ چیز غیر عادی وجود نداشت
    در مورد لباس عقد میگه خجالت میکشم عکسا رو نگاه کنم. حتی به والدین اجبار کرده عکس مارو از تو خونه جمع کنن که نامحرم نیاد نبینه!!!
    مادرش خیلی خانم آرومی هستن.از اون دسته خانوما که اکثرا نظری نمیدن و آزارشون به کسی نمیرسه.من تابحال گله ی دخترشونو پیششون نکردم. پیش هیچکس نکردم. فقط دارم اینجا میگم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط یکی مثل شما نمایش پست ها
    الان شما مشکل اصلیتون درمورد چیه؟اینکه چطور دوباره خانموتون مث قبل بشه یا اینکه برای آینده تصمیم بگیرید که باهاش باشین یا نه؟
    یه چیز دیگه آقا نیما سعی کنید خانمتون رابخاطر خودش فقط خودش فارغ از همه مسائلی که هست دوستش داشته باشین.به خودتون بگین خانم من خیلی خوبه ولی این رفتارش برای من دلچسب نیست.اینطوری اولا احساساتتون را بهتر و بیشتر میتونید کنترل کنید بعد بهتر میتونید درمورد همسرتون و رابطه با ایشون تصمیم بگیرید .
    من نمیگم خانم من خیلی خوبه.میتونم بگم خوبه. من با عشق و علاقه ازدواج نکردم.سعی کردم عشق بوجود بیاد. ریا میشه اگه بگم عاشقشم چون نیستم.عشق به همین راحتی بدست نمیاد. رفتارشم نه تنها دلچسب نیست بلکه موجب آزار روحه منه. وجدانم از این مساله راحته که تو این 8 ماه هرکاری در توانم بود برای آسایش و راحتیش کردم.
    مشکلم این بود که نمیتونستم به هیچکس اینارو بگم چون بدم میاد کسی تو زندگیم دخالت کنه.اومدم اینجا گفتم. راستش تماسلم بیشتر به سمت جداییه.ولی به خودش تاحالا نگفتم چون در عالم خودش داره برنامه عروسی میچینه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad2012 نمایش پست ها
    من فقط پست اول شما رو خوندم..
    چقدر خانم نجیب و پاکی دارین تا حالا به این مساله دقت کردین؟؟
    چقدر خوبه که همسر آدم با پوشش و رفتارش باعث آرامش ادم بشه چقدر خوبه که دوست داره فقط مال شوهرش باشه. این رفتارایی که میگین فقط متفاوت با عقیده شماست ولی از نظر خیلی از آقایون بی نظیره.... همسری که جلوی نامحرم باهاش دست نمیده به نظر من خیلی باید نجابت و پاکی داشته باشه که حتی تحقیر سایرین رو بپذیره ولی از اعتقادش کوتاه نیاد. قابل احترامه
    یه مثال براتون میزنم
    دختر عموی من با اینکه اهل نماز و روزه و حرم و مسجده ولی شوهرش نه تنها نماز نمیخونه بلکه از نماز بدش میاد ولی با این حال دارن با هم زندگی میکنن به مدت حدود 20 سال شایدم بیشتر خیلی رفتار محترمانه ای باهم دارن و همیشه به عقاید هم احترام میذارن شوهرش اصلا حجابو قبول نداره ولی خانمش روسری میپوشه
    ازش یک بار پرسیدم که چطور با شوهرتون اختلافی ندارین گفت با هم قرار گذاشتیم به اعتقادات هم کار نداشته باشیم و برای هم ارزش قایل بشیم. اون پای ماهوارش میشینه و خانمش پای قران خودش و غیر از اون زندگی آرومی دارن و با هم خوبن.
    شما روی خودتون کار کنین که این اختلاف اعتقاد رو بپذیرین. من حس میکنم شما همسرتون رو خیلی دوست دارین که با این اختلاف بازم میخواین راه حل بگیرین همین عشق میتونه زندگیتون رو بسازه.... مطمینم ایشون هم شمارو شدیدا دوست داره
    قدر این عشقو بدونین...
    ممنون از نظر شما محمد جان
    من زنم رو به صورت شیء نمیبینم که بخواد مال من یا کس دیگه ای باشه.ایشون رو یه انسان و همراه با خودم میبینم.نمیتونم بپذیرم چون با من ازدواج کردن از انظار عموم بپوشونمش تا اثبات کنم مال منه و لذت ببرم.ایشون مال هیچکس نیستن. و پوشش رو هم تاییدی بر حجب و حیا نمیدونم.
    شما که داخل زندگی دخترعموتون نیستین. هیچکس واقعاً نمیدونه آیا این دو باهم خوشبختن یا ادای خوشبختا رو در میارن.خیلی از زوجین به هیچ عنوان نمیذارن مسائل داخلیشون درز کنه.حتی خلافشو نمایش میدن. شاید اصلا فقط زیر یه سقف زندگی میکنن. نمیگم حتماً با هم بدن. میگم شما ظاهر قضیه رو میبینین. مگه کسی از خانواده ی من میدونه که رفتارای زنم رو اعصابم میره؟ به هیچ وجه اگه بگم دارم جدا میشم حتی تعجب میکنن.چون هیچوقت نذاشتم ناراحتیمو ببینن.
    نکته ی دیگه اینکه من عاشق زنم نیستم. دوستش دارم ولی عقیده ندارم که فقط دوست داشتن کفایت کنه برای ساختن زندگی
    میدونم از نظر خیلی آقایون بی نظیره ولی من تعریفم از نجابت و پاکی با خیلی از آقایون فرق داره که نه در اینجا میگنجه و نه تمایلی به بیانش و درگیری در موردش دارم.
    ویرایش توسط nima23 : پنجشنبه 03 مرداد 92 در ساعت 14:51

  11. 3 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), mohammad2012 (پنجشنبه 03 مرداد 92), مارتا63 (جمعه 04 مرداد 92)

  12. #58
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    فکر می کنم یه مشاور حضوری خوب بتونه به شما کمک کنه.

    این رفتار خانمتون شاخ و برگ موضوعه. ریشه اش جای دیگه است.
    مشاور ریشه اش را پیدا کنه و از بین ببره، شاخ و برگش هم می ریزه.

    مطمئن باشید فرار کردنش توی آشپزخونه بخاطر حجاب نیست.
    از یه چیزی می ترسه که خودش را پنهان می کنه.
    می تونه بره توی اتاق و استراحت کنه یا کتاب بخونه.
    می تونه با یکی از خانمهای فامیل یه گوشه بشینه صحبت کنه.

    اما می ره ظرف می شوره که بگه من مفیدم
    من هم کاری می کنم
    من هم هستم
    از اونطرف می ترسه که باشه.

    راستش اینقدر که این کارش برای من عجیبه، مساله حجابش نیست.

    امیدوارم به کمک مشاور مشکلتون حل بشه.

  13. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), barani (جمعه 04 مرداد 92)

  14. #59
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    به نظر من اگر واقعا مشکل دارین باهاش بدون عصبانیت بدون توهین و بی پرده حرف بزنین و بگین من با این نوع اعتقادات شما مشکل دارم و نمیتونم اینطوری ادامه بدم ببینین نظر ایشون چیه
    در ضمن چرا شما که اینقدر باز بودین بهشون نگفتین در مورد دست دادن با نامحرم و حجاب و ...!!؟

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  15. #60
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نمی دونم چرا دوستان اینجا اصرار دارند شما را ارشاد کنند.
    کسی که 32 سالشه و 12 سال توی مدرسه و بقیه سالها هم توی اجتماع و دانشگاه و تلویزیون و ... آموزشهایی صدمرتبه بیشتر از اونچه شما توی این سایت می تونید بگید، دیده و اعتقاداتش این هست، می خواهید با یک پست کن فیکونش کنید؟
    اعتقاد ایشون این هست و زندگیش اینه. چه اصراریه به جای جواب دادن به سوالش، ارشادش می کنید به راه خودتون؟

  16. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), sara 65 (پنجشنبه 03 مرداد 92), مارتا63 (جمعه 04 مرداد 92)


 
صفحه 6 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. علاقه شدیدی به پوشک دارم
    توسط امیرحسین766 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 14 فروردین 95, 08:33
  2. من از ایده آل هایم چشم پوشیدم
    توسط mansor در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 اسفند 92, 23:36
  3. مشکلات علاقه به پوشک شدن
    توسط فاطمه رنجدوست در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 مرداد 92, 11:53
  4. علاقه به پوشک (عشق دوران کودکی)
    توسط sasan در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 خرداد 87, 13:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.