به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 75
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 شهریور 92 [ 22:38]
    تاریخ عضویت
    1391-10-01
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    783
    سطح
    14
    Points: 783, Level: 14
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    190

    تشکرشده 264 در 100 پست

    Rep Power
    26
    Array
    سلام آقا نیما.نه شما مشکل دارید نه همسرتون.شما یه طرز تفکر دارین که براتون محترمه برای ایشون هم افکار و عقایدشون محترمه.اینکه قبل ازازدواج به شما بله گفتن مطمئنا مث شما فکر میکردن.اما الان دیدگاهشون تغییر کرده.به نظر من این قضیه بسیار مهمه و باید حتما روش وقت و ارزش زیادی بذارین.گفتین که با همسرتون صحبت کردین.اما یه بار بصورت جدی و نه برای تغییر ایده و عقیده شون بلکه برای روشن کردن مرز اعتقادی همدیگه با هاشون حرف بزنید.بهشون بگین عقایدش قابل احترامه و شما هم احترام میذارید اما نمیتونید با همسری با این عقاید زندگی کنید.(برخلاف نظر بعضی عزیزان به نظر من محیط خانوادگی بسیار مهمه در امر ازدواج و خانواده شما هم امور مذهبی براشون مهم نیست که این موضوع حتما در زندگی شما تاثیر گذار خواهد بود).ازشون بخواین کامل فکر کنن و ببینن میتونن خودشونو مث سابق کنن یا نه؟چون اینطور که از حرفاتون بر میاد شما نمیتونید و نمیخواین تغییری در دیدگاهتون نسبت به مذهب ایجاد کنید.
    آقا نیما یه نکته دیگه میگم اینکه حرف دلجو -دلتنگ عزیز مبنی بر اینکه خانما ابتدا دست میدهند بعد آقایون کاملا صحیح است.من با زندگی روزمره غرب آشنایی و اطلاعی ندارم.ولی براساس اونجه که مطالعه در زمینه رفتار والگوهای رفتاری .در کشورهای غربی بویژه اروپا خانما در دست دادن در اولویت هستن و تا خانمی دست ندهد مرد نباید دست دراز کند.این نوعی احترام برای خانمهاست .یعنی خانمها میتوانند به هرکس که دوست دارن دست بدن و به هرکس که دوست ندارن دست ندهند.

  2. 5 کاربر از پست مفید یکی مثل شما تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), dokhtare kordestan (پنجشنبه 03 مرداد 92), نوروزیان. (پنجشنبه 03 مرداد 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 03 مرداد 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    واقعا خانم بی دل من به شخصه از این همه وقتی که برای این تاپیک گذاشتید و این قدر دقیق پست ها را کنار هم گذاشتین ممنونم.
    خدا کند وقتتان هدر نرود!!!
    اما آقا نیما جدا از همه این بحث ها (البته قطعا بعد از فکر کردن روی نکاتی که دوستان اینقدر براتون زحمت کشیدن) شما می تونی خانمت را همین طور که هست دوست داشته باشی؟
    اگر نه به نظر من آسیب طلاق بعد از عروسی برای این دختر خانم به مراتب بیشتره.
    خدایی این خانم به گفته خود شما هم ظاهر خوبی دارن. هم خانواده خوبی دارن. هم پاک و متعهد هستند.هم خوب صحبت می کنند.
    سنشون هم الان برای ازدواج مناسبه.خیلی از آقایون آرزوی همچین دختری را دارن!
    اکیدا عروسی را تا وقتی که تکلیفتون با خودتون مشخص نشده عقب بیندازید.البته حساب موقعیت های ازدواج این بنده خدا را هم بکنید.

  4. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 04 مرداد 92), یکی مثل شما (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1392-4-29
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    14
    سطح
    1
    Points: 14, Level: 1
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    مساوات!؟

    دوست عزیز باید ونبایدهای زندگی توهین نیست...نظم بخشی به زندگیه انسانیه که خصلت خطا کاری(عمدی یا غیر عمدی) روشه..حقوق برابر و مساوی هم مفهومشون کلا متفاوته..زن و مرد به طبع شرایط روحی وجسمی متفاوتی که دارن هرگز نمی تونن از حقوق مساوی بر خوردار باشن اما از حقوق برابر بله..مثلا زن حق مهریه و نفقه داره و مرد حق طلاق و.این شد برابری در دوجنس مخالف...اما تساوی یعنی اینکه که زنم به مرد باید مهریه ونفقه بده تا مساوات رعایت شه...از این بحثای کلی که بگذریم هر دو اشتباه بزرگی دارید.. اول همسرتون که بهتون دروغ گفته و شما روش حساب باز کردید و دوم روشن فکری بیش از حد شما..علی الخصوص تو دنیای امروزی که انحرافات تدریجی ذهنی و عملی به اوج خودش رسیده و انسان به دنیا ثابت کرده که اگه ازاد باشه تا کجاها می تونه پیش بره(بد نیست برای فهم بهتر حرفام به سالن دادسرا ها یه سری بزنید).حد اعتدال تنها راه بین شما و همسرتونه..منظورم اسلام تعریف شده توسط روشن فکرانی چون دکتر شریعتیه..هر دوتون کتابهاشو بخونید...قطعا افکار شما و خانومتونوبهم نزدیک میکه(البته اگر منطق گرا باشید)

  6. کاربر روبرو از پست مفید sina.hz تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    توی این تالار چقدر خوندم زنان متاهلی که عاشق برادر شوهرشون شدند....!!!! و یا مردی عاشق یک زن متاهل شده!!!!
    ولی آیا شما می تونید حتی 1% هم این احتمال را به خانمتون نسبت بدین؟
    حالا شاید یه کم دیدتون نسبت به همسرتون بهتر شده باشه!!!
    !
    دوست عزیز اینجا به نظرم نیاز هست که یه نکته گفته بشه که در مورد یکی از اون خانوم هایی که عاشق برادرشوهرشون بودن تا جایی که یادم هست خودشون نوشته بودن که مذهبی هستن و حتی چادری بودن(البته تو پرانتز میگم که من هرگز قصد ندارم که نسبت به اون خانوم قضاوت بدی کنم و تنها چون شما مثال زدین اشاره کردم)
    بنابراین ربط دادن این قضیه ها به هم کار درستی نیست و یه جورایی مغلطه هست
    موفق باشین
    ویرایش توسط gisooo : پنجشنبه 03 مرداد 92 در ساعت 01:19

  8. 3 کاربر از پست مفید gisooo تشکرکرده اند .

    sanjab (پنجشنبه 03 مرداد 92), shabe niloofari (پنجشنبه 03 مرداد 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    من هر چه می خوانم عقیده ای که از خود خود شما باشد نمی بینم. همه اش تکرار می کنید برادرم این را گفت ، مادرم گفت ، فامیل هایمان گفتند. دایما دارید تکرار می کنید اطرافیان روی شما فشار می آورند. ببینید من درباره عقاید بحث نمی کنم. حرف من این است که چرا خودت بدون توجه به دیگران تکلیف زندگی ات را روشن نمی کنی؟ شما ازدواج کرده ای و باید مستقل فکر کنی و تصمیم بگیری. شما همسر این خانم هستی و خودتان باید بتوانی مستقل تصمیم بگیری. من نمی دانم آخر به کسی چه مربوط است که آستین لباس خانم شما چند سانتی متر است!!! یعنی در این حد اجازه می دهی دیگران در زندگی دخالت کنند. آن وقت شما انتظار دارید همسرتان به حرف هایتان گوش کند. البته که نه. او هم می گوید شما تحت تاثیر حرف های آدم های با عقاید w قرار داری و حرف آنها برایت مهم است. من هم می خواهم تحت تاثیر حرف آدم های با عقاید m قرار بگیرم و تایید آنها و کوچکترین نظر آنها برایم مهم است. به همین سادگی !
    شما تکلیفت را هم با عقاید خودتان کاملا مشخص نیست. اول می گویید برای زن و مرد حقوق مساوی قایلم بعد انتظار دارید خانم شما حتی در نحوه لباس پوشیدن و حرف زدن از شما اطاعت کند. به نظر خودت این چه تفاوتی دارد با اینکه یک مرد زنش را مجبور کند روبنده بزند و با هیچ مردی یک کلمه حرف نزند؟
    خوب بهتر نیست بگویید من عقیده ای به محرم و نامحرم و حجاب و فاصله بین زن و مرد ندارم. در ایران این تفکر با محدودیت بسیار همراه است و نمی توانی آن طور که می خواهی با این روش زندگی کنی. من می خواهم این نوع تفکر و زندگی آزاد باشد. بنابراین به زنم هم این آزادی را می دهم چون خودم هم به آن معتقدم. اما به تفکر حجاب و محرم و نامحرم اعتقادی ندارم و نمی توانم آن را تحمل کنم و اگر زنم بخواهد وارد این فاز شود قبول نمی کنم.
    بله منظور شما آزادی زن به طور مطلق نیست. بلکه می خواهید شیوه زندگی و تفکر شما که در ایران خیلی محدودیت دارد آزاد باشد و زنانی که می خواهند این طور زندگی کنند آزادی کامل داشته باشند.
    اما این به معنی تحمل عقیده مخالف خودتان و آزادی دادن به زن برای داشتن این عقیده مخالف با خودتان نیست.
    شما را سرزنش نمی کنم و انتقادی هم ندارم. فقط می گویم باید با خودتان صادق باشید و خود را آن طور که هستی بپذیری. آن وقت می توانی تکلیف زنت را روشن کنی.

    نوپوی عزیز ممنونم که نظر دادین
    من بارها گفتم که در زمان خواستگاری تمام افکار و خواسته های خودم رو برای ایشون مطرح کردم و ایشون هم گفت هیچ مشکلی نداره.اطرافیان من هم بجز همون یکبار که مادرم از حرکت زنم انتقاد کرد(اونم صرفاً پیش من) هرگز به زنم توهین نکردن.چون من اجازه ندادم. بیاین اصلا عکس این موضوع رو در نظر بگیریم خانومی با یه آقایی ازدواج میکنه که خانواده ش بسیار مذهبی هستن.قبل از ازدواج هم شرایط آقا رو بدونه.اونوقت بعد ازدواج با یه لباس باز تو اون فامیل ظاهر شه.واکنش خانواده چی میتونه باشه؟ آیا تابلو میشه یا نمیشه!؟
    بنده آزادی قائلم برای زنان به این معنا که هرزنی مختاره هر طور و با هر حجابی که طلاح میدونه بگرده. ولی دو نفری که میخوان ازدواج کنن تو این زمینه باید تفاهم داشته باشن یا نه!؟ من یک عمر با همین فرهنگ باز که با صداقت جزئیاتش رو براتون گفتم زندگی کردم. زنم اینا رو میدونست.خواسته هامو بیان کردم قبل ازدواج.ایشون اصلا حرفی از مذهبی بودن نزد و ظاهرشم اینطور نشون نمیداد. من نگفتم زنم از من اطاعت کنه گفتم تابلو نباشه.طوری نیاد تو جمع که انگار از یه سیاره ی دیگه اومده. خب من اگه زن مذهبی میخواستم میرفتم زن مذهبی میگرفتم. با این وضعیت منم معذب هستم.دلم میخواد تو جمع شرکت کنم تو شوخیا ولی زنم همه ش یا یه گوشه ساکت نشسته یا میره تو آشپزخونه! چقدر من تنها شرکت کنم تو مجالس؟
    من با فرد با حجاب هیچ مشکلی ندارم.تمام خانمهای با حجاب هم محترم ولی هیچ علاقه ای نداشتم و ندارم همسرم ذره ای محجبه باشه. مثل اینکه یک خانوم بگه دوست ندارم همسرم سیگار بکشه یا یه نفر بگه دوست ندارم همسرم مشروب بخوره. وقتی بنیان فکری من داره متفاوت میشه با زنم اون که دیگه زندگی نمیشه.من میخوام زندگی کنم نه همزیستی مسالمت آمیز.زنم اگه حجاب دوست داشت میرفت یه شوهر معتقد پیدا میکرد.من که از ابتدا افکارمو باهاش در میون گذاشتم.حتی قبول کرد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sina.hz نمایش پست ها
    دوست عزیز باید ونبایدهای زندگی توهین نیست...نظم بخشی به زندگیه انسانیه که خصلت خطا کاری(عمدی یا غیر عمدی) روشه..حقوق برابر و مساوی هم مفهومشون کلا متفاوته..زن و مرد به طبع شرایط روحی وجسمی متفاوتی که دارن هرگز نمی تونن از حقوق مساوی بر خوردار باشن اما از حقوق برابر بله..مثلا زن حق مهریه و نفقه داره و مرد حق طلاق و.این شد برابری در دوجنس مخالف...اما تساوی یعنی اینکه که زنم به مرد باید مهریه ونفقه بده تا مساوات رعایت شه...از این بحثای کلی که بگذریم هر دو اشتباه بزرگی دارید.. اول همسرتون که بهتون دروغ گفته و شما روش حساب باز کردید و دوم روشن فکری بیش از حد شما..علی الخصوص تو دنیای امروزی که انحرافات تدریجی ذهنی و عملی به اوج خودش رسیده و انسان به دنیا ثابت کرده که اگه ازاد باشه تا کجاها می تونه پیش بره(بد نیست برای فهم بهتر حرفام به سالن دادسرا ها یه سری بزنید).حد اعتدال تنها راه بین شما و همسرتونه..منظورم اسلام تعریف شده توسط روشن فکرانی چون دکتر شریعتیه..هر دوتون کتابهاشو بخونید...قطعا افکار شما و خانومتونوبهم نزدیک میکه(البته اگر منطق گرا باشید)
    سینای عزیز ممنون از نظر شما
    در این تاپیک بنده هیچ علاقه ای به پرداختن بنیان غیرمذهبی و روشن افکارم ندارم چون بحثی میشه طولانی و در نهایت هم به جای خوبی نمیرسه.بنابراین معذرت میخوام از اینکه پاسخی به شما نمیدم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    به کلماتی که در متن انتخاب گردم یک نگاهی بنداز تا ببینی چقدر از کلمات تاکیدی و احساس مدارانه و صفات اغراق آمیز برای توصیف رفتارهای خانمت استفاده میکنی.

    از نظر من خواننده، حتی اگر خانم شما بر خلاف میل شما حجاب میگذارد، شایسته نیست که شما همسرت را با کلماتی مثل: به شدت خنده دار و احمقانه و مسخره و افتضاح و زشت و...توصیف کنی.

    سوای خوبی یا بدی حجاب، (که اتفاقا حتی باید بگویم که ایشان الان دارد طبق عرف و هنجار غالب جامعه رفتار میکند و کار ناهنجار و افتضاحی از ایشان سر نزده) ایشان در این مقطع از زندگیش حالا تحت تاثیر معاشرت با دوستان مذهبی یا هر چه، تجدید نظری در اعتقاداتش بعمل آورده.

    مگر شما خودت در همین نوشته هایت ننوشتی که به اصل برابری زن و مرد اعتقاد دارم. و نوشتی: زنم را آزاد گذاشتم. و نیز نوشتی: خودش عاقله و بالغ؟
    پس چرا به یک انسانی که قبول داری که عاقله و بالغه و میدانی که ایشان با شما برابر است و به اندازه شما حق دارد که راهش را انتخاب کند و یا علائق و اعتقادات خودش را داشته باشد، اینقدر فشار وارد میکنی و به قول خودت باهاش به شدت دعوا میکنی، قهر میکنی، اعتقاداتش را مسخره میدانی و در نهایت طلاق را برایش متصور میشوی؟

    آقای نیمای گرامی، شما گفتی که ۹۰ درصد لباسهای ایشان را شما میخری آنهم به انتخاب خودت. برای رفتن به مجالس هم شما تعیین میکرده ای ایشان چه بپوشد. ایشان هم در ابتدا تبعیت میکرده از این برنامه شما. اما الان مقاومت نشان میدهد.

    واقعا بسیارند زنانی که در برابر چنین برخوردی (که شما داشته اید) مقاومت کنند یا در نهایت پا به فرار بگذارند.

    من هم یک زنم. اگر همسرم مرا و لباسم را و رفتارم را و اعتقاداتم را بخواهد با این پشتکار و اصرار تغییر دهد و درست کپی برابر اصل زنان دیگری کند، به خاطر اعتقاد و لباسم با من دعوا کند و ...عطای این زندگی را به لقایش می بخشم و میروم تا بتوانم در هوای آزاد و به اختیار و اراده خودم تنفس کنم و لباس بپوشم و رفتار کنم.

    شما میگویی خانمت تحت تاثیر دوستان مذهبی اش افتضاح شده. ولی خود شما تحت تاثیر پوشش و رفتار فامیلت، با ایشان عملا رفتار افتضاحی داری. شما خانواده ات را خانواده بازی توصیف کردی. آیا یک خانواده باز اونقدر پذیرش ندارد که دختری را که پوشش متفاوتی دارد، با سعه صدر بپذیرد و به دلیل یکسری تفاوتها مورد تمسخر قرار ندهند؟

    آیا پسر خاله شما که از خارج اومده و از نظر شما رفتارش متمدنانه هستش، در خارج از کشور ندیده که غالبا مردان به سمت زنان با حجاب و مسلمان دست دراز نمیکنند؟

    آیا تمدن به این معنا نیست که فکر نکنیم آنچه که خودمان دوست داریم و دلمان میخواهد را لزوما نباید حتی به نزدیکترین کسانمان تحمیل کنیم؟

    رفتار متعصبانه ای که شما داری و تحمیل لباس و رفتاری که شما برای خانومت داری، تناسبی با یک خانواده باز و آزاد منش و مردی که خواستار برابری زن و مرد است نیست!

    شاید این آزمایشی است برای شما تا خودت را به خودت بشناساند و متوجه بشوی که آنگونه که ادعا میکنی نیستی.

    فرق شما که زنت را میخواهی تحت فشار وادار کنی تا شبیه فامیل بی ججابت لباس بپوشد و رفتار کند، با آن مردانی که حجاب اجباری بر سر زنان میکنند چیست؟

    هر دوی این رفتارها، نادیده گرفتن حق انتخاب انسانهاست! یکی در این جهت و دیگری در جهت مخالف.

    آنها بنا به دید خودشان و اعتقادشان، بهترین رفتار را رفتار اسلامی و حجاب و رعایت محرم و نامحرم میدانند و این را با زور و تحمیل میخواهند به دیگران بقولانند، و شما هم بهترین رفتار را صرفا رفتار فامیل خودت و بی حجابی و دست دادنها و ارتباطات آزاد زن و مرد میدانی و همین را به زور میخواهی به خانومت تحمیل کنی.

    اگر واقعا یک انسان لیبرال دموکرات هستی، لازم است که باید ها و دلم میخواهد ها و دوست دارم هایت را به دیگری حتی خانومت تحمیل نکنی. بلکه برای حق انتخاب همسرت هم احترام قائل بشوی. و فامیلت را هم توجیه کنی که به اعتقادات ایشان احترام بگذارند.

    در ضمن در دعوا حلوا خیرات نمیکنند. وقتی که همسر شما می بیند تا این حد مورد سرزنش و قهر و دعوا از سوی شما واقع میشود، نتیجتا ایشان هم علیرغم اعتقادات اسلامیش که تهمت و توهین و غیبت را ناروا میداند و تقبیح میکند، ناچارا تحت تاثیر احساسات منفی حاصل از طرد شدن از سوی شما و فامیل، ممکن است علیرغم میل باطنی اش بر چسبی هم به دختران فامیل شمابزند. و بعدا خودش هم از این عملکردش نازاحت و پشیمان بشود.

    شما این حرفها و احساسات زودگذر میان دعوا را ملاک قرار نده و بر اساس آن برنامه ریزی نکن.

    زنت را با اعتقاداتش آزاد بگذار، آنوقت خواهی دید آنگونه که میخواهی برایت همسری خواهد کرد. اگر شما چشم به دهان دختر خاله و پسر عمه نداشته باشی و دهن بین نباشی و احساسات ات (که در کلام ات و توصیف های مبالغه آمیزت به خوبی مشهود است) را محور قرار ندهی، اگر مصلحت خودت و عشقت و زندگیت را در بعد وسیعتری جستجو کنی، آنوقت حتی این حجاب ایشان را هم به نفع امنیت و آرامش زندگیت خواهی دانست.

    عشق و زندگی و ازدواج را به این راحتی بدست نیاورده ای که به همین راحتی از دست بدهی. در بهترین و ایده آل ترین ازدواجها، انسانها باید بتوانند به خاطر رعایت حقوق طرف مقابلشان که لازمه حفظ زندگی مشترکشان است، روی برخی خواسته ها و علایق خودشان پا بگذارند و کوتاه بیایند.

    شما هم که گفتی خانومت از هر نظر دیگری ایده آل همسری شماست. و از طرفی شما انسان آزادمنشی هستید، پس این موضوع نباید برای شما مشکلی ایجاد کند.
    فشارها را که از روی ایشان برداری مطمئنا ایشان هم تعدیل خواهد شد. آدمی زاد به هر چی منعش کنند حریص است.

    بی دل عزیز ممنون از توجه شما
    خانواده ی من تابحال ذره ای بی احترامی یا کم محلی به همسرم نکردن که اون بخواد دلخور بشه. حتی بارها در مجالس خانومای مجلس ازش خواستن دست از ظرف شستن و کارای آشپزخونه بکشه و بیاد تو بحثا شرکت کنه.حتی سعی کردن با شوخی و خنده و خوشرویی تحویلش بگیرن ولی تمایلی نشون نمیداد.اوایل گذاشتم به حساب خجالتش ضمن اینکه اوایل انقدر شدید نبود. فامیل من هرگز برخورد بدی با زنم نداشتن.هرگز. من صحبت دو نفر از فامیلامو مخفیانه شنیدم.به روی خودم هم نیاوردم.هرگز کسی به خودش جرات نداده جلوی من یا بدون من به زنم توهین کنه.
    چرا 90% لباساشو من میخرم؟ چون بارها بمن گفت تو سلیقه ت خوبه خودت بخر.چون بخاطر کارم من سفرای خارجی خیلی میرم و اونجا براش بهترین لباسا رو میخرم.در نتیجه کمد پر از لباساییه که من خریدم!نه که از ابتدا بهش گفته باشم تو بد لباسی باید چیزی که من میگم بپوشی!همیشه خودش استقبال میکرد
    بی دل عزیز من که مثل 100 سال پیش زن نگرفتم. الان دیگه مثل قدیم نیست که یه دخترو بدون خواست خودش به عقد کسی در بیارن(موارد معدودو کار ندارم) دو طرف میان با هم حرف میزنن و تمایلاتشون رو میگن اگه پذیرفته شد نظراتشون برای هم خب ازدواج میکنن. منکه یه خانوم محجبه نگرفتم که الان بخوام روسری رو از سرش بکشم!
    تمام حرف من اینه که برای من محجبه بودن پذیرفته نیست.بنیان فکری من حجابو قبول نداره. اصلا من حجابو امنیت نمیدونم برای زن. اونم به این حد افراطیش.من هیچوقت چیزی غیر از این نبودم از این ببعدم نمیتونم باشم.جالبه که شما یکبار نیومدی به دوگانگی قبل و بعد ازدواج زن من بپردازی.میگین اون اونطوری بوده حالا عوض شده. ضمن اینکه طلاقو من برای جفتمون متصور میشم.طلاق که فقط یه سر نداره!2 سر داره یکیش منم یکی اون.چقدر مگه عمر میکنیم که بخوایم فقط سوهان اعصاب هم باشیم

  10. 3 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    sara 65 (پنجشنبه 03 مرداد 92), یکی مثل شما (پنجشنبه 03 مرداد 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 شهریور 92 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-06
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    575
    سطح
    11
    Points: 575, Level: 11
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    63

    تشکرشده 164 در 76 پست

    Rep Power
    26
    Array
    سلام نيما جان تبريك بخاطر ازدواجت

    من با نظر بعضى دوستان موافقم شايد ايشون بعد از يه مدتى باز طرز رفتارش عوض بشه و مثل قبل بشه چون من باز از اين موردا ديدم
    ولى اگه ديديد اينطور نشد و واقعاً نحوه لباس پوشيدنشو اينطور انتخاب كرده باهاش صحبت كن و تصميمتو بهش بگو

    چون به هرحال شما از اول به خانمتون گفته بوديد و ايشون هم قبول كرده بودند و واقعاً اينطور زندگى كردن با دو نحوه عقيده واقعاً براى دو طرف مشكل ساز خواهد بود شما كه نميتونيد به زور به خانمتون بگيد بى حجاب باش و امكان داره بعداً خانمتون از نحوه رفتارهاى شما

    هم با خانماى فاميل ايراد بگيره ولى با تمام اين صحبتها باز شما يه مدتفرصت به خانمتون بديدتا خودشونو پيدا كنند.
    ویرایش توسط هم صحبت : پنجشنبه 03 مرداد 92 در ساعت 02:10

  12. #37
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوب آقا نیما. حالا آن چیزی را که خودت می خواستی بیان کردی و مسایل را واضح کردی.
    اتفاقا من می خواستم یک پست بگذارم و بگویم شما را متعصب یا تقصیرکار صد در صد نمی دانم. می خواستم راجع به خانم شما هم پستی بنویسم که اتفاقا خودت اشاره کردی.
    ببینید من به همه خانم ها می گویم قبل از ابراز علاقه و ازدواج با یک مرد ، قبل از رویا پردازی راجع به ازدواج به یک نکته بسیار کلیدی فکر کنند و اقدام بعدی را بر اساس آن انجام دهند. آنهم این است که وقتی خانمی با مردی ازدواج می کند هم از نظر قانون مدنی ، هم به لحاظ طبیعت و فطرت جنس مذکر ، هم به لحاظ عرف جامعه و حتی بنا به مذهب موظف است از مردش تمکین و اطاعت داشته باشد. این یک اصل کلی است و بحث راجع به حدود و جزییات جداگانه است. شما هم یک مرد هستی و کسی که با شما ازدواج می کند از این قاعده مستثنا نیست.
    بنابراین خانم شما را مقصر می دانم که قبل از ازدواج به این موضوع کاملا فکر نکرد و به خاطر شرایط شما یا علاقه یا هر چیز دیگر از این اصل حیاتی چشم پوشی کرد. متاسفانه الان بسیاری از خانم ها این اشتباه را می کنند و تنها به شرایط مرد و علاقه اش فکر می کنند. اصلا به وظایف خودشان فکر نمی کنند. بنابراین شما حق دارید که گله مند باشید. من تا آنجا که دیدم خانم ها تا شرایط ذهنی و اعتقادی لازم را نداشته باشند محجبه نمی شوند. ضمن اینکه شرایطی هم که گفتم یک شبه به وجود نمی آید. بنابراین معتقدم خانم شما صرفا براساس نظر دوستانش تغییر نکرده است و اصلا اگر زمینه اش را نداشت با خانم های مذکور دوست نمی شد. آنهم دوست صمیمی. بنابراین باید با توجه به زمینه ای که داشت فکرهایش را می کرد و جواب شما را می داد. اما متاسفانه وقتی خانمی احساساتی می شود، حالا از هر نوعش اشتباه می کنند. بنابراین کاملا به شما در این مورد حق می دهم.
    اما معتقدم برای تصمیم نهایی جدا شدن باید کاملا مطمئن باشید که هیچ راهی وجود ندارد. بنابراین از شما خواهش می کنم بر احساسات منفی خودتان غلبه کنید. افکار ، عقاید و زندگی خودتان را بدون قضاوت بررسی کنید. مثل آخرین پست خودتان. شما به افکار ، عقاید و زندگی خود برچسب نزنید مثلا روشنفکر یا متمدن یا تعصبی. فقط مثل یک فیلم مستند به آنها با دقت نگاه کنید و آنچه را که واقعا هست بشناسید و نکات مهم را یادداشت کنید. فعلا هم با همسرتان بحثی راجع به عقاید و آینده و عروسی یا طلاق نکنید. خیلی عادی با ایشان ارتباط داشته باشید. من می خواهم شما اشتباه خانمت را نکنی و واقع بینانه تصمیم بگیری. فعلا همین کارها را انجام بده. من دوباره پست می گذارم و توضیحات دیگری می دهم.

  13. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  14. #38
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نکته اول که اکثر دوستان اشاره کردند و خودتون هم بهش واقفید این هست که عروسی را فعلا به تعویق بندازید.

    نکته دوم اینه که اگر همسر شما 23 سال در فضایی متفاوت بزرگ شده و حتی برای عقدش در یک مجلس مختلط طبق خواست شما لباس پوشیده و از معرفی شدن و دست دادن با مردان نامحرم فراری نبوده، این تغییرات شاید موقتی است.
    می تونید برید روانشناس و متوجه عمق این مساله و آمادگی همسرتون برای تغییرات بعدی را به کمک تستهایی که می گیرند متوجه بشید.
    یک روانشناس ماهر می تونه بگه این تغییرات چقدر عمیق و جدی است

    سوالی که من دارم این هست که شما به طور کلی گفتید خانواده بازی داره.
    آیا در جزییات خانواده اش همون هستند که مد نظر شماست؟ مثلا در لباس پوشیدن جلوی همدیگه و در مهمونیها
    در دست دادن و روبوسی و بغل کردن به منظور سلام و احوالپرسی آیا همون رفتاری را دارند که شما مد نظرتونه؟
    در نشستن توی جمعهای مختلط چطور؟
    خانواده اش شبیه اون چیزی هست که مد نظرتونه؟

    رفتار خودش در خانواده اش چطوره؟ با همون لباسهای بسته و گوشه آشپزخونه؟
    خانواده اش تعجب نکردند از این تغییراتش؟

    اگر این تغییراتی که گفتی ناگهانی و در اثر نشست و برخاست با دوستان خاص باشه
    و خلاف فرهنگ و عرف خانواده خودش باشه
    شاید باز هم تغییر کنه و برگرده به اصل خودش.

    - - - Updated - - -

    لباسهای پوشیده مناسبی هست که همسرتون می تونه استفاده کنه و لازم نیست به اون شدتی که شما می گید بسته بندی بشه و لباس زمستونی بپوشه!

    می تونید لباسهای نخی و تابستونی ولی پوشیده براش تهیه کنید و آروم آروم همسرتون را وارد فضای مهمانی ها و خانواده تون بکنید.
    نازنین جان به مورد خوبی اشاره کردند،
    تغییر حجاب ممکنه ناگهانی باشه، اما این رفتار که بره توی آشپزخانه و خودش را قایم کنه عادی نیست.
    ربطی به حجاب هم نداره.
    می تونه با حجاب هم توی مهمانی ها باشه، توی بازیها و بحث ها و شب نشینی ها شرکت کنه.

  15. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 03 مرداد 92), بهار.زندگی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  16. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نیما بهت حق میدم. متنفرم از فریب در ازدواج... وقتی خیلی روشن و واضح قبل از ازدواج از همسرت پرسیدی که در روابط و پوشش آدم باز و راحتی هست یا نه و جواب داده آره، هیییییچ توجیهی پذیرفته نیست. این مسئله اینقدر برا شما مهم بوده که قبل از ازدواج به وضوح ازش سوال کردی.شما برا شوخی و خنده که این سوالو نپرسیدی. به نظر من ایشون هرچه قدر هم خانوم معتقد و مومن و با خدایی باشن با فریب در ازدواج کل گناه دنیا و آخرت رو واسه خودشون خریدن. مگه اسلام فقط به بلوز آستین بلند و روسری و داستان محرم و نامحرمه! دروغ نگفتن جز اصول اسلام نیست؟ فریب ندادن جز اصول اسلام نیست؟ با سرنوشت و زندگیه یه آدم دیکه بازی نکردن جز اصول اسلام مسلمونی نیست؟؟؟ ولی حالا از خودتم میخوام بپرسم اینقد این مسئله برات سنگینه که تا مرز جدایی بهش فکر میکنی؟

  17. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina.hz نمایش پست ها
    دوست عزیز باید ونبایدهای زندگی توهین نیست...نظم بخشی به زندگیه انسانیه که خصلت خطا کاری(عمدی یا غیر عمدی) روشه..حقوق برابر و مساوی هم مفهومشون کلا متفاوته..زن و مرد به طبع شرایط روحی وجسمی متفاوتی که دارن هرگز نمی تونن از حقوق مساوی بر خوردار باشن اما از حقوق برابر بله..مثلا زن حق مهریه و نفقه داره و مرد حق طلاق و.این شد برابری در دوجنس مخالف...اما تساوی یعنی اینکه که زنم به مرد باید مهریه ونفقه بده تا مساوات رعایت شه...از این بحثای کلی که بگذریم هر دو اشتباه بزرگی دارید.. اول همسرتون که بهتون دروغ گفته و شما روش حساب باز کردید و دوم روشن فکری بیش از حد شما..علی الخصوص تو دنیای امروزی که انحرافات تدریجی ذهنی و عملی به اوج خودش رسیده و انسان به دنیا ثابت کرده که اگه ازاد باشه تا کجاها می تونه پیش بره(بد نیست برای فهم بهتر حرفام به سالن دادسرا ها یه سری بزنید). حد اعتدال تنها راه بین شما و همسرتونه..منظورم اسلام تعریف شده توسط روشن فکرانی چون دکتر شریعتیه..هر دوتون کتابهاشو بخونید...قطعا افکار شما و خانومتونوبهم نزدیک میکه(البته اگر منطق گرا باشید )
    به نظر من پیشنهاد آقا سینا در مورد مطالعه کتابهای دکتر شریعتی عالیست!
    چون به نظر من ما موظفیم در مورد اعتقاداتمان مطالعه داشته باشیم و بعد از بررسی هم نظرات مثبت و هم منفی به یک جمع بندی صحیح در مورد اعتقاداتمون برسیم.تنها در این صورت هست که می تونیم در مورد عقاید دیگران اظهار نظر بکنیم وگرنه بدون مطالعه معلومه که آدم نظر راحت تر را قبول می کنه.
    بر فرض در مورد همین مساله حجاب.وقتی ما تنها منبع مطالعاتیمان نظرات ماهواره و... باشد. کاملا طبیعی است که انسان به دلیل گرایش به راحتی حجاب را یک امر غیر ضروری می پندارد.اما اگر نقدها و تحلیلها را در مورد همین مساله بخوانیم ممکن است کاملا نظر اولیه تغییر کند.(یعنی مطالعه تک بعدی صحیح نیست و گاهی انسان را به خطا می برد)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. علاقه شدیدی به پوشک دارم
    توسط امیرحسین766 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 14 فروردین 95, 08:33
  2. من از ایده آل هایم چشم پوشیدم
    توسط mansor در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 اسفند 92, 23:36
  3. مشکلات علاقه به پوشک شدن
    توسط فاطمه رنجدوست در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 مرداد 92, 11:53
  4. علاقه به پوشک (عشق دوران کودکی)
    توسط sasan در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 خرداد 87, 13:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.